A+ R A-

تبلیغات

رجیران

پرویز ابوطالب ( Parviz Abotaleb )

پرویز ابوطالب

 

 پرویز ابوطالب

  استاد پرویز ابوطالب مردیست که بوی فوتبال میدهد  وقتی با او گفتگو میکنی  فردی خود ساخته را می یابی که از هیچ بواقع صفر مطلق آغاز  و  تا نقطه اوج پیش رفته با نزدیک به هفت دهه فعالیت  محبوب بزرگ و کوچک فوتبال ایران است ......

 

  تابستان سال 1350 یک دوره کلاس مربیگری پیشرفته از سوی فیفا جهت بسط و گسترش فوتبال نوین در قاره آسیا برگزار میشود مدرس این دوره , کارشناس ارشد فدراسیون جهانی و معلم بزرگ فوتبال , دتمار کرامر آلمانی بود انروزها فوتبال ما قهرمان آسیا بود و مربیان ایرانی چندان توجهی به مسائل اینچنینی نداشتند اما در میان جوانی بود که از همه ایرانیان عجله بیشتری برای جهانی شدن داشت نامش بود پرویز ابوطالب 

  برای او گذراندن چنین دوره ای از هر چیزی دیگر با ارزش تر بود به همراه او دونفر دیگر بواسطه وجود ارتباطات تنگاتنگ میان ورزش و ارتش در آن روزها به او میپیوندد تا یک گروه سه نفری اولین ایرانیهای حاضر در یک دوره آموزشی باشند و در میان آن سه نفر تنها فردی که با نمرات عالی فارق تحصیل شد همان جوان بود

  پرویز ابوطالب آن چنان توجه کرامر را به خود جلب مینماید که سالها بعد هرگاه دوره های آموزشی  در ایران بر پا میشد او پرویز ابوطالب را کمک و دستیار خود انتخاب میکرد اما ره آورد کلاسهای آموزشی ژآپن برای فوتبال ایران چه بود :

 1 - نظم و انضباط اولین شرط فوتبال نوین است

 2 - فوتبالیست باید هفته ای 6 الی 7 روز تمرین کند ( آن روزهای تیمهای باشگاهی ما تنها 2 الی 4 روز در هفته تمرین میکردند )

 3 - در فوتبال مربیان بجای ناسزا گفتن به بازیکنان باید از علوم روانشناسی برای تهیج شاگردانشان سود ببرند

 4 - فوتبال تنها برای مردان نیست بانوان ایرانی هم میتواندتنها تماشاگر مردان نباشند و خود به فوتبال بپردازند

 5 - فوتبال تنها برای ستارگان نیست و تیمی مثل تاج که قهرمان آسیا بود نیز باید همیشه 3 الی 4 تیم در کنار خود اماده و سرحال داشته باشد

 6 - فوتبال ملی فقط برای یک شهر و یک قشر خاص نیست شهرستانها هم جزیی از ایران محسوب میشوند

 7 - تحصیلات در موفقیتهای یک ورزشکار نقش عمدهای را ایفا میکند

 8 ......

  یکنفر و این همه تاثیر گذاری .....

 

پرویز ابوطالب

 

   بیوگرافی 

  استاد پرویز ابوطالب متولد 1321 ( جنوب شهر تهران ) یازده خواهر و برادر دارد و فوتبال را به گفته خودش از 6 سالگی در همان زمین خاکیهای محله راه اهن اغاز کرده و بسبب مهارتهای فنی و حفظ توپ بسرعت سر امد میشود همدوره ای هایش در آن روزها او را نابغه ای در حرکات نمایشی با توپ میدانند و حتی یکبار با ثبت رکورد 4800 بار انجام عمل روپایی  در میان بچه  محلها غوغایی به راه می اندازد . خود میگوید آنقدر در این کار تجربه بدست آورده بودم که گاهی ساعتها مانع افتادن توپ بر زمین میشدم

   سپس به مدرسه رفته و خیلی زود استعداد عجیبش در مدیریت و سازماندهی نسبت به هم سن و سالانش برای مسئولین دبستان مشخص میگردد بگونه ای که تمام 12 سال دوران مدرسه و دبیرستان را ارشد کلاس ( مبصر ) انتخاب میشود وگاه  بجای اساتید غیبت کرده همکلاسهای خود را درس می دهد .

  در میان ستارگان نسل اول فوتبال ایران تنها کسی که موفق به کسب دیپلم ریاضی شد نیز خود استاد بود چرا که دروس ریاضی مشکلترین رشته آن روز ها  بود و اخذ دیپلم آن کار هر کسی نبود پرویز ابوطالب دوران متوسطه را در دبیرستان وحید میگذراند مدیر این دبیرستان دکتر محقق و همچنین دبیر ریاضی آن آقای اخوان از مشوقینش در راه موفقیتهای توامان  ورزشی - تحصیلی  بودند

 

  اولین زمین خاکی فوتبال تهران

 فوتبال در تهران از زمین خاکیهای محله ها آغاز شد اولین زمین خاکی فوتبال  تهران , زمین راه آهن بود پس از آن زمین شهباز ( زمینی که بعدها شاهین و مکتب ارزشمندش توسط دکتر اکرامی بنا شد ) بوجود آمد و مدتی پس از آن زمینهای دیگر و جهار صد دستگاه از میان محله ها رشد کردند تا اندک اندک فوتبال باشگاهی تهران از بطن همین زمینها متولد کردد

 

  استاد و دیهیم

    پرویز ابوطالب کودکیش را در زمین خاکی راه آهن میگذراند سپس برای ادامه فوتبال باشگاه دیهیم را انتخاب میکند که زیر مجموعه باشگاه تاج و در سال 1333 تاسیس شده بود ولی تنها در میان تیمهای دسته دوم تهران رقابت میکرد سال 1336 با پیوستن گروهی جوان بی نام و نشان که یکی از آنها پرویز ابطالب 16 ساله بود درخششی دو چندان پیدا میکند بگونه ای که با حضور همین جوانان جواز صعود به دسته یک باشگاههای تهران را کسب میکند .

