A+ R A-

تبلیغات

رجیران

مسعود مژدهی

مسعود مژدهی

 

 مسعود  مژدهی ( Masoud Mojdehi )

 

 مسعود مژدهی را شاید بتوان از جنس فوتبالیستهای خاص دانست اینان بدلیل خصوصیات اخلاقی منحصر بفرد , غالبا با بقیه اعضای یک تیم فرق دارند و این از جوهر مایه وجودیشان شکل 'vtji و تغییر یافتنی هم نیست از بارزترین ویژگیهای این نوع بازیکنان میتوان به هوش بالا - طبع حساس و همینطور جاه طلب بودن اشاره کرد که هر سه در وجود مسعود خان مژدهی بوفور یافت میشد بهمین سبب او با کمترین بی عدالتی که از سوی داور - بازیکن و یا سکو نشینان میدید از کوره در میرفت در حالیکه دیگر بازیکنان هم تیمی حتی بزرگترهای تیم , چندان توجهی به آن مسئله نداشتند و این از همان طبع حساس او نسبت به سایرین نشات میگرفت بطوریکه گاها تمام مسئولان ورزشی از پیشکسوت گرفته تا مسئولان فدراسیون  هرگاه اورا میدند بدلیل استعداد ذاتیش حداقل 10 دقیقه ای برایش پند و اندرز میخواندند اما مژدهی گوشش به این حرفا بدهکار نبود و از فردا باز هم همان بود که بود مسعود مژدهی از رو راست ترین فوتبالیستهایی است که فوتبال ایران بخود دیده و این اکثر هم دوره ای های این فوتبالیست شهادت میدهند ....

 

  بیوگرافی

 

  مسعود مژدهی متولد 13 اردیبهشت 1330 - تهران ( منطقه تخت طاووس ) است  خانواده مژدهی از پنج نفر که هر سه فرزند پسر بودند تشکیل یافته  در میان این سه فرزند عباس از همه بزرگتر سپس محسن ودر نهایت مسعود ته تقاری خانواده ....  پدر خیلی زود در حالی که مسعود تنها دو سال داشت به رحمت خدا میرود تا همه مشکلات این خانواده بر دوش مادر که زنی فداکار و خود ساخته بود , افتد

 برادر بزرگتر عباس 7 سال بزرگتر از مسعود بود و علاقه او به فوتبال پایه گذار ورود دو برادر دیگر به دنیای توپ گرد شد برادر دوم محسن نیز به فوتبال روی آورد ....  او حتی به تمرینات باشگاه پاس نیز دعوت شد  ولی یک مصدومیت از ناحیه کمر  در سومین جلسه تمرین او را از ادامه مسیر فوتبالی دور کرد جای او مسعود - برادر کوچک - همه چی رو در خانواده مژدهی جبران میکند او ابتدا مسئول حمل ساک ورزشی برادر بزرگتر بر سر تمرینات بود ...

 

 بخشی از مصاحبه مسعود مژدهی با نشریه دنیای ورزش ( 1352 )

  مژدهی در برابر این سوال که از چه سنی به فوتبال علاقمند شده جوابی ندارد و میگوید :

   نمیدانم چند سالم بود اما زمانیکه 5 سالم بود با عباس ( برادر بزرگتر ) به امجدیه میرفتم و شاهد هنر نمایی های ستارگان فوتبال بودم برادران مژدهی ابتدا در تیمی محلی در تخت طاووس بنام ( سه ستاره ) فوتبال را آغاز میکنند و جالب آنکه مسعود بجرم کوچکترین بودن در گل می ایستد او خود در اینباره میگوید :

 این رسمه که تو زمین هر که از همه کوچکتره و حرفش بجایی نمیرسه باید تو گل به ایسته و برای منهم همینطور بود در حقیقت به من و امثال من میگفتند نخودی و من هم مدتها مجبور بودم که درون گل بایستم

 اما یک حادثه به کمک مسعود می آید تا او برای همیشه از شر پیراهن شماره یک خلاص گردد در هشتمین دوره مسابقات محلی آنها در مرحله حذفی با دو گل از حریف عقب می افتند

  خلاصه از دروازه بیرون می آید و یکی از دوستان جایش را پر میکند و خود با خشم میرود تا گلهای خورده را جبران کند که از قضا با ثبت 3 گل  راهی فینال میشوند از آن پس او دیگر یار ثابت خط حمله تیم سه ستاره ها میشود   ....                                                                                                                

                                                                                                                           29 اردیبهشت 1352 - دنیای ورزش شماره 139

 

  بزرگترین حامی

  بزرگترین پشتیبان و حامی او به گفته خودش , مادر بود . مسعود به سبب فرزند کوچیکه بودن شاید بیش از دیگر برادر ها مورد لطف و مهربانی مادر قرارداشت مادر او که برای هر سه فرزندش هم پدری کرده و هم مادری نامش فاطمه و آنروزها کارمند اداره منابع طبیعی بود بزرگ نمودن , سه پسر فوتبالیست او را نیز آرام آرام به فوتبال علاقمند کرد تا جایی که از مشتریهای پرو پا قرص امجدیه و پخشهای تلویزیونی شد او زمانی که از فوتبال صحبت میکرد همانند یک مفسر از چنان اطلاعات دقیق فوتبالی ( ایرانی و خارجی ) برخوردار بود که همه را شگفت زده مینمود

مسعود مژدهی در کنار خانواده اش .....

