A+ R A-

تبلیغات

رجیران

مطالب

حسین کلانی

حسین کلانی

 

 دکتر حسین کلانی ......

 

 *  بمناسبت فرا رسیدن سوم بهمن ماه 1395 برابر با 22 ژانویه 2017  , سالروز میلاد اسطوره باشگاه پرسپولیس جناب دکتر  حسین کلانی عزیز .... 

 

 

 

--------------------------------------------

* مقدمه ...........

  به بهانه روز میلاد و آغاز هفتاد و سه سالگی چهره محبوب فوتبال ملی و  باشگاههای شاهین و پرسپولیس , خدمت جناب دکتر حسین کلانی رسیدیم تا  در بستر یک گفتگو , به روزهای آغاز فوتبال و باشگاه شاهین بازگردیم و کسب نخستین آقای گلی فوتبال ایران و کسب محبوبیت با سرخپوشان ودریافت  یادگاری نفیس , همچون کفش طلای نشریه دنیای ورزش و .... و .... گفتگویی بس صمیمی و در کمال خوشرویی و مهربانی   ....    از حضورشان  تقاضا نمودیم که در باب فوتبال دهه چهل و پنجاه شمسی  بگوید و دکتر بزرگوارانه پذیرفت , 

 

 * جناب دکتر کلانی عزیز - ابتدا تقاضا دارم تبریک میلادتان را , بنمایندگی از سوی مجموعه جام تخت جمشید , پذیرا باشید و نیز مراتب قدردانی ام را , بجهت فرصتی که در اختیارمان قرار داده اید .............   لازم میدانم  به اگاهی شما برسانم , طی ماه های اخیر در خواست های مکرر ( جهت مصاحبه با شما ) از سوی مخاطبین , برایمان ارسال شد که بی تردید گواهی بر محبوبیت کم نظیر شما , بعنوان چهره ای ماندگار فوتبال ایران می باشد ..... چنانچه موافقت نمایید ,  گفتگو هایمان  را , بر محور  محبوبیت  ( شخص شما وسپس  باشگاه پرسپولیس ) و  محدوده زمانی  دهه چهل و پنجاه شمسی , قرار دهیم .  

- ابتدا به شما خوش امد میگویم ...... و امید که آنچه از گذشته های دور بازگو میشود , مورد پسند و توجه مخاطبین شما و علاقمندان تاریخ فوتبال باشد . البته برای توضیح کامل می بایست قدری بیشتر , به " زمان گذشته " باز گردیم . جای آن دارد که اشاره نمایم , گرایش به  ورزش  از ابتدا در خانواده ما وجود داشت .  مرحوم پدر بزرگ ,   از بانیان چوگان بود او که در دوران زمام داری رضا شاه ( سالهای اغاز قرن چهاردهم شمسی ) فردی نظامی بود به درخواست مقامات وقت,  پذیرفت تا زمینه ایجاد فعالیت و شروع دوباره  ورزش چوگان را  فراهم سازد . همانگونه که مستحضر هستید , ورزش چوگان اصالت ایرانی دارد و بر اساس مستندات موجود ,  ایرانیان باستان به ان گرایش داشته و برای سالها میان اقوام ایرانی رواج داشت اما , در ادامه برای قرن ها بدست فراموشی سپرده شد تا آنکه در ابتدای قرن اخیر , بار دیگر زمینه راه اندازی چوگان فراهم شد و پدر بزرگ  همراه با برادرشان , پایه گذاران چوگان نوین در ایران شدند و سپس تشکیل فدراسیون و ...  

 زنده یاد پدر نیز ,  از علاقمندان  ورزش بود و در شیراز , بعنوان رئیس افتخاری هیئت شنای شیراز برگزیده و فعالیت و نظارت داشتند  .... او علاوه بر آنکه به صورت مستمر به شنا میپرداخت , یک والیبالیست خوب با قد و قامت مناسب , نیز بود  .....  اما  تمایل به پیگیری ورزش قهرمانی نداشت و  هدف او, کسب سلامتی و تناسب اندام بود .  زنده یاد پدر , که هم از من خوش پوش تر , خوش اندام تر و همچنین خوش سیما تر بود , به حرفه حقوق ( حقوقدان ) اشتغال داشتند و لازم میدانم که  اشاره نمایم , هر انچه که  امروز به ان دست یافته ام را , مدیون او می دانم  .... 

 

حسین کلانی

  * دکتر حسین کلانی و زنده یاد حسن کلانی ( پدر ) - مراسم ازدواج اقوام , سالهای نخست دهه پنجاه شمسی ..... دکتر کلانی , کلیه موفقیت های خویش را در زمینه های ورزشی و تحصیلی , مرهون حمایت های مادی و معنوی  پدر میداند -  روحشان شاد و یادشان همواره گرامی باد . - عکاس : استاد ارجمند علی کاوه 

 

 

  از سوی دیگر هر سه دایی من ( خسرو - سهراب و سیاوش غفاری )  از علاقمندان شاهین وهر سه نیز , سابقه عضویت در تیم فوتبال باشگاه شاهین را  دارا بودند  ... بر این اساس خانواده ما نیز , جملگی از حس و علاقه ویژه ,  نسبت به باشگاه شاهین برخوردار بودند و افزون بر ان ,  یک  ارتباط فامیلی با خانواده زنده یاد دکتر عباس اکرامی ( مدیر و موسس باشگاه شاهین ) این تعلق خاطر را استحکام می بخشید . بنابر این پس از حضور من در فوتبال پایه باشگاه شاهین   ( چهارم دبستان و مدرسه جهان تربیت )  بعنوان یک نوجوان , از یک خانواده که جملگی شاهینی هستند , برای دکتر اکرامی شناخته شده بودم و  بعنوان یک نوجوان که در آستانه رسیدن به بلوغ سنی و جسمانی است مورد نظر و توجه او قرار داشتم    اما با تغییر محل سکونت و دور شدن اجباری من از تمرینات  شاهین , ایشان دستور دادند که  فوتبال را در یک تیم محلی ادامه دهم .... سپس  نقل مکان به محله شمیران ( منطقه دزاشیب ) و یک تیم فوتبال محلی بنام " صالح " را تشکیل دادیم .

 مسئولیت سرپرستی و مربیگری تیم صالح بر عهده دو فرد بود ....  یکی از آنها  آقای تورج جوادی با گرایش شاهینی - تاجی ( بدین صورت که هم سابقه بازی در شاهین را دارا بود و هم مدتی عضویت تاج را ) و دیگری آقای شعبان محمدی بعنوان سرپرست از قهرمانان اسبق تیم ملی والیبال که گرایش به باشگاه تاج داشتند ... بر این اساس ارتباط ما با ان ها , یک ترکیب جالب و قابل توجه را بوجود اورده بود .

 

 اواخر کلاس هشتم , مربیان ما تصمیم گرفتند تا تیم صالح را وابسته به  باشگاه تاج سازند تا بر این اساس از امکانات و تسهیلات آن بهره مند شویم . چرا که شرایط تیم ما ان روزها بسیار دشوار بود حتی بخوبی  بیاد دارم گه خود ما بچه ها  , برای دروازه تور می بافتیم و با قطعه های چوب تیر دروازه میساختیم و توپ و .....  یک جشن با حضور مدیران وقت باشگاههای فوتبال از جمله زنده یاد تیمسار پرویز خسروانی - زنده یاد علی اکبر محب , زنده یاد شعاع معنمدی و .... برگزار شد و ان جا بود که به دستور جناب تیمسار پرویز خسروانی , مدیر باشگاه ورزشی تاج جناب سروان پرویز شیخان , یک فقره چک به مبلغ پنج هزار تومان ( 5000 تومان ) امضاء نمود و به سرپرست تیم فوتبال صالح ( جناب شعبان محمدی ) سپرد  تا از آن پس تیم صالح تحت حمایت باشگاه ( سازمان ورزشی تاج ) قرار گیرد و نام ان نیز  به مشعل تاج , تغییر کند .

حسین کلانی

 * جناب دکتر حسین کلانی ( نشسته از راست , فرد دوم )  در هفده سالگی - تیم فوتبال مشعل تاج  1341  ( با پوزش بسیار  , نام سایر عزیزان در آرشیو مجموعه موجود نبود ) 

 

 

 مدتی بعد جناب سرهنگ محمود بیاتی ( که آن روزها درجه سروانی داشتند  )  سه تن از بازیکنان جوان و اینده دار تیم فوتبال مشعل تاج را , جهت عضویت در باشگاه دیهیم  و حضور در رقابتهای دسته اول باشگاههای تهران , برگزیدند . آن سه عبارت بودند از : جناب دکتر حسین خلیلی ( استاد دانشگاه برکلی ) - جناب شهرام وزیری ( نویسنده و  ژورنالیست ارزنده ورزش ) و من .......  

 

 

* جناب دکتر کلانی چنانچه اجازه فرمایید , قدری پیش تر بیاییم و به سالهای ابتدای دهه پنجاه و محبوبیت کم نظیر برای یک تیم فوتبال نوپا بپردازیم . محبوبیت باشگاه پرسپولیس را چگونه ارزیابی میفرمایید ؟  ......... جناب دکتر ابتدا قدری مکث نمودند و سپس .... 

- همانگونه که اطلاع دارید در ابتدا باشگاه پرسپولیس , محبوبیت خود را ,  وام دار علاقه و سمپاتی مردم , نسبت به باشگاه شاهین بود ... هنگامی که دستور لغو پروانه باشگاه بسیار محبوب شاهین ( که خود داستانی مفصل و جداگانه دارد ) صادر شد ,  بازیکنان شاهین که تعدادی از آنها  عضویت تیم ملی را نیز دارا بودند , می بایست یا فوتبال را  برای همیشه , کنار نهاده  , و یا برای ادامه فعالیت های ورزشی   به یک باشگاه دیگر , می پیوستند .  از سوی دیگر علاقه مردم و هواداران به چهره هایی همچون زنده یاد همایون بهزادی - زنده یاد ناظم گنجاپور - جعفر کاشانی - حمید جاسمیان - اصغر ادیبی - هادی طاووسی - و    ......  آنچنان بود که ,  دور ماندن از فوتبال برای آنها خارج از تصور بود .

"  مهمترین و موثر ترین عامل ,  در حفظ و انتقال محبوبیت از باشگاه شاهین , به باشگاه پرسپولیس را  میتوان , در اتحاد و همدلی میان بازیکنان ( شاهین - پرسپولیس ) جستجو کرد "   

 البته باید متذکر شوم که  ماه های نخست , هنوز  امید به بازگشایی درب های باشگاه وجود داشت ( همچون  مورد پیشین , حد فاصل سالهای 43 الی 44 ) ......  اما هنگامی که یقین حاصل شد , که انتظارمان برای بازگشایی مجدد بیهوده است , با کسب نظر از تک تک بچه ها , قرار بر آن شد که  پیوستنمان به باشگاه جدید ,  با تایید کلیه بازیکنان و منتج به حضور دسته جمعی  باشد . بدین صورت علاوه بر حفظ محبوبیت شاهین در فرم و ظاهر , شیوه بازی و روش رایج آن نیز, که مبتنی بر ارائه یک بازی هجومی و تماشاگر پسند  بود , تا حد بسیار  حفظ شد و سپس با حضور یک مربی  صاحب سبک , بنام آلن راجرز ( ابتدا در پیکان و سپس پرسپولیس ) روش فوتبال ما , تهاجمی تر و بتبع آن , دلپذیر تر از پیش نیز شد که حود عاملی موثر , در حفظ و افزایش محبوبیت برای پرسپولیس بود .

 

حسین کلانی

 

 

* جناب دکتر کلانی , محبوبیت شاهین را چگونه ارزیابی میفرمایید ؟ و یا بطور کلی چه عامل یا عواملی را  موجب کسب یک محبوبیت حداکثری , برای یک کلوپ ورزشی در مختصات زمانی  دهه 20 , 30 شمسی  , میدانید ؟

 

- ریشه محبوبیت شاهین در وهله نخست به شخص و دیدگاه بنیانگذار آن " مرحوم دکتر عباس اکرامی " باز میگردد . او که خود یک معلم ,  محقق و انسانی اهل مطالعه و پژوهش بود و همچنین به زبان انگلیسی احاطه کامل داشت , نسبت به کلیه مسائل از جمله  نوجوانان و جوانان , متفکرانه  می نگریست .

