A+ R A-

تبلیغات

رجیران

مطالب

هوگو سانچز

هوگو سانچز

 

 

   هوگو سانچز  ( Hugo Sánchez ) WinkLaughingSurprised

======================

======================

 

   یک فانتزی باز "  گلزن " که لبخند شیرین و جذابی چون هنرمندان " پاپ آرت "  روی صورتش نقش می بندد , می تواند همانا اوج خواسته هواداران یک باشگاه بزرگ یا یک تیم ملی  باشد .... سخن از بت  کشور مکزیک است .... هوگوی بزرگ , استاد  انواع ضربه ها و حرکات آکروباتیک و بیست و ششمین بازیکن قرن بیستم به گزینش فدراسیون بین المللی تاریخ و آمار  که براستی جایگاهی والا و ابدی نزد هواداران رئال مادرید  دارد ....... 

 

  آنانی که در دهه ی ۶۰ شمسی  با اشتیاق فراوان , برنامه های ورزشی سیمای ملی را  پیگیری میکردند , حتما در آغاز تیتراژ یکی از برنامه های هفتگی , آن گل تر و تمیز و هنرمندانه ی  آکروباتیک ( bicycle kick ) را  بخاطر می آورند که  توپ در کمال زیبایی به منتهی الیه سه جاف بالای دروازه , بوسه میزد و  لحظه ای بعد , زننده ی  گل  با پیراهنی سپید ,   نمایش هنرمندانه اش را با انجام یکی دو حرکت پی در پی آکروبات , تکمیل میکرد .  ....  شاید اغلب بچه های ایران ,  نخستین بار از همانجا با نام و چهره ی هوگو سانچز بزرگ آشنا شدند .

 

هوگو سانچز

 

   سانچز  در یک  خانواده کاملا ورزشی , پرورش یافت ....  هنگامی که او آغاز کرد تا دنیای پیرامون اش را بشناسد , پدر و برادرش را دید که بازیکن فوتبال  بودند  و نیز مادری که عضو یک تیم والیبال  بود ... و بجز آن , یک خواهر که قصد داشت روزی به یک ژیمناست بزرگ  تبدیل شود .  علیرغم برخورداری از این  زمینه مساعد اما , استعداد فراوان او در رشته ی فوتبال  بسیار تصادفی شناخته شد . روزی همراه با برادر به یکی از جلسات تمرین  رفت و  اتفاقی به تمرین پرداخت و در همان جلسه نخست ,  چنان همگان را تحت تاثیر قرار داد که باورش برای خود وی نیز  دشوار بود .

 هوگو در نوجوانی ,  بواسطه ی تعلیمات خواهرش  با اصول صحیح اجرای حرکت های دشوار  ژیمناستیک آشنا شد و همین موجب گشت تا برای سالها از این توانایی در فوتبال نیز استفاده کند . سانچز بیش از تمام ستاره های تاریخ فوتبال  از حرکات پر زرق و برق اکروباتیک استفاده کرد و این  تنها محدود به نواختن ضربه قیچی برگردان bicycle kick )  نبود . او بارها در  هد زدن (  بویژه هد شیرجه ای )  و نیز  شادی های پس از گل اش و گاه نیز هنگام  یک ضربه ی ساده بسوی دروازه , از حرکات ترکیبی رشته ی ژیمناستیک , بهرمند شد که نشان از تبحر فراوان  در جفت و جور نمودن بدن و نیز محاسبه دقیق و مناسب دارد . در ان روزها نخست , موفقیت هایش در زدن ضربه ی قیچی برگردان با لبخند  حاکی از خشنودی پدرش  همراه بود و همین رضایت خاطر پدر سبب شد تا هوگو , هر روز بیش از روز  پیش تمریناتش را برای کسب تجربه  در زمینه ی  ضربه های آکروبات , دنبال کند .

 

 

  ۱۸ ساله بود که با باشگاهی در مکزیکوسیتی , بنام پوما ( U.N.A.M ) قرارداد بست  ......... پوما یک باشگاه دانشجویی است که زیر نظر دانشگاه ملی مکزیک اداره میگردد و در بالاترین رده ی فوتبال لیگ حرفه ای کشور مکزیک نیز , فعالیت دارد . هوگو با پیوستن به باشگاه پوما , این امکان را یافت که تحصیلاتش را در رشته ی دندانپزشکی نیز آغاز کند . چند ماه پس از آن , روزهای خوش فوتبال هوگو نیز آغاز شد . درخشش او سبب گشت تا به اردوی تیم ملی مکزیک دعوت شود که آن روزها در صدد حضور در رقابتهای المپیک تابستانی ۱۹۷۶ مونترال بود  .