 

      برادران بزرگتر افسانه فوتبال را برای مادر ساز کرده بودند و چنین شد که وقتی نوبت به مسعود رسید مادر با زانوهای خونین - لباسهای خاکی و پاره عادت کرده بود مسعود میگوید : هرگاه در بازیها بزمین میخورم مادرم غمگین و افسرده میشود و با هم قرار گذاشته ایم هر وقت زمین خوردم اگر زود بلند شدم بداند که چیزی نشده و بهمین دلیل گاهی نیز در حالیکه سخت از درد رنج میبرم ناچارم خیلی زود از زمین بلند شوم تا مادرم غمگین نشود و بداند حالم خوب است .....                      

                                                                                                                           گزیده ای از مصاحبه مسعود مژدهی تحت عنوان قصه یک زندگی - دنیای ورزش   

 

 

                                                                            دستهایم را در زمین فوتبال می کارم سبز خواهم شد

   دوران کودکی در زمین فوتبالهای دهه 30 و 40 شمسی سپری شد همان زمینهایی که هیچ شباهتی به مدارس فوتبال امروز نداشت چند عدد سنگ بعنوان دروازه و پر از سنگلاخ کسانی که در زمین خاکی فوتبال کرده باشند میدانند بازی در چنین زمینهایی مسبب آنست که کف دستها بدلیل برخورد بزمین همیشه زخم است و غالبا دانه های شن در زیر پوست دست میماند و باعث عفونت میگردد اما همان زمینهای بی درو پیکر هر سال ستارگانی به فوتبال ایران معرفی میکردند درست بر خلاف مدارس فوتبال شیک امروز که محفل کودکان مرفع کردیده گویی به تفریح آمده اند ... مسعود وقتی از زمین فوتبال دوران کودکی یاد میکند غمی جانکاه او را میگیرد زیرا که برای کودکان آن دوره آن زمینها حکم گوشه ای از بهشت را داشت و حال قرار بود که از آنها این تنها دلخوشی را هم بگیرند هر چند آنها به سادگی تسلیم جبر زمانه نشدند

    او خود میگوید :

      روزی آمدند تا روی زمین ما بیمارستان بسازند آره همان زمینی که عشق ما بود آخه ما با دستهامون اون زمین را صاف کرده بودیم زمین سختی بود ولی ما دوستش داشتیم اون دوست جدا نشدنی ما بود حتی باور کنید صدای قلبشو وقتی در آن میدویدیم را میشنویدیم اصلا من خاک و زمین را دوست دارم ودر تمام سلولهای بدنم بوی خوش آنرا همراه با رطوبتی دلپذیر احساس میکنم .... ولی با اینهمه این یکی با همه زمینها فرق داشت من احساس میکردم از اون جدا شده ام -اونا دوست نداشتند ما روی این زمین شاد باشیم و بازی کنیم به همین دلیل چند بار آمدند و در ان پی ( فونداسیون ) کندند ولی ما هم مرتب آن ها را پر میکردیم گویی که پیکر مجروحش را درمان کنیم نوازشش میکردیم تا صدای قلبشو بشنویم ..... ( آیا فوتبالیستهای امروز توانایی شنیدن صدای قلب زمینی را که در آن میدوند و پول پارو میکنند را دارند ؟ ) ولی بلاخره انان بردند ودر ان زمینی که مال ما بود ساختمانهای بلند ساختند طوریکه پیکر زمین زیر انهمه بار سنگین له شد و دیگر صدای قلبش بکوش نمیرسید آنفدر بلند که اگر بخواهی به طبقه آخر نگاهی بندازی کلات می افتد زمین !

 

مسعود مژدهی

  * نخستین تصویر چاپ شده از مسعود مژدهی در مطبوعات ایران ...... مسعود  نفر اول سمت راست بعنوان دروازه بان تیم , سپس پشت سر وی برادرش محسن حضور دارد ....شور و هیجان بی پایان زمینهای خاکی ....

 

مسعود مژدهی بهترین خاطره نوجوانیش را , پیروزی بر تیمی از چهارصد دستگاه و با حضور قراب - اسماعیلی - لواسانی و .... میداند او میکوید : روزی آمدند و گفتند تیمی از محله چهار صد دستگاه می آید که خیلی خوب فوتبال بازی میکنند از انها البته دعوت کرده بودیم بازی را ما 4 بر یک بردیم و تا صبح جشن گرفتیم نمیدانید چه حشن با شکوهی بود اصلا فوتبال محلات یه چیز دیگه بود شور و حرارت آن با هیچ دوره ای از مسابقات فوتبال برابری نمیکرد

 

 یک شاهینی متعصب !

