A+ R A-

تبلیغات

رجیران

مطالب

بیژن رفیعی

بیژن رفیعی 

 

  بیژن رفیعی  ( Bijan Rafie )

 

 تقدیم به او , که رنگین ساخت ورزشی را  , غرق بود در سپیدی و سیاهی های اذهانی کدر   ......... و پایانی  بر تک صدایی ها در جهانی مرد محور    تقدیم به شما  که همه شوقی و احساس  .... عالیجناب بی تکرار بیژن رفیعی 

ای سراینده ای ورزش , .... استاد عزیز ....  , سطر سطر نوشته های شما   , خوانده ام و اندیشه  شما  را  میستایم  ...  امروز اما ,  جاودانه هایت , شهادت خواهند داد , تو را و شایستگی هایت را  آن چنانکه که گویی , پیش از تو هیچ نبود . امید که , مرا ببخشند بزرگان پیش از شما , ...

 یگانه پناه تبعیدی های عرصه قلم و ورزش  ( مطبوعات ورزشی ) ... چه ظالمانه تا سحر , سه بار انکار شدی از سوی همانها که پناهشان بودی  ....... !! ....  همان ها که صاحب نام و نشان  ساختی شان  ....... و زمانه , چه  نیک اعمالشان را , پاسخ گفت .

 

 

--------------------------------------------

 

بیوگرافی .......

 

نام                بیژن رفیعی

تولد              بهمن 1317 ( تهران )

رشته            بسکتبال

رتبه             نویسنده   و  نخستین سردبیر نشریه ورزشی موسسه اطلاعات , "هفته نامه دنیای ورزش " 

حرفه            دبیر ورزش

 

-------------------------------------------

 

 استاد بیژن رفیعی ........  والاترین ورزشی نویس  مطبوعات ایران ,  با تاثیراتی  شگرف بر ساختار ورزش ایران دهه 40 و 50 شمسی  , مبتکر موجی نو در نوشتار و نگرش بر پدیده ای اجتماعی ورزش ,.....  ترکیبی ناب وبدیع از ترنم شاعرانگی و رنک ,  بر  سپیدی بکر کاغذ , و پدیدار گشتن   اثاری چشم نواز و فاخر و نثری بواقع  کم نظیر.... با محوریت نشریه ای نوگرا  بنام دنیای ورزش .......... و این تمام ماجراست .

 

 

  سالهای نخست دهه 40 شمسی , هیئت تحریریه کیهان ورزشی ( نشریه ورزشی موسسه کیهان ) از وجود جوانی بهره مند شد که , دبیر ورزش دبیرستانهای تهران بود و دلبستگی اش بسکتبال  و حضور در باشگاه تهرانجوان  .......... 

 تفاوت دیدگاه و نگرش  , همراه با  استعداد و  آشنایی با اصول نویسندگی  سبب افزایش قابلیتهای نوشتاری او شد ...   آنگونه که در او موجب ارتقاء دریافت " حس و حال میادین و سالنهای ورزشی "  شد .  مهمترین وجه تمایز او با سایر نویسنده های هم دوره را میتوان در نوع و زاویه دید   , خلاصه نمود   .  و آنگاه , بیان ساده مطالب با واژه هایی روشن و شاد ..... . همان که ویژه  خود است " اصل اصل "  و نه از روی تکرار و تقلید .... واژه گانی که تا پیش از او , بندرت در  متون ورزشی  مشاهده شدند ......  ستاره کاشتن ....  سایه ی نقره ای ..... گل امید ..... چهره مثلثی ...... قطره اشک , روی گلبرگ گونه .......

 

 

 -------------------

دو نمونه از مقالات استاد بیژن رفیعی - سالهای نیمه نخست دهه چهل شمسی - که نشانی دارد از استعدادی کم نظیر  در نگارش و فرم دهی کلمات , با نثری شاعر انه و صحیح , جهت  یک مقاله ورزشی ....  با توجه به این اصل که  نمونه را تنها باید با شرایط و استاندارد های همان دوره  سنجید , و مورد قضاوت قرار داد.

 

  

" دوشنبه - علیرغم همه بت شکنی ها , نمونه های تازه ای ظهور میکند و دیر باری بود بر چهره ستارگان دیار ما جز نقش یک مرد , زیور نمیگرفت و حالا آغاز فصلی است که میتوانیم , بت ها را در میان بانوان دیار خود جستجو کنیم , دیشب باز یک (( سرشناس )) آفریده شد . بتی که مردم ساختند . با فریادهایشان , خروششان و عوغایشان و من با اینکه سخت می هراسم  از این سازنده بتی باشم  ناچار باز قلم در دست دارم با این امید که هرگز بر تکه های شکسته این بت اشک نریزم .

 یک روز بهار بود که در میان چمنهای نیمه سوخته استادیوم ما , یک گل امید روئید . در پناه زمان پرورش یافت تا آنجا که بت دیار ما شد . او مردی بود که برای تریبون نشین ها  در زمین ستاره می کاشت و ای دریغ که چه زود این بت شکست و به دورتر مینگرم , در پناه پیکر مردی به استواری صخره های قلل سایه یک بزرگ بر تشک های ما نقش می بست که پدید آورنده پیروزی , امید و بزرگداشت غرور و مردی در میان جوانانمان بود ولی این نیز به افسانه ها پیوست بدین سان است که میهراسیم .....

 با این همه دیشب در سالنی که بر گونه های تب دار حاضرین از حرارات قطره های عرق نشسته بود , ظهور یک (( امید )) گل بهار رویاند و در سرمستی این بهار همه چیز فراموش شد . چهره اش آرامش داشت , حرکاتش موزون و قابل تقلید بود ولی بالاتر از همه اینها , سایه یک صلیب بود که بر پیکرش پرتو می انداخت . یک صلیب کوچک طلایی که با زنجیری ظریف گردنش را حلقه کرده بود . در آغاز باین گردن اویز سخت نگریست و آنگاه زیر یقه پیراهنش آن را پنهان کرد ولی در همان ابتدای تلاش , باز نمایان شد . سایه اش روی پیکر او بعظمت همه پیکرش بود و در پرتو این سایه لرزان , او هر چه خواست کرد تا انجا که همه یک نفس سرود (( تت )) میخواندند و حالا این سرودی است که شاید تا دیر باز , مادران دیار ما بر گهواره فرزندانشان زمزمه کنند .