 دکتر اکرامی ابتدا خود یک فوتبالیست بود .... اما او در روزگاری فوتبال بازی میکرد که , جثه درشت ,  اهمیت بسیار داشت و او از این فاکتور بی بهره بود , بنابر این  او یک فوتبالیست معمولی بود و در سطح متوسط .....  اما بر اساس انجه که نقل شده از تکنیک فردی و سرعت مناسب برخوردار بود . نکته حائز اهمیت اینکه در ان روزگار هیچگونه سیستم آموزشی که بر پایه دانش و اصول باشد , جهت فراگیری فوتبال وجود نداشت بنابر این ,  هر آنچه که انها ( دکتر اکرامی و هم دوره ای های او ) اموختند بر اساس ارتباط با تعدادی افراد خارجی ( اغلب اروپایی )  بود , که به دلایلی از جمله اشتغال به  ایران می آمدند . ایشان طی یک سفر راهی جنوب ایران شدند و بر اساس ارتباط با تیمهای فوتبال متشکل از کارکنان و کارمندان انگلیسی شرکت نفت , و به لطف تسلط به زبان انگلیسی با انها در باب فوتبال و اصول نوین آموزش معاشرت نمود وهنگامی که آنها  او را علاقمند یافتند , تشکیل یک تیم فوتبال را به او پیشنهاد دادند و او در بازگشت به تهران , اساس یک تیم فوتبال متفاوت را با تکیه بر آموخته ها و همان دیدگاه متفکرانه خویش , بنیان نهاد .

  در این امر ( تشکیل یک تیم فوتبال مبتنی بر اصول ) سه شخصیت فرهنگی , به او یاری رساندند که هر کدام  از خدمتگزاران و مفاخر عرصه علم و تربیت ایران می باشند .  زنده یاد دکتر محمد علی مجتهدی ( رئیس دبیرستان البرز )  - زنده یاد حسین بنائی ( بنیانگذار پیش اهنگی ایران )  و زنده یاد دکتر ابراهیم بنی احمد , نامهایی بزرگ و سترگ در تاریخ معاصر ایران که امروز ,  متاسفانه بسیاری حتی نام آنها را نشنیده اند .

توضیح : دکتر کلانی , محبت فرمودند و مطالب ارزشمندی را , در باب سه شخصیت مذکور , ذکر نموده که در بخش تاریخچه باشگاه شاهین به تفضیل - همراه با تصاویر و جزئیات - ارائه خواهد شد .

 حوب این چهار دوست , ضمن گفتگو با یکدیگر , دبیرستان البرز را برای تحقق ایده تشکیل یک تیم فوتبال ( مبتنی بر اصول و مبانی صحیح آموزشی ) برگزیدند .(( البته دکتر اکرامی آن دوره  در دبیرستان فیروز بهرام به تدریس اشتغال داشتند ))  مرحوم اکرامی در گام نخست مجموعه ای از دانش آموزان دبیرستان البرز  که در مواد درسی  , نمرات بالا کسب نموده اند , برگزید که این دانش اموزان می بایست علاوه بر کسب نمرات بالا , حائز سه ویژگی دیگر نیز باشند :

 

 

1 ) سخن پذیر باشند 

2 ) دارای شناخت و شعور بالا باشند 

3 ) از چالاکی نسبی نیز بهره مند باشند 

 

 بر این اساس فعالیت تیم فوتبال باشگاه شاهین آغاز شد ودکتر اکرامی بصورت پیوسته آن را آموزش داد و صرف نظر از آنچه که در فضای فوتبال ایران و سایر باشگاهها میگذشت , اصول پایه و ابتدایی فوتبال را , که خود در اثر معاشرت با انگلیسی ها اموخته بود , به آنها منتقل کرد .   خوب نتیجه نیز بسیار روشن است پس از چند سال , شما صاحب بازیکنانی هستید که :

 

 

 1 ) مودب هستند

 2 ) در یاری و کمک رسانی به دیگران پیشقدم هستند و

 3 ) جملگی تحصیل کرده هستند

 

با گذشت زمان این نوجوانها به بلوغ ورزشی و جسمی رسیده و به رقابت با سایر تیم ها و باشگاه ها  پرداختند . انگاه جامعه ورزشی محسور شیوه و نوع بازی  ,بویژه , رفتار انها شد  چرا که متفاوت از سایر تیمهای هم دوره خویش  به مسائل مینگریستند . حواناتی مودب , با رتبه تحصیلی بالا که در میدان فوتبال , دشنام نمیدهند , به شخصی صدمه نمیزنند و بویژه در صورتیکه به آنها اجحاف شود , سر خود را پایین می اندازند و باز میگردند و  تلاش دوباره ای را , اغاز میکنند .

 جامعه و ورزش ایران , از همان ابتدا شاهین را پسندید و دل به او و شیوه آن , بست .... آن دوره  مثالی بود که  , تیم فوتبال دبیرستان نظام از بازیکنانی سود میبرد که در میدان شروع به ضرب و شتم حریف نموده و با همین شیوه نیز بر تیمهای مقابل غلبه میکردند , اما  آن روش و آنگونه رفتار ,  مورد پسند مردم  نبود .  

    

   

 

* جناب دکتر کلانی ,  تقاضا دارم حال قدری  از خود بگویید , به گواه مستنداتی که در آرشیو مجموعه موجود است , محبوبیتی که شما میان هواداران باشگاه پرسپولیس ( طی سالهای 48 , 49 تا پایان دوران بازیگری ) کسب نموده اید , نه تنها در باشگاه پرسپولیس بلکه براستی در تاریخ فوتبال ایران نیز کم نظیر است , زمینه این گونه جای گرفتن در قلب علاقمندان و  هواداران را چه میدانید ؟ ....... دکتر با متانت بسیار , زاویه دید خود را پاین اورده و به میز روبرو چشم میدوزد و قدری مکث .... سپس چنین اشاره میدارد 

- بسیار سپاسگزارم و این نظر لطف شماست ....... مردم و هواداران  , همواره در قلب من جای دارند و اولویت نخست هستند . فرقی هم ندارد چه هم دوره من باشند و یا  فرزندان انها ......., چرا که به پدران انها مدیون هستم که با حمایت خویش , زمینه موفقیت  من و سایرین , را فراهم ساخته اند . اما ,  بصورت مختصر می توانم به چند عامل  که اکنون به خاطرم آمد , اشاره کنم .

 

 1) ابتدا زنده یاد پدرم و آموزه های او در روش و نوع نگرش به زندگی  ..... 

2 ) مربیان و استادان من در زمینه ورزش و تحصیل

3 ) مطبوعات و دوستان مطبوعاتی 

4 ) هم دوره بودن با بهترین های تاریخ فوتبال ( فنی و اخلاقی ) 

 

 پدر من  بسیار خوش اخلاق و مردم دار بود ........  چنانکه حتی دوستان رسانه ای من نیز , پدر را به اسم آقای کلانی نمی شناسند . بلکه از او با واژه حسن جون  که نشان از صمیمت آنهاست  از او یاد می کنند و نیز اشاره میکنند که,   خدا رحمتشان کند  برای من چنین کردند و چنان  ....          چرا ؟ ... چون او جوانها را عاشقانه دوست میداشت و آنانی را که با من در ارتباط بودند    مهمترین موضوعی که زنده یاد پدر , همواره بمن توصیه داشتند آن بود که تو , هر آنچه که در اختیارداری و هر انچه که  انجام میدهی , می بایست برای مردم باشد و  هر روز هم که میگذرد , بیش از پیش  اولویت زندگی تو , مردم باید باشند و تو دیگر تنها برای خودت زندگی نخواهی کرد ... این جریان , از همان ابتدا که من در مسیر فوتبال  و پیوستن به باشگاه شاهین , پیکان , پرسپولیس و بعد تیم ملی  قرار گرفتم , آغاز شد .

 حال که صحبت به ابنجا رسید , مثالی می آورم ..... اغلب موارد ما روزهای جمعه بازی داشتیم , اما گاهی هم اینگونه نبود و ما , جمعه ها بازی نداشتیم ... آن دوره ها مرسوم بود که  در چنین شرایطی  پنجشنبه ها ( شب جمعه ) جوانها , به مهمانی و پارتی می رفتند  .... و من اگر جایی دعوت داشتم و بسیار هم مشتاق بودم که انجا حضور یابم اما " مردم "  ( چه جنوب شهر و چه شمال شهر فرقی نداشت ) مهمانی داشتند و مرا دعوت می کردند بعنوان مثال تولد  یا ازدواج ویا پاگشایی فرزندشان و ... , من مجبور بودم که به آنجا بروم ...

 

 سپس بعد از مدتی دیگر مسئله اجبار مطرح نبود بلکه , با میل و رغبت و با علاقه قلبی پیش آنها میرفتم چرا که می دیدم آنجا , هم مورد احترام هستم و هم بسیار بسیار محبت دارند و هم آنکه , موجب خوشحالی دل آنها شده ام  و براستی که  چه چیز , بهتر از آن .......  بدین صورت بود که , بمرور زمان در میان انها جایگاه ویژه  یافتم و زندگی ام , با انها رقم خورد .

 دومین موضوعی که زنده یاد پدرم روی آن تاکید بسیار داشتند این بود که من , هر پانزده روز یکبار , صبح روزهای جمعه " می بایست "  به مراکز نگهداری کودکان بی سرپرست بروم . من نیز هر بار با دو جعبه شیرینی و ......   یکی دوساعت , میرفتم و با بچه ها می نشستم و گفتگو می کردم و این , یکی از وظایف اصلی من در ان دوره شده بود . همچنین اگر چنانچه  در هر نقطه تهران ( شهرستان ها البته کمتر پیش می امد ) از من دعوت بعمل می آمد , که من می بایست بروم , قطعا در اولویت اول من  بود  و نتیجه آنکه بمرور ,  مردم  مرا از خودشون دانسته و در مقابل , محبت آنها همواره شامل حال من شد . این ها البته یک بخش زندگی من هستند ...

 بخش دیگر زندگی من ,  معلمین و مربیان من هستند   ...... اینجا باید متذکر شوم که بر حسب شانس و اقبال مساعد  , آنها هرگز و در هیچ زمینه ای در حق من کوتاهی نکردند و , همواره محبت و یاری آنها شامل حال من بود .آنچنانکه بزرگترین ارفاق ها را برایم منظور میداشتند تا , راه و روش زندگی را بمن بیاموزند ... هرگز فراموش نمیکنم که در دوران تحصیل و در دانشکده یکی از استادان  , بمن سخت گرفت  ..... خدا رحمتشان نماید دکتر وزیری را , که از استاد های مستقیم من بودند , در یک پروژه  که من در ان حضور داشتم و ایشان در ان مورد بر من سخت میگرفتند حتی  بیاد می اورم که در بازیهای جام ملتهای اسیا ,  اطاقکی را در امجدیه اختصاص داده بودند که در زمان اردوی یک ماهه بتوانم کارهای مرتبط با دانشکده  را , انجا انجام دهم ... میز شاسی و ملزومات نقشه کشی و ... استادان من , گاهی  آنجا می امدند و مرا  یاری میرساندند  .

  اما ایشان ( استاد وزیری )   در موردی , بر من سخت گرفته بود و من ناراحت  که چرا , شما چنین مشکل می گیرید و .... در صورتی که من شاگرد بدی نبودم ...... در مقابل ایشان بمن چنین پاسخ دادند که :

   ببین حسین ,  تو یک روز مهندس خواهی شد و نیز شخصی خواهی بود که تعداد بسیاری تو را میشناسند و بطبع توقع دارند , کاری را که تو انجام میدهی , صحیح و بی نقص باشد .... و چنانچه  از همان  ابتدا  در سطح عالی نباشی , خیلی زود نابود خواهی شد . بنابر این من امروز بر تو سخت میگیرم  تا پس فردا , در زمینه اشتغال ,  دچار کمبود نباشی .  خوب  این , هم موجب دلخوری بود و هم , موجب شادی و خوشحالی .......

