A+ R A-

تبلیغات

رجیران

مطالب

حسن روشن

حسن روشن

Argentina 78, where his feet were all the hopes of his people

Interview with Hassan Rowshan   Part II

 

 

 * آرژانتین ۷۸ , آنجا که  امید یک کشور ,  به ساقهای او  بود .

---------------------------------------

---------------------------------------

 

* صعود و حضور در جام جهانی با حسن روشن عزیز ............... 

 

------------------------------------

 عنوان    گفتگو با حسن روشن ( بخش دوم )

عکاس    استاد علی کاوه

طراح     شهروز

 

 

  . استاد عزیز حسن روشن ...... درخشانترین فوتبالیست ایران در دهه پنجاه شمسی و موثرترین بازیکن در مسیر نخستین صعود به جام جهانی , از آرژانتین 78 برایمان گفت  و چگونگی راه یابی  ایران و موانعی که سد راهمان قرار داشت  . آنجا که همه ارزوهایمان  در ساق های طلایی اش جستجو میکردیم . اما در این حس مشترک هرگز  تنها نبودیم , چرا که چشمان یک قاره به او  دوخته شده بود و نبوغش .......... در ادامه , بخش دوم گفتگو با حسن روشن عزیز ارائه میگردد امید که مورد پسند , واقع شود . 

Dear Hassan Rowshan ...... Iran's brightest Football player in the 1970s and the most influential player in Iran's first qualified World Cup . he said: "How to get Iran to the 1978 World Cup  and then to participate in it." Where all the wishes of the country of Iran were on his golden legs. And this feeling was not just for Iran,..... he was hopeful for the continent of Asia, because after a 12-year One team from Asia participated in the World Cup. This is the second part of the interview with  Hassan Rowshan 

 

 

حسن روشن Hassan Rowshan Hassan Rowshan   

 -----------------------------------------------------

------------------------------------------------------

 

 

* استاد گرامی   سال 1356 با تلاش  شما و سایرین عزیزان , نخستین صعود وحضورمان را در جام جهانی فوتبال  , جشن گرفتیم تا  پس از قریب 12 سال , بار دیگر قاره ای اسیا نیز سهمی در بزرگترین جشنواره فوتبال جهان داشته باشد . پروسه صعود  را چگونه ارزیابی میکنید ؟ 

 بعقیده من  صعود  به  آرژانتین 78 , حاصل  یک کار برنامه ریزی شده و دراز مدت  بود که , سرانجام نتیجه داد . پس از عدم  راه یابی به جام جهانی 74 مونیخ , فوتبال ایران ابتدا با یک برنامه ریزی دقیق  چهار ساله , هدف نهایی خود را که همانا صعود به جام جهانی آرژانتین بود , ترسیم کرد  و سپس اقدامات لازم را انجام داد .  مهمترین بخش این اقدامات نیز عبارت بود از : 

 

1 ) اهمیت به فوتبال پایه , بویژه  تیم جوانان که برای چهار دوره متوالی  قهرمان آسیا شد .

2 ) برگزاری یک لیگ سراسری باشگاهی منظم , تحت عنوان جام تخت جمشید

3 ) گزینش یک مربی کارآمد و بادانش خارجی , بنام سر فرانک اوفارل

4 ) برگزاری بازیهای تدارکاتی مناسب با تیمهای صاحبنام فوتبال جهان

 

 

  بنابر این , با روی کار امدن یک فدراسیون فوتبال توانا و کارآمد " بویژه در بخش امور بین الملل "  زمینه دست یابی به موفقیت فراهم شد .  سرپرستی فدراسیون فوتبال را آقای کامبیز آتابای برعهده داشت  که البته او , از قهرمانان رشته سوارکاری بود . او  بجهت ارتباطاتی که با مقامات وقت داشت در راس فدراسیون فوتبال قرار گرفت . اما از انجا که یک مدیر جوان با اندیشه های نوین بود  , در دوران او فوتبال ما به موفقیت های قابل توجه دست یافت . که متاسفانه  تعدادی از انها , دیگر تکرار نشد .

 

Mr. Roshan - November 1977, with your efforts and other players, for the first time, Iran's football qualify to the World Cup. What factors contributed to the success of Iranian football ? How do you rate this process

I believe Iran's qualify to Argentina 78 was the result of a long-term plan . After the failure of Iranian football on the road to reach the World Cup 1974 Munich , the Iranian Football Association made a four-year precise plan, the ultimate goal of which was to qualify the 1978 World Cup, and then took the necessary steps. The most important sections were

 A ) The importance of basic football, especially the youth team, has been the champions of Asian youth for four consecutive years

B ) The establishment of a national football league of the club, called Takhtehjamshid cup

C) The Hire  A mighty and knowledgeable coach named Sir Frank O'Farrell

D) friendly matches with world-class teams

 

کامبیز آتابای  * کامبیز آتابای , رئیس اسبق فدراسیون فوتبال ایران و قهرمان رشته سوارکاری ( زمستان 1354 ) - در دوران او , فوتبال ایران برای نخستین بار در رقابتهای انتخابی جام جهانی حاضر شد و سپس در دومین تلاش , نخستین صعود خود را نیز جشن گرفت . با تاسف فراوان باید اشاره نمود که تا پیش از حضور آتابای ,  هرگز در اندیشه حضور در جام جهانی فوتبال , نبودیم ! ...... از دیگر شاخصه های دوران مدیریت او آنکه  فوتبال ما برای نخستین بار , دارای یک لیگ فوتبال سراسری باشگاهی شد و برای اولین و آخرین بار به دور دوم یک تورنمنت معتبر جهانی فوتبال صعود کرد .

Kambiz Atabay - The former head of the Iranian Football Federation and the horse riding champion (1975 Winter) - During his management, Iranian football participated in the World Cup FIFA World Cup qualifying for the first time in the 1974 World Cup, and then succeeded in the second attempt, the World Cup in Argentina in 1978 . he founded Football League in Iran for the first time

--------------------------------------

 

 فدراسیون فوتبال آتابای با اغلب کشورهای صاحب فوتبال ,  رابطه ای نزدیک داشت و قادر بود که در اسرع وقت , زمینه مسابقات تدارکاتی با بهترین تیم های دنیا  را , فراهم سازد . شما ملاحظه کنید که از آغاز سال 1356 تا قبل از حضور در جام جهانی ,  ایران با چه تیم های قدرتمندی روبرو شد و در همین مسابقات بود که نقایص  آشکار میشد .

 البته فدراسیون آقای آتابای , بر پایه ی تلاش معاونان , دبیران و مشاورانش استوار بود . زنده یاد ها حسین صدقیانی ( سرپرست وقت تیم ملی ) و داوود نصیری ( مشاور فنی و آموزش ) و  آقایان هوشنگ دیده بان ( دبیر )  و سپس بیژن معتمدی ( رئیس هیات فوتبال و عضو هیئت رئیسه )  . آنها  در نخستین راه یابی تیم ملی به جام جهانی فوتبال , نقشی انکار ناپذیر داشتند . خدا حفظش کنه آقای دیده بان رو که همواره یار و یاور بچه ها بودند و هرگز فراموش نمیکنم هنگامی که از یک بازی دشوار با استرالیا , برنده بازگشتیم و مورد استقبال خانواده و دوستان قرار گرفتیم , آقای دیده بان بعنوان پاداش سوئیچ یک اتومبیل را در همان فرود گاه بدستم داد . او براستی که انسانی شریف و خیر است و همچنان با بچه های قدیم در ارتباط می باشد ....... 