 

بیژن رفیعی      

   جز او باز صاحب چیزهای دیگر نیز بودیم , ولی همه ندرخشیدند و شاید پرتو خیره کننده او بود که دیگران به آسانی رنگ هستی نمیگرفتند , ولی با این همه یک دختر گندمگون با گیسوانی بسیاهی فلق که بر چهره اش لطافت بهار , آرامش یک روح بدون دغدغه و بالاتر از اینها روشنایی یک زندگی می درخشید باستوار شخصیت و هنر خویش در میان جمع آبی پوش های ما ظهور کرد و او (( ملک )) بود  ......... 

با سوت پایان , همه بمیدان ریختند و شاید جمعی بر آن بودند که برای اولین بار دختران قهرمان را بر دوش بکشند . تت استوار و موقر چون نگینی در میان حاضرین بود . هر کس چیزی میگفت و او تنها با لبخندی بروشنی بهار تشکر میکرد . سایه صلیب کوچک طلائیش با عظمتی خاص همه پیکرش را پوشانده بود , پلیس با احترام دختران پیروز ما را دو طرف به صف کشید , تا آرام از میان جمعیت بگذرند و بدینسان بود که برای ورزش ما یک بت دیگر آفریده شد  بتی که بر خلاف گذشته بر چهره اش نقش یک زن رسم شده است . "

                                                                         5 خرداد 1344 - هفته نامه کیهان ورزشی شماره 520

 

* مطلب فوق در باب پیروزی ارزشمند تیم منتخب والیبال بانوان دانشگاه تهران  , برابر تیم  بانوان ترکیه نگاشته شده و تت ( ماری تت , کاپیتان پر افتخار تیم ملی  بانوان ایران ) و ملک ( دکتر ملک ستاره والیبال بانوان  )    .  

   

 سخن از نبوغ است و ترکیبهای بدیع ,  سخن از قلم طلایی نیست , بحث اندیشه است .  جوانی 27 ساله , در مختصات زمانی دهه چهل شمسی  , همان روزها که بحث روز , کری شاهین و دارایی و تاج ., و سینمای گنج قارون بود .................... بر اساس آرشیو موجود    , این نخستین بار است که تقدیری چنین شایسته  از بانوی  ورزشکار ایرانی , بعمل امده و ذکر نام نویسنده (  بیژن رفیعی )  در پایان مقاله ,  دال بر ممتازی مقاله است , چرا که  هفته نامه کیهان ورزشی , به طور مرسوم  نام نویسنده را ذکر نمیکرد , مگر آنکه مقاله را  شخصی چون استاد صدرالدین الهی ,  نگاشته باشد .... با گذشت یکسال ,  ورزش بانوان ایران , با کسب مدال برنز بازیهای آسیایی 1966 بانکوک ,  نخستین موفقیت بزرگ و بین المللی اش را جشن گرفت  , 

و ازاین دست مثالها , فراوان است ....... مقاله ای او  در باب پرویز قلیچ خانی در نخستین روزهای شهرت و نام آوری , تحت عنوان " قیچ خانی کیانی شجاع " مرداد 1344 کیهان ورزشی شماره 529 " که بتحقیق , مدلی شد برای معرفی ورزشکاران در مطبوعات ورزشی ما  .....

 

...... مرد جوان فوتبال ما " پرویز قلیچ خانی " بک راست تیم ملی همه عظمت زندگیش را در شبی میداند که در مقابله با نورنبرگ , پیروز میدان را ترک گفت . آن شب , امجدیه پر فروغتر بود . چمن ها سر سبز تر و قلبی امیدوار تر

 آخر مگر نه اینکه فوتبال نیز یک عشق است . پرویز میگوید : من عاشق فوتبال هستم . وسعت چمن با سر سبزی و طراوتش در زیر چراغ های خیال انگیز که سایه هایمان را بدنبال میکشد و در میان فریاد های بی قراری که تریبون را بلرزه می اندازد ............ او مودب , عاشق و پرتوانست . چهره اش نمایان این حقیقت نیست که هنوز 19 بهار بیشتر از هستیش نمیگذرد . استخوان بندی استوار , چهره ای کودکانه و مثلتی و تا حدودی گوشت آلود . پیشانی کوتاه که نیمی از آن زیر زلفش پنهان شده با یک جفت چشمان روشن و زنده که مژگانی کوتاه و خمیده آن را احصار کرده اند  . این چهره جوانی که شکوفه های زندگی تازه , روی چهره اش شکفته .  

 

 

 

 

 

------------------------------------- 

----------------------------------------

* جدایی از  کیهان .....

 

  علیرغم پیشرفت  چشمگیر اما همکاری با کیهان , بسیار زود به  پایان رسید ............. یک اختلاف نظر یا سلیقه , که چندان نیز حائز اهمیت نبود , مسیرها را  جدا  و سرنوشت ها را تغییر داد ....   آنگاه , چند ماه بلا تکلیفی و سپس دریافت پیشنهاد همکاری از سوی موسسه اطلاعات و پذیرش ان از سوی استاد , سبب شد تا دگر بار , نویسندگی را از سر بگیرد    و چنین بود که  از میانه سال 46 ,  مسئول بخش  ورزش موسسه اطلاعات شد . 

 

*  نکته :  آن سالها  موسسه  اطلاعات , فاقد یک نشریه  کاملا ورزشی بود ...... آنها که  , در تمام زمینه های اجتماعی  ( هنری - جوانان - بانوان - کودکان ...... ) قصد رقابت با موسسه کیهان را داشتند  , با وجود هفته نامه کیهان ورزشی ,  پرداختن به  ورزش  و کسب موفقیت را , بسیار دور از دسترس میدیدند . بر این پایه , موسسه اطلاعات  هرگز در اندیشه انتشار یک نشریه  کاملا ورزش نبود و با پیوستن استاد بیژن رفیعی به موسسه اطلاعات , او ابتدا  مسدول ستونهای ورزشی  هفته نامه هایی چون جوانان , اطلاعات هفتگی و  ........   شد .      