 هوگو از فصل ۱۹۷۶ تا ۱۹۸۱ ( بجز یک دوره کوتاه ) همواره عضوی از باشگاه پوما بود و طی این مدت , ۱۸۸ بار در رقابتهای رسمی با پیراهن پوما بمیدان رفت و  در حدود یکصد گل نیز  بثمر رساند .  

 پوما در همان فصل نخست ( ۷۷ - ۱۹۷۶ )  با درخشش سانچز جوان , موفق شد به نخستین عنوان قهرمانی لیگ  دست یابد و دو سال بعد از آن , سانچز با ثبت ۲۶ گل  , آقای گل رقابتهای باشگاه های مکزیک شد . 

 

هوگو سانچز * هوگو سانچز محبوب هواداران باشگاه پوما ( U.N.A.M ) ...... مکزیکوسیتی - آوریل ۱۹۷۸

===========================     

    فصل ۱۹۷۹ و بر پایه ی یک توافق ایجاد شده , باشگاه پوما پذیرفت تا  هنگام تعطیلات ما بین دو فصل , تعدادی از بازیکنان را بصورت قرضی در اختیار باشگاه  " سن دیه گو ساکرز "  در لیگ حرفه ای آمریکای شمالی , قرار دهد . بنابر این تعدادی از بازیکنان که هوگو نیز یکی از آنان بود  در فصل های بهار , پاییز و زمستان در لیگ مکزیک حاضر بودند و در هنگام  تابستان به لیگ حرفه ای امریکا می پیوستند . سانچز ۳۲ بار برای باشگاه ساکرز , بمیدان رفت و طی آن ۲۶ بار نیز دروازه حریفانشان را گشود ... که برای جوانی چون او , آماری ارزنده و قابل توجه می باشد . 

 

  آخرین فصل حضور  سانچز اما در باشگاه پوما ,  با یک هتریک بیادماندنی در تاریخ باشگاه  همراه شد . او که دیگر  بازوبند سرگروهی را نیز روی بازوی اش می بست , موفق شد پوما را  , صاحب دومین عنوان قهرمان لیگ سراسری باشگاه های مکزیک نماید . آنگاه سانچز در رقابتهای کوناکاف ( 1980 CONCACAF Champions' Cup ) نیز خوش درخشید و جام قهرمانی را بالای سر خویش برد و سرانجام کاپ اینتر آمریکانا ( Copa Interamericana )  را نیز , ضمیمه افتخارات فصل رویایی اش نمود .     

 

  اما نمایش دلپذیر هوگوی جوان , تنها  به رقابتهای فوتبال باشگاهی محدود نشد  ........  او در قامت ملی نیز , موفق عمل کرد و طی دو سال , ۱۳ بار در رقابتهای رسمی ,   دروازه رقبای مکزیک را گشود .  گلهای سانچز , اغلب چنان  تماشایی و دلچسب بود که , چشمان ناظران را  متوجه عملکرد او کرد . بنابر این چندی پس از ان ,  کارشناسان خبره و نیز باشگاه های معتبر اروپایی  ,   متوجه استعداد فراوان او در گلزنی شدند و چنین بود که پس از ۵ فصل موفق و درخشان , هوگو به اروپا منتقل شد . 

  در ابتدا مسئولان باشگاه لندنی آرسنال , خواستار جذب او شدند ... اما  آن  که سرانجام در این رقابت موفق عمل کرد , باشگاه آتلتیکو مادرید بود . هوگو اما در  فصل نخست ( ۸۲ - ۱۹۸۱ ) چندان عملکرد موجه و رضایت باری نداشت و اگر چه او موفقترین مهاجم اتلتیکو مادرید در گلزنی بود اما نتوانست انتظارات را بر اورده سازد چرا که   در طی ۲۰ مسابقه , تنها موفق به ثبت ۸ گل شد .