 

 اما از بعد فنی , تیم آرژانتین را ابتدا سر فرانک اوفارل ( مربی صاحبنام ایرلندی ) پی ریزی کرد و سپس دستیاران او . همانگونه که پیشتر اشاره نمودم , یکی از موثرترین اقدامات فدراسیون فوتبال آقای آتابای , جذب یک مربی اگاه و کاربلد خارجی بود . آنگاه با تدبیر هوشمندانه فدراسیون  ,  چهار مربی ایرانی  به عنوان دستیار , در کنار او قرار گرفتند . آقایان حسن حبیبی - حشمت مهاجرانی - بهمن صالح نیا و محمود یاوری . آنها ضمن آنکه اوفارل را  , یاری میدادند , خود میتوانستند از حضور ارزشمند و طولانی مدت او , همانند یک کلاس عملی , استفاده نمایند و سطح  دانش و اگاهی خویش را افزایش دهند تا چنانچه روزی همکاری با مربی ایرلندی خاتمه یابد , بتوان از وجود چهار مربی ایرانی در هدایت تیمهای ملی جوانان و بزرگسالان , بهره مند شویم . 

 

از نظر من , تاثیرات حضور اوفارل در فوتبال ایران را , میتوان چنین دست بندی کرد :    :

1 ) تغییر نسل و جایگرینی بازیکنان مسن تیم ملی , با چهره های جوان و آینده دار 

2 ) استفاده از دستیار ایرانی  و واگذاری اختیارات در مورد تشویق ها و حضور بازیکنان در اردوی تیم ملی

3 ) انتقال دانش فوتبال به خارج از تهران  با حضور مستمر در شهرستانها برای مشاهده فوتبال باشگاهی 

4 ) انتقال دانش فوتبال به دستیاران , انگونه که بعد از خود او  , قادر به هدایت تیم ملی باشند . 

 

  اما بعقیده من مهمترین بخش , همان انتقال دانش فوتبال نوین به دستیاران ایرانی اش بود . چنانچه که پس از او , تیم ملی با هدایت همان دستیاران , صاحب افتخارات کم نظیری شد .  هر گاه تیم ملی , اردو یا مسابقه ای در پیش نداشت , او به شهرستانها سفر میکرد و با تشکیل کلاسهای مربیگری , موجب ارتقاء سطح آگاهی مربیان آن شهر , میشد . بویژه آنکه اگر دارای بازیکنی در تیم ملی یا در حد تیم ملی بودند . اوفارل , خط و هدف نهایی خود را با مربیان انها در میان میگذاشت و توصیه میکرد که از بازیکن مورد نظرش , چه بخواهد و در کدام پست ها , از او استفاده نمایند . 

 

فرانک اوفارل

  * سر فرانک اوفارل , سرمربی اسبق باشگاه منچستر یونایتد و تیم ملی ایران , که بمناسبت برگزاری مسابقه تدارکاتی ایران و ولز , بعنوان کارشناس فوتبال از سوی شبکه بی بی سی , به ایران آمد . او در حالی که بولتن فدراسیون فوتبال را در دست دارد با دستیار سابق خویش , استاد حشمت مهاجرانی گفتگو میکند ....... 29 فروردین 1357

Sir Frank O'Farrell , former coach of Manchester United and the national team of Iran . He came to Iran for a friendly match between Iran and Wales . he was a football expert for the BBC network of those days . O'Farrell speaks to Heshmat Mohajerani  while holding the bulletin of the Iranian Football Association ... 18 April 1978

---------------------------------

 

 

 

  استاد عزیز , .......  نوروز 1356 و حضور در جشنواره رئال مادرید  , که بنظر نقطه اغاز راه صعود  به آرژانتین 78 بود ........

 در جشن هفتاد و پنج سالگی باشگاه رئال مادرید , تیم ما براستی عالی بود و بچه ها خیلی خوب بازی کردند . البته اون تورنمنت , خیلی هم با شکوه بود و بار اموزشی فراوان داشت . بیاد دارم  که با سانتیاگو برنابئو که آن روزها فردی 77 و 78 ساله بود و البته بسیار هم از اضافه وزن رنج میبرد  , گفتگو کردم . به او گفتم که انشالله در جشن 80 سالگی شما نیز بیاییم و بازی کنیم که او گفت :  نه فکر نمیکنم .... چرا که با توجه به بیماری و شرایط عمومی ام , شاید تا ان موقع زنده نباشم  . او یک بازیکن بزرگ و مهربان بود . خدا رحمتش کند .

 بله جشنواره بزرگی بود بخاطر دارم که ژوست فونتن ( Just Fontaine ) آمد و او را به بازیکنان معرفی کردند و او نیز دستی به سرو گوش ما کشید ... فرانس پوشکاش ( Ferenc Puskás ) نیز آنجا بود و همچنین مربی انها میلیان میلیانیچ ( Miljan Miljanić ) که اتفاقا او از من پرسید که مربی تو کیست ؟ .... گفتم زارکو رایکوف . تا گفتم رایکوف , بلافاصله یک کارت از جیب اش در اورد و بمن داد . گویا رایکوف را بخوبی میشناخت . رایکوفی که برای من بسیار زحمت کشید . روحش شاد و در آرامش

The Iranian team was well in the 1977 Real Madrid club's seventy-five year celebration. Iranian players were very good. Of course, the tournament was very magnificent and had a lot of training for us. I remember meeting with Santiago Bernabéu and talking to him. In those days, he was 77 and 78 years old and, of course, he was overweight too. I told him: I wish to come to Madrid for a football match at your 80th birthday. But he said: "I do not think .... because I'm sick, and maybe not live until then." He was a very big player and a kind man. .  rest in peace"

Real Madrid tournament was a great festival. I remember Just Fontaine was invited And he was introduced to the players and he also talked to Iranian players ... Ferenc Puskás was there as well as their coach Miljan Miljanić . he asked me who was your coach? .... I said my coach was Zdravko Rajkov. As I said to Rajkov, he immediately took out a card from his pocket and gave it to me. He knew Rajkov very well . Rajkov very much tried for me .... rest in peace

توضیح :

* سانتیاگو برنابئو : مهاجم , سرمربی و مدیر اسبق باشگاه رئال مادرید 

* ژوست فونتن   : مهاجم اسبق فوتبال فرانسه و رکوردار گل زده در ادوار جام جهانی , طی یک دوره

* میلیان میلیانیچ : مدافع اسبق ستاره سرخ بلگراد و سرمربی تیم ملی یوگوسلاوی که برای سه فصل متوالی ( 1977 - 1974 ) هدایت رئال مادرید را برعهده داشت 

 

75th Anniversary of Real Madrid 1977 *نشریه معتبر فرانسوی  فوتبال مگزین  ( football magazine ) با انتشار تصویر تیم ایران  نوشت : اینها , رئال  فردا خواهند بود .......  جشنواره هفتاد و پنجمین سالگرد تاسیس باشگاه رئال مادرید  ......... استادیوم سانتیاگو برنابئو - فروردین 1356

The photo of the Iranian team in the French magazine " football magazine "  and then wrote the the French : these will be Real tomorrow .................. The 75th Anniversary of Real Madrid - Santiago Bernabéu Stadium . March 1977

-------------------------------------

 

 در مادرید , ما دوبازی خوب انجام دادیم و از این بابت , مورد تحسین مطبوعات و کارشناسان فوتبال اروپا , قرار گرفتیم . ابتدا برابر تیم آرژانتین که سال بعد قهرمان جام جهانی شد , در حالی یک بر یک مساوی کردیم که , فوتبال ما برتر از انها بود . ما  یک گل  پیش بودیم که با اعلام یک پنالتی مشکوک در دقیقه 80 ,  نتیجه مساوی شد . توجه باشید که آرژانتین با اغلب ستارگانش , برابر ما بازی کرد . اسوالدو آردیلس , لئوپولدو لوکه , گاله گو , جرج اولگوئن , دانیل برتونی و ..... اینها بازیکنانی هستند که جملگی در فینال جام جهانی 78 ,  فیکس بازی کردند .