 

 ابوطالب - نیرلو  زوج طلایی دیهیم

  طوفان دیهیم در سالهای 37 تا 39 ( سه فصل استثنایی) تیمهای تهرانی را درهم میکوبید همان روزهایی که بقول خود استاد کفش فوتبال استوک دار در ایران را تنها کفاشی خوشبخت بالای حسن آباد میتوانست بدوزد و گاها بازیکنان باشگاهی کتانی یا کفش ورزشی میپوشیدند

حشمت مهاجرانی - فریبرز اسماعیلی - بیوک ( عزت الله ) وطنخواه - بهمن نوروزی همه یادگارهای همان تیم طلایی دیهیم  در مسابقات باشگاهی تهران بودند

پرویز ابوطالب

 

  اوج درخشش دیهیم در سال ورزشی 38 - 39 بود در این سال زوج طلایی نیرلو - ابوطالب فوتبالی ناب را بنمایش میگذاشتن ایندو برای اولین بار حرکتی را در ایران بنمایش گذاردند که بعد ها در میان فوتبالدوستان به یک و دو معروف شد البته آنروزها به آن دریبل از دور می گفتند

   شاهکار بچه های دیهیم در آن سال به روزی برمیگردد که در میان چشمان حیرت زده تماشاگران امجدیه سه بار دروازه شاهین بزرگ و ستارگانش را گشودند وتنها یکبار دروازه خود را باز شده دیدند گل سوم را خود استاد پرویز ابوطالب به تور چسباند فردای آن روز کیهان ورزشی تصاویر آنها را روی جلد خود چاپ کرد ستاره های جوان دیهیم دارایی بزرگ را نیز با دو گل تماشایی تسلیم کردند و سرانجام در آخرین روز مسابقات برابر تاج بدون توجه به ضوابط خانوادگی  یک بر یک مساوی کردند هرچند که حق انها پیروزی بود کسب عنوان نائب قهرمانی باشگاههای تهران اوج کار دیهیم و مربی ان آقا رسول مدد نوعی بود

 

دیهیم ( 1338 )

 

  اما دیهیم که همچون رعد و برق در فوتبال تهران تولد یافت بلافاصله نیز در سال 1340 به روزهای سخت خود نزدیک شد جریان از این قرار بود که در این سال تاج تیم بزرگ تهرانی تصمیم به خانه تکانی میگیرد پرویز کوزه کنانی - بیوک جدیکار - عارف قلیزاده - ایرج حاتم - نادر افشار ......... به پایان روزهای با شکوه خود نزدیک میشدند با جدایی این بزرگان آسمان آبی تاج تیره و تار شد و این جوانان دیهیم بودند که به یاری تاج شتافتند استاد پرویز ابوطالب نیز یکی از آن جوانان بود که بهمراه کرم نیرلو - بیوک وطنخواه - بهمن نوروزی و امیر ابوطالب در آن سال فیروزه ای پوش میشوند

   با کوچ ستارگان دیهیم تیم تاج حیات دوباره ای یافت استاد دو فصل را زیر نظر مربی یزرگ فوتبال ایران علی دانایی فرد میگذراند اما بازی در تاج سقف آرزوهایش نبود او خیلی زود بواسطه میل فراوانش به پرورش و سازندگی به حرفه مربیگری روی می اورد

 

 آغاز مربیگری

  اولین تجربه استاد در مربیگری به سال 1343 بر میگردد که تنها با 22 سال سن رهبری تیمی بنام ژاندارمری را در دسته 2 باشگاههای تهران در دست میگیرد اما از سوی دیگر دیهیم تیم سابق استاد بدترین روزهای خود را میگذراند تغییرات مداوم چنان بلایی بر سر دیهیم آورده بود که هیچ نشانی از بزرگی این تیم باقی نمانده بود در سال 1344 مسئولین وقت تاج تصمیم میگیرند رهبری دیهیم تیم دوم خودرا به پرویز ابوطالب بسپارند بدین شکل استاد پس از 5 سال دوری از دیهیم به خانه اول خود بازگشت

بازگشت به دیهیم

 استاد در اولین قدم جوانان شایسته ژاندارمری را به تیم خود می آورد تیمی جوان که میانگین سنی آن کمتر از 20 سال بود اما از آنجا که سازندگی و پشتوانه سازی بزرگترین خصیصه استاد بشمار میرفت در همان سال او تیمی بنام نگهبان را بعنوان  پشتیبان دیهیم در دسته دوم باشگاههای تهران همزمان در اختیار داشت اما تیم نگهبان سه فصل بعد در سال 1347 خود به دسته اول باشگاههای تهران صعود میکند و در کمال تعجب نیز مقام هفتم را بدست آورد در همین سال استاد ابوطالب نفرات شایسته نگهبان را به دیهیم انتقال میدهد تا قدرت دیهیم دوچندان گردد

 