(  یکی از خوشی های من در دوران تحصیل آن بود که , استادانم همواره مرا با نام کوچک ( حسین ) صدا میزدند که خود نشان از صمیمیت و علاقه ای دوجانبه بود )

 

حسین کلانی

 

  از سوی دیگر مربیان من , که برایم بسیار زحمت کشیدند ....... از همان زمانی که ابتدا تحت نظارت آقای اکبر کیا و سپس آقای تورج جوادی بودم , تا زمانی که تحت تعالیم   آقای دکتر اکرامی , آقای دکتر مسعود برومند , زنده یاد پرویز دهداری , زنده یاد حسین فکری , جناب سرهنگ محمود بیاتی و برادرشان محمد بیاتی , زنده یاد رایکوف و .....  سرانجام آلن راجرز , که او بسیار برای من زحمت کشید .... بسیار , بسیار .......  این عزیزان برایم بسیار زحمت کشیدند و بمفهوم دقیق کلمه , بمن آموختند .

  آن روزهای نخست را هرگز فراموش نمیکنم که , دکتر اکرامی با آن میزان مشغله و ترافیک کاری , به ما می آموخت که هنگام شوت زدن , چگونه باید بود و محل استقرار و زاویه بدن و پا هایمان ,  نسبت به توپ و زمین چگونه باید باشد . حرکت زانوی راست , زانوی چپ ..... اما متاسفانه امروز در مدارس فوتبال , بارها مشاهده کرده ام که اصول اولیه رعایت نمیشود و تاسف بیشتر انکه  گاهی مشاهده میکنم حتی بزرگترها نیز , فاقد آگاهی کامل  نسبت به مبانی فوتبال هستند . 

 

 بخش سوم زندگی من , مطبوعات و دوستان مطبوعاتی هستند ...... که همواره مورد محبت انها بوده ام و می بایست اشاره کنم که چندان دلیل آن را نمیدانم ! لطف آنها همواره شامل حال من بوده است . ابتدا هفته نامه کیهان ورزشی با تیراژی محدود ( حدود بیست یا سی هزار نسخه ) تنها نشریه ورزشی ایران بود .... اما سپس هفته نامه ای  بنام دنیای ورزش از سوی موسسه اطلاعات و با سردبیری اقای بیژن رفیعی و حمایت فرهاد مسعودی , منتشر گشت که با نو گرایی , موجب افزایش اقبال عمومی ,  نسبت به فوتبال و به تبع ان  بازیکنان شد .

 

 استاد عطا بهمنش در رفرم و رنسانس فوتبال ایران نقشی انکار ناپذیر دارد .........

 حال که صحبت از کسب  محبوبیت درورزش می باشد , جای آن دارد که به نقش موثر و کم نظیر استاد عطا بهمنش در رسانه ملی ,  اشاره نمایم ..... به اعتقاد من , او یکی از اصلی ترین عوامل در رواج  و افزایش محبوبیت برای ورزش ونیز زشته فوتبال , در میان جامعه ایران بود و افسوس , ان گونه که باید از او یاد نمیشود . انروزها که گزارش و انعکاس  رقابتهای ورزشی برای مردم  تنها از رادیو , میسر بود , او با نبوغی کم نظیر , آنچنان با جزئیات  رویدادهای ورزشی را , شرح میداد که گویی در صحنه رقابت نشسته اید و ......بر این پایه اعتقاد دارم که  استاد بهمنش در رفرم یا رنسانس فوتبال ایران , نقشی انکار ناپذیر دارد . 

 

حسین کلانی

  * نمایی ارزشمند از چهارمین دوره جام ملتهای آسیا  1968 -  گل سوم ایران برابر برمه , روی یک ضربه کرنر و سگس شادی برای سکوهای امجدیه و بازیکنان .........  اما شاگرد  مکتب شاهین , برای دلجویی و کاهش اندوه رقیب , بر گونه دروازه بان برمه  بوسه میزند . صحنه ای که در فوتبال ملی  کمتر شاهد تکرار آن بوده  و هستیم  ...........  ورزشگاه امجدیه تهران - پنجشنبه 26 اردیبهشت ماه 1347

 

 

 استعداد و نبوغ ذاتی  استاد بهمنش و کلام شیوا و شیرین اش  ,  افزایش استقبال جامعه را برای پیگیری رقابتهای ورزشی در پی داشت آنچنان که بخشی از علاقمندان با اجتماع در قهوه خانه ها و برخی مراکز دیگر , و گوش فرا دادن به گزارش او جریان رقابتهای ورزشی را دنبال میکردند .  بعقیده من , ایشان بزرگترین و بیشترین نقش را در تبلیغ و شناساندن  فوتبال  به جوانها , خانواده ها و بطور کل جامعه ایران دارا هستند و از همان دوره , ما شاهد یک رفرم و تحول بنیادین  هستیم .

 فوتبال ما هر چند که چند سال پیش از آن ,  با رهبری زنده یاد حسین فکری و تلاش بازیکنان ارزشمندی چون زنده یاد ها پرویز دهداری - حمید شیرزادگان - محراب شاهرخی و عزیزان و دوستانم دکتر مصطفی عرب - اقا جلال طالبی - حسن آقای حبیبی و ..... به المپیک 1964 توکیو راه یافته بود اما , هنوز ما در اسیا یک قدرت تثبیت شده  نبودیم و بنابر این , میتوان چنین نتیجه گیری نمود که , فوتبال از بعد کسب محبوبیت میان جامعه و خانواده ها , همچنان در سایه رشته هایی مدال اور ( کشتی  و وزنه برداری ) بود .

  با برگزاری و میزبانی چهارمین دوره جام ملتهای آسیا , و کسب نخستین عنوان قهرمانی برای فوتبال ایران , شرایط دگرگون شد و استقبال عمومی از فوتبال , یک روند صعودی یافت آنچنانکه در تمام بخش های جامعه , نشانه هایی از اشتیاق و تمایل به فوتبال نمایان شد از مطبوعات تا رسانه ملی و نیز اقبال عمومی به حضور در ورزشگاهها , تا تشکیل تیم نمایندگان مجلس و تیم هنرمندان و ..... بر این اساس عقیده دارم که فوتبال ایران از سال 1347 به یک مرحله جدید وارد شد که در آن بازیکنان بیش از سابق مورد محبت و توچه مردم و مطبوعات قرار داشتند .  شاید جالب باشد  اشاره کنم که از همان دوره بود که  روزنامه های سیاسی و اجتماعی نیز به فوتبال پرداختند و انها که یک ستون ورزشی کوچک و محدود داشتند , ان را گسترش داده و به یک صفحه ورزشی و سپس ,  انتشار عکس های ورزشی پرداختند  . 

 حسین کلانی

  * لحظه هایی با شکوه و جاودانه , پس از پایان دیدار ایران و اسرائیل و فتح نخستین جام آسیایی فوتبال   .........  بهترین فرزندان ایران با تکیه بر حمایت پرشور هواداران و فاکتور تعصب , در نمایشی فراتر از ظرفیتهای فوتبال ایران , بر حریفی غلبه نمودند که چند ماه پس از ان در صحنه المپیک تا مرحله یک چهارم نهایی صعود کرد و با گذشت دو سال , با همان ترکیب در جام جهانی مکزیک 1970  با ایتالیای نائب قهرمان جام , مساوی نمود .........  اما امروز , سنگینی بار چهار دهه دوری از جام آسیایی , بر شانه های فوتبال پر افتخار ما  بسیار سنگینی میکند . دکتر کلانی جام ملتهای آسیا 1968 را آغاز محبوبیت و رفرم فوتبال در ایران می نامد .

 

 

 بخش چهارم زندگی ورزشی من , بازیکنان  هستند ....... جای بسی خوشحالی است که  در دورانی بازی کرده ام که یکی از بهترین دوره های فوتبال ایران بود . و بازیکنانی در کنارم قرار داشتند که هر کدام به تنهایی از بهترین بازیکنان ادوار فوتبال ایران هستند  نامهایی چون زنده یاد همایون بهزادی - زنده یاد ناظم گنجاپور - زنده یاد صفر ایرانپاک - زنده یاد محراب شاهرخی - و دوستانم جلال طالبی - جعفر کاشانی - پرویز قلیچ خانی - اکبر افتخاری - حمید جاسمیان - علی جباری - غلام وفا خواه - علی پروین - جواد قراب - ابراهیم اشتیانی - اکبر کارگرجم و ...... و البته نامها بسیار هستند و .........

 از سوی دیگر من مهاجم بودم و متاسفانه باید اشاره نمایم در فوتبال , مهاجمان بدلیل نقشی که در تثبیت گل و کسب نتیجه دارند , بیش از سایر خطوط مورد توجه هواداران هستند ....... تلاش , کوشش , تکل زدن و دویدن ها ها را مدافعان و هافبک ها بر عهده دارند  , دشواری ها در مرحله نخست برای آنهاست اما , مهاجم در لحظه ای حساس تلاش انها را به نتیجه میرساند و این خود یکی دیگر از شانس های من در زمینه فوتبال می باشد . از هرپنج و شش بار که مهاجم در شرایط گل قرار میگیرد , تنها ممکن است یکی از انها به گل تبدیل شود اما همواره قدردان مدافعان , هافبکها و دروازه بانان خوب ملی و باشگاهی هم دوره خود بوده ام که با فداکاری و تلاش , شرایط را برای من و سایر مهاجمان فراهم می ساختند . بر این اساس ان عزیزان , نقشی انکار ناپذیر در کسب موفقیت و محبوبیت من داشته اند .  

 

 * دکتر کلانی عزیز از توضیحات صمیمی و ارزشمند شما , بسیار سپاسگزارم ..... اما از شما اجازه میخواهم به یک نکته  بر اساس منابع متعدد و مستند که در آرشیو مجموعه موجود است , اشاره کنم که  بعقیده ما کمتر مورد توجه قرار گرفته و آن سرزندگی , روش و شیوه شادی پس از گل شما می باشد که در فوتبال ایران , بسیار منحصر بفرد و کم نظیر است . آنچنانکه ما ( متولدین دهه پنجاه و شصت شمسی که بازیهای شما را از نزدیک ندیده ایم )  احساس میکنیم که  در افزایش علاقه و کسب محبوبیت , و نیز موفقیت تیمهایی که شما در انها بازی نموده اید بسیارموثر بوده است . نوعی تخلیه انرژی , بسبب شادی و دستیابی به موفقیت که البته آن ذاتی است ..... شما جشن و شادی پس از گل را , اغلب در درون دروازه رقیب برپا می ساختید که تاثیری عمیق بر افزایش روحیه و تهییج تماشاگران و بازیکنان خودی و در مقابل , موجب کاهش روحیه رقیبان  ... !! بعنوان مثال همان ویدئویی که از ثبت گل اول شما به چین ملی ( جام ملتهای اسیا 1968 ) در دسترس همگان است و یا عکسهایی که از جهش های کم نظیر شما در درون دروازه یا محوطه جریمه رقبا به یادگار مانده و ..... آیا خود نیز چنین عقیده ای دارید ؟   احساس میگردد که جناب دکتر کلانی قدری غافلگیر شده باشند و با اندکی تاخیر و سپس لبخند , چنین اشاره داشتند.

 

- برایم جالب است که این گونه به نکات توجه دارید ..... اما ابتدا اشاره کنم که بخش اصلی از شور , سرزندگی و شادابی من , در طول زندگی متعلق به دوستانم می باشد که بمن منتقل می ساختند ....  شما شاید باور نکنید اما , هنگامی که گلی بثمر میرسید , نمیدانید زنده یاد محراب و بچه ها , با چه اشتیاقی و علاقه ای , سرشار از شادی و سرور بسوی من می امدند و نسبت به من محبت داشتند و همینگونه سایرین زنده یاد صفر ایرانپاک , جعفر کاشانی و ..... آن شادی نتیجه و بازتاب انرژی و علاقه بود که انها به من ابراز می داشتند و من در مقابل هنگام ثبت گل ان را به انها و هواداران باز میگرداندم اجازه بدهید عکسی را به شما نشان دهم  .....

 سپس جناب دکتر محبت نمودند و در گوشی همراه خویش ,عکس شادی پس از گل  خود را به پاس , که منجر به کسب نخستین قهرمانی پرسپولیس درلیگ ایران ( زمستان 1350 )  شد  , نشانمان دادند و چقدر حض ( لذت ) بردیم هنگامی که عکسی را  مشاهده نمودیم که , نخستین بار توسط مجموعه جام تخت جمشید  از روی یکی از صفحات نشریه دنیای ورزش اسکن و سپس بر روی اینترنت  آپلود شد و لوگوی وبسایت  را نیز دارا بود .

