A+ R A-

تبلیغات

رجیران

مطالب

هادی نراقی

هادی نراقی

استاد هادی نراقی عزیز  , فرزند شایسته ایران , ستاره  و کاپیتان آبی های محبوب تهران  .... عکاس : استاد علی کاوه

===========================

 

 

 

* بخش دوم گفتگو با استاد هادی نراقی ... زمستان ۱۳۹۷

---------------------------------

---------------------------------

 

 توضیح : در بخش نخست گفتگو , هادی نراقی عزیز از روزگار نوجوانی و زمین چهار صد دستگاه برایمان گفت و سپس از چگونگی جذب جوانهای نخبه به فوتبال باشگاههی  در سالهای پایانی دهه ۴۰ شمسی  ... استاد شرح داد که چگونه به باشگاه سازنده ان روزهای فوتبال تهران " برق " پیوست و بمرور فوتبال باشگاهی اش شکل گرفت ... 

 

 

 

 سپس بهمراه برق به تورنمنت بین المللی آقا خان , اعزام شدم که خود شرح مفصلی دارد . اما شیرین ترین خاطره ام از حضور در برق , همان انتشار تصویر تمام صفحه و رنگی ام , در کیهان ورزشی بود . آن شور و هیجانی که نخستین بار  پس از دیدن تصویرم به من دست داد را هرگز فراموش کنم . اون روزها برای من که یک محصل بودم خرید مجله و روزنامه دشوار بود . بنابر این هر صبح که از جلوی کیوسک مطبوعاتی عبور میکردم , قدری می ایستادم و صفحات ورزشی را ورق میزدم و عکسهایش را میدیدم .

 یک صبح شنبه که , کیهان ورزشی منتشر میشد ,  جلوی کیوسک ایستادم به روال همیشگی مجله را ورق زدم . کیهان ورزشی نیز آن سالها در سایز بزرگ منتشر میشد . قدری بزرگتر از مجله های امروز .... صفحه اول که جلد مجله بود رو که ورق زدم , یک هو چنان هیجان زده شدم که هیچگاه ان را فراموش نمیکنم . عکس  تمام صفحه و رنگی من روی صفحه دوم کیهان ورزشی و بالای آن نیز تیتر زده بود آقا کوچولوی گل و افرین بر این گلزن  ....  تو عالم جوانی از خوشحالی بال در آوردم . تصور کنید....  اون روزها رو ... که چقدر مطبوعات ورزشی اندک بود و .... 

 هادی نراقی

* تصویر رنگی و  تمام صفحه ی هادی نراقی ۱۷ ساله , روی صفحه ی دوم کیهان ورزشی سال ۱۳۵۱ ( شماره ۹۶۷ - مورخه ۹ دی ۱۳۵۱ ) -این عکس را استاد  , بیش از دیگر تصاویر خود  در مطبوعات دوست میدارد که بی تردید بجهت همان خاطره ی شیرین دوران مدرسه  میباشد و احساساتش , هنگام مشاهده این عکس   به همان زیبایی و تازگی دوره ی نوجوانیست  .... عکسی که در واقع پاداش او بود از سوی هفته نامه کیهان ورزشی بجهت گلزنی های متوالی اش در مسابقات دسته اول باشگاه های تهران  ...

==================================

 

 خلاصه بدو بدو رفتم مدرسه تا  به دوستانم و همکلاسی هایم اطلاع بدم   ... اما وقتی رسیدم  ,  دیدم که همین عکس رو زده اند اون بالا روی تابلوی اعلانات و بچه ها دارند ان را  به یکدیگر نشان میدهند ... . اون روزها هم  مدارس مختلط بود و حالا تصور کنید که از ان پس چه شرایطی برایم ایجاد شد ..... ابراز احساسات .... دیدنی بود . 

 

 امروزه اما بجهت انتشار هفته ها و نشریات متعدد , شاید دیگر انتشار یک عکس روی جلد یک نشریه ی ورزشی , آنگونه حائز اهمیت نباشد چرا که فردا  , بازیکنی دیگر روی جلد است و ... اما ان روزگار , تنها دو مجله ورزشی بود که   بصورت هفتگی منتشر میشد و هر کدامیک , تنها حاوی چند عکس از بازیکنها و تیمهای موفق روز ... بنابر این تاثیر آن عکسها , بمراتب عمیق تر و  گسترده تر از مطبوعات امروز بود . 

 

* و احتمالا همان روزهاست که به اردوی تیم جوانان برای  مسابقات جوانان آسیا ,  دعوت شدید ....

 کاملا .... اما  دعوت شدنم به اردوی جوانان نیز جالب است که خوبه شرح آن را  بازگو کنم .... خدا رحمت کنه مربی ام را  در باشگاه برق "  محسن حاج نصرالله "  او خودش قبلا , شاید ۱۰ سال پیش از آن , بازیکن  تیم ملی بود و البته بسیار با تجربه ... اما در کنار تجربه , او  بسیار زیرک و باهوش  بود . از طرفی  من هنوز بسیار جوان بودم و طبعا  , کمتر بمن بازی میرسید . 