آخرین دیهیم تاریخ

   سال 1350 آخرین سال حضور تیم دیهیم در فوتبال باشگاهی تهران بود چرا که پس از آن این تیم با نامی دیگر به حیات خود ادامه داد در این سال  استاد ابوطالب علاوه بر رهبری تیم دیهیم در مسابقات باشگاهی تهران جایگزین رایکوف مربی تیم ملی جوانان ایران میشود اما مسئولیت رهبری تیم ملی جوانان سبب دوری استاد از دیهیم نشد او همچنان به امر سازندگی در دیهیم ادامه میداد از شاگردانش در این سال میتوان به حسین قراخانلو که بعدها به پرسپولیس میپیوندو قهرمان جام تخت جمشید دوره سوم نیز میشود و همچنین آلبرت داویدلو مهاجم این تیم که چند سال بعد هافبک توانمند تیم آرارات میشود نام برد در این فصل دیهیم در جایگاه هشتم جدول رده بندی باشگاهها قرارمیگیرد

دیهیم ( 1350 )

 

  اما نکته جالب درباره آخرین تیم دیهیم استحکام خط دفاعیش بود که هرگز در هیچ دیداری بیش از دو گل نخورد پیروزی جالب توجه دیهیم با 4 گل برابر بانک ملی از نتایج درخشان این تیم  بود در این سال استاد تیم را با کمک برادر خود علی ابوطالب در زمین نازی آباد که استادیوم کوچکی بود تمرین میداد همان زمینی که سالهای بعد بنام خود استاد نیز نامگذاری شد

 

   تولد تیمی بنام  پله در فوتبال ایران

  سال 1351 اسطوره همه دورانها پله برای انجام یک دیدار دوستانه همراه با تیم سانتوز راهی ایران میشود و برسم قدردانی از این نابغه فوتبال مسئولان باشگاه تاج نام یکی از تیمهای زیر مجموغه خود را پله بگذارد و در این میان قرعه بنام دیهیم افتاد تا پس از 18 سال فعالیت این باشگاه از این پس با نام پله در مسابقات باشگاههای تهران فعالیت کند .

در همین سال نامهایی چون محمد دادکان 18 ساله و اکبر میثاقیان 19 ساله برای اولین بار  به فوتبال ایران معرفی میشوند محمد رزمجو نیز از 19 سالگی یکی دیگر از شاگردان استاد در تیم پله بود که بعدها به عضویت پرسپولیس و سپس دبیر هیئت فوتبال نشریه دنیای ورزش  میشود

 

پله 1351

   

   اما نام پله گویی برای تیم دیهیم چندان خوش یمن نبود چرا که تیم دیهیم در دوره دوم حیات خود ( 50 - 1344 ) علیرغم نداشتن ستاره های نامی اما هرگز از میانه های جدول پایینتر نیامده بود ولی در این فصل نتایج ضعیف پله که عمدتا به ضعف این تیم در خط حمله بر میگشت پله را یکی از کاندید های سقوط به دسته دوم معرفی میکرد

 اما استاد ابوطالب که بشدت از تاراج تیمش در فصل نقل و انتقالات بویژه یارانی که به قصر یخ رفتند عصبانی بود در آخرین روز با تساوی برابر عقاب تیم نائب قهرمان مسابقات بالاتر از اقبال قرار گرفت تا بازهم در دسته اول بماند اما استاد علیرغم ماندگاری در دسته اول بشدت از مسئولین باشگاه تاج در نشریه کیهان ورزشی انتقاد کرد که نشان از تاب شدن طاقت مربی صبوری چون او داشت گزیده ای از مصاحبه او در ادامه می آید

 

نصف بودجه تیم تاج را در اختیار ما بگذارید قول میدم جزو تیم های اول و دوم رده بندی باشیم

پرویزابوطالب :

  تمام زحمات مارا تیمهای دیگر با پول درو میکنند مگر میشود هر سال دوباره 10 بازیکن در حد دسته یک تولید کرد اول فصل قصر یخ و دیگران تیم مرا ناقص کردند چرا که تیم من با ماهی 4000 هزار تومن اداره میشود که به هر بازیکن تنها 150 تومان حق ایاب و ذهاب تعلق میگیرد و مسلما تیمهای دیگر با پیشنهاد های چشمگیرتر خیلی راحت میتوانند این بازیکنان را صاحب شوند                                                                                                                                                                    

  او سپس میگوید بزرگترین مشکل ما درگیری مادی با سازمان تاج است ما فعلا با ماهی چهار هزارتومان که شامل حقوق بازیکنان و مربی هم میشود کاری بیش از این نمیتوان انجام داد به شما قول میدهیم  که نیمی از بودجه تاج را در اختیار ما بگذارند تا جزو تیمهای اول و دوم مسابقات شویم .

                                                                                                                                                   کیهان ورزشی - اسفند 1351

 

 

 رایکوف و تقلب بزرگ

 اوایل سال 1348 فدراسیون فوبال ایران یک مربی یوگوسلاو بنام زدرادکو رایکوف را به استخدام خود در می آورد تا هدایت تیم ملی جوانان ایران را در مسابقات قهرمانی آسیا در دست گیرد او سابقه حضور در جام جهانی و میدان المپیک را با تیم ملی یوگوسلاوی را در کارنامه داشت

  رایکوف به تهران می اید تا برایمان تیم ملی جوانان بسازد و عجبا که او چند ستاره  ان سالها را با هر سن و سالی و چهره های جا افتاده در قالب تیم زیر 19 سال ایران جمع کرد تا برای ایران کسب افتخار کند استاد پرویز ابوطالب خود در این رابطه میگوید:

  رایکوف یک متقلب بزرگ بود و برایش مهم نبود چه بر سر ایران می آید ممکن بود تیم محروم و سبب رسوایی ملی گردد او میخواست تحت هر شرایطی قهرمان شود تا قراردادش تمدید گردد چند بار من خودم پیش تیمسار مصطفی مکری ریاست فدراسیون فوتبال وقت رفتم و پیشنهاد کردم که ما با روشهای علمی میتوانیم تشخیص دهیم که این بازیکنان چند ساله اند این شناسنامه ها دروغین هستند اما تیمسار گفت رایکوف میگوید بچه ها با شناسنامه های اصلی معرفی شده اند و ....