 

 

   دوسال , بدین منوال گذشت .............  اما میانه سال 1348   بیژن رفیعی با ارائه طرح انتشار یک هفته نامه کاملا ورزشی برای موسسه اطلاعات , نخستین گام را برداشت  . آن روزها موسسه  شرایط مطلوبی نداشت و علیرغم تلاش بسیار , در اغلب زمینه های اجتماعی - فرهنگی و هنری ... عرصه را به رقیب قدرتمند خویش , " کیهان " واگذار کرده بود  

 از سوی دیگر مقبولیت و محبوبیت  کیهان ورزشی  , بعنوان  نشریه ای مونولوگ  ( تنها نشریه ای ورزشی پرتیراژ ایران )  چنان بود  که تصور رقابت با آن , بسیار دشوار و حتی غیر ممکن بنظر می رسید  .....  حضور  کادری مجرب و بواقع استخوان دار ( چهره ممتاز عرصه ای قلم و مطبوعات )   , شانس موفقیت  هفته نامه ورزشی موسسه اطلاعات را , برای رقابت و کسب مقبولیت ,  به کمترین حد ممکن میرساند و پذیرش طرح  جوانی 31 ساله , همسان برداشتن یک ریسک , با درصد موفقیت بسیار پایین بود   که در صورت عدم موفقیت , هزینه های فراوان را روی دوش  موسسه خواهد گذارد    . اما بجهت حضور زنده یاد فرهاد مسعودی ( فرزند سناتور عباس مسعودی - بنیانگذار موسسه اطلاعات ) و اعتقاد و ایمان راسخ او به قابلیتهای بیژن رفیعی , پیشنهاد او  پذیرفته شد  تا فرصتی کم نظیر  نصیب استاد گردد .  نقش زنده یاد فرهاد مسعودی در پیدایش نشریه دنیای ورزش , چنان عمیق و بنیادی است  که استاد بیژن رفیعی همواره موفقیت های خود و نشریه  ( دنیای ورزش )  را مرهوم حمایت و اطمینان او ,  میداند . 

 

صدرالدین الهی - مهدی دری - کاظم گیلانپور - داریوش اسداللهی

   * بزرگان عرصه قلم و ورزش , جملگی عضو تحریریه کیهان ورزشی , عزیزان بترتیب از راست : دکتر صدرالدین الهی  - زنده یاد مهدی دری - زنده یاد داریوش اسداللهی و زنده یاد کاظم گیلانپور - با وجود نویسندگانی چنین استخوان دار و نخبه , که هر کدام به تنهایی ضامن بقا و موفقیت یک نشریه بودند , تصور رقابت میان هفته نامه ای  نو پا , با  کیهان ورزشی , همانند  رویا بود و بس .   

 

 

 

 

---------------------------------------.  

* گزینش تحریریه  .....

---------------------------------------

 

 از همان روز نخست با کار گزینش کادر تحریریه دنیای ورزش , رقابتی  نا برابر , آغاز شد .. استاد بیژن رفیعی مسئول انتخاب نویسندگان تحریریه شد و او میبایست از میان جوانانی کم تجربه  تعدادی نویسنده را گزینش نماید و سرانجام کادر اولیه  , نویسندگان دنیای ورزش چنین تشکیل شد :

 

1 ) پرویز زاهدی ( 29 ساله ),  دبیر علوم ( طبیعی )  دبیرستان - سال 1349 چند ماه پس از انتشارنشریه دنیای ورزش , از موسسه کیهان خارج شد  , و سپس با نظر استاد  رفیعی به مجله ی دنیای ورزش امد .  نخستین مطلبی که استاد زاهدی نوشت در مورد بسکتبال بود اما , سپس همراه با استاد جعفر دهقان مسئول بخش فوتبال شد

 

2 ) جعفر دهقان نیری ( 27 ساله ) آن روزها استاد جعفر دهقان , دارای هیچگونه سابقه ای در امر نویسندگی ورزشی نبود .... او در بخش هنری موسسه اطلاعات   شاغل بود  .

 

3 ) زنده یاد حسین حصاری ( 25 ساله ) او نیز هیچگونه سابقه در امر ورزش نداشت ..... استاد حسین حصاری بهمراه  جعفر دهقان در نشریه دختران و پسران مشغول بود با این تفاوت که استاد دهقان دارای شرایط و رتبه بالاتری نسبت به  حسین حصاری بود .

 

4 ) زنده یاد حسین جباری  ( 23 ساله )  بدون سابقه در امر نویسندگی ورزشی , زنده یاد حسین جباری در بخش سازمان شهرستانهای موسسه اطلاعات مشغول بود و با نظر استاد رفیعی به دنیای ورزش آمد و پس از چند سال نویسنده مطالب مشتزنی نشریه شد .

 

5 ) ابوالفضل جلالی ( 21 ساله ) شاگرد استاد رفیعی در دبیرستان محمد رضا پهلوی سابق ( چهار راه قصر ) او ابتدا گروهبان ارتش بود و سپس پیش استاد رفیعی آمد تا با تکیه بر آشنایی قبلی , مشغول بکار شود ... ابوالفضل جلالی ابتدا تنها مسئول هماهنگی ها بود و سپس بعنوان خبرنگار در نشریه دنیای ورزش , مشغول بکار شد .

6 ) صفر خواجوی راد ( 30 ساله ) استاد جواجوی راد با سابقه ترین مطبوعاتی در میان دنیای ورزشی ها بود . اما او در  ورزش , تجربه ای نداشت و تخصص اش در نوشتار مطالب طنز و فکاهی بود . صفر خواجوی راد , یکبار بمدت دو سال از جمع دنیای ورزشی ها دور شد و سپس بار دیگر بازگشت .  

 

7 ) یونس علیشیری ( 32 سال ) استاد بزرگ عکاسی با تخصص ویژه در عکاسی میدانی .... او نیز ابتدا با کیهان ورزشی اغاز نمود و پس از بروز یکسری اختلافات به موسسه اطلاعات پیوست و تحت نظر استاد بیژن رفیعی بعنوان نخستین عکاس نشریه دنیای ورزش , مشغول بکار شد ......... استاد همواره از بیژن رفیعی به نیکی یاد میکند .