 ولی  با گذشت زمان و بویژه با حضور یک مربی کارآمد بنام  لوئئیز آراگونز ,  هوگو موفق شد , خود را با شرایط دشوار و طاقت فرسای لالیگا وفق دهد  و بمرور در فصول بعد موفقتر عمل کند .... او   در فصل ۸۵ - ۱۹۸۴  با ثبت ۱۹ گل در صدر گلزنان لالیگا  ایستاد تا علاوه بر کسب یک عنوان ارزشمند   , سبب گردد تا اتلتیکو پس از چند فصل رخوت , صاحب عنوان دومی لالیگا شود و سپس چند هفته بعد از ان  , با فتح سوپر کاپ اسپانیا ( Copa del Rey ) فصلی خاطره انگیز اش را تکمیل کند . هوگو در فینال و در روزی که آتلتیک بیلبائو با بزرگی چون خولیو سالیناس سرا پا حمله بود , دو  بار پی در پی روی دو ضد حمله  گلزنی کرد تا آتلتیکو مادرید  با نتیجه ی نزدیک ۲ بر ۱ , فاتح  کوپا دل ری شود .    

 هوگو سانچز

 * هوگوی شگفت انگیز و یک " اوور هد " زیبا روی سقف مادرید با پیراهن آتلتیکو ....   تابستان ۱۳۶۳

=============================

 

   گلهای حساس  و  سیمای شاد و فتو ژنیک هوگو , سبب شد تا او بشدت مورد علاقه و توجه مسئولان و هواداران باشگاه رئال مادرید باشد . انتقالی میان دو رقیب سنتی که به حرف نخست بازار نقل و انتقالات و محافل فوتبالی اسپانیا تبدیل شد . سرانجام اما هوگو در ۲۴ تیر ۱۳۶۴ , پای برگه قرارداد داخلی  رئال را امضا کرد تا از این پس پیراهن سپید برفی مادرید را بر تن کند . انتقالی که بسبب حساسیت  فراوان هواداران آتلتیکو  , بصورت مستقیم صورت نگرفت و رضایت نامه هوگو ابتدا با یک توافق صوری  برای باشگاه مکزیکی پوما صادر  و سپس  برای حضور در باشگاه رئال مادرید صادر شد .... !!!  .................. تنها کمتر از یک هفته  پس از امضاء  قرارداد   و در حضور ۵۵۰۰۰ هزار هوادار مشتاق در ورزشگاه سانتیاگو برنابئو  , آقای گل تازه  اسپانیا با پیراهن سپید , مقابل دوربین خبرگزاری ها ظاهر شد . 

 

 با پیوستن هوگو به رئال , او بیش از پیش چهره کرد , آنگونه که به بازیکنی متفاوت تبدیل شد که  هر لحظه , همگان از او انتظار گل دارند . هوگو عضوی از یک گروه شد که در مادرید به  کرکسها شهره شده بودند . آنها عبارت بودند از امیلیو بوتراگئنو , خورخه والدانو , مارتین واسکوئز , میشل , مانوئل سانچیز و میگوئل پراتزا .....

 سانچز تا پایان فصل ۱۹۹۲ ( ۶ فصل متوالی ) عضوی ثابت از ساختار هجومی رئال مادرید بود و طی این مدت ۲۸۸ بار بمیدان رفت و ۲۱۱ بار نیز , برای رئال گلزنی کرد . هوگو خیلی زود محبوب قلبها شد چنانکه که هواداران رئال او را  با عنوان ( HOGOL ) صدا زدند  که ترکیبی است از نام کوچک او ( هوگو)  و واژه ی ( گل )  ...

 

هوگو سانچز

* هوگو سانچز - رئال مادرید ....................        تابستان ۱۳۶۶

===================

 

  او چهار بار با رئال مادرید آقای گل لالیگا شد که بهمراه یک عنوان آقای گلی دیگر او در آتلتیکو مادرید , مجموعا آمار بسیار ارزشمند پنج آقای گلی را برایش بهمراه آورد که در فوتبال باشگاهی اسپانیا از چنین بازیکنی با عنوان ( pentapichici ) یاد میشود . عنوانی که تا به امروز تنها چهار ستاره بزرگ تاریخ فوتبال جهان ( آلفردو دی استفانو , کوئینی , لیونل مسی و هوگو سانچز )   به ان دست یافته اند .  

 

 

        

                                            پایان بخش نخست  .......... 

       

 

 

  

فرامرز ظلی

فرامرز ظلی

 

  هزاران هزار تبریک ....

 خدمت استاد گرامی و مهربان

 عمو ظلی عزیز .... 