 حسین کلانی  * گل اول برابر پاس و شادی پس از گل حسین کلانی  که منجر به  تثبیت نخستین عنوان قهرمانی باشگاههای ایران , برای پرسپولیس شد ( اسفند ماه 1350 ) در عمق تصویر  شادی هم زمان هواداران پرسپولیس , بسیار قابل توجه است , حتی در زاویه دستانی که بسوی اسمان گشوده شده اند ....  تصویر فوق در چند نشریه ( ورزشی و غیر ورزشی ) از جمله اطلاعات هفتگی ( شماره مخصوص نوروز )  - دنیای ورزش - سپید و سیاه - منتشر  و به ویژه از سوی نشریه دنیای ورزش , عنوان زیباترین عکس ورزشی سال را نیز دریافت داشت .

 

 حسین کلانی

  * لحظه ای پس از سوت پایان دربی هشتم تهران و کسب نخستین پیروزی باشگاه پرسپولیس ,  برابر تاج که با نتیچه ای قابل توجه ( برد 4 بر 1 ) همراه شد .... حسین کلانی , نیمی از گلهای تیم خود را بثمر رساند و  سکوهای امجدیه ای که , از فرط شادی  در آستانه انفجار است ........ دومین دوره جام منطقه ای هفته ششم - جمعه 15 بهمن ماه 1350   

 

 

* جناب دکتر کلانی عزیز ,  به هواداران و نقش آنها در حمایت و پشتیبانی از بازیکنان اشاره فرمودید ...... آیا خاطره ای از آن روزها  که مرتبط با هواداران پرسپولیس یا تیم ملی باشد , بخاطر دارید ؟ که برایمان شرح دهید ؟ 

 - خاطره که بسیار دارم ... فوتبال ما تنها با هواداران معنی می یافت ...... ( قدری مکث ) ........   اما شاید جالب باشد , به خاطره ای از هواداران اشاره کنم که به درون زمین فوتبال مرتبط نیست ! .... من نخستین بازیکن ایران هستم که رباط پایم را جراحی نمودم و آنگاه , بهبود نیز یافتم و توانستم به فوتبال باشگاهی و ملی باز کردم  پیش از من بسیاری از بازیکنان بودند که رباط پای خود را جراحی نمودند اما , متاسفانه هرگز بهبودی کامل حاصل نشد و بناچار بسیار زود مجبور به ترک صحنه فوتبال شدند از جمله اقا جلال طالبی عزیز و همچنین زنده یاد همایون بهزادی عزیز ...

  به یاد دارم که من و مرحوم همایون , همزمان با هم پای خود را به تیغ جراحی سپرده و در بیمارستان , بستری شدیم . از سوی دیگر هواداران , همانند همیشه بسیار بسیار محبت داشتند و در این مدت , هرگز ما را تنها نگذاشتند ... انها بصورت گروهی به بیمارستان می امدند و شروع به خواندن اواز , ضرب و ..... خلاصه هر شب بساط شادی را برای ما ( من و مرحوم همایون ) برپا می ساختند اما این سرو صدا آنچنان بود که , بناچار ما را به بخش بانوان بیمارستان , منتقل ساختند ! ...  آنها اشاره داشتند که , سر و صدای بیش از حد هواداران فوتبال , بسیار فراتر از توان و حوصله بیماران بخش اقایان است ....  , طی مدت بستری شدن من و مرحوم همایون  ( از ابتدا تا هنگام مرخص شدن )  هر شب هواداران ما را شرمنده محبت خویش می ساختند و ...........  البته از ان جراحی , تنها پای من , بصورت کامل بهبود یافت و متاسفانه مرحوم همایون شرایط ایده ال نیافت و این نیز شاید , یکی دیگر از شانس های من در دوران فوتبالم بود که نخستین بازیکن فوتبال ایران باشم  که , پس از جراحی رباط , بصورت کامل بهبود یافته ام . 

 

حسین کلانی

 

* جناب دکتر کلانی , کسب سه عنوان اقای گلی , طی سه سال  ( دو عنوان اقای گلی ایران و یک عنوان باشگاههای تهران ) یک بیلان کم نظیر برای هر مهاجم می باشد , ان را چگونه ارزیابی میفرمایید ؟

- همانگونه که اشاره داشتم , موفقیت یک مهاجم نتیجه تلاش و همکاری کلیه بازیکنان است .... از درون دروازه تا خط هافبک  , جملگی در تلاش برای فراهم ساختن موقعیت برای مهاجمان هستند . به این مجموعه می بایست مهاجمان مکمل را نیز افزود که گاهی با فداکاری توپ را برای مهاجمی که در موقعیت و شرایط مناسب تر قرار دارد ارسال میدارند .  بنابر این میتوان این گونه ارزیابی نمود که طی ان سالها , سطح همکاری و حس فداکاری  میان بازیکنان تیم ما آنکونه مطلوب بوده است که مرا بعنوان مهاجم  در بهترین شرایط ممکن , جهت نتیجه گیری قرار بدهند که جای دارد از تک تک هم بازی های عزیزم  در باشگاههای شاهین پیکان و پرسپولیس  کمال سپاس  و قدردانی را بعمل اورم  . ولی , حال که چنین پرسشی مطرح شد میخواهم به  یک نکته دیگر نیز  اشاره نمایم  که طی سالهایی که بعنوان یک مهاجم در فوتبال باشگاهی و ملی حضور یافته ام  ,  هرگز    " تاکید دارم بر واژه  هرگز " لحظه ای به باخت فکر نکرده ام ! ...... هیچگاه احساس نکردم که ممکن است این بازی را واگذار یا مساوی کنیم و یا نتیجه گیری مطلوب در توانمان نباشد .

 

 ( بعنوان مثال  همواره اعتقاد داشتم که , مرحوم همایون بهزادی در هیچ زمینه ای کمتر از پله و اوزه بیو و .....  نبوده و همچنین سایر بازیکنان نیز  کمتر از بهترین های دنیا نیستند . بعقیده من آنچه که موجب عدم کسب موفقیت بازیکنان و تیمهای ایرانی میشد و هنوز هم میشود  , کمبود استعداد و شایستگی نیست , بلکه عوامل جانبی دیگر هستند که , متاسفانه در اکثر مواقع و در کلیه زمینه ها از جمله فوتبال , مانع کسب پیروزی و موفقیت  برای ایران و ایرانی شده است .

 

 

بنابر این همواره با روحیه ای بالا به مصاف حریفان میرفتم و احساس میکنم که  این نوع نگرش , میتواند یکی ازعوامل اصلی جهت دستیابی به موفقیت های ورزشی ام بوده باشد .

 

حسین کلانی * سه آقای گل .... زنده یاد اوزه بیو ( آقای گل جام جهانی 1966 ) - زنده یاد همایون بهزادی ( آقای گل جام ملتهای آسیا 1968 ) - دکتر حسین کلانی ( اقای گل فوتبال ایران ) - اسفند ماه 1349 و حضور  باشگاه سرشناس پرتغال , بنفیکا لیسبون در تهران

 

 

  نگاهی به موفقیت های ایرانیان بویژه در سالهای اخیر , گواه من است .  آنها در هر پوزیشن ( موقعیت ) که شما تصور کنید  در بالاترین سطوح جهان هستند  ..... پزشکی - علمی - تجارت ........... و مهمنر از همه آنها " انسان بودن " که بروی ان  تاکید ویژه نیز دارم . 

 

 

* جناب دکتر کلانی تقاضامندم بازگردیم به تیم ملی فوتبال ....... کسب عنوان قهرمانی و موفقیت در تورنمنت  جام ملتهای آسیا ( تهران 1968 ) را رفرم فوتبال نامیدید ..... سپس با شایستگی تمام , بار دیگر آن را در بانکوک 1972 تکرار نمودید تا پاسخی باشد برای  منتقدینی که فوتبال ایران را , تنها در خانه موفق میدانستند , لازم به یاد اوری میدانم که شما در جام جهانی کوچک از سوی یک نشریه پر تیراژ برزیلی " پله سفید " نام گرفتید که نشان ازاوج گیری و تلالو فوتبال ایران و یک مهاجم پر فروغ بنام حسین کلانی در فراسوی مرزها بود ... حال سوال این است که چه عاملی سبب شد که شما در این شرایط , از فوتبال ملی کناره گیری کنید ؟

- فوتبال ملی همیشه برای من در اولویت بوده و هنوز هم می باشد ... همانگونه که اشاره شد با کسب قهرمانی جام ملتهای اسیا 1968 , فوتبال ایران وارد فاز جدید شد هر چند که ما دوسال بعد از آن در بازیهای آسیایی  ( بانکوک 1970 ) موفق عمل نکردیم اما آن دوره  تیم ایران با مشکلات عدیده روبرو شد که مهمترین بخش آن  , تغذیه کاروان ایران و عدم تدارک کافی و مناسب بود ( توضیح : اشاره دکتر کلانی به مسمومیت شدید تعداد کثیری از بازیکنان و ورزشکاران ایران در همان بدو ورود به دهکده , بازیهای آسیایی 1970 می باشد )  

 اما دوسال پس از ان بار دیگر ما به بانکوک رفتیم و با جام آسیا بازگشتیم که , یکی از بهترین دوران فوتبال ملی من بود .  بیاد دارم  که برابر عراق هتریک نمودم و سپس دوست خوبم علی جباری در شرایطی ویژه برابر تایلند میزبان , هتریک کرد . سپس با گلهای مرحوم صفر ایرانپاک و پرویز قلیچ خانی به فینال , برابر کره چنوبی راه یافتیم  و بازی , یک بر یک مساوی بود که گل قهرمانی را زدیم و برای بار دوم قهرمان اسیا شدیم ... ............

 

 

حسین کلانی   

 

   ( به دکتر کلانی اشاره کردم که :  و چه گلی زدید شما ... عالی  بود ... بازی فینال , در وقت اضافی , گل قهرمانی آن هم  با شوت سنگین و روی پا و البته تماشایی !!!! ...... سیمای صمیمی دکتر کلانی قدری روشن تر از پیش شد و سپس چنین گفتند   ) 

-  مگر شما ان گل را دیده اید ؟ .....  

- پاسخ دادم  خیر ... ویدئوی آن بازی که در حال حاضر وجود ندارد و آن چند ثانیه ای را هم که کنفدراسیون اسیا , بمناسبت جام ملتهای اسیا 2015 استرالیا ( بصورت تاریخچه ) منتشر نمود فاقد کیفیت لازم است و در لحظه ثبت گل شما  دارای پرش می باشد و بدرستی واضح نیست  ... اما شرح بازی در مطبوعات و بویژه عکسی که از شما هنگام شوت منجر به گل , در دسترس است  بخوبی شرایط را بازگو میکند .

-  بله گل زیبایی بود و بسیار حساس ..... یک قهرمانی که در گرما و رطوبت طاقت فرسای بانکوک بدست آمد . در همان دوره  به المپیک نیز صعود کردیم و شرایط بگونه ای رقم خورد  که تمام وقت و زمان زندگی ما صرف فوتبال ( ملی و باشگاهی )  شده بود .  گاهی انسان به مرحله ای می رسد که احساس میکند از اهداف اصلی خود , در حال فاصله گرفتن است سپس مسئله زندگی مشترک و اشتغال به کسب و کار ( شرکت مهندسی ) پیش امد  که می بایست برای آن بخش ها نیز زمان و جایگاهی رادر نظر گرفت . و نیز فرا رسیدن خدمت سربازی ...... 