8 ) علی کاوه ( 25 سال ) استاد و هنرمند بزرگ عکاسی از سال 1349 به مجله دنیای ورزش آمد و بمدت چهار سال , تحت نظر استاد رفیعی مسئول تهیه عکس و اسلاید مجله دنیای ورزش بود . او سپس به صدا و سیما پیوست . استاد کاوه نیز همواره و همچنان از بیژن رفیعی به نیکی یاد میکند .  

9 ) عزت ساری ( 26 ساله ) مسئول تدارکات و هماهنگی دفتر دنیای ورزش که از نخستین روز ها با دنیای ورزش بود و از وفادارترین ها به استاد بیژن رفیعی  .....

 

 

      

 

دنیای ورزش بیژن رفیعی  * سیمای شاداب کادر تحریریه  دنیای ورزش - جشن تاسیس موسسه اطلاعات . هتل اوین  1355 ............ روزهای شاد برای فرزندان شایسته ایران بترتیب از راست : قاسم محمدی ( عکاس ) - زنده یاد حسین جباری ( نویسنده مشتزنی ) - استاد بیژن رفیعی ( سردبیر ) - فریدون نیکوکار - استاد جعفر دهقان - استاد پرویز زاهدی - حسین حسینی - زنده یاد حسین حصاری - فرامرز تهرانی رفیع - و فرد نشسته , صفر خواجوی راد 

 

 

 

----------------------------------------------- 

*  ویژگی یا شاخص ارزشمند ؟  ..............

  .

  .بیقین ,  فضای  تحریریه هفته نامه ی  دنیای ورزش ,   یک بستر مناسب برای رشد استعداد های جوان و کم نام و نشان بود . جوانهایی که علاوه بر راهنمایی و نظارت , نیازمند دیده شدن و تشویق بودند .  بر این پایه و با درایت استاد بیژن رفیعی ,  تحریریه دنیای ورزش  به سکوی پرتاب تعدادی نویسنده ی نو پا تبدیل شد . طرح استاد برای شناساندن نویسنده های جوان  , بسیار هوشمندانه و موثر بود آنچنانکه طی چند سال , هر یک به نامهایی اشنا و قابل اتکا در حیطه فن نویسندگی ورزشی , تبدیل شدند  

 استاد بیژن رفیعی در مقام سردبیر همواره تاکید داشت که   در بالای هر مقاله ,   نام نویسنده ی همان مقاله ( گاه حتی با انتشار یک عکس پرسنلی از وی ) قید شود  .  و این خود یک شاخص ارزشمند در فن نویسندگی  و یک موهبت بزرگ برای  تحریریه جوان دنیای ورزش , بود . روشی که در دیگر مطبوعات کمتر رایج بود  و گاه سالها ( شاید بیش از یک دهه )  زمان نیاز بود تا نویسنده های جوان , از سوی مخاطبان خویش شناسایی شوند . 

 

 استاد با دید باز و اندیشه  مثبت خویش ,  همواره در جهت تحریک و تشویق هر چه بیشتر نیروی های جوان , بویژه کادر تحریریه بود که اغلب آنها تحت نظر خود او مبانی و فن نویسندگی را آموختند   . حتی  اگر  یک نویسنده در یک شماره  دارای دو مقاله بود , در هر دو مقاله ,   نام او قید میشد . بر این اساس ,  چهره های جوان و کم نام و نشان دنیای ورزش , طی کمتر از پنج  شش سال , هر کدام صاحب  اعتبار و جایگاه , میان جامعه مطبوعاتی ایران شدند که براستی کم نظیر  و  ارزشمند بود ....   

و این در شرایطی بود که سایر نشریه ها از چنین نگاهی برخوردار نبوده و زمینه معرفی و شناسایی نویسنده های جوان را , فراهم نمیساختند . بعنوان مثال  کیهان ورزشی تنها هنگامی  نام نویسنده یک مقاله را قید می نمود که مقاله ی مذکور ,  اثر نویسنده ای ممتاز و صاحب نام  باشد همانند دکتر صدرالدین الهی  - زنده یاد مهدی دری ( سردبیر ) - زنده یاد حسین فکری  و در سالهای بعد از ان , زنده یاد کاظم گیلانپور و زنده یاد داریوش اسداللهی  ............   . البته در ادامه کیهان ورزشی نیز همانند سایر موارد  , در روش خویش  تجدید نظر کرد و از سالهای میانه دهه 50 نام اغلب نویسنده ها را  متذکر میشد . بر این پایه , تعدادی از مقالات دهه 40 شمسی در کیهان ورزشی , که بسیار ارزشمند هستند  بدلیل قید نشدن نام نویسنده ,  از نام نگارنده ان مطلب بی اطلاع هستیم و اغلب موارد تنها به گمانه زنی میتوان اکتفا نمود .  

 

دنیای ورزش بیژن رفیعی * چند نمونه از نحوه معرفی نویسنده های مقاله ها از سوی مجله دنیای ورزش .... طرحی که سبب معرفی و شناسایی هر چه بهتر چهره های جوان شد . 

-------------------------------------------

 

 متاسفانه این روش موثر و کارآمد برای تشویق و معرفی هر چه بهتر نویسنده های جوان و نوپا , با دور شدن استاد بیژن رفیعی از صحنه مطبوعات به فراموشی سپرده شد و  شرایط به همان روال  رایج در سالهای دهه ی چهل شمسی بازگشت .  در سال 1362 , هفته نامه دنیای ورزش ,   به همین موضوع  اشاره ای روشن دارد .

دنیای ورزش بیژن رفیعی* بخشی از مطلب هفته نامه ای دنیای ورزش در آذر ماه 1362 ( روزهایی که استاد بیژن رفیعی دیگر با هفته نامه ی دنیای ورزش همکاری ندارد )  بخش پاسخ به نامه ها , که پاراگراف هایلات شده , بروشنی اشاره دارد که هفته نامه ای دنیای ورزش , بر خلاف رویه معمول خود در دهه 50 ,  دیگر نام هیئت تحریریه  را همراه مطالب شان ,  قید نمیکند مگر مطلب گزارشی از یک سفر ورزشی یا اصطلاحا سفر نامه ی ورزشی باشد ! 