   مسعود مژدهی خودرا یک شاهینی میداند و عاشق ستاره آن حمید شیرزادگان - او در اینباره میگوید :

عاشق استیل و نوع بازی حمید شیرزادگان بودم حتی نمیشد که یک بازی شاهین رو ابخاطر دیدنش از دست بدم عشق به فوتبال را از او دارم یادش بخیر در یک بازی دو بار مصطفی عرب را چنان دریبل کرد که من و تماشاگران دم گرفتیم که : شیری عرب و برقصون شیری عرب و .... (شیری لقب حمید شیرزادگان در امجدیه بود ) من مکتب شاهین رو خیلی دوست داشتم و همونجوریکه اشاره کردم بازیکن محبوبم هم حمید خان شیرزادگان بود شاهین رو تشویق میکردم بخاطر اسطوره هایش محمدی - شیرزادگان - جاسمیان - بهزادی و.... خیلی های دیگه . یک بازی با اصفهان داشتم که اصفهانیها شعار میدادند اصفهان نصف جهان . من چهارتا پله پایین تر از محمد بوقی و روبروش نشسته بودم که یک دفعه با هم دم گرفتیم که اصفهان نصف جهان اگر شاهین نباشه آقایی که شما باشید یکهو ممد بوقی و روبروی جایگاه همه از جا بلند شدند و نصف استادیوم شروع کردن این شعار را دادن آنشب اینقدر خوشحال بودم که مادرم فهمید رفتم امجدیه و حسابی تنبیهم کرد گفت چه جوری رفتی گفتم با دوچرخه سپس گفت چه جوری رفتی تو با دوچرخه ؟                                                                   

                                                                                                           ( گزیده ای از مصاحبه مسعود مژدهی با سایت جهان ورزش )

 

  آغاز فوتبال باشگاهی

 سال 48 مسعود در حین انجام یک دیدار فینال از مسابقات محلی مورد توجه استاد اسداللهی کارشناس و مفسر بزرگ فوتبال ایران که در آنروزها سرمربی تیم پاس بود قرار میگیرد پس از پایان دیدار استاد از او میخواهد که به تمرینات پاس بیاید مسعود از خوشحالی پر در می آورد به هر روی به تمرینات پاس میرود تا اولین پیراهن باشگاهیش را ببوشد با حمایتهای بزرگان تیم کم کم جا می افتد بگونه ای که در 8 دیدار رسمی برای پاس به میدان میرود درخشش باعث دعوتش به تیم ملی جوانان ایران میشود و عجبا که او از معدود کسانی بود که واقعا از نظر سنی در رده جوانان بود که به اردو فراخوانده شده بود اما علیرغم آمادگی و حضور دراردوها در گزینش نهایی خط میخورد تا اولین درس بزرگش را در فوتبال حرفه ای بیاموزد زیرا که سر مربی وقت تیم ملی جوانان زدرادکو رایکوف انروزها هر که استعداد و نبوغ داشت برای عضویت در تیم رئیس تربیت بدنی وقت ( تاج) دستچین میکرد . پاداش قبولی عضویت در تاج حضور در تیم ملی جوانان و اعزام به مسابقات مانیل 1969 بود اینچنین بود که مسعود مژدهی علیرغم شایستگی از حضور در مسابقات محروم گردید تا استاد رایکوف با تیمی که اکثرا در میانسالی قرار داشتند و غالبا اعضای تیم ملی بودند پای به مسابقات جوانان گذارد و جالب آنکه در 1/4 برابر جوانان با انگیزه کره جنوبی حذف گردد و دست از پا دراز تر با تیمی پر ستاره به کشور برگردد گویی آه مسعود و مسعود ها دامن او ( رایکوف ) و تیم ملی جوانان را گرفت

   مسعود سال بعد دچار آسیب دیدگی میشود تا مدتها را در خانه سپری کند از طرفی رایکوف که استعدادش را در تمرینات سال قبل در اردو جوانان دیده بود دست بردار نبود از طرفی بی خبری مسئولان پاس از او باعث آزردگی او شده بود ( روحیه ای بسیار حساس ) مادامیکه باردیگر پیشنهاد رایکوف را شنید دیگر تامل را جایز ندانست و پیشنهاد تاج را پذیرفت از طرفی او بابت حضور در تاج پول هم میگرفت چیزی که قبل از آن برای او سابقه نداشت .

 

مسعود مژدهی و قهرمانی آسیا

همان سال اول تاج نماینده فوتبال ایران در آسیاست وهمچنین مسئولیت میزبانی مسابقات دور نهایی را در تهران بر عهده میگیرد قدم او برای آبی های پایتخت خوش یمن بود چرا که منجر به کسب قهرمانی در آسیا گردید البته او در فروردین 49 هنوز عضو رسمی تاج نبوده و بصورت یار کمکی به پیشنهاد رایکوف برای حضور در مسابقات جام باشگاههای اسیا از پاس به تاج می پیوندد ( بنقل از مجله دنیای ورزش شماره 92 - 27 خرداد 1351 ) ولی او در جشن قهرمانی حاظر بود و پس از ان بود که رسما به تاج پیوست

 

 

  مژدهی و تیم ملی جوانان

پس از رایکوف تیم ملی جوانان بدست مربی شایسته فوتبال ایران پرویز ابوطالب افتاد و او نیز در اولین قدم بدنبال انتخاب برترینها برای حضور در قهرمانی آسیا بود که در این میان مسعود مژدهی یکی از گزینه های اصلی بود  او در دو دوره تیم جوانان را همراهی کرد ابتدا در سیزدهمین دوره (1970) که تیم ایران بازیهای در خور توجهی انجام داد اما در نهایت در مرحله 1/4 نهایی برابر کره جنوبی در ضیافت پنالتی ها مغلوب گردید در واقع مسعود و یارانش بدون شکست از جدول کنار رفتند اما دوره چهاردهم در بانکوک تیم ایران بازهم با رهبری استاد ابوطالب با شایستگی تا نیمه نهایی پیش رفتند