   رایکوف دو دوره مربی تیم ملی جوانان بود بار اول در بانکوک 1969 یازدهمین دوره مسابقات این تیم با نفراتی چون مجید حلوایی 22 ساله منصور ضرابی 21 ساله - حسن باباخانلو 21 ساله - غلامحسین مظلومی 21 ساله - مهدی عسگر خانی 21 ساله - رضا قفلساز 20 ساله - عبدالواحد بزمه 20 ساله و ...... مقام سوم مسابقات زیر 19 سال را بدست آورد شنبه هفته بعد کیهان ورزشی در شماره 752 روی جلد این عنوان را به چاپ رساند:

                                                         حیف که در انتخاب نفرات تخلف شده است

 

  اما بار دوم داستان شنیدنی تر بود . در دوره دوازدهمین گویی رایکوف به هر قیمتی قهرمانی میخواست و در جهت کسب این نتیجه هیچ نظارتی بر کار او از سوی هیچ نهادی وجود نداشت پس اعلام نفرات تیم ملی از سوی رایکوف بزرگان فوتبال ایران در مطبوعات آن روزها عنوان کردند که تنها جای کوزه کنانی و جدیکار خالی است

  اینچنین بود که علی پروین 24 ساله - کارو حقوردیان 24 ساله - فریدون معینی 24 ساله - محمود خوردبین 22 ساله - جواد قراب 21 ساله ناصر حجازی 21 ساله غلامحسین مظلومی 21 ساله ........... همه در قالب تیم ملی زیر 19 سال عازم مانیل شدند اما پس از درخشش اولیه در مرحله یک چهارم برابر کره جنوبی , متوقف تا دست از پا دراز تر به ایران برگردند نمیدانم اگر تیم ایران قهرمان هم میشد آیا ما سالهای بعد به چنین تیمی افتخار میکردیم یا ....

 

پرویز ابوطالب سرمربی تیم ملی جوانان 

   پس از یک دوره دوساله سراسر تقلب و صغر سن , رایکوف از رهبری این تیم کنار گزارده میشود و فدراسیون تیمسار مکری بجایش پرویز ابوطالب ( مربی جوان دیهیم ) را برهبری تیم ملی جوانان ایران میگمارد دیگاه او 3 اختلاف عمده با رایکوف داشت :

  1 - پیروزی تنها در یک رقابت سالم ارزشمند است

  2 - تیم ملی تنها به تهران تعلق ندارد

 3 - برای حضور در تیم ملی جوانان نیاز بعضویت در تیم تاج نبود !

  بدین شکل بود که پرویز خان ابوطالب با سفر به سراسر ایران بدنبال نفرات شایسته برای مسابقات سیزدهمین دوره مسابقات جوانان آسیا میگشت نتیجه آن حضور جوانانی از تیمهای شهرستانی که برای اولین بار در قالب تیم ملی قرار میگرفتند شد نفراتی همانند فریدون لقمان - غلامرضا کیانپور  - حسین جعفری و .....

  تیم ایران در این مسابقات یک تیم شایسته بود و با نفرات تقریبا در رنج سنی جوانان به میدان میرفت اما در مرحله یک چهارم بازهم مردان ما حریفی را بنام کره جنوبی را ملاقات کرده و در دیداری پایاپای کار به ضربات پنالتی میکشد از آنجا که آن دوره اولین سالی بود که طبق تصمیم فیفا مقرر شده بود نتیجه مسابقات با ضربات پنالتی مشخص شود بدلیل عدم آشنایی مسئولان تیم ایران و برگزار کننده گان با قوانین بین المللی ابتدا تیم ایران 5 پنالتی را زد که تنها دوتایش گل شد و سپس کره پنالتی های خود را زد که این بسیار در روحیه تیم و خصوصا دروازه بان ایران تاثیر گذار بود چرا که باید طبق مقررات هر تیم بنوبت یک پنالتی میزد

 

قهرمانی جوانان آسیا - چهاردهمین دوره بانکوک 1972 

  دوره دوم حضور پرویز خان ابوطالب در سمت سرمربی تیم جوانان ایران به مسابقات چهاردهم دوره در بانکوک 1972 بود تیم ایران اینبار نیز مشکلی بنام صغر سن پیدا میکند تا با تمام سختگیری های پرویز ابوطالب باز هم تیم ایران از این ناحیه ضربه بخورد . جریان از این قرار بود که تیم یکدست ایران عازم مسابقات شد اما در لحظات آخر مسئولان تیم اسرائیل نسبت به 3 بازیکن ایران  اعتراض میکنند برگزارکنندگان نیز پس از بررسی مدارک  نصرالله عبداللهی ( کاپیتان ) - منصور رشیدی دروازه بان و حمید لواسانی آنها را بعلت یکی دوماه اختلاف میان فهرست سن ارسالی با تاریخ مندرج در شناسنامه از همراهی تیم در مسابقات محروم میکنند این تصمیم با اعتراض شدید پرویز خان ابوطاب مواجه شد استاد معتقد بود که سرپرست تیم ایران به جهت عدم تسلط به زبان انگلیسی نتوانسته از حق و حقوق تیم ایران دفاع کند تا ایران قبل از شروع مسابقات ضربه بدی خورده و سه تن از یاران اصلی خودرا به ناگهان از دست بدهد