---------------------------------------------------

 

 اما امروزه دیگر  ,  قید شدن نام نویسنده و انتشار عکس کوچک او در کنار مقاله یا نوشته اش ,  امری بسیار رایج و بدیهی است  و چنانچه مقاله ای فاقد اینگونه مشخصات باشد , یک علامت سوال در ذهن مخاطب , پدید می آورد . بنابر این  استاندارد های اعمال شده توسط استاد بیژن  رفیعی در دهه 50 شمسی , اغلب بسیار شبیه به انچه میباشد که اکنون در دهه های 80 و 90 شمسی , ناظر ان هستیم و این در نوع خود بسیار قابل  تعمق است . 

 

 

 

 

 

 

 

-----------------------------------------

* پرسپولیس   ............ 

 

 سالهاست که در فضای فوتبال باشگاهی , سخن از محبوبیت کم نظیر  سرخپوشان است . موهبتی  که علیرغم کاهش فراوان  , گویی همچنان پا بر جاست . اما روزگاری  پرسپولیسی ها با فاصله , محبوبترین تیم فوتبال ایران بودند . محبوبیتی که بیقین وام دار باشگاه شاهین بود . حال ارتباط میان استاد بیژن رفیعی و نشریه دنیای ورزش با پرسپولیس چیست ؟ 

  

 

 

 

 

  

 

 

 

 

-------------------------------------------

-------------------------------------------

 

* دنیای ورزش  .............

نویسنده و سردبیری توانا -    برای نخستین بار, مطبوعات ورزشی ایران , سردبیری دارد که عالی نیز مینگارد و نویسنده ای که مدیری لایق است , نکته ای که اغلب اهل فن به ان اذعان دارند 

  تاریخ مطبوعات ورزشی ما , مملو از نام هایی است که هر کدام به فراخور توان و استعداد خویش , تلاش نموده و بمرور مسیر رشد و تعالی حرفه ای خویش را پیموده اند . اما شاید تنها چند تن باشند که فرصت نشان دادن توانایی های خویش را , در مقام یک سردبیر توانا , آن هم در هفته نامه ای پر تیراژ  , داشته اند . در مقابل اما , نامهایی هستند که عالی مینگارند ... عالی تفسیر میکنند و به اصول و فن نویسندگی احاطه ای کامل و تحسین بر انگیز  دارند . گنجه ای ذهن انها , مملو از واژگانی هست که روی سپیدی کاغذ , چون نگین می ماند و البته که تعداد این نامها , بمراتب بیش از آن سری نخست است  .... 

 اما سالها تجربه نشان داده  , آنگاه که یک نویسنده چیره دست و حاذق , در جای یک سردبیر نشست , اغلب دیگر نه یک سردبیر موفق بود و نه نویسنده ای چون روزگار پیش , توانا .... موردی که حد فاصل سالهای 30 الی 50 شمسی , بارها و بارها تکرار شد و هر بار , ثمره ای  مشابه با مرتبه ای پیشین ...... هر کدام از آن عزیزان که اغلب از بزرگان عرصه قلم ورزش و مطبوعات هستند ( که شاید ذکر نامشان نیز ضرورت نداشته باشد ), مدتی بعد , از مقام سردبیری کناره گرفتند و حرفه ای نویسندگی را بر مدیر بودن ترجیح دادند ..... تا انکه در اواخر دهه 40 شمسی با اغاز انتشار هفته نامه دنیای ورزش , مطبوعات ورزشی ما , نمونه ای تازه را تجربه کرد . سردبیری که خود نویسنده ای تواناست  یا نویسنده ای که یک مدیر کارامد است .

 استاد بیژن رفیعی , نخستین سردبیری بود که هم نویسنده ای توانا بود و هم مدیری کارامد ..... او با عشق بی حد و مرزی که به حرفه اش داشت , جزء به جزء , سطر به سطر  مطالب هفته نامه  را بررسی میکرد تا بر تمام وجوه آن , نظارتی کامل داشته باشد . برای او خواندن و نوشتن و اصلاح کردن , نه حرفه , بلکه خود زندگی بود و به اعتقاد بسیاری از کارشناسان , این تنها و تنها رمز موفقیت دنیای ورزش در عرصه تنگ و دشوار ان روزهای مطبوعات ورزشی ما بود . مدیری عاشق ,  که عالی مینگاشت و نویسنده ای که,  با تمام وجودش مدیریت میکرد .  

 

 

دنیای ورزش بیژن رفیعی 

 

 

 

--------------------------------------------

* ویژگی  ...........

  بارزترین ویژگی هفته نامه  دنیای ورزش , اجتناب از حواشی و سخن های درگوشی ( شاخصه اصلی نشریات ورزشی امروز  )  که هرگز آغشته به آن نبود  .... موضوعی که ارتباط مستقیم با  فطرت سردبیر و اندیشه هایش , داشت  , 432 شماره , ~ 22500 صفحه و نزدیک به چهار میلیون سطر , بدون یک خط , بدگویی نسبت به دیگران و یا حتی پاسخگویی نسبت به بدگویی دیگران !!

 

 فراموش نمیکنیم , نشریات ورزشی هم دوره ( کیهان ورزشی - تاج ورزشی ) چه مطالبی نگاشته اند و گاه , سمینار و جلسات آنچنانی و مکرر , برای محکوم نمودن شخص یا گروهی و ....... تا انجا  که گاهی مخاطب را به خطا میبرد که شاید در مجموعه دنیای ورزش ضعفی وجود دارد و .... حتی تاج ورزشی که بنظر  ارتباط دوستانه ای با هفته نامه دنیای ورزش داشت و بارها از ان به نیکی یاد کرد , در جریان انتقال سه ستاره والیبال باشگاه آبی به پرسپولیس , ناشیانه گناه را بپای سردبیر و برادر او نگاشت اما , در کمال بیگناهی کوچکترین واکنشی از سوی تحریریه دنیای ورزش دریافت نشد تا .........  سال بعد , با زدوده شدن ابرهای شک و تردید  , دسته گل تاج ورزشی سفیر عذر خواهی باشد و پایانی بر کدورت های میان دو نشریه  ...

بیژن رفیعی

 

 

 

 

 ----------------------------------

* ورزش رنگی یا ورزش سیاه و سپید !