 بخاطر دارم که همانجا به شوخی , به فونتن گفتم : میخواهم رکورد تو را در جام جهانی بزنم ! ....... فونتن با  13 گل , سالها رکوردار جام جهانی  بود که بعد او , گرد مولر  , با 14 گل رکوردار جام شد .

 

طوفان روشن  * طوفان روشن عزیز , فرزند شایسته ای استاد - او نیز گوشه هایی از توانایی های پدر و پدر بزرگ را بهمراه داشت . طوفان , سالها در مدرسه فوتبال استقلال , یار و یاور پدر بود .   

Toofan Rowshan ( Hassan Rowshan's son ) with his father . He was his father's assistant at Esteghlal Football School

-------------------------------------

 

 

 

* انتخابی جام جهانی آرژانتین  و رقابت فشرده با استرالیا , کره جنوبی , کویت و هنگ کنگ ..........  بویژه گام دوم , یک تقابل بسیار دشوار و نفس گیر خارج از خانه با کره جنوبی   ...

دقیقا ....... اون بازی با کره جنوبی در پوسان , حقیقتا سخت و دشوار بود و بعقیده من بجز قدرت تیم کره   , سه عامل جانبی نیز در آن موثر بود . ابتدا شرایط جوی ( آب وهوا ) که بسیار متغییر و اغلب شرجی و بارانی بود و بچه های ما, چندان به آن عادت نداشتند . دوم انکه تقریبا کل تیم ما آنجا بیمار شد . یادمه که نوعی ویروس موجب بیماری  بچه ها شد که هنوز هم جای آن عارضه , بصورت کورک  بر  پشت گردن ام وجود دارد . نوعی بیماری که احتمالا منشا محلی داشت و توان بچه ها را کاهش میداد . بویژه بخاطر دارم که درست پشت پا های بچه ها , کورک زده بود .... که با پودر و آمپول و غیره , سعی داشتیم مانع از پیشرفت بیماری شویم و همین عارضه موجب شد تا بجهت تورم پا , هنگام مسابقه کفش اغلب بچه ها تنگ باشد . 

 عامل سوم نیز , عدم میزبانی صحیح تیم کره جنوبی  بود . آنها از اختصاص زمین تمرین مناسب به تیم ایران , خود داری کردند . بخاطر دارم که در پوسان , تمرینات ما در یک زمین خاکی که متعلق به یکی از مدارس بود برگزار میشد .  بنابر این بچه های ما , خوب و موثر تمرین نکردند . در کل , شرایط اردوی ایران و میزبانی کره جنوبی , مناسب نبود .

توضیح :  ایران برای برگزاری دو مسابقه نخست خود در تورنمنت انتخابی جام جهانی آرژانتین , یک اردوی بلند مدت  22 روزه را در کشورهای هنگ کنگ و کره جنوبی سپری کرد . و همین اردوی فرسایشی  , عاملی در جهت کاهش توان تیم ایران بود . 

 

حسن روشن

* تمرین تیم ملی در زمین نا مساعد یک مدرسه , پیش از تقابل با کره جنوبی و حضور دانش آموزان  .... 9 تیر 1356 - پوسان

عزیزان بترتیب از راست : حبیبی شریفی - علی پروین - زنده یاد ناصر حجازی - زنده یاد حبیب خبیری - نصرالله عبداللهی و حسن روشن با گرمکن زرد چسبیده به تیرک  عمودی  ....... 

Iranian team practice on a rough football pitch ( dirt field ) before a Korean competition with South Korea ... June 30, 1977 - Pusan

Right : Habibi Sharifi - Ali Parvin - Nasser Hejazi -  Habib Khabiri - Nasrollah Abdollahi and Hassan Rowshan stands with Yellow jacket wear  at the goalposts 

--------------------------------------

 

  اون بازی براستی دشوار بود ....  یادمه که استادیوم پوسان , لبریز از هواداران کره جنوبی شده بود و آنها  بشدت تیم خود را حمایت میکردند . آن روز ما برای نباختن بازی کردیم و حریف , پیوسته و مداوم  , توی زمین ما بود و تنها به ضد حمله ها دل بسته بودیم . بچه های ما حقیقتا همگی با تمام وجود  برابر کره بازی کردند . یادمه که حتی یکبار نیز با دروازه بان کره جنوبی , تک به تک شدم اما , آنفدر فشار روی ام بود که آن توپ رو بی دقت از کنار دروازه به بیرون زدم به این معنی که اصلا در فکر گل زدن نبودم و بنوعی هدف تنها کاهش فشار روی خودم و تیم بود . خیلی خیلی روز سختی بود .اگر شما با دقت , ویدئوی ان بازی را تماشا کنید خواهید دید که برای اولین بار است که میبینید علی پروین از خستگی به زمین میخورد در حالی که  اصلا سابقه نداشت .  او همواره تا اخرین دقیقه تکل میرفت و از تلاش دست نمیکشید اما در پوسان شرایط براستی نفس گیر بود و پس از بازی نیز , بازیکنان و مطبوعات از آن مسابقه با نام " جهنم پوسان " یاد کردند . 

 

 تو اون بازی بچه ها همه عالی بودند اما در فلب دفاع حسین کازرانی و نصی ( نصرالله عبداللهی ) شجاعانه دفاع میکردند بویژه هنگامی که اون مهاجم قد بلند کره جنوبی ( کیم ژائه هان Kim, Jae-Han ) به زمین امد . به این صورت که ابتدا حسین کازرانی تکل میزد و نصی , جلو میزد . اما سپس آن ها جای خود را با یکدیگر تغییر دادند و نصی رفت عقب و حسین کازرانی آمد جلو و توپ های اول را میزد .  اون مهاجم کره , از حسین کازرانی که بلند قد ترین بازیکن ما بود نیز , 10 سانت بلند تر بود و مهار او , بویژه روی ارسالهای بلند از کناره ها , بسیار دشوار ...... . اما با همت و تلاش بچه ها , سرانجام از ان مسابقه سخت , با امتیاز بیرون امدیم و با دو امتیازی که از بازی قبل , مقابل هنگ کنگ کسب کرده بودیم , با مجموع سه امتیاز به تهران بازگشتیم . 

 بخاطر دارم که پس از آن مسابقه , ابتدا به ژاپن رفتیم و آنجا قدری خودمان را سر و سامان دادیم . چرا که بچه های تیم ,  حسابی خسته و فرسوده شده بودند . بنابر این  در کره جنوبی , هرگز ما یک تیم شاداب نبودیم . 

 

 استاد عزیز ..... تا اینجا , شرایط شما مساعد بود و تیم ملی در انتظار بازی سوم برابر استرالیا در ملبورن ....... اما ابتدا  سه مسابقه تدارکاتی در تهران , دو بار مقابل امید شوروی و سپس رومانی که بهترین مربی جهان را با خود بهمراه داشت .. استفان کواکس ...  آیا صحیح است که آسیب دیدگی زانوی شما از همان مسابقه با رومانی اغاز شد ؟ 

 

 آن بازیهای برای ما بسیار حائز اهمیت بود . هر دو این تیمها که از اروپای شرقی می آمدند , از کیفیت بالایی برخوردار بودند .. بخاطر دارم که برابر امید شوروی گل هم زدم . اما آن مسابقه با رومانی را خوب بخاطر دارم که چه بازی مفیدی بود و در اصل همان روز بود که ترکیب نهایی تیم ما , برای بازی با استرالیا آرمایش شد . البته این درسته که من در اواخر بازی با رومانی ,  مصدوم  و از زمین خارج شدم اما , آسیب دیدگی من چنان نبود که به  استرالیا نرسم .

 اما هفته نامه دنیای ورزش اشاره دارد که , آسیب دیدگی شما چنان جدی بود که در اخرین تمرین پیش از پرواز ( عصر روز اعزام به استرالیا ) شما قادر به شوت زدن نبودید .... و با تردید از حضور شما در  مقابل استرالیا مینوشت ! 