 

 

  استاد فرامرز ظلی عزیز , دروازه بان شایسته و صاحب سبک فوتبال ایران , صاحب عنوان نخست جام ملتهای آسیا ۱۹۶۸ و نیز برنده ی مدالیون نقره از رقابتهای بازیهای آسیایی ۱۹۶۶ , استاد ظلی , حائز مدرک مربیگری درجه ( ۱ ) فیفا میباشد  و اکنون نیز , در مدرسه ی فوتبال به تعلیم و پرورش نسل جوان اشتغال دارد ........  ادیب فرهیخته ,  استاد فرامرز ظلی عزیز , تبریک روز میلادتان را پذیرا باشید . 

 

   نقطه آغاز برای استاد ظلی یک تیم محلی با عنوان عقاب در محدوده ی میدان شهدا ( ژاله سابق )  بود , که خود وی  آن را بنا نهاد و از همان ابتدا نیز  , پست دروازه بانی اش را برای خویش برگزید   ..... سپس نوبت به حضور در زمین محله چهار صد دستگاه و همبازی شدن با حسن  حبیبی , منوچهر اسماعیلی , اصغر شرفی فرا رسید ..... در ادامه با نظر حسن  حبیبی ( سرپرست تیم چهارصد دستگاه ) به باشگاه تاج رفت و عضو تیم فوتبال " سپه ۲ " شد . اما فوتبال باشگاهی استاد ظلی , آن هنگام شکل حقیقی تر یافت که با منصور امیر آصفی آشنا گشت و بدعوت وی , به تیم فوتبال کیان پیوست .

 آن روزگار فرامرز ظلی ۲۰ ساله , چنان مسلط و پخته در چهارچوب دروازه عمل می کرد که از سوی مربی وقت تیم ملی  حسین فکری , به تمرینات تیم ملی دعوت شد .  آن دوره , تیم ملی   در صدد کسب امادگی برای رقابتهای انتخابی المپیک ۱۹۶۴ توکیو , بود  . جسارت و چابکی و همچنین  تسلط کم نظیر  در مهار توپ های ارسالی از کناره ها  , مهمترین ویژگی استاد ظلی در سالهای نخست بود . 

  پس از کسب موفقیت تیم ایران در مسابقات انتخابی  المپیک ۱۹۶۴ توکیو و چند ماه پیش از حضور در رقابتهای المپیک  ,  تیم ملی به اردوی روسیه ( شوروی سابق ) اعزام شد  که در اردوی تدارکاتی ,  استاد ظلی و عزیز اصلی , تنها دروازه بانهای تیم ایران بودند . او دروازه بان ثابت تیم ملی در دو مسابقه از سه بازی انجام شده در خاک شوروی بود . ابتدا برابر منتخب بیلوروسی و سپس مقابل ارتش رستف ...

 

فرامرز ظلی* استاد فرامرز ظلی عزیز ( ایران و ارتش رستف ) .............      ورزشگاه رستف - مرداد ۱۳۴۳

============================

 

 علیرغم حضور موفق و فراتر از انتظار  فرامرز ظلی اما , در بازگشت از اردوی روسیه  شرایط تغییر کرد و جای او , دروازه بان باشگاه تاج ( محمد بیاتی ) به رقابتهای المپیک تابستانی ۱۹۶۴ توکیو اعزام شد و این درحالی بود که میدان بزرگی چون المپیک , میتوانست مکانی ویژه در جهت تجربه اندوزی برای جوانی شایسته چون او باشد و البته این در شرایطی بود که محمد بیاتی در آخرین روزهای دوران بازیگری , قرار داشت . 

 بهر روی اما فرامرز ظلی جوان , هرگز نا امید نشد و مصمم تر از پیش به تمرینات اش  ادامه داد ..... با آغاز فعالیت باشگاه پاس شهربانی  از میانه سال ۱۳۴۲ , استاد نیز به باشگاه پاس پیوست و بر این اساس , یکی  از اعضای نخست  اولین تیم فوتبال باشگاه  پاس بود که تحت نظر استاد داریوش اسداللهی تشکیل شد  . استاد فرامرز ظلی ,  ۶ فصل درخشان متوالی را با پاس  سپری کرد و طی این مدت  به اغلب عناوین ارزشمند فوتبال باشگاهی  , دست یافت .