شاگردان استاد ابوطالب در اردوی تیم ملی جوانان (1351 )

 

   یکی دیگر از مشکلاتی پرویز ابوطالب برای آماده سازی تیم ملی جوانان  مصدومیت شدید جواد الله وردی مدافع میانی تیم جوانان و باشگاه تاج بود جواد اللهوردی 25 روز مانده به مسابقات در دیدار تاج و عقاب بر اثر یک برخورد شدید از ناحیه دنده های قفسه سینه دچار آسیب دیدگی میشود پزشکان پس از معاینه او 20 روز استراحت برایش منظور میکنند که با توجه به استعداد بدنی او که تمایل شدید به اضافه وزن دارد تا حدودی زیادی کادر فنی را ازحضور خود در مسابقات نا امید میکند استاد برای جایگزینی آندرانیک اسکندریان را انتخاب میکند اما دو هفته مانده به اعزام او  دچار مصدومیت از ناحیه مینیسک میشود 13 روز مانده به آغاز مسابقات  باندها را از سینه جواد باز میکنند آنگاه استاد ابوطالب بدیدار اللهوردی رفته و به او میگوید ما 8 روز قبل آغاز مسابقات به بانکوک میرویم تا تیم با آب و هوای تایلند آدابته شود 5 روز هم از این سو وقت است ایا تو فکر میکنی بتوانی آماده شوی ؟

   اللهوردی در پاسخ استاد میگوید سعی خود را میکند استاد او را بار دیگر به اردو دعوت میکند این تصمیم با مخالفت شدید دیگران مواجه میگردد چرا که  حدود یکماه جدایی از تمرینات قشری از چربی برای الله وردی  باقی گذارده بود اما او با اراده ای قابل تحسین و گوش دادن به توصیه های استاد ابوطالب تلاش شبانه روزی را برای امادگی و کاهش وزن اغاز کرد که میتواند الگویی برای سایر بازیکنان باشد اللهوردی در بانکوک و در خارج از تمرینات در حالیکه دیگر یاران در استراحت و گردش بودند در پارکینگ هتل و در گرمای طاقت فرسای بانکوک آنقدر طناب زد و دوید که دو روز مانده به مسابقات سر وزن رسید اراده ای آهنین از اللهوردی واعتماد استاد به او در بدترین لحظه بداد تیم ایران رسید چرا که همانطور  که اشاره شد یکروز مانده به آغاز مسابقات نصرالله عبداللهی نیز از حضور در مسابقات باز می ماند تا موجی از نامیدی بر اردوی تیم ایران سایه افکند 

 اما استاد در همانروز بچه ها را در جلسه ای دور هم جمع میکند و با استفاده از توانایی های روانشناختی خود از غرور ملی و تلاش تا پای جان روحیه از دست رفته را به تیم باز میگرداند و برای بالابردن روحیه اللهوردی نیز  مسئولیت بستن بازوبند کاپیتانی تیم را پس از عبداللهی محروم شده به او میسپارد در حالی که در آن تیم  محمد صادقی - مسعود مژدهی و ....  سایرین نیز بودند این شاید هدیه بود از جانب استاد برای شاگردی که برای امادگی خود همه کار کرد و عاقبت نیز با ارائه بازیهای درخشان یکی از ستاره های تیم ایران در مسابقات بود

تیم ملی جوانان ایران 1972

 

  اما هنر مردان بزرگ در همین زمانها نمایان میشود تیم ایران در گروه چهارم مسابقات با تیمهای فیلیپین - لائوس و کره جنوبی همگروه است . در اولین مسابقه فیلیپین را دو بر صفر شکست داده سپس به دیدار لائوس میروند که در روز اول مسابقات با تیم کره جنوبی به تساوی دست یافته بود تیم ایران در یک بازی تماشایی با چهار گل ( علیرضا خورشیدی - جهانگیر فتاحی - محمد صادقی و مسعود مژدهی ) حریف را شکست میدهد اما در مسابقه سوم با کره جنوبی که ایران بر سرگروهی تنها به یک تساوی نیاز دارد علیرغم شایستگی با یک گل مغلوب میشود تا در مرحله یک چهارم به دیدار تیم قدرتمند و خشن برمه سرگروه گروه 2 بروند

   برمه که تیمهای همگروهی اش را له کرده بود با 23 گل زده به مصاف ایران می آید  تا استاد کار دشواری برای تهییج جوانانی که آنروزها تجربه حضور در میادین اینچنینی نداشتند داشته باشد . مسابقه در زمینی گل آلود و باتلاق گونه در هوای بغایت شرجی تایلند برگزار میشود نبرد دو تیم بالا میگیرد برمه ها با حربه سرعت و خشونت در دقیقه 13 اولین گل دیدار را وارد دروازه ایران میکنند اما بچه های ایران به هیچ وجه تسلیم نیستند

   مژدهی - خورشیدی - حاج رحیمیپور و عزیزی  بازی را در میانه میدان متعادل میکنند تا اینکه یاران ایران یک دقیقه قبل از سوت پایان نیمه روی همکاری مژدهی و عزیزی و سپس محمد صادقی دروازه برمه را تهدید کرده و در برگشت علیرضا خورشیدی گوش چپ ایران بازی را بتساوی میکشاند دو تیم به رختکن رفته تا خود را برای نیمه دوم دیدار تجهیز کنند