 بنابر این از انجا که جدایی کامل از فوتبال بسیار دور از تصور بود , تصمیم گرفتم از فوتبال ملی فاصله بگیرم و تنها به فعالیت باشگاهی در پرسپولییس بپردازم موضوع را به اطلاع مسئولان تیم ملی رساندم و حتی بیاد دارم که از بانکوک ( جام ملتهای 1972 ) خبر کناره گیری من از فوتبال ملی , توسط گزارشگر اعزامی صدا و سیما ( آقای حبیب روشن زاده ) به تهران رسید اما با اصرار مسئولان , مواجه شدم که تاکید داشتند حال که تیم ایران با کره شمالی جهت حضور در المپیک مونیخ , رقابتی دشوار و نزدیک دارد , صحیح نیست شما در چنین شرایطی از بازی ملی کناره گیری کنید و موضوع  را به پس از  روشن شدن تکلیف تیم ملی موکول نمایید ,

 بدین صورت بود که با نظر مسئولان تیم ملی موافقت کردم تا در بازی برگشت نیز , برابر کره شمالی  حضور یابم ......... اما تساوی بدون گل در پیونگ یانک در تهران نیز تکرار شد و کارصعود به المپیک , به بازی سوم در یک زمین بی طرف ( لاهور - پاکستان ) کشید  . 

 

حسین کلانی * دکتر حسین کلانی و بازی نخست از سه گانه ایران و کره شمالی , مقدماتی المپیک مونیخ ......... ( پیونگ یانگ - اردبهشت ماه 1351 )  

 

  حضور در کراچی با موفقیت همراه شد و با همکاری و تلاش سایر عزیزان , تیم ملی با دوگل مرحوم صفر ایرانپاک و من , به المپیک مونیخ راه یافت ...... دیگر به پایان فوتبال ملی رسیده بودم و خوشحال از این جهت که هم دوران فوتبال ملی ام با موفقیت کامل پایان یافته است , وهم از این پس فرصت بیشتر برای سایر وجوه زندگی ام , خواهم داشت.... اما چنین نشد 

 همان دوره , پس از کسب قهرمانی در رقابتهای جام ملتهای اسیا , مطرح بود که تیم ایران چنانچه بعنوان قهرمانی دست یابد , می بایست بعنوان نماینده اسیا در رقابتهای دوستانه بزرگداشت یکصد و پنجاهمین سال استقلال برزیل ( جام جهانی کوچک 1972 ) شرکت کند و از اعتبار فوتبال اسیا , برابر تیمهای نخست جهان , دفاع نماید . از سوی دیگر  بجهت قول و قراری که از ابتدا , با مسئولان تیم ملی مطرح نموده بودم , متصور بودم که انها بابت این مسابقات مرا دعوت نخواهند نمود و بجهت دوستانه بودن تورنمنت مذکور , از چهره های جوان و اینده دار بهره خواهند برد . بر این اساس تمریناتم را دیگر پیگیری نکردم و تا حدودی خارج از فرم و شرایط ایده ال قرار گرفتم . سایر بچه های تیم ملی نیز از انجا که برای ماهها در اردو ملی که بلافاصله  پس از مسابقات قهرمانی باشگاههای ایران آغاز شد , قرار داشتند ,  از شرایط مناسب روحی و جسمی برخوردار نبودند ( دچار خستگی شدید و دلزدگی از فوتبال ) و وضعیتی مشابه من داشتند ....

 یکروز ( سه شنبه 16 خرداد 1351 ) حدود ساعت هشت صبح چند فرد آمدند درب خانه , سپس گفتند که برای ساعت دوازده ظهر می بایست اماده باشید که به مقصد برزیل پرواز خواهید داشت ! ............ در کمال شگفتی اشاره کردم که شرایطم مساعد نیست و پاسپورت من آماده نیست و همسرم ..... که انها در جواب گفتند مشکلی نیست شناسنامه خود و همسرتان را بدهید تا ساعت دوازده ما مشکل را رفع میکنیم  تا  به اتفاق خانواده به برزیل بیایید !! ........... بنابر این دریافتم که دیگر سفر به برزیل , حبمی خواهد بود .

  حدود ساعت 12 ظهر بود که من و همسرم قدری از بابت یک سفر غیر منتظره , آسوده شدیم و گمان آن داشتم که , احتمالا مشکل پاسپورت حل نشده  و از حضورم چشم پوشی نموده اند ..... اما دقایقی بعد زنگ منزل , بار دیگر نواخته شد و متعاقب ان  به اتفاق خانواده  , طی یک پرواز بیست ساعته ابتدا به رم و سپس به برزیل رفتیم . در آن اردو , دوستانم در تیم ملی , به من و خانواده ام بسیار محبت داشتند .

 

حسین کلانی

  * نمایی جالب از توقف چند ساعته تیم ملی  درمسیر برزیل  ......... دکتر حسین کلانی همراه با خانواده و زنده یاد صفر ایرانپاک  در یک فروشگاه کفش ......... ( رم - خرداد ماه 1351 )  همسر دکتر کلانی " بانو دکتر میترا سمیعی "  یکی از سه ایرانی که در ورزشگاه شهر رسیف  از نزدیک شاهد بازی تیم ملی برابر ایرلند بود . بر اساس متن دنیای ورزش تعداد ایرانی ها در رسیف , بسیار اندک بود و ان دو فرد دیگر , خانواده سفیر ایران در برزیل بودند ! 

 

 تیم ملی هنگام رسیدن به مقصد ( رسیف - برزیل ) با استقبال بیش از 2000 تن از علاقمندان فوتبال مواجه شد .... آنها میخواستند تیمی را که با دو گل طوفان زرد 1966 ( کره شمالی ) را حذف تموده , مشاهده کنند اما همانگونه که اشاره شد اردو های متوالی و خستگی ناشی از سفر به سه کشور کره شمالی - تایلند - پاکستان , فشار طاقت فرسا را به بازیکنان ایران وارد نمود تا آنگونه که باید , شاداب و موفق نباشند .  جریان بازی های ملی , به جام استقلال برزیل نیز ختم نشد .... و بر حسب ضرورت و نیاز  , یکسال بعد نیز بار دیگر به اردو ملی دعوت شدم , که پذیرفتم .

 ایران در مسیر صعود به جام جهانی مونیخ 1974  میزبان بازیهای منطقه غرب آسیا بود که موفق شدیم با عبور مجدد از سد کره شمالی و همچنین کویت , سوریه بعنوان قهرمان , از گروه خود صعود کنیم . اخرین حضور من در فوتبال ملی نیز  مسابقات مذکور ( اردیبهشت ماه 1352 ) می باشد و پس از ان تنها یک دوره در تیم منتخب نیروهای مسلح ( ارتش - زمستان 1353 ) شرکت یافتم که خوشبختانه ان نیز موفقیت امیز بود و طی دوبازی رفت و برگشت , برابر ارتش ایتالیا پیروز شدیم .  

 

* جناب دکتر کلانی , اشاره ای شد به سال 1351 و تراکم برنامه های تیم ملی در راه صعود به سه تورنمنت المپیک مونیخ - جام ملتهای 1972 و جام جهانی کوچک ..... در همان روزها شما یک جشن با شکوه در تراس  باشگاه پرسپولیس (بولینگ عبده ) برگزار نموده اید که بی تردید بخاطر دارید ! ........ مراسم ازدواج و اغاز پیوند مشترک  که بنقل از متون نشریات وقت , خیابانهایی محدوده بولینگ چنان به تصرف هواداران فوتبال در امد که تا سرپل تجریش و کوچه و پس کوچه های ان نیز جای پارک یافت نمیشد و این نخستین بار است که برای یک فوتبالیست , هوادار فوتبال چنین ابراز احساسات نشان میدهد , ان را چگونه ارزیابی میکنید ؟

 - همانطور که اشاره داشتم مردم و هواداران , مهمترین بخش  و تنها دلگرمی دوران فوتبال ما بوده و هنوز نیز هستند , حضور و ابراز احساسات آنها  موجب حمایت و پشتیبانی  ام بوده  و در مقابل  این میزان محبت ومهر همواره سعی داشته ام که  در وجوه زندگی شخصی خویش از انها دور نباشم و در شادی هایم نیز , با انها شریک باشم . این وظیفه من در قبال مردم کشورم است که در سرما و گرما مرا حمایت نموده اند . شما هنگامی که می پذیرید با مردم باشید و چنین شیوه زندگی را قبول میکنید , در مقابل دارای یک الترناتیو بسیار ارزشمند در زندگی حرفه ای خود شده اید بعنوان مثال امروز , هنگامی که من یک ارتباط تلفنی با یک وزیر یا یک صاحب منصب , برقرار میکنم , تماس مرا پاسخ میدهند و  ....

 

حسین کلانی

 

 من اگر امروز بیشتر توجه و روی سخن ام به جوانان ایران می باشد به این دلیل است که  به پدران انها مدیون هستم و از انجا که پدران انها بازنشسته شده اند , بنابر این امروز در قبال فرزندان انها مسئول هستم و آنچه را که فکر میکنم صحیح است به انها منتقل می سازم که ممکن است بپذیرند یا تایید نکنند . در حالیکه پدر انها اغلب تایید میکنند .   

  گاهی از من دعوت میشود که جهت سخنرانی به مدارس و مراکز آموزشی بروم ..... خوب همانگونه که اشاره نمودم  من مدیون پدران انها هستم ,  که  امروز مرا حسین کلانی  میشناسند  , علیرغم  انکه اعتقاد دارم , سخنان من برای او ( کودک قرن بیست و یکم ) شاید جذابیت نداشته باشد اما ,  به تشانه احترام و حس وظیفه شناسی , بر خود واجب میدان که حضور یابم .

 

* جناب دکتر کلانی به نکته ظریفی اشاره فرمودید .... "  سخنان من برای کودک امروز, شاید جذابیت نداشته باشد "  تقاضا دارم قدری توضیح دهید ؟

-شما ملاحظه نمایید که امروز چه امکاناتی در اختیار نسل نوجوان جامعه است . جهش هایی که انسان با دستیابی به  تکنولوژی و علوم ارتباطات  نموده , منتج به آن شد که امروز , سطح اگاهی مردم و جامعه  هیچ مرزی را نشناسد شما آگاهی فرزندان 4 و 5 ساله امروز را , هرگز نمیتواند با یک جوان 20 ساله , 20 سال پیش قیاس کنید .   آن کودک 5 ساله , فاقد توانایی خواندن و نوشتن است اما , با وجود دسترسی آسان به ماهواره و اینترنت , و یا حتی گوشی همراه والدینش به چنان سطحی از آگاهی اجتماعی دست یافته , که در زمان ما همانند یک رویا بود .

 کودکی نسل ما , صرف سرگرم بودن با یکسری دلمشغولی های ساده شد  بعنوان مثال یک ریسمان یا قرقره و یک تکه چوب برای ما در حکم یک اسباب بازی رویایی بود , و یا یک طوقه زنگ زده همراه  یک چوب دستی....  و ..... و اگر خیلی وضع مالی خوب بود پدر یک بلبرینگ هم میخرید تا با بستن یک تکه چوب  یک * روروک  بسازیم و ......

* روروک : اسباب بازی کودکانه در تداول عامه مخفف راه روک چوبی  - کودکان آنرا بدست گیرند و راه می روند . 

 

 اما دانسته های بچه امروز سر به کهکشانها  وعلوم فضایی میکشد .... او در دنیای خویش و یا در بازیهای کودکانه با مفهوم منظومه شمسی و سیارات , آشناست و با مریخی ها مبارزه میکند و نیز تسلطش بر کامپیوتر و نرم افزارها , کافی است یه دستان او بنگرید که چکونه روی کیبورد حرکت میکند . طبیعی است که نیازها او با نیازهای دوران ما , هرگز یک شکل نیست .

  در زمان ما شما انسانها را , برای آن شرایط تربیت میکردید به عبارت ساده تر آینده نگری شما در محدوده  10 و 20 سال پیشرو بود , اما به شخصه معتقد هستم دیگر محدوده نداریم و آینده نگری انسان امروز , تابعی است که بسوی  بینهایت سیر میکند . هنگامی که شما قصد دارید از بعد علمی یا آموزشی با یک جوان امروز گفتگو کنید  می بایست بی نهایت را مفروض کنید و نادیده ها , ناگفته ها و نادانسته ها را در نظر بگیرید اما آن دوران چنین نبود و دانسته های پیرامون ما ,  دارای حد و مرز بود بر این اساس فاصله میان نسلها چنان افزایش یافته که گویی از دو جهان متفاوت سخن میگوییم .