مسعود مژدهی عضو تیم ملی جوانان ایران در چهاردهمین تورنمنت قهرمانی جوانان آسیا

  در این مرحله آنها باید به مصاف تیم مدعی اسرائیل قهرمان چهار دوره مسابقات میرفتند اما کل ناگهانی دقیقه 3 اسرائیل و دفاع 77 دقیقه ای آنها مانع صعود ایران به فینال شد در این دیدار مسعود مژدهی در نیمه دوم یک گل سالم بثمر رساند اما داور آن را مردود شناخت گلی که اگر پذیرفته میشد تبدیل به یکی از خاطرات شیرین فوتبال ما میگشت سپس مسعود و یارانش تیم تایلند را در پیش چشم هوادارانش در دیدار رده بندی سه بر صفر شکست دادند تا صاحب رتبه سوم و مدال برنز جوانان آسیا شوند در تصویر از راست بچپ مسعود مژدهی - عباس نوین روزگار - علی خورشیدی - استاد پرویز ابوطالب ( سرمربی ) - جواد الله وردی - ناصر سلیمی و منضور رشیدی بترتیب در کنار تصویر سمت چپ ( مسعود مژدهی ) قبل از اعزام به مسابقات بانکوک دیده میشوند

 

                                                                                 مسعود مژدهی  کلزنی با گلهای خاص

 

   وقتی صحبت از گلزنیهای مسعود مژدهی میشود بناگاه همگان یاد گل او در جریان دیدار منتخب تهران و استوک سیتی ( باشگاه معتبر فوتبال انگلیس در دهه 70 میلادی ) می افتند در آن دیدار دروازه بان نامدار استوک ( گوردون بنکس ) درون دروازه بود اما گلزنی برابر تیمهایی که به ایران و فوتبال ما به چشم سفر تفریحی مینگریستند چندان نمی تواند نشانه ای بر شایستگیهای مژدهی باشد مضاف بر آنکه دروازه بان نامدار انگلیسی چند ماه قبل از یک تصادف وحشتناک جان سالم بدر برده بود اما دید یکی از چشمانش تا حد زیادی از دست داده بود وکسانیکه تجربه فوتبالی دارند میدانند عدم دید صحیح برای یک دروازه بان چقدر وحشتناک خواهد بود و در محاسبات او در تطابق دو چشم چقدر اختلال ایجاد خواهد نمود اما علیرغم مخالفتهای باشگاه استوک به اصرار طرف ایرانی گوردون بنکس بهمراه تیم عازم ایران شد سپس نوبت نشریات روز آن دوران بود که با شایعه اهدا جایزه مالی توسط گوردون بنکس به کسیکه دروازه او را بتواندباز کند بنوعی بازار گرمی برای خود براه انداختند و ......

 

      اما مسعود مژدهی بقدری گل زده خصوصا گلهای زیبا و حساس بثمر رسانیده که انتخاب چند نمونه از آنها از میان گلهای او کاری بس دشوار میباشد فاکتور اول مژدهی در گلزنی چابکی و جسارت او بود بگونه ای که گاهی همگان را غافلگیر مینمود روز 14 شهریور 1351 فینال جام دوستی تاج به مصاف پاسی میرفت که در نیمه نهایی پرسپولیس را شکست داده بود بازی در وقت قانونی با نتیجه مساوی یک بر یک به پایان رسید تا دو تیم در وقتهای اضافی بازی را دنبال کنند فشار پاس سبب عقب رفتن تاج شده بود و هر لحظه امکان سقوط دروازه تاج میرفت که برخورد کاپیتان جباری با مهاجم پاس میرزا حسن موجب مصدومیت جباری گردید مداوا روی کاپیتان بی ثمر میماند تا او جای خود را به بازیکن دیگر بدهد دیگر همگان کار را تمام شده میدانستند و حتی خوشبین ترین هواداران این تیم نیز امیدی به پیروزی تاج نداشتند که در دقیقه 98 دیدار مسعود مژدهی روی یک توپ بلند راهی دروازه پاس میگردد با چالاکی از چنگ کاپیتان حسن حبیبی میگریزد سپس حاج محمد آزادان روبروی اوست اورا هم میفریبد تا با شلیکی سنگین توپ را به گوشه راست دروازه پاس بچسباند این گل تماما فردی سبب افزایش روحیه و انگیزه در یاران تاج میشود

 

   اما کار به همین جا ختم نمیشود در نیمه دوم وقت اضافی و درست دقیقه 109 امجدیه شاهد یکی از زیباترین گلهای خود بود حسن روشن توپی را که از مسعود معینی دریافت کرده بود تا نزدیکیهای خط کرنر برده سپس توپ را روی دروازه ارسال میکند پرواز بلند و تماشایی مژدهی حسن حبیبی را که به مقابله او آمده بود و رضا قفلساز دروازه بان پاس را غافلگیر میکند تا گل سوم تاج بثمر برسد این کل بقدری تماشایی بود که نشریه دنیای ورزش این کل را زیباترین کل جام معرفی میکند ....... این گل را براستی زیباترین گل جام دوستی میتوان شناخت از آن گلهایی که بندرت زده میشود و کلانی چیزی نظیر آن را در جام ملتهای آسیا پنج سال پیش به تیم برمه زده بود از آن گلهایی که حکایت از رشادت و بیباکی عجیب زننده آن مینماید