 یک روز  حشمت خان مهاجرانی , بی خبر اومد سر تمرین ما .... اون موقع ها , تازه سرمربی تیم جوانان شده بود و بتمرینات باشگاهی سرک میکشید تا بازیکن های جوان رو شناسایی کنه و خوب من نیز در مسابقات تهران چند تایی گل زده بودم ...   همان روز ,  یک مسابقه ی تمرینی داشتیم و از بدشانسی ام  , رزرو بودم و روی نیمکت نشسته بودم . زنده یاد حاج نصرالله که شرایط رو دید , یک نگاهی بمن کرد و یک نگاهی به حشمت خان کرد و سپس بلند شد و رفت پیش حشمت  و به او گفت : حشمت خان اگر میبینی که هادی امروز بازی نمیکنه , برای اینه که  سرمای شدید خورده و در حال استراحته ... اما چون شما اومدید ,  هافتایم دوم میزارمش تا بتونید اونو ارزیابی کنید . حالا بنظر شما این گفته ی زنده یاد حاج نصرالله , چه مفهومی داره ؟ ... ابتدا اینکه اگر از اول بازی نکرده , بخاطر سرماخوردگی شدیدیه که داره ... و دوم , اگر رفت تو زمین و ضعیف بازی کرد , دلیلش همان سرماخوردگیه ... خدا رحمتش کنه ...  روحش شاد , خیلی باهوش بود و هوای بازیکنش را داشت . 

 و حشمت خان منو به اردوی جوانان دعوت کرد و این در شرایطی که حضور در ترکیب تیم جوانان بسیار دشوار بود . چرا که  بازیکنان خوب بسیار بودند اما باید به یک نکته در مورد حشمت خان اشاره کنم . بنظر من بزرگترین ویژگی  حشمت مهاجرانی " هوش " بالای اوست ... حشمت خان قبل از آنکه یک مربی فنی توانمند باشد یکی مربی بسیار باهوش و زیرک بود و روی این گفته تاکید دارم . آقای کاوه نیز میتواند شهادت دهد .کافی بود که  یک جلسه شما رو در تمرین ببینه . بخوبی شما رو آنالیز میکرد و از ان بهتر , افکار بازیکن رو میخوند و با اون ارتباط برقرار میکرد و سپس با اشراف به ان , میتوانست بازیکنان را به یکدیگر نزدیک کنه ...  

  بخاطر دارم  اردوی تیم جوانان را  , که در هتل اوین بود و هر کدوم از بازیکن ها , توی یک اطاق ساکن بودیم . دقیقا یادمه که توی اطاقم روی تخت دراز کشیده بودم که یک هو حشمت خان اومد داخل ...  تا اومدم به احترامش بلند شم  گفت لازم نیست و راحت باش ....  روی یک صندلی که داخل اطاق بود نشست . قدری گذشت و سپس گفت : هادی اومدم فقط یه چیزی بهت بگم ... من موندم که تو  چه  کرده ای که حسن روشن , اینقدر از تو تعریف میکنه ........  حالا ۱۰ دقیقه قبلش , همین حرف رو به روشن گفته  بود ... و ...  ای کاش که فیلم مسابقات جوانان بود و شما ملاحظه میکردید که تیم جوانان چگونه با هم یک دل هستند . البته بخشهایی از ویدئوی مسابقه ایران و مالزی اکنون در دسترس هست و همانجا نیز این همکاری نمایان است ... تو اون سن و سال  شرایط قدری متفاوت است و جوانها بسیار حساس هستند و با کوچکترین مسئله ای به یکدیگر حسودی میکنند و در اختیار یکدیگر نیستند . بنابر این حشمت خان با تدابیری اینچنینی , بازیکنان را به یکدیگر نزدیک تر مینمود ...

 

هادی نراقی

* یک روز موفق و یک هتریک  بیادماندنی از هادی نراقی عزیز  ..  ایران و مالزی -  جوانان آسیا - بهار ۱۳۵۲

===============================

 

  بعنوان مثال شما اگر ویدئوی بازی ایران و مالزی را مشاهده کنید ,  همکاری میان ما را خواهید دید ... اون روز حسن روشن , گوش چپ بود اما رفت دفاع چپ  و  از همانجا انداخت پشت دفاع برای من که رفتم و کردمش تو گل .... براستی که باید حشمت خان رو تحسین کرد . او با اشراف کامل به روحیه بازیکنان , کاری میکرد که مهر آنها به دل یکدیگر بنشیند و این موضوع در اغلب تیمهایش , بخوبی نمایان بود و جا دارد که اشاره کنم که آن سالها وجود حشمت خان در تیم جوانان  , یکی از شانسهای دوران بازیگری ام می باشد . آنچه که از حشمت خان و دیکر مربیانم اموختم  , تنها فوتبال نبود , انها معلم های واقعی بودند و در کنار فوتبال , به من درس زندگی نیز  دادند . 

 

 * و .... چند یادگار ارزشمند از  مسابقه ی ایران و مالزی که برایمان بیادگار مانده ... یک هتریک و یک ویدپوی ۳ دقیقه ای و سرانجام چند قطعه عکس   .... شما  از معدود ستاره های فوتبال ما هستید که  هتریک ملی در کارنامه تان  ثبت شده  ...