 ببیینید ......... آسیب دیدگی که من در مقدماتی جام جهانی آرژانتین داشتم , یک مصدومیت مزمن بود گه گاه بر اثر یک ضربه تشدید میشد   و گاهی نیز  ارام بود . بنابر این ان موقع خودم و دکترها , مصدومیت ام را از ناحیه مینیسک زانو نمیدانستیم . البته در ادامه اشاره خواهم کرد که , آسیب دیدگی من به چه صورت بود ........  در ان روزها خدا رحمت کند دکتر تقی زرکش را که بسیار برای من و سایر بچه ها  زحمت می کشید . او هر طور بود مرا به بازی ها میرساند . اما قول و  قرار بر ان بود که درمان کامل زانوی من , پس از مسابقات انتخابی جام جهانی انجام شود .

حسن روشن

*  پس از دو بازی سخت و نا مطمئن , سرانجام تیم ملی نمایشی درخشان دارد . ترکیب اصلی ایران برابر رومانی ..... جمعه 14 مرداد 1356 - استادیوم ازادی - حسن روشن عزیز ( فرد نخست از چپ ) و آخرین روزهایی که زانوی او فاقد بانداژ است . 

After two weak matches, Iran is finally displaying its power against Romania. ..... Friday, August 5, 1977 - Azadi Stadium - Hassan Rowshan (first from the left) and the last days when his knee is not bandage.

 

-------------------------------- 

 

   بنابر این همراه تیم به استرالیا رفتم ......... آن مسابقه و حواشی اش را هرگز فراموش نمیکنم . بچه های ما چهار سال قبل ,  برابر استرالیا در همین مرحله از صعود به جام جهانی باز مانده بودند . بر این اساس یک فشار کاذب روحی , همواره روی تیم ما سنگینی میکرد چنانکه آثار آن بروشنی در اردوی تیم ملی نمایان بود . بویژه انها که در ان بازی چهار سال قبل , مقابل استرالیا بازی کرده بودند , بیش از سایرین نگران بودند . . ناصر حجازی - محمد صادقی و علی پروین .... اما , تا حدودی به دلم  بود که با دست پر بر میگردیم . بویژه خدا بیامرز ناصر ( ناصر حجازی )  خیلی نگران بود . او  در آن بازی تلخ چهار سال پیش , دروازه بان ایران بود .

 

حسن روشن Hassan Rowshan    

  من و ناصر اغلب اوقات در اردوهای تیم ملی , هم اطاق بودیم . یادم هست که هر روز که به زمان بازی با استرالیا نزدیک میشدیم , ناراحتی او نیز افزایش مییافت .  تا اینکه یکی دو روز مانده بود به بازی , به او گفتم ببین ناصر تو اگر خوب بگیری , من قول میدم که یکی  بزنم . البته قصد من , تنها دادن روحیه بود ....

  هنگام پرواز در فرودگاه , اقای دیده بان را دیدم که امده بود بدرقه تیم ......... اون روزها , یک اتومبیل بلیزر گمرکی خریده بودم در حدود چهل و دو یا سه هزار تومان ...که نیاز به نمره شدن داشت .  .  آقای دیده بان اومد جلو و گفت بچه ها چطورین , بنظرتون بازی چی میشه ؟  .....  ناصر هم چند قدم اون ور تر بود ... بلند گفتم : آقا ناصر قول داده  خوب بگیره , من هم یک گل میزنم . البته این تنها برای افزایش روحیه ناصر بود . همانجا آقای دیده بان رو به من بلند گفت : تو بزن , من هم ماشین تو رو نمره میکنم . 

 

 

-----------------------

* ریباند طلایی .....

 خلاصه رفتیم استرالیا ........ مسابقه با استرالیا در ملبورن , دو رویداد بزرگ داشت .... یکی پنالتی استرالیا که خوشبختانه بخیر گذشت و راهی اوت شد و دیگری گل ایران ..... در رابطه با اولی که چیزی نمیتوان گفت جز اینکه خداییش ناصر هم رفت طرفش و مسیر توپ را درست تشخیص داد .... اما , در مورد گل من , باید اشاره کنم که دو عامل  در آن سهیم بود . ریباند جلوی دروازه , اغلب در مواقعی موثره که دروازه بان , در مهار  شوت های راه دور , ضعف داشته باشد . اصطلاحا میگویند , گلر دو ضربیه ...  به این معنی که توپ رو دو ضرب کنترل میکنه .... آقا حشمت , تو استرالیا  به من گفت : ببین , گلره دو ضربیه , پس حواست باشه  .... 

یادآوری : استاد حشمت مهاجرانی ,  19 تیر ماه ( 4 هفته پیش از مسابقه ایران و استرالیا ) به آدلاید سفر کرد و از نردیک مسابقه استرالیا و هنگ کنگ را به دقت زیر نطر گرفت . بویژه آن فشار 25 دقیقه نخست  , از سوی هنگ کنگ را .........که تنها بی تجربگی مهاجمان هنگ کنگی , سد راه  گلزنی آنها بود . او " هوشیارانه " همان روز  ضعف بزرگ دروازه بان استرالیا را , تشخیص داد .

 

  دقیقه 75 یا 76 بود که محمد صادقی , توپ را به سمت دروازه استرالیا شوت کرد . لحظه ای شوت او , من حدودا روی خط هجده , بودم , مدافع استرالیا روی نقطه پنالتی .... بنابر این , حدود چندین گام ( شاید 2 گام ) از او عقب بودم . اما گفته ی حشمت خان , توی ذهنم بود ... بنابر این پیش از اصابت توپ به گلر , من استارتم رو زدم . و آن هنگام که توپ جلوی دروازه بان  به زمین خورد  , من با مدافع استرالیا تقریبا برابر بودم با این تفاوت که  مدافع هنوز حرکت خود را اغاز نکرده بود بنابر این لحظه ای بعد , هنگام برخورد توپ به دستان گلر , من از او یک گام پیش افتادم و وقتی توپ از کنترل گلر خارج شد , در حالی به توپ رسیدم که مدافع , دو گام از من , عقب افتاده بود .  همان موقع ضربه رو به توپ زدم و گل بثمر رسید . شاید  این ها همگی در کمتر از 5 ثانیه , اتفاق افتاده باشد .   

حسن روشن و گل به استرالیا

* 4 نمای تفکیک شده , از مهمترین گل ایران در مسیر صعود به آرژانتین 78 - ایران و استرالیا - 23 مرداد 1356  

1) شوت محمد صادقی و اغاز حرکت حسن روشن ( قرمز ) در حالی که یک متر از مدافع عقب تر است

2 ) توپ از کنترل دروازه بان خارج گشته و حسن روشن یک گام از مدافع پیش افتاده است

3 ) نواختن یک ضربه آرام و زمینی به سمت چهار چوب دروازه استرالیا 

4 ) ثبت گل .......... 

-----------------------------------

 

 نکته دوم , نحوه ضربه زدن من به توپ بود .... پیش از بازی با استرالیا , یکبار برابر عراق , تجربه ای اینچنین داشتم ..... آنجا نیز آقا حشمت بمن گفت که حواست باشه گلر دو ضربیه ... در یکی از حمله ها وقتی گلر عراق نتوانست توپ را کامل دفع کنه , خود را سریع به محوطه رساندم ولی توپ را بسیار محکم زدم که متاسفانه اوت شد ... این صحنه , همیشه توی ذهنم بود . بنابر این , اینبار ضربه را بسیار ارام  زدم و بقول معروف,  توپ را قل دادم توی گل ....

 هرگز فراموش نمیکنم آن لحظه های شادی پس از گل را .... همه بچه های تیم چه آنها که نزدیک من بودند و چه آنها که دور تر بودند ... حتی ناصر هم آمد و در شادی پس از گل سهیم شد . با انکه کمتر پیش می اید یک دروازه بان , دروازه را رها کند . 