 هنگامی که از من دعوت میشود تا برای فرزندان یک دبیرستان یا مرکز اموزشی سخنرانی کنم به  صراحت به انها پاسخ میدهم که در دنیای امروز که زندگی ها و اهداف تنها بر پایه " اقتصاد فردی و سازندگی مادی " میگذرد و نوجوان امروز در رسانه ها لیونل مسی و کریستین رونالدو و سایر قهرمانان رشته های مختلف را  مشاهده میکند که غرق در میلیون ها دلار پول و سرمایه هستند دیگر تصور انکه او بدنبال تحصیلات و .... برود ,  بسیار دور از انتظار خواهد بود چرا که در صورتی بهترین دکتر مملکت خویش باشد نیز نمیتواند یک دهم در امد او را داشته باشد ... کودک امروز بسیار فکور است و در ذهن خویش , مدام در حال تجزیه و تحلیل  ... بنابراین سخنان من در فضای موجود چقدر میتواند برای نوجوان امروز موثر باشد ؟  ....... ولی , خود را موظف میدانم که شرکت نمایم  .  . 

 

* دکتر کلانی عزیز ........... بی تردید وجود شما برای فوتبال ما و بویژه باشگاه پرسپولیس همچون گوهری گرانبها می باشد و صد افسوس که , هرگز قدر آن را ندانسته ایم . در بدو ورود و بازگشت شما به ایران ( دهه هشتاد شمسی ) مطالبی در باب طراحی و احداث یک ورزشگاه اختصاصی و مدرن برای باشگاه پرسپولیس عنوان شد که شادی هواداران باشگاه را با خود بهمراه آورد ....  اما متاسفانه علیرغم تمام خوشبینی های اولیه , فرجامی در پی نداشت , آن را چگونه ارزیابی میکنید ؟ تا جایی که بخاطر می آورم حتی مشکل بودجه آن نیز از طریق دریافت یک وام بلند مدت ( بروش فاینانس ) مرتفع شده بود !  

- بله متاسفانه ..... صد افسوس .... در اغاز حضورم  همانند هر ایرانی , عاشق خدمت به وطنم بودم و همچنان نیز هستم . خوب انرژی بیشتر نیز داشتم و با حصول یکسری توافقات اولیه ( که متاسفانه تنها بر حسب گفتگوها , صورت گرفت چرا که گمان میبردم هنوز همانند دوره قدیم , قول و قرارها اعتبار آنچنانی دارد ) پیش رفتیم و با تشکیل یک گروه از کارشناسان خبره , بنای ساختار یک استادیوم مدرن را , که بر اساس جدیدترین اصول معماری دنیا باشد  , طراحی نمودیم .

 آنگاه پس از توافقات اولیه و صرف مقداری هزینه شخصی , مقدمات کار را آغاز نمودیم  . سپس با حصول توافق با مدیرعامل پروژه شهرک سازی پرند - حومه جنوب شرق تهران  - مهندس امیر حسینی , که جای آن دارد از ایشان سپاسگزاری کنم , قریب 63 هزار هکتار زمین ( بصورت مشروط که میبایست طی مدت  دوسال بخشی از پروژه آغاز و تاسیساتی در ان بنا گردد ) , با یک رقم بسیار بسیار نازل ,  به پروژه استادیوم خانگی باشگاه پرسپولیس تخصیص یافت  . که پس یک زمان طولانی , بصورت زمینهای شهری که امروز موجود است , بخشی از مایملک باشگاه پرسپولیس شود . چنانچه پروژه مذکور تحقق می یافت , با وجود راه اندازی مترو و فرودگاه و ..... امروز ارزش مادی آن , برابر با هزاران میلیارد تومان بود ...

  هر چند که در دوران تصدی جناب محسن مهرعلیزاده بر سازمان تربیت بدنی , کلنگ آغاز ساخت ورزشگاه مذکور زده شد اما ,  در کمال ناباوری با گذشت زمان  منکر هرگونه قرارداد , قول و قرار و حتی " طرح هایمان " شدند و  کار به جایی رسید که یکروز دریافتیم وجودمان  بیهوده است و حاصلی جز اتلاف وقت ندارد .

( جناب دکتر کلانی , مطالب ارزشمندی در باب طراحی پروژه مذکور - احداث ورزشگاه خانگی باشگاه پرسپولیس - ذکر نمودند که در یک مقاله جداگانه , با مستندات ارائه خواهد شد . 

 

 

 

 

* جناب دکتر کلانی از تاج بگویید ..... استقلال فعلی ... براساس منابع موجود در آرشیو مجموعه , شما از چهره های بسیار مورد احترام باشگاه رقیب بوده اید و همچنان نیز در میان هواداران دیگر باشگاه محبوب شهر تهران , دارای جایگاهی ویژه هستید . بطور کلی باشگاه یا سازمان تاج را چگونه ارزیابی میکنید ؟

- ابتدا باید اشاره کنم عزیزانم در باشگاه تاج , جملگی از دوستان من هستند و حتی امروز نیز شاید نزدیکترین دوستانم از علاقمندان باشگاه تاج باشند ما در ابتدا دوستان صمیمی یکدیگر بودیم و سپس در میدان مسابقه رقیب ....  اما جای آن دارد که به نقش کم نظیر باشگاه تاج و جناب تیمسار خسروانی در تاسیس و فراهم ساختن  امکانات و ملزومات برای ورزشکاران اشاره کنم که در زمان خود بی نظیر بود .

 زنده یاد خسروانی با تکیه بر ارتباطی که با مقامات عالیرتبه کشور داشت ( فارغ از صحیح یا نادرست بودن آن )  با ایجاد تاسیسات و امکاناتی کم نظیر به باشگاه تاج خدمت کرد و از آنجا که ورزشکاران باشگاه تاج , جملگی فرزندان ایران و متولد همین اب و خاک هستند  پس اعتقاد دارم که پرویز خسروانی به ورزش ایران خدمت کرد .

 

حسین کلانی

 

  امروزه  نقد هایی عنوان میشود که بنظرم چندان منصفانه نیست .... این درست که اکر من هم ارتباطات او را می داشتم , همین امکانات را برای باشگاه شاهین , فراهم میساختم , اما حال که فاقد این روابط بوده ام  پس بیایم خدمات او را نفی ,  کنم ! آیا این شیوه صحیح است ....... امثال محب ها - اکرامی ها , خسروانی ها ....... شعاع ها هر کدام بسته به میزان توان و آگاهی خویش , به بارور شدن ورزش در ایران , خدمت کرده اند و جای آن دارد که قدردان انها باشیم اما خوب گاهی هم زمینه های رقابت , مسائلی را بوجود می اورد که محصول همان دوره زمانی بود . همین ورزشکاه آزادی که همچنان اعتبار ورزش ما در عرصه های بین المللی می باشد , کلنگ احداث آن در دوران تصدی زنده یاد پرویز خسروانی به زمین زده شد و خدمات دیگر .... در مورد خودم نیز که اشاره داشتم , باشگاه تاج و شخص تیمسار پرویز خسروانی  نخستین حامی مالی  ما در دوران نوجوانی بودند .

  

 

* جناب دکتر کلانی عزیز ..... قریب به 3 ساعت خدمت شما هستیم و مهربانانه برایمان از گذشته های دور و نزدیک , سخن گفتید .... و همچنان سوالات بسیار در باب شما و جنبه های مختلف فعالیت های ورزشی ( بویژه در باز گشایی مجدد باشگاه شاهین , تحت نام شهباز ) باقیست . تقاضامندم سایر مباحث را به جلسه آینده موکول نماییم . از اینکه بزرگوارانه , زمان ارزشمند خویش را در احتیارمان قرار داده اید , بسیار بسیار سپاسگزارهستیم . 

 

                                                                                            با کمال احترام - مدیرت وبسایت جام تخت جمشید    

   

        

                                                                                                                 

 

 

 

 

 

 

مطلب ضمیمه  ......

*****************************************************

 

 

 * کفش طلای فوتبال ایران ........ لوکس ترین کالا در کلکسیون افتخارات یک اسطوره 

------------------------------------------------------------------------------------------

 

  یک شاهکار در زمان خود ,  از با ارزشترین ها در تاریخ فوتبال , و حرفه روزنامه نگاری  که علاوه بر ارزش معنوی , بسیار زیبا و در کمال سلیقه , طراحی  شده  و گواهی بر نبوغ ژورنالیست توانای ایرانی , در سالهای نخست دهه 50 شمسی است .  اما این یادگار ارزشمند , نه  به آسانی , بلکه با دشواری و اضطراب بسیار بدست امد . . رقبای شایسته ای همانند غلام وفاخواه - محمد صادقی - غلامحسین مظلومی - اصغر شرفی و بویژه کاپیتان ارزنده باشگاه تاج , علی آقای جباری ( که تا آخرین بازی نیز , یک تهدید جدی برای کسب کفش طلای فوتبال ایران بود )  جملگی در صدد کسب عنوان " سلطان گل " بودند واژه ای که آن روزها بسیار کاربرد داشت . 

 

حسین کلانی

 

  یکسال پیش از آن ( زمستان 1349 ) پرسپولیس و حسین کلانی , در آستانه کسب عنوان قهرمانی ایران ( نیمه نهایی - برابر تاج ) از حرکت باز ماندند و در کمتر از 24 ساعت ,  از سوی فدراسیون وقت مهاجم پرسپولیس با یک محرومیت یکساله ( که البته حکمی عجیب و سختگیرانه بود ) مواجه شد . آن روز پرسپولیس بجهت اعتراض به نحوه قضاوت داور ( مبتنی بر اخراج متوالی دو بازیکن )  میدان را ترک نمود و سپس با رای فدراسیون  3 بر صفر بازنده اعلام شد و در دیدار رده بندی نیز به نشانه اعتراض حاضر نشد تا , به جایگاه چهارم بسنده کند .  با این حال اما مهاجم طلایی سرخپوشان , با ثبت 7 گل  طی 4 بازی , بیش از سایر مهاجمان  , که اغلب 5 بازی بمیدان رفتند . گل زد تا نخستین اقای گل فوتبال باشگاهی ایران باشد . ( جریان کامل بازی مذکور - دربی ششم - در بخش مربوطه - مسابقات جام منطقه ای 1349 بتفضیل ارائه شده است )

 

  چرخ روزگار گشت و سرانجام , محرومیت یکساله  با ارفاق به 11 ماه تقلیل یافت .....  و از 10 آذر ماه , بار دیگر گلزن محبوب  به تمرینات باشگاه خویش بازگشت ... روزی که او بار دیگر در تمرین پرسپولیس حضور یافت , ورزشگاه فرحناز - فلکه دوم تهرانپارس - مملو از هواداران بود که جملگی برای دیدار او آمده , تا  بازگشت اش را جشن بگیرند ......  گویا او , سند قهرمانی سرخپوشان خواهد بود . چرا که چند ماه پیش , پرسپولیس در غیاب حسین کلانی و محراب شاهرخی ( دو بازیکن محروم ) رقابت بر سر کسب عنوان قهرمانی باشگاههای تهران را , به تاج رقیب سنتی  واگذار کرد  و حال هواداران از انها , تنها قهرمانی می خواهند و بس ......

  در مقابل اما مهاجم محبوب  - حسین کلانی  - به بهترین شکل , محبت آنها را پاسخ گفت .... ثبت 12 گل که یک چهارم آن نیز , در مصاف با  رقیب سنتی بود ! ....... باور کردنی نیست 25 درصد گلهای یک فصل اقای گل فوتبال ایران , سهم دربی بزرگ تهران باشد , براستی که مهاجم طلایی  لایق ان همه محبت بود .... . و پاس , با ان تعداد ستاره تاثیر گذار و تیمی یک دست و منظم , در هر دو بازی رفت و برگشت با نتیجه مشابه 2 بر صفر شکست را پذیرا شد حسین کلانی در بازی برکشت قرشته نجات پرسپولیس شد و قهرمانی را  با دو گل پیاپی , طی چهار دقیقه , تقدیم هوادارانش کرد و بیش از بیش در قلب آنها جای گرفت . 

 

 

------------------------------------------------

 * شرح کامل هر 12 گل  حسین کلانی   ........

 ---------------------------------------------------------------

 

( گل اول )

 هفته نخست پرسپولیس با مهاجم محبوب خود به مصاف عقاب ( تیم ستاره ها )  رفت و با دو گل پیروز شد ....  گل نخست ,  کلانی در متن حرکت قرار داشت و موجب گلزنی ایرانپاک شد و سپس خود در دقیقه هشتادم گل دوم را روی یک استارت سریع , بثمر رساند , حرکت او چنان سریع اتفاق افتاد که گروهی تردید داشتند که ,  ایا  او در  موقعیت افساید بوده است یا خیر .....  با اینحال مهاجم محبوب , از همان روز نخست پیام اور شادی هواداران بود .