 

 

چه آن دسته ورزشدوستانی که مطبوعات ورزشی را تا قبل از  تابستان سال 49 , عاشقانه از پیشخون کیوسکها می قاپیدند و چه آنانکه بر حسب ذوق وسلیقه , گاه با انتقاد و گلایه  به  رویه مرسوم در  موسسه های مطبوعاتی نظر خود را ابراز میداشتند   . هیچ یک از دو گروه باور نداشتند  که بزودی ,مقوله ورزش نیز همانند سایر جنبه های اجتماعی با صفحات رنگین عجین گردد  ............. 

 

 

تا پیش از تولد نشریه دنیای ورزش  ( 14 شهریور 1349 )  بلطف وجود هفته نامه کیهان ورزشی , سهم  دوستداران و علاقمندان ورزش از تصاویر رنگی  , تنها به  یک مورد در سال محدود  ,  که ان نیز در اغلب موارد مختص , به یک قهرمان رشته کشتی و یا فوتبالیست سال , به انتخاب هفته نامه مذکور  !! ....................بله تنها و تنها یک برگ در طول سال , روی جلد ویژه نامه نوروز کیهان ورزشی  ....

 

 روندی  که از آغاز سال 1339 تا ابتدای سال 1350  ( به استثنای سال 49 که سه شماره با جلد رنگی و سال 43 که به جهت صعود تیم فوتبال به المپیک توکیو , دو شماره با جلد رنگی منتشر شد  ) تداوم یافت و سایر نشریات ( جوانان - اطلاعات هفتگی - فردوسی - تهران مصور ...... )  نیز بندرت شاید هر دو الی سه سال یکبار روی جلد , عکسی رنگی از  ورزشکاران و قهرمان محبوب جامعه  داشتند  ..... در یک جمله تا پیش از شهریور 49 در جامعه ایران , مقوله عکس رنگی و پوستر  , مختص به هنرپیشه های سینما و خواننده های  روز ( پاپ و سنتی )  بود و ورزشکاران  سهم چندانی از مقوله  هنر , عکاسی و تبلیغات نداشتند .........  و مدیران کیهان ورزشی نیز , بعنوان تنها نشریه پر تیراژ ورزشی ایران  , دستها را  به نشانه تسلیم بالا برده و ............. 

 

 چنانکه طی یک  مقاله  در  کیهان ورزشی سال 1345  , زنده یاد استاد کاظم گیلانپور به یک بانوی مخاطب ناشناس (  بر اساس تمایل به ناشناس بودن محاطب  )  که به فرمت  و ظاهر و همچنین مطالب کیهان ورزشی اعتراض دارد , چنین پاسخ میدهد  :

........... هر دستگاه مالی یک سیاست مالی دارد که ناچار است ان را تعقیب کند ... ممکن است بگویید , کیهان آن قدر دارد که در کیهان ورزشی ضرر کند و این ضرر را تجمل کند , و این بدون توجه به منطق است ..... زیرا کیهان ورزشی یک واحد مستقل مالی در دستگاه وسیع کیهان است پول کاغذ , کلیشه , چاپ و کار میدهد و برای تمام اینها اوراق حسابداری و قبض صادر میشود و جساب و کتاب رسمی دارد و معمول این است که در دستگاههای مالی وقتی دیدند شعبه ای درست دخل و خرج نمیکند , درش را میبندند یا بصورتی میکند که دخل و خرج کند .......... ممکن است بفرمایید پس علاقه و شور نسبت به ورزش در این وسط چه میشود ؟

 جوابش اینستکه اقدام به نشر کیهان ورزشی در ده سال پیش که تعداد خوانندگان ورزشی بسیار کم بود با صرف هزینه سنگین و تحمل ضرر طی سالهای سال بهترین دلیل علاقه دستگاه کیهان , به ورزش است . همه اینها را برای شما که نامه خوبی نوشته اید باز میکنم تا روشن تر شوید ..... کیهان ورزشی یک نشریه صد در صد تجاری نبوده و نیست , ولی یک نشریه صد در صد احساسی هم نمیتواند باشد کسانیکه متصدی این نشریه بوده اند در سالهای اخیر خیلی خون دل خورده اند تا توانسته اند بین این دو نظریه آشتی برقرار کنند . آنها که مسئولیت مالی داشته اند از ضرر میهراسیدند و و مجله را تهدید به تعطیلی میکردند و پیشنهاد هایی میکردند که مجله از ان راه ها  کسب در آمد کند .... این راه ها هرگز مورد تایید ما نیست     

 

 ما خود اشکال کار را میدانیم اما با امکانات فعلی داخلی و با امکانات فعلی که ورزش کشور در دسترس ما گذاشته است میتوانیم همین نشریه را چاپ کنیم . ولی غصه میخوریم که این قدر از دیگران عقب هستیم , در حالی که ازاز نظر وسعت فکر و ابتکار و توان کار , خود را عقب نمیدانیم    

 

 

حال نشریه ای نوپا , قالب های ذکر شده در پاراگراف بالا را , به چالش میکشد .... مجله ای  تمام ورزشی با ظاهری متناسب که بروی جلد تصاویر رنگی دارد و علاوه بر ان , در صفحات داخل نیز , چهار برگ رنگی با چاپ هلیوگراف و براق !

* هلیوگراف دستگاه مدرن آن روزها , که تصاویر را بسیار شفاف و مرغوب , چاپ مینمود و موسسه اطلاعات با ورود نخستین دستگاه هلیوگراف , تحولی عظیم در صنعت چاپ و نشر ایران , پدید آورد .   

  و  پاسخی بود شایسته , بر  نیاز جامعه ورزشی ایران  ( بر حسب همان نامه منتشر در کیهان ورزشی ) همان که جوان ایرانی  اغاز دهه پنجاه ,  انتظار ان  را داشت  ..... ترکیبی نو , میان ورزش و زیبایی های بصری  با تکیه بر گرافیک , رنگ و تکنیک  ............. آغاز دوره ای جدید و شاید سال صفر برای مطبوعات ورزشی 

 رقیبان اما ابتدا ناشیانه منکر شدند  .......  ندیدند , یا نخواستند که ببینند  ذوق , ابتکار و اقبال عمومی را .... چنانکه با طنز و کنایه در پاسخ  , دنیای ورزش  را , نشریه ای جهت چسبانیدن  بر دیوار سبزی فروشی های شهر ,  نامیدند ... افسوس  ...... براستی آیا  میتوان باور داشت , باور تعدادی از بزرگان را  !!!!!!!    