حسن روشن و گل به استرالیا

* شاهکار بچه های ایران , پایانی بر  کابوس چهار ساله .... جملگی در شادی گل سهیم اند . آندرانیک اسکندریان - محمد صادقی - غفور جهانی - علی پروین - ناصر حجازی ( پیراهن ابی ) - نصرالله عبداللهی - حسن روشن - حسین کازرانی ....... فوتبال ملی , هنوز بردی چنین ارزشمند  در زمین استرالیا را , تجربه نکرده است .  ............ ورزشگاه المپیک پارک ملبورن - یگشنبه 23 مرداد 1356

---------------------------------------------

 

 وقتی برگشتیم تهران , فرودگاه مملو از هواداران و علاقمندان بود و  خانواده هایمان ( پدر و مادر و ... ) نیز آمده بودند استقبال ما ... خدا حفظش کنه آقای هوشنگ دیده بان رو .... او نتوانسته بود به استرالیا بیاید اما امده بود استقبال ما ... خوب من چون گل زده بودم , بیشتر مورد توجه بودم او  بر حسب همان قول و قرارها و برای تشویق من رفته بود ماشینم رو نمره کرده بود و سوئیچش را به دستم داد .... آقای دیده بان انسانی شریف و مهربان است و همواره با او در تماس هستم . هر گاه که مشکلی پیش می اید بدون هیچ چشمداشتی , بچه ها رو مورد حمایت قرار میدهد  و این در حالی است که او دبیر فدراسیون چهل سال پیش بود .  همین چند ماه پیش که در بیمارستان بودم , محبت او شامل حالم شد که خداوند همیشه یار و یاورش باشد .

 

هوشنگ دیده بان و بیژن معتمدی

 * هوشنگ دیده بان و بیژن معتمدی , دو چهره خوشنام از فدراسیون فوتبال کامبیز اتابای ( 57 - 1351 ) - هوشنگ دیده بان دبیر فدراسیون فوتبال و بیژن معتمدی رئیس هیئت فوتبال تهران - هر دو عزیز , در نخستین صعود فوتبال ایران به جام جهانی , نقشی انکار ناپذیر دارند . استاد بیژن معتمدی در کارنامه خویش سابقه حضور در فوتبال باشگاهی دهه 30 شمسی را  با تیمهای پاس و کیان  دارد .......      عکس : استاد علی کاوه 

----------------------------------

 

 بعقیده من آن برد مقابل استرالیا , خیلی کمک حالمان شد گویی که بیکباره  نیمی از راه صعود , طی شد . شما اگر آن روزها در اردوی تیم ملی حضور داشتید , بروشنی در می یافتید که تیم از یک  فشار منفی خارج شده ... بطور کلی جو عوض شد و انگیزه و روحیه بچه ها , بیش از پیش افزایش یافت .

 

 * استاد عزیز با این برد ,  تیم ایران با مجموع 5 امتیاز از سه مسابقه ( به ازای هر برد 2 امتیاز ) در صدر جدول پنج تیمی ایستاد و چشم انتظار اخرین مسابقه دور رفت ( ششم آبان ماه ) برابر کویت در تهران ....... اما ابتدا دو مسابقه تدارکاتی در پیش بود : 1 ) گالاتاسرای    2 ) مجارستان 

 گویا از بازی برابر مجارستان بود که آسیب دیدگی شما  تشدید شد . آیا تصدیق میکنید ؟ 

 

 این درست است که , مقابل مجارستان " مصدومیت " , سبب تعویض ام شد و در ادامه برابر کویت هم بازی نکردم اما , نکته اصلی چیز دیگری بود .... خوبه این موضوع را ابتدا بصورت کامل توضیح دهم . مصدومیت من یک مورد عجیب بود که بندرت ممکن است اتفاق بیافتد  .... در اغلب مسابقات انتخابی جام جهانی از بابت زانویم در  عذاب بودم و از این بابت بسیار درد کشیدم  اما زانویم , نه آب می آورد و نه قفل میکرد . ببینید : مینیسک زانو , هنگامی که پاره بشود , بطور کامل خشک میشه و تبدیل به استخوان میشود بنابر این , شما درد را احساس میکنید . در این شرایط زانویتان یا قفل میکند یا انکه آب می اورد . مورد من خیلی عجیب بود نه قفل میکرد و نه آب می آورد . بنابر این تشخیص آن دشوار بود .  

 

حسن روشن Hassan Rowshan Crawling at through the defenders of Hungary ....   Iran VS Hungary ( friendly match ) - Azadi Stadium - Friday, October 21, 1977

----------------------------------------------------

 

  پس از آنکه تیم ملی به جام جهانی 78 صعود کرد , قرار شد که من برای یک چکاب  , به اروپا بروم . البته این سفر , ابتدا بیشتر جنبه تفریح و سیاحت داشت  و  درمان زانو و مراجعه به کلینیک ,  در وهله دوم بود.... پزشک من پرفسور اشنایدر یکی از بهترین متخصصان زانو در اروپا بود . روزی که به مطب او رفتم , دیدم یک عکس بزرگ به دیوار مطب زده , که میگفت این زانوی گرد مولر است که آن را با موفقیت جراحی کردم . 

 او هنگامی که مرا معاینه کرد و عکسها را دید , بلافاصله مصدومیت مرا پارگی مینیسک تشخیص داد و سپس گفت که  در اولین فرصت باید تحت عمل جراحی قرار گیرم . گویا مینیسک زانوی من , بصورت اریب پاره شده بود که البته بندرت پیش می آید . بنابر این بتوصیه دکتر اشنایدر بلافاصله در همان کلینیک , تحت عمل جراحی قرار گرفتم .

 بی مناسبت نیست که اکنون به یک خاطره از همان شب پروازم  به اروپا , اشاره کنم . اون شب اغلب فامیل و بستگان خانه ی ما بودند و بقول معروف یک جشن یا یک گودبای پارتی برایم گرفته بودند   خدا رحمت کنه پدرم را , که انسانی بسیار دقیق بود . او حدود ساعت 11 شب داشت کلیه موارد را چک میکرد ...سپس  رو به من گفت پاسپورت , بلیط ؟ همه چی رو براهه ؟ ... 

یادمه که پاسپورت ها اون روزها , از اون پاسپورت های قطعه بزرگ بود .... یکی یکی موارد را چک کردم که متوجه شدم پاسپورت همسرم آماده نیست ... همانطور که اشاره کردم , اون سفر بیشتر جنبه تفریحی یا سیاحتی داشت تا درمانی ... بنابر این قرار بود که  همسرم نیز در این سفر همراهم باشد . حالا ساعت از 11 شب هم گذشته و بلیط پرواز ما  نیز  , برای ساعت 6 صبح است !!

  بناچار همان نیمه شب با آقای بیژن معتمدی تماس گرفتم . خدا حفظش کنه . آن روزها , او سرگرد اداره گذرنامه بود و از سوی دیگر رئیس هیئت فوتبال تهران ... بنده ی خدا رو ساعت نزدیک به یک نصفه شب از خواب بیدار کردم و موضوع را با او در جریان گذاشتم . گفتم که ساعت شش پرواز داریم اما پاسپورت همسرم اماده نیست . او گفت : پس با چی میخواهید بروید ؟ ؟ 

 سپس گفت : شما یکی دوساعت ساعت زودتر , حدود  4/5 بیایید فرودگاه یک قطعه عکس هم حتما با خودت بیار   ........ هیچگاه محبت او را فراموش نمیکنم . او سر ساعت امد فرودگاه با یک مهر و امضاء ,  مشکل پاسپورت را حل کرد . بله این عزیزان ( آقای بیژن معتمدی - هوشنگ دیده بان ) ان روزها برای فوتبال ما بسیار زحمت کشیدند . خدا حفظشون کنه ....       