   نیمه دوم را شاید بتوان نیمه قصابی یاران ایران نامید در حالیکه تیم برمه در دقیقه سوم نیمه دوم دروازه ایران را گشود بچه های ایران عزیزی - مژدهی - صادقی و حتی نوین روزگار که به اجبار در صف مدافعان قرار گرفته بود هر چه داشتند رو کردند زیر فشار خرد کننده ایران برای کسب گل  یکبار  تیر دروازه  لرزید .در این لحظات یاران برمه که قافیه را باخته بودند  به خشونت روی می آورند مصدومیت شدید حاج رحیمیپور و دخالت هوشیارانه پرویز ابوطالب در آن لحظات و سپس حرکت خشن مدافع راست برمه بر روی خورشیدی در نهایت به مشاجره داور با بازیکنان خشن برمه ای منجر شد که در یک حرکت غیر منتظره داور یک به یک یاران برمه که او را احاطه کرده بودند کارت قرمز میداد 6 نفر از یاران برمه به حکم قاضی یکجا از میدان اخراج شدند تا بازی در دقایق باقی مانده امکان پذیر نباشد

پرویز ابوطالب

 

   با ترک زمین از سوی تیم برمه و اعلام نتیجه 3 بر صفر تیم شایسته ایران که از نظر اخلاقی نیز نمونه بود راهی نیمه نهایی شد این دیدار یکی از سخت ترین آزمونهای مربیگری استاد بود که علیرغم جوانی و سن کم ( 30 سال ) از آن موفق بیرون آمد

   دیدار نیمه نهایی را تیم ایران برابر اسرائیلی بازی میکرد که چهره بازیکنانش هیچ شباهتی به یک تیم در رده سنی جوانان نداشت و در میان آنها بازیکنانی وجود داشتند که چند دوره بعنوان تیم ملی جوانان این تیم را یاری میدادند اما گل ناگهانی اسرائیل و دفاع 77 دقیقه آنها مانع صعود تیم ایران به فینال شد مسعود مژدهی مهاجم ممتاز باشگاه تاج یکبار در نیمه دوم دروازه حریف را گشود و در حالی که بچه های ایران از شادی پرواز میکزدند کمک داور مسابقه این گل را با تصمیمی مشکوک مردود اعلام کرد تا ایران علیرغم شایستگیهای بسیار راهی دیدار رده بندی برابر تایلند میزبان مسابقات و یک استادیوم با جوی یکطرفه بسود میزبان شود اما بچه های ایران با گلهای داوود میر طوسی - محمد صادقی و منصور کاویانپور بانتیجه قاطع سه بر صفر شکست دادند مطبوعات تایلند پس از این مسابقات تیم ایران را شایسته قهرمانی معرفی کردند چراکه یک دیدار سرد و کسل کننده را از دو تیم فینالیست نظاره گر بودند این دوره بگمان اکثر کارشناسان اولین بار در تاریخ فوتبال ایران بود که سرمربی تیم نقشی تعیین کننده همپای بازیکنان در طول مسابقات داشت مصاحبه استاد پرویز ابوطالب در سال 1351 پس از پایان مسابقات با نشریه دنیای ورزش خواندنی است .

 

  پرویز ابوطالب مربی تیم جوانان ایران :

 کمبود بازیکن و نداشتن کسی که زبان بداند دشواریهای بزرگ ما بود !

 

  تیم ملی جوانان ایران که در جام جوانان آسیا یک مربی - یک سرپرست و یک داور همراه داشت به علت نداشتن یک گروه سرپرستی آشنا به فوتبال مسابقات و مقررات مربوطه و بالاتر از اینکه گروه سرپرستی حتی تا حدی که با یکی از زبانهای خارجی آشنا باشد تا بتواند احتیاجات روزمره خود را انجام دهد دچار مشکلات فراوان شد پرویز ابوطالب مربی تیم بود سروان خطیبی آجودان سرپرست سابق تربیت بدنی عنوان سرپرستی تیم را داشت و تا انجا که اطلاع داریم این اولین سفر ورزشی ایشان بود و حدود آشنایی به زبان خارجه سرپرست تیم که باید در جلسات مختلف شرکت میکرد و حداقل امتیازات معمول تیم خود را حفظ مینمود نیز بحثی است که بازیکنان تیم جوانان خیلی دلپذیر تر از آنچه ما میتوانیم بنویسیم بازگو میکنند !

   با چنین شرایطی که دکتری نیز همراه تیم نبود جوانان ما عازم بانکوک شدند و بعد ماجراهایی بوجود آمد که بدون تردید عامل بزرگ آن کم علاقگی مسئولان ورزش به اجرای صحیح مقررات - دقت در کار و شناخت قوانین را نشان میدهد و این چیز تازه ای نیست چرا که ما در طول سالیان کم و بیش علاقه مندی نشان داده ایم که باعث شرمندگی خود در سازمانهای ورزشی و کنفدراسیون های آسیایی باشیم وقتی به تیم اسرائیل قهرمان جوانان آسیا نگاه میکنیم و کالدرون گاپیتان تیم جوانان اسرائیل را با جام قهرمانی در دست میبینیم که از سه سال پیش در تیم ملی کشورش عضویت داشته به جام جهانی مکزیک رفته و حالا هم یک سرو گردن از نصرالله عبداللهی کاپیتان تیم ملی جوانان ما بزرگتر است و ادعا میکند تنها 19 سال سن دارد و سال بعد نیز در تیم جوانان اسرائیل خواهد بود به لزوم اعزام یک گروه سرپرستی مطلع و آگاه به مسائل که بتواند مسائل را در شرایط حساس حل و فصل نماید و از حقوق تیم ایران دفاع کند پی میبریم