                                                                                                                           15 شهریور 1351 - دنیای ورزش شماره 108

البته پاس در دقایق پایانی یک گل دیگر به ثمر میرساند تا در پایان فینال داغ و ماراتن گونه یاران تاج با نتیجه 3 بر 2 فاتح جام دوستی لقب گیرند

 

  علاوه بر چابکی که مهمترین ویژگی مسعود مژدهی بود یک فاکتور دیگر نیز او را در گلزنی نسبت به سایر رقبا متمایز میکرد و آن تیز چنگی و استفاده از کوچکترین لغزش مدافعان که معمولا بصورت ناگهانی و خیلی نادر پیش می اید بود لازمه آن دنبال کردن هدفدار توپ تا آخرین لحظه ویا بقول فوتبالیها سود بردن از توپهای مرده و گل ساختن از آن است گلهای تاج در دربی شانزدهم وهجدهم برابر پرسپولیس نمونه چنین گلهایی است

 داربی هجدهم : یک لحظه غفلت از کاپیتان ابراهیم آشتیانی برابر فورواردی همچون مژدهی تاوانی به سنگینی یک گل را در بر داشت چرا که پاس حسن ابراهیمی چندان پاس قابل توجهی نبود اما تعلل آشتیانی سبب ساز مصاف تک به تک او با بهرام مودت شد

 

   گلر پرسپولیس ابتدا توپ را دفع میکند اما سماجت مژدهی در تعقیب توپ منجر به ثبت گل اول این دیدار میشود گلی که تنها روی ویژگیهای فردی مژدهی بثمر رسید و یا تک گل با ارزش او برابر بانک ملی در هفته پنجم لیگ چهارم تخت جمشید که منجر به یک پیروزی شیرین دیگر برای تاج شد .......

    کیهان ورزشی :

     ......... هادی نراقی پابتوپ وارد محوطه جریمه میشود در حالتی تک به تک اقدام به شوت میکند اما توپ درست به پایش نمیچسبد وضربه ای نسبتا ارام به آن زد اما مژدهی با سرعت عمل عالی خودرا به توپ رسانیده و قبل از نبوی ( دروازه بان بانک ملی ) کار را تمام میکند ....  

                                                                                                                   28 فروردین 1355 - کیهان ورزشی شماره 1141

 

 

  گلهای مژدهی در دیدار فینال گونه برابر ملوان در جام دوم تخت جمشید نیز جای خود را در میان گلهای خاطره ساز او دارد گل اول که یک گل زیر طاقی بود و توپ پس از برخورد با تیرک عمودی دو سه بار بین تیرک و خط دروازه بالا و پائین شد بگونه ای که جعفر نامدار ابتدا مردد در اعلام گل بود اما پرچم خط نگهدار او را در پذیرفتن این گل یاری کرد

 

 اما گل دوم باز از همان گلهای مژدهی گونه بود که نشان از آمادگی صد در صد بدنی وی داشت گلی دو هفته قبل از پایان لیگ دوم  جام تخت جمشید را آبی کرد این گل نه تنها مهمترین گل باشگاهی او بشمار می آید بلکه به عقیده کارشناسان جزء 10 گل حساس تاریخ باشگاهی فوتبال ایران نیز محسوب میشود توپ ارسالی کارو از جناح چپ دوباره با جهش بلند و شیرجه وار مسعود مژدهی توام گشت تا توپ به گوشه راست دروازه ملوان بچسبد این گل اورا خیلی ها سالهاست در حافظه خود همانند یک فیلم ضبط شده حفظ کرده اند یادش گرامی ....

 

 

   اما خود مسعود خان نظری دیگر دارد او در یک مصاحبه با نشریه دنیای ورزش در مورد بهترین گلهایش چنین میگوید :

   فراموش نشدنی ترین گل من آن بود که درون دروازه استوک سیتی و گوردون بنکس نشاندم آن روز در تیم تهران بازی میکردم و روی یک توپ که همه منتظر بودند نصیب بنکس شود با یک حرکت قیچی برگردون آنرا بدروازه کوبیدم یک گل نیز در مسابقات سال گذشته ( 1351 ) از روی دایره پشت هیجده قدم به راه آهن زدم یکی هم در مسابقات آموزشگاهها زدم آن وقت که هنوز دارایی باز بود و عزیز اصلی نیز داور مسابقه ما بود آن گل را طوری زدم که توپ از خانه های تور خارج شد و مجبور شدند تور را بازرسی کنند بعد از بازی عزیز اصلی بمن گفت :

                                               حاضری بیایی در دارایی بازی کنی ؟

                                                                                                                                    15 دی 1352 - دنیای ورزش شماره 172

 

   مسعود خان حتی در شادیهای پس از گل خویش نیز در زمان خود یک استثنا بود حرکات تماما احساسی او  پس از گلزنی بویژه پس از گلزنی برابر حریف سنتی را عده ای بپای مسائل دیگر نوشتند اما اینهم گوشه ای از روحیه سراسر شور و نشاط و سادگی او داشت در این مورد چون در منابع دیگر بتفضیل صحبت شده است به همین اشاره مختصر اکتفا میکنیم