 

حسن روشن

 

 * اما شما با همان مینیسک پاره شده , برابر کره جنوبی بازی کردید و اتفاقا با دو گل , بار دیگر ناجی تیم ایران بودید ..... همچنین در یکی دو بازی باشگاهی ( جام تخت جمشید ) نیز حضور داشتید . این یکی از موارد نادر در تاریخ فوتبال ایران است  !

 آن بازی با کره جنوبی در تهران , براستی که خیلی حساس بود .... ما بعنوان میزبان حتما میبایست با دست پر , یا حداقل  با امتیاز از زمین خارج میشدیم . کره همان تیمی بود که در بازی رفت به شدت , تیم ملی را تحت فشار قرار داده بود . چنانچه نتیجه را واگذار میکردیم , شانس کویت , استرالیا و حتی کره جنوبی نیز افزایش می یافت .  قبل از بازی مقابل کره , 6 امپول آرام کننده بزانویم زده شد تا قادر باشم بطور کامل بازی کنم .......... بله اون دو گل نیز , خیلی بما در راه صعود کمک کرد . البته به عقیده من  نباید اون گل دوم را , دریافت میکردیم . چنانچه می باختیم , شرایط برای ما بسیار دشوار میشد . پس از اون بازی ما تنها به یک برد نیاز داشتیم تا عملا جشن صعودمان را برپا کنیم , که خوشبختانه یک بازی خانگی با استرالیا بود .

 

حسن روشن

* حسن روشن و ثبت دومین گل برابر کره جنوبی ................... ورزشگاه آزادی - جمعه 20 آبان 1356

Hassan Rowshan scored the second goal of the Against South Korea ... Azadi Stadium - Friday, November 11, 1977

------------------------------------------ 

 

حسن روشن

* 6 تزریق بی حسی روی زانوی مصدوم , برای ثبت دو گل سرنوشت ساز ........... سمت چپ , تلاش های زنده یاد دکتر تقی زرکش , برای تداوم حضور ستاره ی ملی ...... ایران و کره جنوبی انتخابی جام جهانی آرژانتین  - جمعه 20 آبان 1356 - ورزشگاه آزادی 

------------------------------------------- 

 

 ببینید این موضوع که , آسیب دیدگی ام را پزشکان در تهران تشخیص ندادند , ارتباطی با دانش پزشکی زنده یاد تقی زرکش نداشت .... او  فوق تخصص ارتوپدی بود اما برای تشخیص مواردی چنین نادر , میبایست از دستگاه هایی ویژه استفاده نمود که متاسفانه , آن روزگار  در کشور , فاقد ان دستگاه ها بودیم . دکتر زرکش , براستی یک متخصص کارکشته بود و این موضوع را اکثر بازیکنان هم دوره ی من , تایید میکنند .

 

 بنابر این مینسیک شما در اواخر دی ماه عمل شد و تا موعد آغاز رقابتهای جام جهانی در  خرداد ماه آینده , تنها  5 ماه فرصت باقیست از این بابت تحت فشار بودید ؟ 

چرا ... تحت فشار که بودم .... چون بازیهای تدارکاتی در راه بود . پس از جراحی به تهران بازگشتم و بناچار برای بهبودی زانویم , مدتی از فوتبال دور شدم تا آنکه در فروردین 1357 , دور جدید بازیهای تدارکاتی تیم ملی آغاز شد . ابتدا یوگوسلاوی که بازی نکردم اما  مقابل ولز برای دقایقی بمیدان آمدم .

 

حسن روشن * هنگامی که تیم ایران برابر ولز با یک گل عقب افتاد و تلاشها نیز برای تغییر نتیجه , موثر واقع نشد , حسن روشن پس از سه ماه از عمل مینیسک زانوی چپ ,  بمیدان فرا خوانده شد . او از دقیقه ی 74 جایگزین رضا عادلخانی شد و طی همین مدت کوتاه , علیرغم نا آمادگی ,  دو بار بشدت دروازه ولزی ها را تهدید کرد . یکبار با یک فرار تماشایی و بار دیگر  با یک شوت مورب ..........  ورزشگاه ازادی - سه شنبه 29 فروردین 1357 

Hassan Rowshan  ( Iran vs. Wales -friendly match) three months after meniscus surgery. He got in from 74 minutes .......... Azadi Stadium Tuesday, April 18, 1978 

  -----------------------------------------------

  

 

 

* سپس تولوز و یک گل بیادماندنی دیگر برابر فرانسه ای که , چندی قبل در زمین خود , برزیل را با همه ستارگانش شکست داده بود   ........ و متاسفانه بار دیگر مصدومیت  ؟ ......... تایید میکنید ؟

تو اون بازی با فرانسه , تیم ما  بسیار خوب بازی کرد و هرگز مستحق باخت نبودیم . من جایگزین حسین فرکی شدم و همان ابتدای نیمه دوم , گل ایران را بثمر رساندم . در رابطه با مصدومیت ام , باید اشاره کنم که چند روز پس از بازی با فرانسه در تولوز , تیم برای حضور در تورنمنت پاری سن ژرمن به پاریس رفت و در بازی دوستانه با اف ث بروژ بلژیک بود که متاسفانه مصدومیت ام , مجدد تشدید شد و از همانجا یود که , حضور کامل و موثر در جام جهانی آرژانتین  را از دست دادم . 

 

حسن روشن 

   نمیدانم شاید اشتباه بود ........ شاید نباید بازی میکردم ....  اگر آن روز برابر افث بروژ بازی نمیکردم , شاید سرنوشت بکلی تغییر میکرد . هرگز فراموش نمیکنم   هر چه بود " قسمت  یا بد شانسی " از همان روز بود و  همانجا , از جام جهانی عقب افتادم .  تو اون بازی هم  بعنوان بازیکن جانشین , اومدم تو بازی .... فکر کنم بجای ناصر نورایی ........ 

 

حسن روشن و مصدومیت

 

 

 

----------------------------------

* قرار نبود  بازی کنم ...........

   بلافاصله پس از بازی با اف ث بروز , پای آسیب دیده ام  گچ گرفته شد .......... و این در شرایطی بود که تا هنگام شروع جام جهانی و نخستین بازی ایران  , تنها حدود دو هفته فرصت باقی  بود . بنابر این عملا  , شانس حضور در آرژانتین را  از دست داده بودم . از سوی دیگر , تیم ملی  22 بازیکن در اردو داشت که بر پایه ی قوانین می بایست چهار بازیکن را از لیست خارج نموده و تنها با 18 بازیکن , به ارژانتین برود .

  همان روزهای اخر فکر کنم اوایل خرداد بود که با خدا بیامرز تیمسار جهانبانی ( سرپرست وقت سازمان تربیت بدنی )  و چند تن از مقامات دیدار داشتیم ........  یادمه که   برای هر یک از بچه ها ,   مبلغ  هزار دلار نیز پاداش آورده بود . او با تک تک ما , گفتگو میکرد . وقتی به من رسید , پرسید : چطوری ؟  خوبی ؟ ....... در پاسخ گفتم : نه متاسفانه خوب نیستم و گمان نمیکنم با این شرایط بتوانم به آرژانتین برسم . سپس  گفتم : من از شما خواهش میکنم که یک مهاجم دیگر را جای من به آرژانتین ببرید تا سالم باشد و بتواند برای تیم ملی مفید واقع شود .حسین فرکی - ناصر نورایی - مجید بشکار .......

 

 اما  تاکید داشتند که در هر شرایطی , همراه تیم باشم  ....... همان روز رضا پهلوی ( ولیعهد سابق ) نیز حضور داشت ... آقای جهانبانی رو به او گفت : 

اگر نظر شما هم با من یکی باشد, آن چهار بازیکنی را که قرار است حذف کنیم را نیز , همراه تیم به آرژانتین ببریم .خوب رضا پهلوی , تمایل داشت که من باشم و سپس گفت : بله بله ...  ببریم . این شد که بجز اقای منصور رشیدی , تمام بازیکن های حاضر در اردو , از جمله محمد پنجعلی , مجید بشکار و احتمالا خدابیامرز مسلم خانی به ارژانتین امدند . 