باعث افتخاره که توانسته ام برای فوتبال کشورم مفید باشم ... ان روز برغم  بازی  خشن تیم مالزی , تیم ما با نتیجه ی چهار بر یک پیروز شد که سه تا از چهار گل بنام من ثبت شد که خوشبختانه  ویدئوی یکی از انها در دسترس است . 

 

 * آن گل دیگر  ,  که در واقع نخستین گل مسابقه و تیم ایران بود نیز ,  شما پایه گذاری کردید و پرویز خان مظلومی بثمر رساند ...  همچنین یک عکس بسیار زیبا و تماشایی که اثر استاد کاوه می باشد , از همان مسابقه در همان روزها توسط مجله ی دنیای ورزش منتشر شد .... بخاطر دارید ؟ ...

 

هادی نراقی

*  نمایی بیادماندنی از هنگام نواختن ضربه ی منجر به گل هادی نراقی عزیز .. ورزشگاه آزادی - ۳۱ فروردین ۱۳۵۲ 

 اثری جاودانه از استاد نازنین علی کاوه , برای  مجله دنیای ورزش ( اردیبهشت ۱۳۵۲ -  شماره ۱۳۵ )

================================ 

  

 

  بله بله ... کاملا ... هنگام ثبت همان گلی است که حسن روشن انداخت پشت دفاع مالزی  و .....  یکی از زیباترین تصاویر ورزشی سال بود و براستی که کار آقای کاوه در ثبت این عکس و بسیاری دیگر از عکسهایمان تحسین برانگیز است  ... در اون روز , همآن بازیکن مالزی که در عکس حضور دارد , حریف مستقیم من بود و البته خوب بسیار خشن نیز بازی میکرد  .....

  مالزی اصلا تیم ضعیفی نبود آنها چند روز قبل با ژاپن ۲ - ۲ مساوی کرده بودند و اصلا انتظار نداشتند که چهار گل  از ما دریافت کنند . تو اون مسابقه , بجهت خشونت بازیکنان مالزی ,  چند بار برای درمان از زمین خارج شدم و مجدد بازگشتم ... حتی یادمه که یکی از بازیکنان مالزی دنبالم افتاد تا تلافی  آن سه گل را یکجا سر من خالی کند !! .... گلهای آن روز  , سبب حذف  مالزی شد . بنابر این ایران و ژاپن از گروه صعود کردند ... 

 

 

 

* و سپس دریافت جام جوانان آسیا و هادی نراقی یکی از محبوبترین جوانان سراسر ایران .....  چنانچه موافق باشید بپردازیم به انتقال شما به باشگاه تاج ( استقلال ) و ان تصمیم شجاعانه   .....

 درست پس از آن قهرمانی بود که ,  اغلب آن بازیکنان  مورد توجه تیمهای باشگاهی قرار گرفتند . من از هر دو باشگاه بزرگ پایتخت ( تاج و پرسپولیس ) پیشنهاد داشتم .از پرسپولیس مبلغ ۱۰ هزار تومان  و از باشگاه تاج ۸ هزار تومان ... اما  تاج رو انتخاب کردم و یکی از دلایل اصلی ام برای پیوستن به تاج , وجود رایکوف بود . او یک مربی بود که به جوانان بسیار اهمیت میداد و از سوی دیگر خودم , همواره تشنه اموختن بوده و هستم  .  و مطمئن بودم که از او خواهم اموخت . بنابر این یکی از دلایل پیوستنم به تاج , وجود رایکوف بود . 

 

هادی نراقی

* هادی نراقی عزیز ..............................................                                 عکاس استاد علی کاوه 

=============================

 

* اکنون سالها از آن روزها گذشته  .... اما بنظر شما اگر پرسپولیس رو انتخاب میکردید , مسیرتان  ساده تر نبود ؟ .... چون در پرسپولیس مهاجمهای بزرگ در سالهای اخر فوتبالشان قرار داشتند از جمله همایون بهزادی - حسین کلانی و  صفر ایرانپاک اغلب مصدوم ...  و همانطور که اشاره نمودید تاج پر از مهاجم جوان  بود  حسن روشن - غلامحسین مظلومی - مسعود مژدهی - پرویز مظلومی - رضا عادلخانی ......... 

 

  بله ... اشاره شما  درسته ... از این بابت بسیار بسیار  ساده تر بود ....  همون موقعی که تصمیم گرفتم به تاج بروم ,  دوستان و نزدیکان می گفتند هادی اونجا به تو بازی نمیرسه .... تاج , هشت تا مهاجم داره که پنج تاشون فیکس  ملی هستند تو نمیتونی با اونها رقابت کنی و  ... اما گفتم میروم , تلاش میکنم و جایگاهم رو بدست می آورم و خوب سرانجام هم فیکس شدم . بله درسته ...  شاید اگر به پرسپولیس میرفتم کار من ساده تر بود اما ,  رقابت و مسابقه دادن همواره جزئی از وجودم بوده  ...  رقابت برای فیکس شدن نیز خود یک مسابقه است ... بنابر این هراسی از این نوع رقابت نداشتم و از سوی دیگر  به خود و توانایی هایم ایمان داشتم 

 

* خوب ابتدا پنج هفته دور از ترکیب قرار داشتید  ... و احتمالا , هفته پنجم مقابل پاس که زنده یاد رایکوف , مهرداد زمانزاده را به شما ترجیح داد  ,  قدری نیز دلسرد شدید اما سرانجام روز شما فرا رسید ... اولین بازی برای تاج  مقابل بانک ملی و  یک روز با شکوه دیگر برای هادی نراقی جوان .... توام با تجربه ی گلزنی با پیراهن خوش رنگ تاج ...