 

 

----------------------------------------------

* دنیای ورزش .......... محبوب و موفق ........ 

 

  دنیای ورزش , طی  کوتاه مدت ( کمتر از 6 ماه ) شد دنیای جوانان ورزش دوست............ از در و دیوار خانه های پایین دست , تا  دبیرستان و هنرستان ها  ....... و باشگاههای ورزشی و فنس ورزشگاهها و استادیوم ها ........... همه جا تصاویر رنگی به نام ها اعتباری دو چندان بخشیدند و عکسهای درشت ورزشکارها با چهره های شاد و خندان  در اکثر مغازه ها و یا محل کار کسبه و بازار , نمایان بود . افزایش استقبال از تیم های ورزشی در ورزشگاه ها بروشنی مشهود بود و ...   یک دگرگونی عظیم  در تاریخ ورزش و دستان خالی یک رقیب سالخورده ,  بنام کیهان ورزشی با حضور بزرگان عرصه قلم , برابر جوانی شیک پوش و امروزی  بنام دنیای ورزش .

 

 اما این پیروزی  انحصاری نبود .......... تیراژ عجیب و کم نظیر دنیای ورزش در پایان سال 1349 ( بویژه هنگامه حضور  باشگاه بنفیکا همراه با  اوزه بیو در تهران ) رقبا را به فکر وا داشت تا در اندیشه های خویش , تجدید نظر کنند 

 

 هنگامه ای انتشار ویژه نامه بازی بنفیکا با تیمهای پرسپولیس و پاس ( اسفند 1349 )  برای نخستین بار نشریه دنیای ورزش چنان نایاب شد که , درخواست انتشار برای چاپ دوم و سوم  نیز , به موسسه ارسال شد ! .... و این بمنزله کسب پیروزی و واریز پول به صندوق موسسه بود " مقوله ورزش که تا پیش از ان بعنوان یک عامل سربار , برای هر دو موسسه  مطبوعاتی ایران  بود , به ناگهان  به محل در آمد و سود دهی تبدیل شد .  این را , تنها میتوان یک پیروزی بزرگ نامید ..... 

 حال کیهان ورزشی  نیز وسوسه شده بود ...... افزایش تیراژ و بطبع آن سود دهی  , موردی نیست  که بشود , آن را نادیده انگاشت ......... بر این اساس از هفته  بعد   کیهان ورزشی نیز با جلد رنگی منتشر شد و ... دسپس نوبت به صفخات میانی  کشید و سرانجام  رقابت چنان بالا گرفت که با گذشت دو سال , تعداد صفخات رنگی و عکسهای درشت کیهان ورزشی , از رقیب جوان ( دنیای ورزش ) فزونی گرفت !!! ....

 هفته نامه ,تاج ورزشی نیز که بر اساس عقیده گردانندگان , بر عدم انتشار تصاویر رنگی ورزشی ( بجز موارد خاص برای مسئولان مملکت  ) پافشاری داشت, ابتدا یک دوره کوتاه حدود سال 51 که در قالب و فرم  روزنامه ای ( هشت صفحه ای ) منتشر میشد , بسیار معدود , روی جلد , تصویر رنگی داشت وسپس در دوره دوم  , از ویژه نامه نوروز 1355 تا پایان دوره انتشار بهمن 1357  , به چاپ عکسهای رنگی ورزشکاران و تبلیغات , بروی جلد و پشت جلد اقدام نمود  که بر خلاف تصور , از سوی گروهی از مخاطبان هفته نامه تاج ,   مواخذه شد .  با این استدلال که , شما نیز  دارید راه انها را میروید و بزودی شما نیز  تمام مجله را رنگی خواهید کرد و .... !   

 

 

مطبوعات ورزشی    * سیمای ورزش در مطبوعات ایران , قبل از حضور هفته نامه دنیای ورزش  ( پیش از شهریور ماه 49 ) ..................... 

 

 

 

مطبوعات ورزشی

  * سیمای ورزش در مطبوعات ایران , پس از انتشار  دنیای ورزش ( از شهریور 49 به بعد ....... ) 

 

 

 

 

---------------------------------------------

* نو عروس موسسه .... 

 رنگ , لبخند , ستاره , بهار و ........ اعجاز استاد را پایانی نیست ......  سپس انتشار پوستر رنگی ( دوصفحه ای هلیوگراف ) و  ... و .... ایده های بکر , یکی پس از دیگری از راه میرسند توپ طلا ... مراسم جشن سالانه ..... آلبوم ستارگان .... کفش طلا ......... حال موسسه اطلاعات به نو عروس خود می بالد چرا که برای نخستین بار , حریف همیشه پیروز ( موسسه کیهان ) برتری انها را  پذیرفته است .

 *  تیراژ و محبوبیت نشریات موسسه کیهان ( اجتماعی - هنری ) برای سالها فراتر از نشریات موسسه اطلاعات بود , تا آنکه دنیای ورزش با گذشتن از مرز تیراژی برابر با یکصد هزار نسخه در هفته .......,, برای نخستین بار  این توازن را  بسود موسسه اطلاعات برهم زد .   

 

بیژن رفیعی

 * زنده یاد مهندس فرهاد مسعودی , با حمایت بی وقفه از استاد بیژن رفیعی ,  از ارکان  کسب موفقیت های هفته نامه دنیای ورزش بود .... چنانکه استاد همواره  او را سبب پیدایش و موفقیت نشریه دنیای ورزش  مینامید . زنده یاد فرهاد مسعودی , فرزند سناتور عباس مسعودی , موسس و بنیانگذار موسسه اطلاعات و رئیس اسبق فدراسیون والیبال ایران است که پس از فوت پدر , مدیریت موسسه اطلاعات را , بمدت  چهار سال بر عهده داشتند  ....  تصویر  رونمایی تندیس یادبود سناتور عباس مسعودی -  موسسه اطلاعات نخستین سالگرد درگذشت سناتور عباس مسعودی خرداد ماه 1354    

 

 

 

                                                                                                              در حال تکمیل ................