   سپردن سرنوشت یک تیم تدارک دیده شده در کمال بی تفاوتی به یک گروه سرپرستی نا آشنا و بیکاره و بعد انتظار معجزه داشتن نشان از تفاوتهای فکری مسئولان ما با سایر کشورهای آسیایی دارد که چگونه گروهای سرپرستی تیمهای دیگر عمل میکنند و ما چطور فکر میکنیم زبان نمیدانستند - مقررات را نمیشناختند و اصولا در جریان مسابقات و در جلسات چنان چهره ای نشان دادند که بهیچ شکلی حساب نیامدند بگمان ما مقصر بزرگ مسئولین ورزش و گروه سرپرستی هستند که در حقیقت قادر به انجام وظائفی که باید انجام دهند نبوده اند و بالاتر از ان اصولا نمیدانستند چه باید انجام بکنند و برای چه همراه تیم بوده اند

  یادآوری این مسئله که مربی تیم ( پرویز ابوطالب ) در حقیقت به تنهایی عهده دار کار مربیگری - کنترل بازیکنان - وظیفه پزشک و حتی سرپرستی تیم را بر عهده داشته است نشان میدهد که تیم تا چه حد در بانکوک با دشواری مواجه بوده است و اگر یک گروه مناسب سرپرستی به یاری او می آمد تا مشکلات را از دوش او بردارد چقدر میتوانست تیم ایران موفقتر از آنچه که هست باشد چرا که نماینده ما در جلسات کمیته فنی و بحث و گفتگو ها یک تماشاگر مزاحم بود که در تصمیم گیری ها کوچکترین نقشی نداشته آنچه که بدست آمد تنها بسبب شایستگی خود بچه ها و موجودیت با ارزش آنها بود پایمال شدن حق ایران برابر اسرائیل با آن شکل داوری با بی تفاوتی بیش از پیش صحت نوشته های ما را شهادت میدهد

* شما بعنوان مربی تیم از کار بچه ها راضی بودید ؟

- بعقیده من کار بچه ها از هر نظر با ارزش بود آنها چه از نظر کیفی و مهمتراخلاقی کارشان در سطحی قابل ستایش بود درباره نتیجه بدست امده نیز نباید فکر کرد عنوان سوم نشانه موجودیت آنها بود تیم ما حقیقتا لیاقت دستیابی به مقام قهرمانی را داشت چه کلیه افراد تیم کارشان را بشکلی که انتظار میرفت انجام دادند حالا اگر مسائل مختلفی که شاید بتوان نام حادثه یا بد شانسی و غیره به آن داد اجازه ندادند که تیم ما بعنوان بالاتری دست یابد دلیل آن نیست که بچه های ایران شایسته نبودند

  ضمن اینکه تیم ایران از نظر بازیکن نیز بدشانسی داشت البته منظورم تنها آن سه بازیکن محروم شده نیست صرف نظر از عبداللهی - رشیدی و لواسانی چند یار آسیب دیده نیز داشتیم آندرانیک اسکندریان مهره تابت دفاع میانی در کنار محرومیت عبداللهی موجب شد که دفاع میانی تیم بکلی تغییر کند  این تغییرات سبب جابجایی بازیکنان دیگر شد و ما نتوانستیم از بازیکنان در پستهای اصلی خود سود ببریم بردن عیاس نوین روزگار به مرکز خط دفاع یکی از همین جابجایی ها بود که باعث تحلیل توان خط هافبک تیم شد

* نقاط ضعف تیم جوانان در بازیهای بانکوک چه بود ؟

- نقص تیم ما در چند پست بود که ممکن بود کار از آنجا عیب پیدا کند جابجایی ها که اشاره کردم سبب نزول تیم میشد عدم قدرت نتیجه گیری کافی از موقعیتهای بدست آمده در برابر دفاع حریف ضعف دیگر تیم ما بود که سبب از دست رفتن گلهای فراوان در طول بازیها گردید

 

* مشکلات کار شما در سفر بانکوک چه بودند ؟

- عمده نگرانی من از بابت دروازه بود محرومیت رشیدی یک روز قبل از شروع مسابقات مارا در وضعیتی قرارداد که تنها با یک دروازه بان در مسابقات حاضر شویم و اگر او در یک بازی صدمه میدید کسی برای پر کردن جای او نبود و ما بناچار نام عباس ترکان مدافع تیم را بعنوان دروازه بان ذخیره تیم معرفی میکردیم یکروز خودم به گوئیتیک دبیر کنفدراسیون آسیا کفتم اگر تعداد بازیکنان هر تیم که حق شرکت در بازی ها را دارند از 22 به 25 افزایش یابد خیلی از مشکلات تیمهای شرکت کننده حل خواهد شد و میتوانند در بعضی از پستها 3 بازیکن انتخاب نمایند تا مانند تیم ایران دچار دردسر نشوند گوئیتیک نیز این مسئله را پذیرفت و اظهار داشت سال بعد در تهران تصمیماتی در این مورد اتخاذ خواهد شد پس از آن ما بجز سرپرست فرد دیکری نداشتیم تا از جانب تیم ایران حرف بزند و همین باعث شد نتوانیم در مورد محرومیتها عکس العملی انجام دهیم و همچنین بخاطر عدم آشنایی به زبان و نرفتن به جلسات مختلف در برابر تصمیمات اتخاذ شدهدر باره بازیها و مسائل دیگر تسلیم بودیم . سه بازیکنی که محروم شدند نظیرشان در اکثر تیمها وجود داشت