  کاملا ....  و ممنون که چنین با دقت مطالب را پیگیری می کنید   ... ببین ... درست همون روز اول مقابل بانک ملی بود که اگر اشتباه نکنم من چهره ای روز  نیز شدم البته  تردید دارم آن روزها هفته نامه ی تاج ورزشی چهره ی روز انتخاب میکرد  ...  درست از همان روز اول  همین موضوع حساسیت و رقابت شدید میان مهاجمان تاج برای فیکس شدن رو تجربه کردم . خدا رحمت کنه غلامحسین مظلومی رو ... براستی که یکی از بهترین مهاجمان تاریخ فوتبال این کشور بود .  برای حسین مظلومی اما بسیار سنگین بود که یک بازیکن کم سن و سال بیاد و جای وی فیکس بره تو زمین   ... و من بخوبی یادمه  که وقتی  تو ارنج قرار گرفتم , واکنش اون به حضورم , درون لباس کنی  شدید بود و خیلی ناراحت نشون داد ... حالا هر گونه که تصور کنید , این مسئله منه جوان رو با مشکل مواجه میکنه ... ولی خوب خوشبختانه بسیار با انگیزه بودم و همان روز اول , گل نیز زدم .. بخاطر دارم که اون مسابقه رو دو بر یک بردیم ... بسیار  تجربه دلنشینی بود گلزنی با پیراهن تاج ... اگر به این مطالب  اشاره میکنم برای این است که بدانید ان روزها برای یک جوون ,  فیکس ترکیب تاج و پرسپولیس شدن اصلا ساده نبود  . بنابر این بسیار سختی کشیدم , تلاش کردم تا بمرور جایگاهم رو تو تیم بدست آوردم .

 

هادی نراقی  * هادی نراقی عزیز و روزهای نخست حضور در باشگاه تاج ( تابستان ۱۳۵۲ )  .... از جمع ۱۴ بازیکن حاضر در تصویر ,  هفت تن آنها مهاجم هستند !! ... و دو مهاجم جوان دیگر بنامهای پرویز مظلومی و مهرداد زمانزاده نیز در  تصویر غایب اند . بنابر این , هادی نراقی با تصمیمی شجاعانه به تاجی پیوست که مملو از مهاجمان گلزن و با تجربه و جوان بود .

==============================

 

 

*  استاد عزیز از زنده یاد رایکوف ,  بیشتر بگویید ... او را چگونه  توصیف میکنید  ....

   ابتدا اینکه  فوق العاده با هوش بود ... او خودش سالها  بازیکن بزرگی بود و در فوتبال اروپا و در سطح ملی بازی کرده بود . بنابر این چنین شخصی حتما با هوش است اما به یک مورد دیگر میخواهم اشاره کنم که شاید کمتر به ان پرداخته شده باشد . رایکوف عاشق کارش بود البته نه اینکه دیگران نباشند ... نه ... اما احساس و تلاشی که من  از او دیده ام بواقع کم نظیر بود . رایکوف بسیار با اشتیاق  به کارش می پرداخت نیرو میگذاشت , فکر میگذاشت , وقت میگذاشت .... هنگامی به اون روزها نگاه میکنم , بیاد می اورم که با چه اشتیاقی پا به پای بچه ها تمرین میکرد و  نتیجه ی تلاشش را هم می دید  . اما یک ویژگی بارز دیگر هم داشت . او عاشق بازیکنی بود که  تمام فکر و ذهنش معطوف به فوتبال باشد . از نظر او , میزان علاقمندی یک بازیکن به فوتبال در توانایی یادگیری اش , بسیار اهمیت داشت . بنابر این   همواره دنبال چنین بازیکنانی می گشت . بازیکنی رو میخواست که علاقمند باشه ...

 

* بسیار بسیار سپاسگزارم ... به نکته ی ظریف و  ارزشمندی اشاره نمودید " علاقمندی "  قدری بیشتر توضیح دهید ..... 