  حالا شاید  حدود 10 یا 12 روز فرصت باقی بود و می بایست آن پای مصدوم  گچ گرفته را , با تمرینات ویژه و حرکات نرمشی و ....... بسرعت آماده رویارویی با بهترین و آماده ترین مدافعان دنیا , کنم  تا شاید , در مواقع لزوم برای تیم ملی مفید باشم . خوبست که  به این نکته  اشاره کنم  , مصدومیت زانو , تنها یک بخش مشکل ام بود , بخش دیگر شرایط بدنی ام بود که بسبب مصدومیت های متوالی و دور ماندن های متعدد از تمرین , سبب افت فیزیکی من شده بود . و دیگر  آن بدن یک سال قبل و یا حتی چند ماه قبل را نداشتم . چرا که با آتروفی عضلانی ( ضعف  عضلات )  مواجه  بودم و این نکته را خودم بهتر از سایرین , حس میکردم .

 بعد از یک هفته , سرانجام راه افتادم .........  اگر چه از ناحیه ی زانو  درد نداشتم اما همانطور که اشاره کردم , بدنم بشدت تضعیف شده بود و از این بابت نگران بودم چون ما عازم تورنمنتی بنام جام جهانی بودیم که تنها آماده ترین های دنیا در ان  فرصت حضور  یافته بودند .... ان هم جام جهانی های ان روزگار که تنها با 16 تیم برگزار میشد و بقول معروف حکایتش  با جام جهانی های 32 تیمه امروز , که بعقیده من قدری هم لوث شده  , بسیار متفاوت بود  .  اگر آن تورنمنت , رقابتهای اسیایی و غیره بود .... اصلا جای نگرانی نبود . اما جام جهانی , داستان دیگریست ........

 

حسن روشن

 * تلاش برای دست بابی به آمادگی  - اردوی تیم ملی خرداد 1357  ....... سمت راست حسن روشن با کفش آهنین در دست و سمت چپ جناب دکتر هاشمی (  فیزیوتراپ تیم ملی ) سعی دارد با تمرینات ویژه , او را محیای حضور در جام جهانی کند . حسن روشن بمدت دو هفته , تحت نظر دکتر هاشمی با کفش اهنین و توپ مدیسین بال , تمرین کرد تا عضلات تضعیف شده اش را , حدامکان تقویت نماید ........

-------------------------------   

 

 مبخواهم به یک نکته از بازی با هلند اشاره کنم ..... چهارده سال پس از جام جهانی آرژانتین  ( 1992 ) طی یک دوره آموزشی برای اخذ مدرک دیپلم با  رودی کرول ( Ruud Krol ) کاپیتان تیم هلند در جام جهانی 1978  , هم دوره شدم .  هنگام صرف غذا , کلیه شرکت کننده ها می بایست , بصورت دو به دو  , پشت یک میز مینشستند . خوب من و کرول چون هر دو در جام جهانی روبروی هم بازی کرده بودیم , پشت یک میز مینشستیم .  یادمه که روی  میز , دو تا پرچم بود . یکی پرچم ما و دیگری  هلند ...... انجا با یکدیگر بسیار صمیمی شدیم . سپس او یک بار به من چنین گفت  : شاید شما ندانید اما , آن روز بازی  , ما ابتدا از شما ترسیده بودیم . حتی سرمربی هلند , ارنست هاپل فقید , ترکیب را تا آخرین دقایق ارنج نکرد و از دسترس دوربین ها نیز , خود را دور نگاه میداشت که نشان از تردید و نگرانی نزد او بود . ارنست هاپل , هلند را هنگام حضور در استادیوم ارنج کرد .

 

 کرول درست می گفت .... اکنون که سالها از ان روزها گذشته اما , به یاد می اورم هنگام ورود دو تیم  , نوع نگاه بازیکنان هلند به بازیکنان ایران را  , که تاییدی بر گفته ای کرول بود  . حال شما همین نکته را کنار ان فرصت طلایی ابتدای بازی قرار دهید که توپ محمد صادقی گل نشد ,........ ممکن بود سرنوشت بکلی دستخوش تغییر شود .

 

 استاد عزیز .... اگر از رویارویی با هلند که بهترین تیم دهه 70 دنیا بود بگذریم , به اسکاتلند میرسیم . شما تنها 7 دقیقه برابر اسکاتلند بازی کردید !!! ... چرا ؟ ... آیا  مقدور نبود ؟ ...... همان شب  ژان کورنو ( مفسر اکیپ و فرانس فوتبال ) از تیم ایران انتقاد کرد و گفت : نمی فهمم پس روشن را برای چه آورده اید ؟ 

 نه ....... مقدور نبود .....  اما خوبه که به یک نکته اشاره کنم ....  از هم ابتدا , دوره ای نوجوانی ,  یاد گرفتم که هرگز از نام و نشان کسی نترسم .  از بزرگان فوتبال آموختم که هرگز نباید ترسید .... از آقا جدیکار , از عبدالله تنیده گر ( فوتبالیست دهه 20 شمسی ) , پدرم .... کسانی که با انها در تمرینات بودیم ... بنابر این از هیچکس با هر نام و نشانی هراس نداشتم و همین موضوع بود که بمن اعتماد بنفس می داد  بنظرم این , مهمترین ویژگی فوتبالی ام بود . همان دفاع هلند را هم بنظرم می شد که باز کرد و گل زد با انکه انها , با سیستم چرخشی کار می کردند . 

حسن روشن

 ان روز بازی با اسکاتلند نیز , شرایط بازی را نداشتم . البته اقا مهاجرانی قبلش بمن گفته بود که هر وقت صلاح دونستی بیا بازی کن ...  وقتی دفاع اسکاتلند را  مورد ارزیابی قرار دادم  , بنظر رسید که میتوانم به این تیم گل بزنم . بویژه در نیمه دوم که قدری هم خسته نشان میداد که اگر دقت کنید دوبار ابراهیم قاسم پور در شرایط تک به تک با دروازه بان قرار گرفت که متاسفانه توپ قدری از پایش جدا شد .... بنابر این به اقا حشمت گفتم مرا بفرست داخل ....

 اما بعد شرایط تغییر کرد . چون همان اسکاتلندی را که میتوانستیم مغلوب اش کنیم , هلند را  با نتیجه جالب 3 بر 2  برد و جدول بگونه ای شد که چنانچه میتوانستیم در آخرین گام برابر پرو , با تفاضل 2 گل پیروز شویم . صعود میکردیم . بنابر این گفتم که بازی میکنم , هر چه که میخواهد بشه بشه .... 

 

* و یک گل زیبا و بسیار ارزشمند دیگر در کارنامه ای شما ........

آن روز بازی با پرو ,  ارنج تیم ما  برای " بردن " چیده شد و ما بصورت کاملا تهاجمی با سیستم 433 آمدیم تو زمین .....چون نیت آقا حشمت , فقط برد بود . اما یادمه که در جام جهانی 2014 برزیل , بازی اخر با بوسنی , مربی  , تیم را همچنان برای " نباختن " آرایش کرد ! ... این نوع باختن , متفاوت است با آنگونه باختن ...... چون شما , تلاشت را میکنی .... مقابل پرو یادمه که یه توپ خوب زمینی زدم گوشه ی سمت چپ که گلر بسختی رد کرد و کرنر شد , یدونه زدم که گل شد ..... یکی هم محکم زدم به طاق دروازه که , گلر پرو با کف دست به کرنر فرستاد ... نیمه دوم هم یک بار در دو مرحله زدم که اولی رو بطور ناقص دفع کرد و دومی را که روی سینه ام بود , زدم که رفت بالا و اوت شد ....  . و البته که روز خوب گلر پرو بود و گرنه ,  بیش از یکی می زدم .