   در تیم جوانان اسرائیل کالدرون عضو سه ساله تیم ملی این کشور بازی میکرد که در سال 1349 هم با تیم هاپوئل تل آویو برای شرکت در مسابقات قهرمانی باشگاههای آسیا به تهران آمد و حتی یکی از همراهان تیم اسرائیل در یک گفتگوی دوستانه با من قبول کرد سن کالدرون برای حضور در این بازیها قانونی نیست ولی دیدیم که او در مسابقات شرکت کرد

 * بهترین بازیکنان تیم از نظر شما چه کسانی بودند ؟

 - تمام کسانی که به بازی گرفته شدند خوب بودند اما جند نفر در این میان درخشانتر بودند حسن راغفر با اینکه برای اولین بار در مسابقه ای بزرگ شرکت میکرد درخشش قابل تحسین داشت تنها کمبود روحیه او را آزار میداد که سعی من بر این بود که با حرفهای دلگرم کننده ترس او را از حضور در میدان برابر جمعیت و حریف بیگانه از بین ببریم که تا حدود زیادی نیز موفق بودیم سپس جواد اللهوردی را باید اشاره کنم که بعد از مصدومیت در راه آمادگی کوشید و موفق هم شد و در تمام بازیها با شکل درخشانی کارش را ارائه کرد .......

                                                                                                                                              گزیده ای از مصاحبه استاد با نشریه دنیای ورزش 1351

 

 

                                                              ( FACE  TO  FACE  )

                                                          رایکوف و ابوطالب دو مربی با دو دیدگاه متفاوت نسبت به فوتبال

رایکوف - ابوطالب

    رایکوف - ابوطالب دو مربی با دوتفکر متفاوت نسبت به فوتبال هردو 2 سال رهبری تیم ملی جوانان را برعهده داشتند هر دو هم یک مقام سومی بدست آوردند اما رایکوف با حربه تقلب سعی در کسب عنوان داشت و ابوطالب با پشتوانه کار و دانش خود جالب آنکه کسیکه متقلب بود هرگز مشکلی پیدا نکرد اما تیم ابوطالب  به صغرسن محکوم شد و جالبتر آنکه مسئولان وقت رهبری یکی از بهترین تیمهای آسیا را از نظر امکانات و پول برای سالها به رایکوف سپردند اما ابوطالب پس از این موفقیت دوباره به سر جای اولش دیهیم برگشت گویی هیچ اتفاقی نیافتاده این تنها بخش کوچکی از حقیقت طرز فکر مدیران ورزشی ما را , در طول زمان نشان میدهد که غریبه ها همیشه ارجح تر از شایستگان داخلی هستند .

توصیح : ذکر این نکته ضروری است که در باب شایستگی های رایکوف تردیدی نیست هم او و هم پرویز ابوطالب برای فوتبال ایران زحمت کشیده اند و می بایست قدر دان هر دو باشیم  اما نحوه نگرش دو مرد تاثیر گذار در فوتبال ایران , در این مقاله مد نظر است همان موضوعاتی که هرگز چندان در بطن جامعه ای ورزشی ما  موشکافی نمیشود 

 

                                             سومین دوره آموزش مربیگری فیفا در قاره آسیا ( تهران 1352 )

  مهر ماه سال 1352 سومین دوره آموزشی مربیان آسیایی زیر نظر دتمار کرامر در استادیوم داوودیه تهران به مدت سه ماه برگزار میشود 59 مربی از سراسرآسیا که 20 تا سهم ایران و بقیه به سایر کشورها تعلق داشت برگذار میشود در این دوره به پیشنهاد کرامر آلن راجرز - جرج اسکینر - مک لنان و استاد پرویز ابوطالب او را بعنوان دستیار یاری میدادند

سومین دوره آموزش مربیگری در آسیا (1352)

 

  این کلاس ها هر چند باعث رشد فوتبال و سطح دانش مربیان ایرانی در کشور ما شد اما اگر منظم تر و حساب شده تر برگزار میشد تاثیری به مراتب عمیقتر بر فوتبال ایران میگذاشت دلخوری اول کرامر این بود که نزدیک به دو سال است که از برگزاری کلاسها خبر داشتید اما هیچ چیز سر جایش نیست روز اول که به تهران آمدم تنها دو شاگرد قبلی ام ( ابوطالب و رنجبر ) از من در فرودگاه استقبال کردند و اگر این دو هم نبودند چه بسا گم میشدم نه محلی را برای من تدارک دیده بودند و نه هتلی و .....

    سپس او از بی برنامگی های کمیته ملی المپیک شکایت داشت و اینکه چرا افرادی را فدراسیون به کلاس دعوت کرده که بعضی هایشان حتی اولین دوره های مقدماتی مربیگری را نیز ندیده اند و گروهی نیز خیلی از مرحله  پرت هستند و تعدادی هم از نظر آمادگی عضلانی هیچ شرایط مناسبی نداشتند .

   اما در این دوره که تا اواسط دیماه ادامه یافت بارها و بارها کرامر از شاگرد ممتاز خود در اولین دوره آموزشی فیفا در دانشگاه چیکو ژاپن زبان به تعریف گشود و ..... ( شرح کامل گفتگو های این نابغه جهان فوتبال و خاطراتش از فوتبال ایران را در بخش بزرگان مطالعه فرمایید )

 

            ادامه دارد .........