  یک سری از بازیکنان اون روز های تاج بودند که , دیگر  ان علاقمندی لازم رو در تیم  نداشتند ...  بازیکن هایی که اگر آنها را نام ببرم شما ببینید , مگر میشود  به انها گفت که باشگاه  دیگر به شما  احتیاج نداره . خدا رحمت کنه رایکوف را ... یکسال آمد و گفت : آقای حجازی من دیگه  شما رو  نمیخواهم  . آقای غلامحسین مظلومی شما را  نمیخواهم ... آقای عادلخانی .... آقای نصرالله عبداللهی ... باورتون میشه ... به این بازیکنهای بزرگ تیم ملی گفت آقا ما دیگر به شما احتیاج نداریم . به همین سادگی ... حرفش رو رک و صریح زد . خدا رحمتش کنه .. او میگفت : من یک بازیکن میخوام که ۳۰ تا مسابقه رو برای تاج بازی کنه ... ما ابادان بازی داریم , یکی میگه کلیه ام درد میکنه ... تو شیراز بازی داریم یکی میگه سر درد دارم ...  بازیکن اینجوری , بکار من نمی یاد ... اگر شما میخواهید تنها یک بازی مقابل پرسپولیس رو در تهران , مقابل هزاران تماشاگر بازی کنید و تشویق و ... و ..... , این چاره کار ما نیست , پس  همان بهتر  که بروید .... 

 

 همان موقع در مطبوعات ورزشی و غیر ورزشی نوشته شد که : آن بازیکن  ملی گفته  , من این میزان پیش قرار داد را از تاج میخواهم , اما باشگاه نمیدهد ....نه نه ...  اصلا این صحبت ها در میان نبود ... رایکوف به صراحت , عذر یک سری از بازیکن های اون موقع تاج رو خواست . بله تاکید دارم روی این مطلب ,  آنها را کنار نهاد یا بنوعی بیرون کرد و باشگاه هم این قدرت رو به او داده بود که در اینگونه موارد  تصمیم گیری کند . او گفت که از این پس میخواهم  با همین  جوونها  کار کنم ... 

 

  در مورد رایکوف خوبه که اینجا به یک نکته ای دیگر نیز اشاره کنم و آن , دید حرفه ای او بود  ... مثلا هنگامی که در برق بودم , یک مهاجم تیم برق بنام هادی نراقی برای تاج خیلی خطرناک بود . بنابر این اون مهاجم رو جذب میکرد حالا اگر همین نراقی  توانش رو داشت که خودش رو نشون بده , خوب می اومد بالا و  فیکس تاج میشد . در غیر این صورت  اون کار خودش رو کرده بود و این , به همان دید حرفه ای رایکوف باز میگشت..... اما  بودند مهاجم هایی که در این میان چندان به آنها بازی نرسید و نیمکنشین ماندند ... از جمله مهرداد زمان زاده که بازیکن خوبی بود و همچنین یک مهاجم خوزستانی داشتیم  بنام علی رحمانی ... بله ... کار سخت بود .... حتی پرویز  مظلومی هم ابتدا جای خودش را پیدا نکرد و رفت تراکتورسازی ... اما یکی دو سال بعد , بازگشت و فیکس شد .

 

* و براستی  عجب تیم قدرتمند و پر ستاره ای داشت تاج آن سالها ... بطور مشخص سالهای ۵۱ الی ۵۴ ... آنگونه که تعداد ملیپوشان تاج شاید دو برابر نزدیکترین رقیبش که پرسپولیس باشد , بود ...

  بله بله ... ببینید ....  الان تو همین عکس که کنار دست ما  قرار دارد , همگی ... یا ..... بله ... همگی بچه های تاج , ملیپوش هستند ... شاید فقط یک نوین روزگار مستثنا باشد ... ۱۰ ملیپوش .......... شما امروزه و حتی در گذشته ,  تیمی را بمن نشان دهید که ۱۰ بازیکن ملیپوش داشته باشد . یک عکس تیمی  دارم از همین سالها که البته , بسیار نیز زیباست و شاید تنها عکس ورزشی ام  باشد که در خانه نگاه داشته ام و بسیار آن را دوست دارم و این دوست داشتن فقط به این دلیل است که  افتخار میکنم در این ترکیب و در کنار این بزرگان  حضور دارم . بله خیلی خیلی , کار دشواری بود فیکس بودن در تاج ... 

 این سختی اما تنها برای  بازیکن ها  نبود ... برای رایکوف نیز انتخاب یازده بازیکن اصلی کار سخت و دشواری بود ... شما نگاه کن ... بعنوان مثال درون دروازه ... ناصر حجازی و منصور رشیدی ... هر دو شون تو اوج بودند ... کدامیک رو ترجیح بدهی و بزاری تو دروازه .. هر کدوم رو که انتخاب کنی ممکنه به دیگری اجحاف بشه ... و همین شرایط در میان مدافعان هافبک ها  و  مهاجمان نیز صادق بود . 

  تمرینات تاج ... واه واه  , براستی که دیدنی بود ... می دونید چرا ؟ ... برای اینکه هر کسی باید خودش رو نشون میداد تا بتونه , فیکس بره تو زمین ... بقول معروف بکش بکشی بود توی تمرین   ... هیچکس از حضورش در ترکیب مطمئن نبود  و گاهی اصلا نمیشد ارنج تیم  رو حدس زد ...  برخی مواقع  هم پیش می آمد که اغلب بازیکنها تغییر میکردند .

 

 

* ...... و نتیجه ان تغییرات را اکنون پس از گذشت بیش از چهل سال , چگونه ارزیابی میکنید .... آیا تصمیم آن روزهای زنده یاد رایکوف  , مورد تایید شماست ؟ ... 