 

 

 ( گلهای دوم و سوم )

 هفته دوم پرسپولیس به آبادان رفت و با یک پیروزی شیرین ( 5 بر یک ) برابر باشگاه جم , به تهران بازگشت  ..... سهم حسین کلانی , دو گل بود ابتدا در دقیقه 25 روی ه پاس دقیق علی پروین , با یک شوت , گل اول را تثبیت کرد و سپس با یک استارت انفجاری روی ارسال بلند ایرج سلیمانی , که از میانه میدان برایش ارسال شد ( با تکیه بر فاکتور سرعت ) از سد مدافع مستقیم خویش عبور  و سپس با یک شوت سنگین , تور دروازه جم را لرزاند این گل بسیار چشم نواز و دیدنی بود .

هفته سوم  پرسپولیس به مسجد سلیمان رفت و در یک بازی پر حاشیه و مملو از خشونت  , نا باورانه با دریافت یک گل  به تهران بازگشت . 

 

 

( گل چهارم )

 هفته چهارم پرسپولیس برابر پاس با دو گل , به یک پیروزی شیرین دست یافت  ......... گل نخست روی سازندگی حسین کلانی توسط ایرانپاک بثمر رسید ... پاس ارسالی پروین به کلانی رسید و او با  دریبل دو طرفه از حسین کازرانی عبور کرد آنگاه توپ را استادانه و دقیق برای ایرانپاک , آنگونه ارسال کرد که , مدافعان و دروازه بان ( فرامرز ظلی ) قادر به قطع توپ نباشند و سپس , ایرانپاک توپ ارسالی را با سر بدرون دروازه پاس کوبید .  و گل دوم , دقیقه 74  ارسال فریدون معینی با مشت و دفع ناقص دروازه بان ( که تا نزدیکی های خط محوطه جریمه از دروازه دور شده بود  ) همراه شد اما توپ به صورت تصادفی زیر پای پروین افتاد و او هوشیارانه آن را برای کلانی , که در کنار دروازه  خالی از دروازه بان انتظار میکشید ,  فرستاد و او نیز بلافاصله کار را تمام کرد .  

 

 

( گل پنجم )

 هفته پنجم پرسپولیس پیش چشم هواداران , جشنواره ای از گل برپا نمود و با ارائه یک بازی برتر , حریف خود , تاج نوشهر را با هشت گل بدرقه کرد که سهم حسین کلانی  تنها یک گل بود .....  البته او ابتدا در دقیقه 10 روی پاس ایرانپاک موفق به گشودن دروازه تاج نوشهر شد اما , کمک داور با تصمیمی مشکوک گل او را آفساید اعلام کرد . سپس روی کل دوم بازی روی ارسال بلند بهزادی , بهوا بلند شد .... هرجند موفق به زدن ضربه نشد اما , حرکت او این حسن را داشت که مدافعان را بخود مشغول سازد تا توپ پس از عبور از روی پیشانی او , نصیب ایرانپاک شود و او با یک ضربه کار را تمام کند .

  سپس دقیقه 37 بار دیگر گلسازی کرد و با یک ارسال زیبا , توپ را روی سر ایرانپاک نشاند , تا لحظه ای بعد گل چهارم پرسپولیس ثبت شود . سر انجام در واپسین دقیقه نیمه نخست با یک قیچی برگردان تماشایی قصد گشودن دروازه نوشهر را داشت که توپ را مدافع تاج نوشهر با سر,  از روی خط دروازه بازگرداند . 

 دقیقه 55 , حسین کلانی پنجمین گل خود را , در بازی پنجم پرسپولیس بثمر رساند ! ..... حرکت را اصغر ادیبی آغاز کرد و سپس با یک پاس زمینی سریع ایرانپاک را از سمت راست  راهی دروازه نوشهر نمود و او با پیشروی و سپس اقدام به شوت , قصد گشودن دروازه را داشت که در هوا با اثر گذاری کلانی ( بغل پا ) مواجه شد تا , گل بنام حسین کلانی تثبیت شود .

گل ششم نیز نتیجه تلاش او بود .... سه دقیقه پس از گل پنجم از چپ , روانه دروازه نوشهر شد و سپس با یک شوت سنگین به دروازه کوبید .... دروازه بان آن را با جسارت تمام برگرداند اما در برگشت توپ نصیب همایون بهزادی شد تا دروازه خالی نوشهر را برای بار ششم , فرو ریزد .

 

 

( گلهای ششم و هفتم ) محراب عزیز , تولدت مبارک ..................

  هفته ششم , یکروز بزرگ و فراموش نشدنی برای سرخپوشان و حسین کلانی بود  ..... دروازه آبی های تاج ( مدافع عنوان قهرمانی ) چهار بارفرو ریخت تا سرانجام پرسپولیس , نخستین پیروزی در دربی تهران را با یک نتیجه عالی , جشن بگیرد تا آنروز هیچ کدام از سرخابی های تهران  تجربه کسب چنین برد شیرین و گشودن چهار باره دروازه رقیب را , نداشتند .... از این میان سهم حسینی کلانی دو گل بود که او را صاحب یک رکورد ارزشمند نمود حسین کلانی نخستین بازیکنی است که در یک دربی سرخابی ها , دو بار موفق به گلزنی شد ....  همچنین حسین کلانی  با مجموع سه گل , در صدر گلزنان دربی تهران ایستاد . تا پیش از ان , یک هافبک و دو مهاجم ارزنده باشگاه تاج هر کدام با ثبت دو گل ( کارو حقوردیان - علی جباری و عباس مژدهی ) پیشتاز گلزنان دربی تهران بودند .  

* حسین کلانی بمدت 6 سال  ( 70 ماه ) رکوردار گلزنان دربی تهران بود ( 15 بهمن 1350 الی 18 آذر 1356 )

 دقیقه 43 , ابراهیم آشتیانی مدافع راست پرسپولیس در روزی که به توصیف کیهان ورزشی مهار ناشدنی مینمود , تا نزدیکی های خط کرنر پیشروی کرد و از اکبر کارگرجم عبور نمود و توپ را در ارتفاع پایین روی دروازه تاج فرستاد .... مسعود معینی مدافع ارزنده تاج  در قطع توپ ناکام ماند تا پشت سر او حسین کلانی با یک بغل پا , گل نخست را تثبیت کند .

 

حسین کلانی

 

 

  سپس  دقیقه 55 ,  او موجب گلزنی صفر ایرانپاک شد ... پاس وی در میانه زمین به صفر رسید و او با اندکی پیشروی و سپس با یک شوت قوسی , توپ را به عمق دروازه تاج فرستاد و نتیجه  , 2 بر صفر شد

 گل سوم را نیز حسین کلانی ساخته و پرداخته کرد ..... او از لحظه ای غیبت زنده یاد پورحیدری سود برد و از  چپ  توپ را روی پیشانی محمود خوردبین ارسال نمود تا او توپ را ابتدا,  به تیر دروازه  و در بازگشت  به درون دروازه بفرستد .

 دقیقه هشتاد و نهم , حسن ختام روز بزرگ سرخ ها , گل چهارم بود .....   در امتداد یک  ضد حمله حسین کلانی , توپ را نزدیکی های  میانه زمین دریافت نمود و با چند گام پیشروی , آن را از فاصله نسبتا بعید ( حدود 30 , 35 متری )  با ضربه ای قوسی و بلند , بدرون دروازه تاج فرستاد ....

 

حسین کلانیحسین کلانی

 

( گل هشتم )

 پرسپولیس , آخرین بازی نیمفصل اول را , در اصفهان برگزار کرد که سهم حسین کلانی یکی از دو گل سرخپوشان بود ...  دقیقه 43 ضربه آزاد محراب شاهرخی به ایرانپاک رسید و او با یک نوک پا ,  پروین را از راست صاحب توپ نمود ....  وی نیز با قدری پیشروی توپ را به روی دروازه سپاهان ارسال کرد تا حسین کلانی در سمت مخالف , توپ را از یک  موقعیت دشوار ( زاویه  بسته ) وارد دروازه کند .

 

حسین کلانی

  

 

 

( گل نهم )

نهمین گل  برابر عقاب , و از روی نقطه پنالتی تثبیت شد .....  دقیقه 38  ضربه سر همایون بهزادی به دست مدافع عقاب , احمد رفیعی اصابت کرد تا بلافاصله قاضی میدان ( داود حیدری ) یک ضربه پنالتی بسود پرسپولیس اعلام کند .  پنالتی را حسین کلانی نچندان خوب و زاویه دار اما , بسیار محکم نواخت  تا نهمین گل او و سومین گل پرسپولیس تثبیت شود (  یک  مورد نادر , که دکتر کلانی , حین بازی اقدام به نواختن ضربه پنالتی نموده ...... )

 گل دوم نیز روی سازندگی کلانی بثمر رسید .... کرنر علی پروین از راست و ضربه سر کلانی در شرایط دشوار , توپ را به  ایرانپاک رساند تا او با یک بغل پا , پیام اور شادی باشد .

 

( گلهای دهم و یازدهم )  

 هفته یازدهم پرسپولیس و پاس برای تعیین قهرمان رو در روی یکدیگر صف ارایی نمودند و مهاجم محبوب , در روزی که حریف براستی شایسته نشان داد , در ظرف چهار دقیقه دوبار متوالی , گلزنی کرد تا سرنوشت جام قهرمانی باشگاههای ایران  به میزان بسیار , بسود پرسپولیس تعین شود . تا انروز باشگاه پرسپولیس موفق به کسب جام قهرمانی باشگاههای ایران نشده بود   

 ابتدا در دقیقه 75 در حالی که بازی با تساوی صفر بر صفر جریان داشت و پاس" بنقل از نشریه کیهان ورزشی "  تا حدودی برتر نشان میداد , ......... کلانی و پرسپولیس به پرواز در امدند ....

 

حسین کلانی

 

 

 این گل ارزشمند را , هفته نامه کیهان ورزشی چنین شرح می دهد :

 البته کلانی از اغاز در پرواز بود , چه زمانی که تیمش دفاع میکرد و چه هنگامی که برتری می یافت او در این بازی یک عنصر نا ارام و تشنه گل بود ... او آنقدر سماجت داشت که یک تنه در مقابل سه پاسی به آنچه که میخواست برسد .  یک توپ بلند از سمت راست در آسمان , راه دروازه پاس را در پیش گرفته بود و کلانی خیره به توپ در امتداد ان حرکت میکرد هنگامی که توپ از فراز سر حبیبی و کازرانی گذشت , ظلی هم از دروازه خارج شد و با جهش , به آن دو پیوست و حال نوبت کلانی بود که از این پیشامد کام گیرد شاید اگر کسی دیگر جای او بود این میزان سماجت نشان نمی داد . با این حال او این کار را کرد و با یک جهش , یک اثر کوچک در آن بالا بر توپ نهاد و همین کافی بود که توپ از دستان ظلی رها شود . توپ سرگردان بود و ایرانپاک که خود را به معرکه نزدیک کرده بود تنها نوک پایی به توپ زد آنگاه کلانی که تازه از نبرد هوایی آسوده شده بود ,  ضربه دیگر به توپ نواخت و همین بغل پای آرام , کافی بود تا  در آن جمع پنج نفره توپ بدرون دروازه پاس بلغزد ....  دیگر پرسپولیس و کلانی سر از پای نمیشناختند و هیجان ورزشگاه نیز باور کردنی نبود ....