 فرامرز ظلی * دفع  صحیح توپ از داخل باکس جریمه , توسط استاد فرامرز ظلی ..... ترکیه - مهر ماه ۱۳۴۴

===========================

 

 از جمله افتخارات کسب شده ی استاد فرامرز ظلی در طی ۶ فصل همکاری  با باشگاه پاس تهران , میتوان به فتح جام باشگاه های تهران , جام حذفی تهران ( ۲ بار )  و همچنین دو بار فتح رقابتهای فوتبال سراسری کشور اشاره نمود . او یکی از ارکان همان تیمی بود که در اردیبهشت ماه ۱۳۴۵ , نخستین عنوان قهرمانی را در رقابتهای جام باشگاه های تهران , برای پاس به ارمغان آورد . با گذشت چند ماه , اردوی تیم ملی برای حضور در رقابتهای بازیهای آسیایی ۱۹۶۶ تشکیل شد و استاد نیز بعنوان دروازه بان تیم قهرمان رقابتهای باشگاهی ,  یکی از چهره های برگزیده تیم ما بود . او بهمراه تیم ملی یک تورنمنت موفق را تجربه کرد که ما حصل ان , کسب رتبه ی دوم و دریافت مدال نقره بازیهای آسیایی بود .  

جام عمران منطقه ی نیز , یکی دیگر از برگ های زرین حضور ملی استاد می باشد . او در سه دوره از این رویداد , حضوری موثر و درخشان دارد ... یک عنوان قهرمانی و دو عنوان نائب قهرمانی , ثمره تلاش او در رقابتهای جام عمران منطقه ای می باشد . او نخستین دروازه بان ایران در این رقابتها بود که در تاریخ اول مرداد ۱۳۴۴ در ورزشگاه امجدیه از دروازه تیم ملی ما مقابل  پاکستان حراست کرد . و در دومین دوره که به میزبانی کشور پاکستان  در داکا انجام شد ,  او دروازه بان تیم ایران در هر دو مسابقه برگزار شده بود .

 

فرامرز ظلی

 * استاد فرامرز ظلی , دروازه بان اول تیم ملی در جام عمران منطقه ای .....    داکا - شنبه ۴ آذر ۱۳۴۶

=============================

    

 بهار سال ۱۳۴۷ , کشور عزیز ما میزبان رقابتهای جام ملتهای آسیا بود و استاد نیز همچون همیشه یکی از مدعوین اردوی آماده سازی تیم ملی ....  برای دو ماه متوالی , تمرینات فشرده تیم ملی در زمین شماره ۳ شهباز پیگیری شد  و سرانجام با نظر کادر مربیان , نام استاد در ترکیب نهایی تیم ملی  جای گرفت و اینگونه شد که ,  قهرمانی بیادماندنی جام ملتهای آسیا را نیز , ضمیمه کارنامه پر بارش نمود . آن روز که تیم ملی , با شایستگی فتح جام ملتهای آسیا را جشن گرفت  در جمع بازیکنان , ۶ تن حضور داشتند که الفبای  فوتبال را ابتدا  از زمین خاکی  چهار صد دستگاه آغاز کرده بودند ........ که یکی از انها , همانا استاد فرامرز ظلی عزیز بود  . 

 afc cup 1968 Iran Championship  * کاپ قهرمانی جام ملتهای آسیا بر فراز دستان فرزندان عزیز ایران .... بترتیب از راست : استاد فرامرز ظلی , ؟  , پرویز قاسمی , حسن آقا حبیبی , منوچهر حبیبی که جملگی از بچه های زمین خاکی محله چهار صد دستگاه هستند .... ورزشگاه امجدیه - ۲۹ اردیبهشت ۱۳۴۷

============================= 

 

 سال ۱۳۴۹ سرانجام دوران موفق همکاری استاد با باشگاه پاس , پایان پذیرفت و او به باشگاه متمول و صاحب امکانات " تاج تهران " پیوست ..... آن روزها تاج از یک مربی خارجی بنام زارکو رایکوف بهره می برد و همچنین برای نخستین بار در دوران بازیگری ,  یک مبلغ قابل توجه را بعنوان پیش قرارداد دریافت نمود .  با اینحال , مدت حضور او در باشگاه آبی های تهران , چندان طولانی نشد و با گذشت یک فصل , نهال مودت و دوستی که برای سالها میان او و بازیکنان پاس ریشه دوانده بود , سبب شد تا مجدد پیراهن پاس را بر تن نماید . با اینحال اما کسب عنوان ارزشمند سومی جام باشگاه های آسیا و همچنین فتح مسابقات جام منطقه ای و  نیز جام باشگاه های تهران , یادگار هایی از همان یک فصل حضور موفق  استاد در تاج می باشد . 