بله ... صد در صد .... شما ببینید که همان فصل تیم تاج , جوانتر شد و در نتیجه گیری ها نیز اغلب بهترعمل کرد ... فضای کار  برای بازیکنان با انگیزه و جوان باز شد ... ما همان فصل در مسابقه با شهباز که سه ملیپوش تاج را بهمراه داشت با چهار گل برنده شدیم در حالی که هیچکس انتظار این نتیجه رو نداشت و این نشون میده که تصمیم رایکوف صحیح بوده است .

 

 

* یک روز بیادماندنی بود .... هم برای تاج و همچنین برای شما ...  

 چه روز خوبی بود  ... اون بازی شش گل داشت و شاید دلیل ان نیز این باشد که  هر دو تیم  بسیار با انگیزه بودند و برای برد میدان امدند  ... آنها میخواستند شایسته بودنشان را مقابل تاج نشان دهند و ما نیز شایسته بودنمان را  ... من بودم , حسن روشن , مژدهی , مراغه چیان , حسن نظری , اسکندریان و از قدیمی ها و بزرگان تیم , خدا رحمت کنه عزت جانملکی بود , آقای قراب , آقای کارگر جم و .... کارو ...  کارو ... متاسفانه همه نامها رو اکنون بخاطر نمی آورم اما تیممون خیلی خوب بود .

 

هادی نراقی  * * آبی های محبوب برای چهارمین بار شادی آفریده اند .... آن روز , هیچکس انتظار نداشت که مهاجمان جوان تاج تنها  ظرف پنجاه دقیقه , چهار بار دروازه ی بزرگان شهباز را بگشایند ... زننده گل هادی نراقی ( وسط ) میرود تا شادی اش را با هواداران استقلال قسمت کند و نیز مسعود مژدهی ( ۱۳ ) و حسن روشن ...  هادی نراقی  , آن روز دو گل از چهار گل تیمش را بثبت رساند و یکبار نیز با یک هد تماشایی , تیرک افقی دروازه شهباز را لرزاند تا ستاره ی بزرگ آبیپوشان باشد  .... ورزشگاه آزادی - مرداد ۱۳۵۵   

==========================

 

 ما همان فصل مقابل پرسپولیس نیز خوب نتیجه گرفتیم . فکر کنم دو تساوی یک بر یک که در یکی از آنها  گل نیز زدم . در حالی که تاج از درون دروازه تا نوک حمله , جوان شده بود , اغلب تصور میکردند , پرسپولیس ما را خواهد برد . اما اینگونه نبود و در هر دو مسابقه نیز , گل اول را تاج زد و بعد پرسپولیس .... بنابر این , تصمیم رایکوف , صحیح بود و گذشته از اینها ,  تاج می بایست روزی جوان میشد . در غیر اینصورت از صحنه رقابت خارج میگشت . بنابر این چاره  ی نداشت چه آن فصل و چه فصل بعد ...  و بعقیده من  تصمیمش صحیح بود . 

 

 * و تجربه گلزنی در دربی تهران ..... هادی نراقی آن را چگونه توصیف میکند ....

عالی آقا ... عالی ... برای من که بسیار زیبا بود ... گل  , تو اون سالها زیاد زده ام ... حتی هنگامی  که عضو برق بودم نیز , به پرسپولیس  گل زدم اما , گل زدن تو دربی بسیار بسیار متفاوته ... بویژه برای من ...چرا ؟ ... دلیلش رو میگم .

 اون سالهای نخست و پیش از آنکه عضو تاج بشوم , ابتدا قرار بود که به پرسپولیس بروم .. خوب شرایطی پیش آمد و  تغییر عقیده دادم و بجای پرسپولیس به تاج رفتم . اما از آن پس طرفداران پرسپولیس , روی نام هادی نراقی حساس شدند و  کینه ی عجیبی نسبت بمن پیدا کردند و بی حرمتی ها و ..... حالا تصور کنید که شما یک سوی میدان هستید و روبروی تان ۵۰ , ۶۰ هزار نفر و شما میتوانید با گل خود برای دقایقی هم که شده آنها را به سکوت وادار کنید  و این خوب , خیلی زیباست ... یک نوع توانایی یا شاید قدرت بشه نامید . بنابر این برای من بسیار زیباتر بود  بخاطر همان فحاشی ها و بی حرمتی ها که در ورزشگاه از سوی تماشاچیان تیم مقابل به یک جوان ورزشکار انجام میشد که بهیچ وجه , پذیرفتنی نیست ... من رو خیلی اذیت کردند خیلی ... من یه جوان هجده ساله بودم و گناهم چی بود  ...

 

هادی نراقی

 

* از این بابت بسیار متاسف شدم استاد عزیز  ... اما  بدانید که امروز ,  از محبوبترین بازیکنان دهه ۵۰  ,  در میان هر دو گروه هواداران قدیمی فوتبال ( سرخابی های تهران ) هستید و این را نه بر پایه تعلقات شخصی  بلکه  بر اساس  ارتباطی که با آنها داشته ام خدمتتان عرض میکنم .... شما یکی از خوشنام ترین و دوست داشتنی ترین ستاره های دهه ۵۰ می باشید .