 

قهرمان آموزشگاههای تهران 1351

 حضور در اردوهای ملی و باشگاهی جایی برای درس خواندن برایش باقی نمیگذاشت اما او قصد رها کردن درس و مدرسه را نیز نداشت بطوریکه در 21 سالگی هنوز در حال گذراندن دوره دبیرستان بود مسعود تحصیلات پایانی را در دبیرستان کاوه میگذراند و اردیبهشت سال 51 با گلزنیهای خود این تیم را قهرمان مسابقات آموزشگاههای تهران کرد آنان در دیدار فینال گل قهرمانی را برابر تیم دبیرستان مهر و کیش بثمر رساند او در این سال در حال گذراندن سال ششم ( سال آخر ) بود

 

 

  گلزنی به گوردن بنکس ( محبوبترین دروازه بان جهان )

  اردیبهشت 1352 تیم باشگاه استوک سیتی انگلستان به دعوت فدراسیون فوتبال ایران  و اسپانسر شدن بانک عمران منطقه ای راهی تهران میشود تا یک دیدار دوستانه با تیمی منتخب از باشگاههای تهران برگزار کند روز سه شنبه 11 اردیبهشت این دیدار در استادیوم امجدیه ای برگزار میشود که از ساعتها پیش تمام بلیط های آن پیش فروش شده و ....

  دو تیم روبروی هم قرار میگیرند استوک سیتی گوردون بنکس ( gordon banks ) دروازه بان افسانه ای تیم ملی انگلستان که آنروزها محبوبترین دروازه بان جهان بود و همچنین سر جف هورست ( Sir Geoff Hurst ) گلزن بزرگ فینال ویمبلی را    در ترکیب خود داشت ....

 تیم منتخب تهران با روش  433 بازی میکند مسعود مژدهی جوان در کنار حسین کلانی و غلام وفاخواه مردان هجومی تیم منتخب هستند دقیقه 25 دیدار روی نفوذ آشتیانی از سمت راست و ارسال او کلانی با پرشی بلند روی توپ اثر میگذارد توپ به وفاخواه میرسد او نیز برای مژدهی که پشت بدروازه دارد فرستاده اما مسعود مژدهی با حرکتی زیبا توپ را بصورت قوسی با یک برگردان در گوشه سمت راست دروازه استوک میکارد امجدیه منفجر میشود .

 

 

  البته در این روز مسعود مژدهی در اوج بود او یکبار نیز 10 دقیقه قبل فاصله ای با گلزنی نداشت ارسال لواسانی از چپ با ضربه سر زیبای چکشی مژدهی توام شده که از بخت بد توپ پس از بر خورد به زمین از روی تیر افقی راهی خارج میگردد  در ادامه اما این دیدار با گلزنی جف هورست گلزن بزرگ استوک سیتی  که در روزهای پایانی فوتبال خود بود با تساوی یک بر یک به پایان رسیده اما حاشیه های این بازی تا مدتها ادامه داشت

بازی نسبتا پر انتقاد گوردون بنکس باعث اقرار یکی از مسئولین این تیم شده که او عنوان میکند پس از تصادف وحشتناک سال پیش  بنکس دید چشم راست خود را از دست داده ذکر این مطلب هیاهوی بسیاری را راه میاندازد که چرا باید در چنین شرایطی او به ایران بیآید بعد ها معلوم میشود که مسئولین تیم استوک قبل از توافق این مطلب را به اطلاع طرف ایرانی رسانده اند اما آنها شرط کرده بودند تنها در صورت حضور بنکس حاضر به میزبانی این تیم هستند اما مسئولین ایرانی در پاسخ این مطلب را تکذیب کردند و سپس عنوان کردند که طرف انگلیسی گفته بنکس حال زیاد مساعدی ندارد و هرگز از این که او دید یک چشم خود را از دست داده سخنی بمیان نیاورده اند و ......

 حاشیه دیگر به شایع شدن جایزه 20000 تومانی از سوی بنکس به کسی که بتواند به او گل بزند بود این موضوع حتی در مطبوعات نیز بسیار مورد توجه قرار گرفت اما پس از دیدار معلوم شد که این مطلب از اساس کذب بوده چند نمونه از مطالب چاپ شده در نشریات ان زمان بقرار زیر است 

 

 

                                                                              مسعود مژدهی و جام تخت جمشید

  مسعود مژدهی با حضور در پنج دوره جام تخت جمشید یکی از با ثبات ترینهاست البته او در جام چهارم و پنجم بطور کامل در اختیار تیمش نبود اما در کل او با کسب یک قهرمانی و یک نائب قهرمانی و 3 عنوان چهارمی یکی از پر افتخار ترینها بحساب می آید

 

جام اول تخت جمشید ( 1352 ) 

   مسعود مزدهی و یارانش در این جام جز یک دیدار در هفته هفتم  در تمام دیدارها همانند یک قهرمان ظاهر شدند که سهم او در این موفقیت 5 گل زده و سه پاس گل بود کسب مقام دوم در جام دوم کمترین خللی در شایستگیهای او و سایر بازیکنان تاج وارد نمیکند انها در روزی عجیب از لحاظ قوانین فوتبال بنوعی غافلگیر شدند مسعود در آن دیدار خیلی دیر به میدان میآید و در حالیکه تیمش چهار گل عقب میباشد جایگزین روشن میگردد البته مقصود این نیست که اگر او از ابتدا وارد میدان میشد این نتیجه هرگز پیش نمی امد همانطور گه سایر یاران تاج نیز هرگز کوتاهی نگردند ولی او در نتیجه آن روز عجیب او کمترین سهم را داشته است .