 

 

---------------------------------------------------------

* انتشار پوستر .............

 

  انتشار پوستر  رنگی " دو صفحه ای " از ورزشکاران , برای نخستین بار در ویژه نامه نوروز سال 1350 دنیای ورزش , مشاهده شد تا پیش از ان , تنها ستاره های دنیای هنر ( موسیقی و سینما ) از موهبت پوستر چهار رنگ , برخوردار بودند  .... انتشار پوستر دو صفحه ای از تیم فوتبال باشگاه پرسپولیس بصورت تیمی , بمناسبت قهرمانی در لیگ منطقه ای 1350  , نخستین گام هفته نامه بود که , در راستای تامین رضایت مخاطبان ( بویژه نسل جوان )  و نیاز جامعه ورزش حرکت میکرد  ...... اما , این تنها اغاز  بود ....

 

  یکسال و نیم پس از آغاز فعالیت مجله دنیای ورزش , استاد  دگر باره  طرحی نو در انداخت .... و آن عبارت بود از انتشار پوستر های مقوایی ( دو صفحه ای ) وسط  هفته نامه دنیای ورزش  با کیفیت عالی و براستی کم نظیر آنچنانکه .... نمونه های برجای مانده آن , پس از چهل و پنج سال چنان با کیفیت هستند که گویی  امروز منتشر شده اند ....

  شاید مهمتر از انتشار پوستر های مذکور , آموزش شیوه  نگهداری و جمع اوری تصاویر و ساخت آلبوم   به مخاطبان جوان   ورزشدوست بود .....  بر این پایه در شماره 115 هفته نامه دنیای ورزش , مطلبی منتشر شد که جوانان را ترغیب به حفظ و نگهداری تصاویر مینمود و روش ساخت یک داکیومنتری ارزشمند را به انان می آموخت .  آنچنانکه , اصل مجله دچار اسیب نشود نکته هایی ظریف  که برای نخستین بار در طول تاریخ مطبوعات ایران مشاهده شد وصرف نظر از جنبه های تجاری   , جای تحسین بسیار دارد .

 

دنیای ورزش

  

 اینها , هیچکدام تصادفی نیستند یا یک ترفند برای تجارت  ..... برای آنانکه روی  به ایده ال ها دارند , هر فرآیند  بر پایه ای استوار است و آن نیست مگر , طبع روشن و شاعر گونه ای که , قصد تعلیم دارد و  به دنیایی سرشار از زیبایی می اندیشد .... ساختارهای پیشین , جای خود را به اندیشه هایی نوین میسپارند و اینگونه است که ما , امروز میراثی داریم بس ارزشمند و زیبا , که با مشاهده آن , پلی خواهیم زد میان  گذشته و  امروز  و این بیقین اعجاز استاد است ....

 

 

  حال شاید این سوال مطرح باشد  که مگر انتشار چند  پوستر , به چه میزان حائز اهمیت بوده  , که  از آن بعنوان یک شاخص درخشان یاد کنیم ؟ ....  پاسخ را میبایست در فضا و بستر جامعه دهه 40 و ابتدای دهه 50  ایران , جستجو کرد . پانزده سال حکومت کیهان ورزشی بر جامعه ورزش ما ,  نتیجه اش یک دنیا تصاویر سیاه و سفید و کاهی و اغلب بی کیفیت  بود در جهانی  فاقد اینترنت و اسمارت فون و هفته نامه های  متعدد و رنگارنگ   ..........

"  یک یاد اوری "  هنگامی باشگاه پرسپولیس  ابتدای تابستان سال 51 , اعلام داشت که برای هوادارانش پوستر رنگی از فوتبالیست ها  تهیه کرده وآن ها میتوانند پوستر های بازیکنان  مورد نظر خود را از مکانی تعیین شده ,  خریداری  کنند   .... انچنان استقبالی  از طرح مذکور شد که باور ان , دشوار بود چرا که میزان مراجعه کنندگان بحدی رسید که با گذشت چند روز  ,  زنده یاد حسین فکری ( سرپرست سارمان فوتبال  پرسپولیس ) بناچار , اعلام کرد که میبایست بزودی محلهای متعدد  , برای  فروش پوستر  در نظر گرفت !!!!  

 دنیای ورزش و بیژن رفیعی

 

 

  چند نمونه از پوسترهای  بیادگار مانده  ازسالهای دور ورزش ایران و جهان , که برای نخستین بار در تاریخ مطبوعات ورزشی ما , توسط هفته نامه دنیای ورزش با سردبیری استاد بیژن رفیعی منتشر شد . نکته حائز اهمیت " ماندگاری و کیفیت مطلوب پوستر ها " می باشد . که روی کاغذ مقوای مرغوب و نسبتا ضخیم , با چاپ زیبای چهار رنگ که ان روزگار  , پدیده ای نوین در صنعت نشر و چاپ بود . انتشار یافته است ......

 

بیژن رفیعی

*  پوستر های دنیای ورزش در ابتدای دهه 50 شمسی  , بی تردید از  زیباترین نمونه های باقی مانده در آرشیو کلیه علاقمندان بویزه فوتبال , است . حال باید بررسی کرد تاثیر هفته نامه دنیای ورزش را , بر میزان افزایش سطح محبوبیت باشگاه ها و بویژه چهره های ورزشی را  .... انگونه که ستارگان ان سالها ,  بواسطه وجود همین تصاویر نفیس و تاثیر گذار ,   همچنان در قلب علاقمندان خویش جای دارند , حتی نسلهای بعد که ان روزگار را تجربه نکرده اند نیز با مشاهده آنها به سالهای گذشته ای پیش از خود , سفر میکنند  ....  و این تنها بخشی از اعجاز استاد است . متاسفانه باید پذیرفت که   , ستاره های دهه 40 شمسی ورزش ایران ,  با وجود شایستگی های فراوان اما ,  هرگز از موهبتی چنین ارزشمند بهره مند نشدند .

--------------------------------------

 

 

  

 

 

 

 

 

 

-------------------------------------------------------------

 

 

 

 

 

دکتر عباس اکرامی بیژن رفیعی

 

 

دنیای ورزش