ممنونم  و از این بابت بسیار خوشحالم ... هواداران همواره به من و سایر هم دوره های هایم محبت دارند و از این جهت از تک تک آنها سپاسگزارم .  

 

* باز گردیم به گل دربی و افسوس که  ,  ویدئویی از آن در دست نیست و افسوسی دوچندان که  عکسی نیز از هنگام ثبت گل  در اختیارمان نیست ... آیا ممکنه نحوه ثبت گل را شرح دهید ... 

  بله بله ...  افسوس  ... واقعا از این بابت متاسفم ... اون روزها توجه چندانی به اینگونه مسائل نبود و همین موجب شده است تا  تلاش و کوشش شما را در جمع آوری , تهیه , حفظ و نگهداری مستندات ورزشی  تحسین کنم ...  اون بازی  آخرین دربی خدا بیامرز رایکوف بود و بیاد دارم که استادیوم آزادی نیز کیپ تا کیپ مملو از تماشاگر ... رایکوف ترکیب تاج  رو اینگونه چید . من سمت راست , مژدهی نوک و روشن چپ ... پشت سر ما نیز  نوین روزگار و حسن نظری بودند .

هادی نراقی *  تقابل هادی نراقی عزیز و زنده یاد محمدرضا خلعتبری در نمایی آرشیوی از دربی نوزدهم تهران  ..... هادی نراقی دقیقه ۲۴ نیمه ی اول , موفق به گشودن دروازه پرسپولیس شد  ...........  ورزشگاه ازادی - جمعه ۲ مهر ماه ۱۳۵۵ ( رنگین شده توسط گروه گرافیک وبسایت جام تخت جمشید )  

===============================

 

  یک ضربه کرنر از سمت چپ نصیب  ما شد و آقای نوین روزگار رفت و  بلند زد اون رو روی دروازه که من با سر کردمش تو گل , یادمه که دروازه بان  پرسپولیس که آن روز اقای مودت بود, هیچ واکنشی انجام نداد و توپ ,  رفت تو گل  .... بعقیده من , آن دربی رو میشد برنده از زمین خارج بشیم . چون گل پرسپولیس , زاویه بسته بود و شاید اگر  دروازه بان ما , اندکی با تجربه تر بود آن توپ گل نمیشد .

  همانگونه که پیشتر اشاره کردم , یکبار نیز  هنگامی که برق بودم به پرسپولیس گل زدم که براستی گل خیلی زیبایی بود ... البته  قدری هم شانس با من بود ... 

 

*و چه پرسپولیسی ....  پرسپولیس ابتدای دهه ۵۰ ... 

 درسته ...  چه بازیکنهای بزرگی در ان تیم بودند ... خوب بیاد دارم که وقتی گل  زدم , خدابیامرز محراب شاهرخی که آن روز حریف مستقیم من بود , یک دقیقه برایم دست زد و تشویقم کرد .... خدا رحمتش کنه , روحش شاد ... 

 

جناب نراقی , بازگردیم به تاج رایکوف .... پاییز ۱۳۵۵ , جام چهارم تخت جمشید .... پس از ان تساوی یک بر یک دربی که با گلزنی شما همراه بود , او تنها ۵۵ روز دیگر روی نیمکت تاج نشست ..  بعقیده ی شما , تعویض کادر فنی و پایان بخشیدن به همکاری ۷ ساله ی باشگاه و  رایکوف  صحیح بود ؟ 

 تو اون سالهایی که در باشگاه تاج فعالیت داشتم , یکسری تصمیم گیری هایی در باشگاه انجام شد که  تصمیم های درست و  خوبی بودند , یکی از آنها همین مورد  است که اشاره کردید ... بعقیده  من  یک مربی , هر انقدر خوب باشد , اما  تاریخ مصرف دارد ... و  علیرغم انکه رایکوف سالها بود که  خوب و موثر عمل کرده بود اما , دیگر وقت ان رسیده بود که تغییراتی صورت گیرد . میدانید چرا ... چون فوتبال , یک رشته ورزشی سنگین می باشد و اگر شما میخواهید از بازیکنتان , خوب کار بکشید , می بایست چیزی نو و تازه نیز در اختیار داشته باشید و گرنه ان بازیکن , خسته میشه , بقول معروف خوب کار نمیکنه ... از ان شادابی و کیفیت لازم دور میشه ...

 اواخر کار رایکوف , باشگاه تاج یک مربی آورد بنام ولادیمیر جکیچ ... خوب ببینید ما نیز قدری نسبتا به آن سالهای نخست که به تاج اومده بودیم , مسن تر شده بودیم و بطبع , اندکی کند تر و ... اما با اومدن جکیج به تاج , شرایط خیلی زود  تغییر کرد . بگونه ای که انگار در زمان آقای رایکوف , ما یک وزنه ی ۲۰ کیلویی در دستانمون بود و فوتبال بازی میکردم و جکیچ آمد و اون وزنه را از دستمون گرفت و گفت حالا بروید توی زمین و فوتبال بازی کنید . دقیقا به همین صورت  ... اومدن جگیج , بسیار بسیار مفید و موثر  بود ...