   هادی نراقی فوروارد گلزن تاج در مورد انروز میگوید که پس از بازی به خانه مسعود مژدهی رفتیم اما تا صبح مسعود که بچه ای حساستر از دیگران بود دم درب خانه ایستاده بود و از شدت ناراحتی حتی به خانه نیز نمیرفت حال باید عیار فوتبالیستهایی از نسل او را با جانشینان آنها در این زمانه سنجید که پس از شکست تیمشان کمی در جلوی دوربینها اخم کرده سپس خندان  با اتومبیلهای آنچنانی راهی منزل میشوند گویی که آب از آب تکان نخورده است 

اما در دیدار برگشت رایکوف مسعود را از ابتدا بزمین فرستاد و او در دیداری که با تساوی یک بر یک پایان یافت از خوبهای تاج بشمار میرفت

 

جام دوم تخت جمشید  ( 1353 ) 

   جام دوم را مسعود مژدهی با 5 گل زده و 4 پاس گل به پایان برد این آمار از آن جهت که او یار همیشه فیکس تاج نبوده برایش یک موفقیت بحساب می آید خصوصا که در دو دیدار مقابل ملوان و آب وبرق اهواز با گلهایش تاج را پیروز مسابقه کرد گل زیبای او به ذوب آهن که با ضربه سر زیبای او بثمر رسید از دیگر لحظات ماندگار حضور او در جام دوم به حساب می آید اما تنها نکته تاریک در کارنامه او در جام دوم حرکت احساسی و نه چندان شایسته او برابر کمک داور در دیدار هفته بیستم با ملوان باعث محرومیت دو جلسه ای برایش شد تا او دربی روز آخر را به سادگی از دست بدهد

 

جام سوم تخت جمشید ( 1354 ) 

    یکی از بهترین آمارهای طول دوران بازیگری مژدهی مربوط به جام سوم است او تنها با حضور در نیمی از دیدارهای تیمش با ثبت 7 گل و 5 پاس گل بهترین مهاجم تیمش بحساب می آید البته باید اشاره کرد غلامحسین مظلومی در ان سال با 8 گل بیشترین آمار گلزنی را برای تیمش داشت اما مظلومی با حضوری تقریبا ثابت در تمام دیدارها بدست آورد در حالیکه مژدهی تقریب در نیمی از بازیها تنها یک گل کمتر از او ( مظلومی )  بثمر رسانده است

 

جام چهارم تخت جمشید ( 1355 )

   جام چهارم را تاج با چهره ای جوان شده عالی آغاز کرد که سهم مژدهی در این میان 5 گل زده و 3 پاس گل بود آنها حتی قهرمان نیم فصل نیز شدند اما با شروع نیم فصل دوم و با آغاز اختلافات مابین مژدهی و روشن گم گم مشکلات این تیم افزایش یافت سپس نوبت به اختلاف ایندو ستاره با رایکوفی شد که همیشه و همه جا از ایندو بعنوان پدیده های ساخته دست خویش نام میبرد شد کار به مطبوعات کشید و انتقادهای تند مژدهی از رایکوف در آن زمان نشان از آتش اختلاف مابین ستاره تاج و مربی خود بود سپس نوبت به دیدار با ماشین سازی رسید که مسئولان وقت تاج عقیده داشتند که مسعود مژدهی بی دلیل دست به تمارض و آسیب دیدگی زده است و پس از خروج از میدان از روی برانکارد بلند شده و لباسهایش را پوشیده و رفته است بدین سبب اینبار او توسط مسئولان تاج از بقیه بازیهای این تیم تا پایان جام ( دو دیدار )  و همچنین از دوماه حقوق محروم گردید تا این فصل نیز برای مهاجم احساسی و تراز اول تاج با محرومیت به پایان رسد .

 

جام پنجم تخت جمشید ( 1356 )

   اما جام پنجم حکایت جالبی دارد اینبار نوبت به مسعود مژدهی رسید تا فوتبال ایران وتاج را از حضور خود محروم کند او ابتدا با تاج قرارداد بست و سپس در اردو تدارکاتی خارج از کشور نیز تیم را همراهی کرد و در چند بازی حضور داشت اما بصورت ناگهانی راهی آمریکا شد چند ماهی از او خبری در دست نبود که دوباره به ایران برگشت وبا عذر خواهی از مسئولان تاج دوباره در تمرینات حاظر شد دو سه ماه در تیم بود که دوباره بی خبر راهی آمریکا شد و دیگر برای بازی در تاج برنگشت تا آه ناله باشگاه تاج نیز بجایی نرسد ( بنقل از نشریه تاج شماره 157 = آبان 1357 )

البته مسعود مژدهی در جام ششم (1357 ) نیز چند دیدار برای تاج به میدان میرود اما آنچنان آماده نیست و سپس نیز راهی خارج میگردد ( طبق نظر نشریه تاج  ) مسعود مژدهی در هفته اول و در هفته چهارم ( 36 دقیقه سپس با محرم عاشری تعویض میگردد )  و عجب آنکه در حضور او که از سال 49 در تاج فعالیت میکرد و سالها برای تیم زحمت کشیده بود مسئولان وقت بازوبند کاپیتانی را بر دستان دوست و همبازی دیگر او حسن نظری با سابقه بمراتب کمتر قرار داده بودند ! درحالیکه کاپیتانی تاج حتی قبل از حسن آقا روشن نیز حق مسلم او بود .....