 

حسین کلانی

 * میان جمع پنج نفری از بازیکنان دو تیم پرسپولیس و پاس , یک گل  سرنوشت جام را روشن ساخت و ....  از راست : مجید حلوایی - حسین کلانی - صفر ایرانپاک ( 9 ) و حسن اقای حبیبی کاپیتان پاس ( 3 ) ............... امجدیه - جمعه 20 اسفند ماه 1350

 

  گل دوم اما غافلگیر کننده تر از گل اول بود و دیگر چیزی برای پاس باقی نگذاشت ............  میرزا حسن ( مهاجم پاس ) پشت یک ضربه کرنر ایستاده بود و پاسی ها جملگی برای جبران روی دروازه پرسپولیس خیمه زده بودند و 9 بازیکن پرسپولیس بهمراه دروازه بان هادی طاووسی , سعی داشتند از اندوخته ارزشمند خود دفاع کنند . کرنر نواخته شد و جعفر کاشانی با سر توپ را به مسیر دیگر فرستاد سپس ایرج سلیمانی صاحب توپ شد و بلافاصله ان را در اختیار پروین قرار داد . در زمین پاس کسی جز حسن حبیبی و حسین کلانی حضور نداشت که بناچار پروین توپ را بلند برای استفاده کلانی فرستاد 

 فاصله کلانی با توپ بسیار بود اما او بصورت خیره کننده و باور نکردنی دریک کورس با حسن حبیبی پیروز شد و دروازه بان که از دروازه خارج شده بود تا راه را بر او بببندد , این فرصت را به او بخشید تا با ضربه ای دقیق توپ را به گوشه دروازه پاس , بفرستد .

 

( گل دوازدهم )

هفته سیزدهم و نخستین روزهای سال 1351 ..........  پرسپولیس و تاج برای انجام بازی برگشت , بمیدان آمدند تا فوتبالدوستان در روزهای تعطیل نیز شاهد هیجان فوتبال باشگاهی باشند در این میان , سهم حسین کلانی یکی از دو گل پرسپولیس بود .... این بازی ( دربی نهم تهران ) بجز نتیجه آن که همواره برای هر دو باشگاه سرشناس تهران  حساسیت ویژه دارد  ,  از یک سوی دیگر نیز حائز اهمیت بود .... رقابت برای دست یابی به عنوان برترین گلزن فوتبال ایران و دریافت کفش طلا که ماه ها قبل ,  از سوی هفته نامه ورزشی کوسسه اطلاعات ( دنیای ورزش ) وعده داده شده بود .

 علی جباری با ثبت 10 گل در برابر حسین کلانی و صفر ایرانپاک هر کدام با یازده گل ....  هر سه صاحب موقعیتی بودند که در مصاف رو در رو بر شمار گلهای خود بیافزایند اما توپ های علی جباری علیرغم شایستگی به هدف ننشست و در مقابل ایرانپاک و کلانی هر کدام یکبار موفق به گلزنی شدند تا فاصله انها با کاپیتان تاج به دو گل افزایش یابد اما .... این پایان ماجرا نبود علیرغم برتری دو گله  مهاجمان پرسپولیس , تاج و علی جباری هنوز یک بازی دیکر پیشرو داشتند که چنانچه در ان موفق به گلزنی ( هتریک )  میشدد عنوان سلطان گل از دستان مهاجمان پرسپولیس خارج و یا چنانچه , کاپیتان جباری دو گل بثمر میرساند در عنوان ارزشمند با دو مهاجم سرخپوش شریک و همانند آنها صاحب نخستین کفش طلای فوتبال ایران بود . 

* توضیح : پرسپولیس بازی هفته آخر ( هفته چهاردهم ) خود را قبل از بازی هفته سیزدهم ( 29 اسفند ماه ) برگزار کرد و در آن بازی آلن راجرز مربی پرسپولیس به حسین کلانی و صفر ایرانپاک به جهت تراکم زمان بازیها و نزدیک بودن بازی برگشت با تاج , استراحت داد . اما تاج , دو روز بعد از دربی ( پنجم فروردین ) در کمال ناباوری برابر جم آبادان بسیار ناتوان ظاهر شد و بزحمت به یک مساوی صفر بر صفر دست یافت ...  مشکل اصلی انها نیز همان تلاش دست جمعی برای صاحب گل نمودن جباری بود که سبب نزول کیفیت بازی انها شد  

 گل دوازدهم برابر تاج , روی ارسال بلند ابراهیم آشتیانی , از راست بدست امد ...... دروازه بان ناصر حجازی که جهت دفع توپ محاسبه ای اشتباه داشت , این فرصت را به مهاجم محبوب  بخشید تا در دقیقه 88 توپ را با سر , به کنج دروازه تاج بکوبد پیروزی پرسپولیس را حتمی سازد . 

 

حسین کلانی

 * گل دوازدهم ..... دقیقه 88 ارسال بلند ابراهیم آشتیانی از راست , با محاسبه و خروج اشتباه زنده یاد ناصر حجازی توام شد تا حسین کلانی چنین زیبا توپ را به گوشه بالای دروازه تاج بکوبد -  امجدیه 3 فروردین ماه 1351

 

 

 

حسین کلانی

 * تصویر با کیفیت پشت زمینه , از تصاویر موجود در ارشیو مجموعه نمیباشد و متاسفانه بدلیل کپی شدن متوالی , نام وبسایتی را که ان را برای نخستین بار در فضای اینترنت منتشر ساخته را نمیدانستیم چنانچه به مجموعه اعلام شود , بپاس احترام و قدردانی , نام وبسایت مذکور قید خواهد شد . 

 

 

-------------------------------------------

* رکوردی جاودانه تا به امروز ...........

 

 12 گل برای یکفصل  14 هفته ای از لیگ باشگاههای ایران ! ...............  در شرایطی که 13 بار در ترکیب پرسپولیس حضور یافت و تنها یکی از آنها پنالتی بود ........... به ازای هر بازی  85 صدم گل , رکوردی که در لیگ ایران  دیگر تکرار نشده است و چنانچه امروز مهاجمی بر آن باشد که رکورد 45 ساله حسین کلانی را فرو ریزد ,  به حد نصابی برابر با 26 گل , طی یک فصل ( 30 بازی ) نیاز دارد . 

( زنده یاد صفر ایرانپاک رکورد جاودانه ای برابر با 15 گل در 14 مسابقه  و فرشاد پیوس 16 گل در 17 مسابقه را در جام باشگاههای تهران دارا میباشند  )

 

 لازم به یاد آوری است که حسین کلانی ,عنوان ارزشمند اقای گل ایران در لیگ منطقه ای سال 49 را با هفت گل زده از 4 بازی و شرایطی بمراتب قابل قبول تر نیز دارا هستند اما , نخستین دوره جام منطقه ای 1349 , آن شرایط کافی برای قرار گرفتن در ردیف مسابقات  دوره ای  فوتبال باشگاهی ایران را ( تعداد بازی و  روش برگزاری ) ندارد . 

  امجدیه  جمعه 21 مهر ماه 1351 ( روز دوستی )  - سرانجام بمناسبت فرا رسیدن دومین سالگرد انتشار هفته نامه دنیای ورزش , جشنی با شکوه برگزار  و در پایان مراسم . نخستین کفشهای طلای فوتبال ایران به دو مهاجم باشگاه پرسپولیس ( حسین کلانی و صفر ایرانپاک )  اهداء شد .... از این مراسم , قریب بیست هزار هوادار با شاخه های گل  , استقبال کردند و دکتر حسین کلانی پس از دریافت کفش طلای فوتبال ایران به پاس قدردانی از حاضرین در امجدیه , به تنهایی به گرد زمین فوتبال دور زد و به ابراز احساسات هوادارانش پاسخ گفت . در حالیکه سه ستاره پرسپولیس زنده یاد ها صفر ایرانپاک , همایون بهزادی و علی پروین ( مردسال فوتبال ) بروی پیکان اهدایی کارخانجات ایران ناسیونال نشستند و ... 

حسین کلانی

 * پایان یک روز بیاد ماندنی , جشن دومین سالگرد انتشاز نشریه دنیای ورزش ......... زنده یاد صفر ایرانپاک - علی پروین - دکتر حسین کلانی همراه با جوایزخویش ( شنل , کفش و توپ طلا ) و  پاسخ به ابراز احساسات بیست هزار هوادار  

 

 دریافت کالایی لوکس ( نخستین کفش طلای فوتبال ایران ) حسن ختامی بود  شیرین و لذت بخش , بر یک فصل کم نظیر در تاریخ فوتبال ایران .  از آذر ماه 1350 تا 21 مهر ماه 1351 ......... 

---------------------------------------

* کسب نخستین عنوان قهرمانی باشگاههای ایران برای باشگاه پرسپولیس

* کسب نخستین پیروزی برابر حریف دیرینه  ( باشگاه تاج - رفت و پرگشت ) 

* آقای گل فوتبال ایران ( بصورت مشترک )

* کسب جام ملتهای آسیا 1972

* آقای گل جام ملتهای آسیا 1973

* کسب جواز حضور در المپیک مونیخ 1972

* حضور در تورنمنت استقلال برزیل ( جام جهانی کوچک 1972 )

* آغاز زندگی مشترک 

* ..... و سرانجام دریافت نخستین کفش طلای فوتبال ایران

----------------------------------- 

 

 یک بیلان کم نظیر برای مهاجم طلایی ومحبوب باشگاه پرسپولیس , تنها طی مدت 10 ماه ........ 

 

حسین کلانی

 * انتشار یک اثر هنری ورزشی روی جلد هفته نامه دنیای ورزش - شماره 110 مورخه 29 مهر ماه 1351 ........... سه ستاره باشگاه پرسپولیس با شنل و توپ و کفش طلا که بلافاصله پس از انتشار , نایاب شد و به چاپ دوم رسید و ..... اکنون پس از گذشت چهل و پنج سال  از محبوب ترین و نایاب ترین شماره ها ,  میان نشریات ورزشی ایران می باشد .

   روزگاری که جامعه فاقد رسانه های امروز ( کانال های متعدد ماهواره ای و شبکه های اجتماعی و غیره ....  )  بود , انتشار  تصویری که در آن  کمال ذوق و سلیقه ژورنالیست و عکاس ایرانی نیز لحاظ گشته , خدا میداند که , چه میزان بر ذهن و کالبد جوانان جامعه , تاثیر گذارخواهد بود .  بی تردید عکسهایی که در نشریه دنیای ورزش ( بویژه حدفاصل زمستان 1349 الی 1354 ) منتشر شد ,  در کسب و افزایش محبوبیت برای باشگاههای فوتبال و فوتبالیست ها , تاثیری انکار ناپذیر داشت که البته بایست اشاره نمود که این رابطه .( کسب محبوبیت ) فرآیندی دو جانبه بود و موجب شهرت و فروش کم نظیر برای نشریه دنیای ورزش نیز , شد .  انتشار بیش از یک صد هزار نسخه   ( بنا به یک  نظر , انتشار 113 هزار نسخه در هفته ) برای یک هفته نامه ورزشی در اغاز دهه 70 میلادی , نه تنها در ایران , بلکه در سراسر قاره ,  همچون یک شگفتی بود .

 ( در باب نقش و میزان اثرگذاری  مطبوعات ورزشی بر فوتبال و باشگاههای ورزشی , مقاله ای کامل و مجزا در دست تهیه است که در آینده , ارائه خواهد شد )      

 

 

 

 

 

 

  

 

 

     

   

    

                                                                                                           

                                                                                  

------------------------------------------------------------

* گالری  ..................

 

 

حسین کلانی

 * ویترین افتخارات ........... اثر  استاد علی کاوه / بهمن 1395

 

 

 

 

 

 حسین کلانی

 * شاهین ..............  اثر استاد علی کاوه 

 

 

 

 

 

 

علی کاوه *  یادگاری نیک از نسلی بی تکرار ....... قهرمان ملی دکتر حسین کلانی ( ستاره فوتبال )  و هنرمند ملی استاد علی کاوه ( عکاس ) ...... بهمن 1395

 

 

 

 

حسین کلانی

----------------------------------------------------------

حسین کلانی - حسین کلانی - حسین کلانی  -   - حسین کلانی - حسین کلانی  -  - حسین کلانی - حسین کلانی  -  - حسین کلانی - حسین کلانی  -  - حسین کلانی - حسین کلانی  -  - حسین کلانی - حسین کلانی  -  - حسین کلانی - حسین کلانی  -  - حسین کلانی - حسین کلانی  -  - حسین کلانی - حسین کلانی  -  - حسین کلانی - حسین کلانی  -  - حسین کلانی - حسین کلانی  -  - حسین کلانی - حسین کلانی  -  - حسین کلانی - حسین کلانی  -  - حسین کلانی - حسین کلانی  -  - حسین کلانی - حسین کلانی  -