 

 دقیقا بخاطر دارم آن روز اولی را که ایشان امدند سر تمرین   ... به او گفتند که , فلانی و فلانی و فلانی سنشون بالاست و دیگر پیر شده اند  .......... میدانید او در جواب چی گفت ؟ ... جکیچ گفت : از نظر من , هیچکدوم اینها پیر نیستند ! ... ببینید من یکسری تمرین دارم . اگر کسی تونست اینها رو انجام بده , جوونه و میتونه بازی کنه  و هر کسی که نتوانست , اون وقت  اون پیره ... به همین سادگی .....

 درست یادمه که تعدادی از بازیکنهای تاج  , وقتی که این جمله رو از جکیچ شنیدند , ساک  ورزشی شون رو برداشتند و رفتند و دیگر نیامدند تمرین .... . چون نمیشد ... کار میخواست , واقعا کار میکشید . جکیچ بسیار مربی خوبی بود و  بسیار هم " به روز " بود و اگر بخواهم بهتر توصیف کنم , باید بگویم که ما ( من و دیگر بازیکنان تاج ) در دوران حضور جکیچ , بیشتر از دوران رایکوف از فوتبال بازی کردن مون , لذت میبردیم  و این نظر اغلب بازیکنان بود . 

 

تاج 1356 * دو فصل قبل از ان , چه کسی تصور میکرد سیمایی چنین جوان و شاداب  تاج را ... تیمی سراسرانگیزه , یکدست و نیرومند که کاپیتانش تنها ۲۴ سال دارد و میتواند نیرومند ترین تیمهای باشگاهی ایران را گلباران کند .

================================

 

*  و آن نتایج خیره کننده جام پنجم  ... برد های ۳ بر صفر برابر دارایی و پرسپولیس و سپس ۴ بر ۲ مقابل پاس  ....  که تا آن زمان تکرار نشده بود .

 این موفقیت ها , همگی نتیجه ی همان تصمیم گیری صحیح باشگاه  در مورد تغییر کادر فنی بود   ... جکیچ , تمریناتش , برنامه ریزی هایش  , بسیار به روز و هدفمند بود و اینها , به دلیل این بود که به  فوتبال روز دنیا اشراف کامل داشت بنابر این تحولی در فوتبال تاج پدید آورد که بسبب آن , نتایج  جالبی کسب کردیم  و البته گاه نیز  دچار اشتباهاتی شدیم و ... اما در کل بسیار موثر بود .  بنابر این می توانم اینگونه جمع بندی کنم که  یکی از علتهای اصلی ان نتایج خوب , آمدن " علم جدید فوتبال " به باشگاه تاج بود .

 

 * و یک نتیجه جالب و بیادماندنی مقابل پرسپولیس ... در روزی که اغلب گمانه زنی ها روی برد پرسپولیس بود ...

 همانگونه که اشاره کردم , اون فصل تیم مون بسیار جوان بود اصغر حاجیلو - مسلمی - شاهرخ مطیعی - محرم عاشری - مراغه چیان  ... و در مقابل علی پروین - علیرضا عزیزی - خوردبین - ذالفقارنسب ... حتی  بخاطر دارم که آن فصل پرویز قلیچ خانی نیز به پرسپولیس رفته بود . بنابر این بسیار با تجربه و میدان دیده تر بودند اما ان روز , همه ی تیم خوب بازی کرد که نتیجه ان را نیز , با سه گل دریافت کردیم .

 

 * استاد عزیز آیا می پذیرید که آن تیم خوب و جوان جگیج نیز , گاه دچار مشکل بود ؟ ...

 ابتدا می بایست به نکته ی اشاره کنم  ... ولادیمیر جکیچ , یک مربی بسیار آگاه و پر تلاش بود و انگونه که پیشتر اشاره کردم از نظر علم فوتبال  در سطحی , بسیار بالا قرار داشت  . با اینحال تنها داشتن  علم و دانش برای یک مربی , موجب کسب موفقیت نیست بلکه , فاکتورهای دیگری نیز مورد نیاز است که یکی از انها " درایت " می باشد . درسته که علم و دانش او برای باشگاه بسیار مفید بود و  کار کرد اما جکیچ در بخش درایت  مشکل داشت و  هر چه که زمان میگذشت , این ضعف بیشتر نمایان میشد . 

 خوبه که یک مثال بزنم . یک ویژگی  دارم  که از همان روزهای اول همیشه با من بوده و هست ... و آن این است که  هرگاه احساس کنم  چیزی صحیح نیست یا تصمیمی ناعادلانه گرفته شده  , نمیتوانم بی تفاوت باشم . بنابر این می آیم , نظرم را بیان میکنم . اگر بخاطر داشته باشید در اون اواخر دوران جکیچ , تاج قهرمان جام حذفی ایران شد . آن روزها من کاپیتان و بزرگتر تیم بودم ...         

 

  

 

 

 

 

 

 

 

                                                                     در حال تکمیل  ............