 

حسن روشن گل به پرو  * نمایی ارزشمند از گل تماشایی حسن روشن به پرو .............. کوردوبا - یکشنبه 21 خرداد 1357

 Hassan Rowshan scored - Iran VS Peru World Cup 1978 ........... Cordoba 11 June 1978

--------------------------------------

 

 با همان شرایط دو سه بار دروازه پرو را بشدت تهدید کردم .... بجز آن , یکی دو بار هم برای سایرین خلق موقعیت کردم فکر کنم یکی از انها  برای غفور بود  . بنابر این , علیرغم نتیجه کسب شده  , تیم ما هرگز اسیر پرو نبود . اما چنانچه تیم ما برای تساوی یا حتی یک باخت خفیف ارنج میشد ,  شاید نتیجه چیز دیگری بود اما این حسرت برای همیشه می ماند که چرا همه تلاشمان را نکردیم و از نظر من , کار ما صحیح بود .

 

* استاد عزیز ....... تلاش شما برای سربلندی ایران در اولین تجربه جام جهانی ,  بسیار بسیار تحسین برانگیز است ...... سنگینی حضور شما روی خط دفاع حریفان ایران ( بویژه پرو )  بوضوح در ویدئوی مسابقات , نمایان و محسوس می باشد . همان پرویی که با هلند مساوی کرد و اسکاتلند مغرور و پر ستاره را در روز نخست با سه گل شوکه نمود . شما یک گل زیبا زدید , سه بار دروازه بان پرو به واکنش وادار کردید و دو بار نیز مهاجمان ایران را در موقعیت گل قرار دادید . 6 موقعیت موثر برای ایران , تنها در 66 دقیقه حضورتان , هر 11 دقیقه یک موقعیت خطرناک  ......... و این نشان از قابلیت های کم نظیر شماست , راندمانی که تاکنون هیچیک از مهاجمان ایران در طی یک بازی جام جهانی , بدست نیاورده اند      

  ممنونم ... اما آن لحظه ای مصدوم شدنم  که موجب تعویض ام شد را نیز هرگز فراموش نمیکنم . فکر کنم حدود دقیقه شصتم بود .  سمت راست زمین قرار داشتم و حریف مستقیم ام  , کاپیتان پرو بود که در دفاع چپ بازی میکرد  . یک توپ مورب متمایل به راست را بچه ها برایم انداختند که چنانچه پشت دفاع  به ان میرسیدم , در موقعیت تک به تک با دروازه بان پرو قرار میگرفتم . ینابر این  انداختم که از پشت کاپیتان پرو , به توپ برسم . همین که استارت زدم روی عضله ران پای راستم احساس سوزش کردم . در این مواقع بازیکن ها , بلافاصله می ایستند و از زمین  می ایند بیرون و کمپرس یخ , روی عضله قرار میدهند و  چند روز بعد نیز , مجدد بازی میکنند .   

اما گفتم مهم نیست , بازی آخره ... میرم توپ و میکنم تو گل و بعدش هم دیگه  مهم نیست که مصدوم بشم , عضله ام پاره بشه و ... اما گام چندم بود که یک هو عضله ام پاره شد و از شدت درد دیگه نتونستم ادامه بدم و همانجا بود که افتادم ...

 

حسن روشن

 * چهار فرم از تلاش حسن روشن عزیز برای فتح مجدد دروازه پرو در کورس با کاپیتان پرو ( هکتور چامپیتاز ) که به مصدومیت او از ناحیه عضله ران , منجر شد .... زنده یاد دکتر تقی زرکش ( نشسته ) و دکتر هاشمی  , قصد دارند از شدت میزان درد او بکاهند ......... ایران و پرو - کوردوبا - یکشنبه 21 خرداد 1357

------------------------------------------ 

  اگر بخاطر داشته باشید , پیشتر اشاره کردم که مصدومیت های متوالی و عدم حضور کامل و مستمر در تمربنات آماده سازی , سبب تضعیف ام شده بود و درست همانی شد که نگران اش بودم . عضلات ام دیگر همانند یک سال قبل نبود و بناچار همان موقع  با برانکارد از زمین بیرون آمدم و تعویض شدم . اگر شرایط یک سال قبل را داشتم .... درسته که یک گل زدم اما اگر شرایط یک سال قبل را داشتم و یا اگر با همان شرایط اما ,  در بازی باقی می ماندم , بقول معروف زهرم را می ریختم و به احتمال فراوان  باز هم گل میزدم ... بنابر این , بر خلاف انتظار , دیگر مصدومیت ام از ناحیه مینیسک نبود و این عضله ران ام بود که مرا متوقف کرد .

 

 Hassan Rowshan

* نقطه پایان تورنمنت برای حسن روشن و همچنین ایران .............. نماد پایداری , استقامت و شایستگی -  استاد عزیز , علیرغم نا آمادگی و با وجود زانویی عمل کرده و بانداژ شده  ,  شجاعانه تلاش کرد و تا واپسین لحظه , هر انچه که در توانش بود انجام داد ......... ایران و پرو , کوردوبا - یکشنبه 21 خرداد 1357 

------------------------------------------------

 

  به عقیده من آنچه که در آرژانتین گذشت ,  بویژه از باب نتیجه .... کمتر از استحقاق تیم ایران بود . بعنوان مثال  , شما دو پنالتی بحث بر انگیز  مقابل پرو را ملاحظه کنید ... نصی ( نصرالله عبداللهی ) تنه به تنه شد , داور پنالتی گرفت یا حرکت ناصر ... که ان را نیز  پنالتی گرفت ... اما امروز که به گذشته نگاه میکنم , افسوس نمیخورم چون شجاعانه بازی کردیم و هرگز تحت تاثیر نام ها و بازی تیم مقابل مان نبودیم . در حالیکه میتوانستیم با محافظه کاری و اتخاذ شیوه ای دفاعی و احتیاط آمیز , حداقل با دو تساوی از آرژانتین بازگردیم . 

 

حسن روشن

* ایران , همواره در قلب حسن روشن عزیز جای دارد ..... تصویر تیم ملی در راه صعود به المپیک مونترال - اثر استاد علی کاوه 

-----------------------------------------

 

 استاد عزیز از توضیحات کامل و ارزشمند شما بسیار سپاسگزارم . حال چنانچه اجازه دهید بازگردیم به دوره ی حضورتان در باشگاه تاج  سالهای 55 و 56 ( جام تخت جمشید ) , حضور مستر جگیج و کاپیتانی شما , همچنین دربی جالب بیستم و گلزنی در دربی  ... و ....

 

                                                                                    در حال تکمیل ......................

 

 

 

 

  

   

 

 

 

 

--------------------- 

---------------------

 مطلب ضمیمه : 

 حسن روشن و الگرافیکو

 * ترجمه مقاله ال گرافیکو ( مشهورترین هفته نامه کشور آرژانتین ) به قلم انریکه رومرو Enrique Romero ..........  فوریه 1978

The translation of the article by El Graphico (Argentina's Football magazine) by Enrique Romero ........ February  1978

------------------------------- 

 

 

 

 

حسن روشن * بخشی از مقاله ارزشمند استاد داریوش اسداللهی در باب ظرفیتهای فوتبالی حسن روشن عزیز   و عدم بهره مندی کامل از او در فوتبال ایران پس از جام جهانی آرژانتین   .....

 

 

---------------------------------------------

* مصاحبه فوق , البته با جزئیات و بصورت کاملتر  , طی یک ویدئو , ارائه خواهد شد . 

 

 

حسن روشن و صعود و حضور در جام جهانی 1978  آرژانین