 

    ناگهان خبر به ایران رسید که مسعود خان مژدهی مقیم تکزاس شده است و در دانشگاه به ادامه تحصیل پرداخته و در تیم دانشگاهی کالج خود نیز به فوتبال ادامه میدهد لازم بذکر است مسعود مژدهی یکی از تحصیلکرده ترین فوتبالیستهای دهه 50 شمسی بحساب می آید .

 

 ازدواج و خانواده 

  مسعود مژدهی در تیر ماه سال 56 در آمریکا با یک دختر بلوند و زیبای آمریکایی بنام ( ولا ) که گویا با او در دانشکده آشنا شده ازدواج میکند در ابتدا گروهی را تصور بر این بود که او برای دریافت گرین کارت ازدواج کرده و این یک ازدواج تشریفاتی است ولی پس از مدتی این تصور از بین رفت اما متاسفانه پس از حدود 20 سال زندگی مشترک همسر او دچار بیماری میگردد تا مسعود را برای همیشه تنها میگذارد از او فرزندی به یادگار برایش مانده این حادثه مژدهی را که ذاتا انسانی احساسی بود  در ماتم عجیبی فرو برد خوشبختانه خانواده همسرش در آمریکا همیشه اورا حمایت میکنند تا او در کنار فرزندش زندگی را ادامه دهد مسعود مژدهی دوبار در دهه 70 شمسی به ایران می آید که برخلاف انتظارش بسیار مورد محبت هواداران و فوتبال دوستان ایرانی قرار میگرد طرفداران قدیمی تاج و نسلی که بازیهایش را هرگز ندیده اند او را بسیار گرامی میدارند  ماهم به نوبه حود برای این ستاره و فوتبالیست متعصب آرزوی موفقیت در هر سوی دنیا را داریم    

                                                                                                                                مدیریت وبسایت مسابقات جام تخت جمشید - آذر 92

 

 

                                                           گالری تصاویر مسعود مژدهی

 

مسعود مژدهی

 

 

 

مسعود مژدهی

 

 

 

مسعود مژدهی

 

 

 

مسعود مژدهیمسعود مژدهی

     * اردوی تیم ملی جوانان ( 1349 ) جواد الله وردی - مسعود مژدهی و نصرالله عبداللهی ....

 

 

 

مسعود مژدهی

   * اردوی تیم ملی جوانان ( 1350 ) مسعود مژدهی و علیرضا عزیزی

 

 

مسعود مژدهی

 

 

 

مسعود مژدهی

  * ایران و کره شمالی مقدماتی جام جهانی 1974 مونیخ - ضربه مسعود مژدهی و واکنش دروازه نامدار کره شمالی - مهندس کلانی نیز که بهمراه مسعود مژدهی زوج خط حمله ایران را تشکیل میدادند نیز در تصویر حضور دارد لازم به ذکر است دروازه بان کره ای همان دروازه بان تیم ملی این کشور در مسابقات جام جهانی 1966 ( لندن ) ابود که تیم کره ای موفق به حذف تیم  ایتالیا شد . ( اردیبهشت 1352 )

 

 

مسعود مژدهی ( ایران و کویت - شهریور 1354 )

 

 

                                                         گالری تصاویر ورزشی مسعود مژدهی

مسعود مژدهی

 

 

 

مسعود مژدهی ( 1352 )مسعود مژدهیمسعود مژدهی - محمود خوردبین  ( 1352 )مسعود مژدهیمسعود مژدهیمسعود مژدهی - داربی چهاردهم ( خرداد 53 )داربی هجدهم  -  اسفند 1354مسعود مژدهی ( تاج و چلسی 1351 )مسعود مژدهیمسعود مژدهی

مسعود مژدهی - مسعود مژدهی جام تخت جمشید - مسعود مژدهی و تاج - مسعود مژدهی -مسعود مژدهی - مسعود مژدهی جام تخت جمشید - مسعود مژدهی و تاج - مسعود مژدهی -مسعود مژدهی - مسعود مژدهی جام تخت جمشید - مسعود مژدهی و تاج - مسعود مژدهی -مسعود مژدهی - مسعود مژدهی جام تخت جمشید - مسعود مژدهی و تاج - مسعود مژدهی -مسعود مژدهی - مسعود مژدهی جام تخت جمشید - مسعود مژدهی و تاج - مسعود مژدهی -مسعود مژدهی - مسعود مژدهی جام تخت جمشید - مسعود مژدهی و تاج - مسعود مژدهی -مسعود مژدهی - مسعود مژدهی جام تخت جمشید - مسعود مژدهی و تاج - مسعود مژدهی -