 از همان روزها ها و همزمان با دوران بازیگری , استاد در اندیشه کسب دانش مربیگری نیز بر آمد .....  او پس از پیوستن به پاس , یک عنوان ارزشمند دیگر را نیز ضمیمه کارنامه اش نمود که آن , کسب رتبه دوم باشگاه های ایران ( جام منطقه ای ۱۳۵۰ ) بود . آن فصل چهارچوب دروازه پاس با حضور مجدد فرامرز ظلی , مستحکم تر از پیش اداره شد چنانکه اغلب کارشناسان , آنها را یکی از بهترین تیمهای باشگاهی ایران در ان روزگار میدانند ...... و سرانجام  , پیوستن به باشگاه عقاب , که به خانه اخر استاد در فوتبال باشگاهی تبدیل شد .... او دو فصل متوالی  را نیز تحت هدایت حسین فکری  با عقاب سپری کرد و سرانجام با اویختن کفشها , به ۱۲ سال حضور موفق و مداوم باشگاهی  خاتمه داد ....

 هوش بالا , تجربه ای فراوان و کافی  و نیز حضور در کلاسهای معتبر مربیگری از جمله کلاس معتبر فیفا که تحت نظر پرفسور دتمار کرامر در تهران برگزار شد , موجب گشت تا فرامرز ظلی در کمترین زمان  به یک مربی کارآمد و اینده دار تبدیل گردد . بدین جهت فدراسیون وقت او را به مشهد فرستاد تا تیمهای پایه ان منطقه را تحت نظر  بگیرد . ماحصل حضور مثبت  او در فوتبال مشهد  اما بسیار زودتر از انتظار , نمایان گشت و انها پس از سالها به فینال رقابتهای جوانان کشور راه یافتند ....         

 

 

صفر ایرانپاک

صفر ایرانپاک

* زنده یاد صفر ایرانپاک ...........                             امجدیه - تیر ماه ۱۳۵۷

=======================

 

  یازدهم تیر ماه ۱۳۵۷ , سرخپوشان محبوب تهران در چهارچوب رقابتهای هفته ششم مسابقات جام تخت جمشید ,  میزبان  ابومسلم مشهد بودند و در یک مسابقه برتر , موفق شدند  با نتیجه ی قاطع ۳ بر صفر , بر حریف خویش پیروز شوند . در این روز سرخپوشان از حضور مهاجم گلزن انگلیسی " آلن ویتل " بجهت دو اخطاره بودن محروم مانده  بودند , و خط حمله سرخپوشان با ترکیبی جدید متشکل از صفر ایرانپاک , محمد زادمهر و محمد صادقی شکل گرفته بود . 

 هنگامی که در نیمه نخست سرخپوشان با دو گل از میهمانشان پیش افتادند و حریف را  ناتوان در دستیابی به نتیجه ارزیابی کردند , مهاجم کهنه کار پرسپولیس ( صفر ایرانپاک )  را از ترکیب خارج نمودند تا مهاجم جوان پرسپولیس ( علیرضا حیدری ) جانشین او گردد  .  مهاجم محبوب هواداران پرسپولیس "  که در واپسین سالهای دوران بازیگری اش نیز قرار داشت در همان یک نیمه  , چهار بار تا مرز فرو ریختن دروازه ابومسلم پیش رفت که ۳ بار آن را , درخشش مهدی عسگرخانی ( دروازه بان ابومسلم ) نا فرجام گذاشت  و یکبار نیز تیرک افقی دروازه , مانع از گلزنی او شد .... 

 

 

 

  

صمد مرفاوی

صمد مرفاوی 

 

  * عبدالصمد مرفاوی عزیز ....

==========

  در آن روزگار  که ایران عزیزمان , درگیر یک جنگ سخت و طاقت فرسا بود ... در آن دوران که ستاره های واقعی بندرت در آسمان فوتبال ایران ظاهر  میشدند ..... و سرانجام , در آن فضای فوتبال کند و ایستای دهه ی ۶۰ شمسی .... مهاجمی در فوتبالمان طلوع کرد که بازی بدون توپ او , زبانزد خاص و عام بود و ضربه های سرش , لطافت گلهای بهاری را برایمان تداعی میکرد , نرم , فنی و البته  چشم نواز ....

 عبدالصمد مرفاوی عزیز  , شایسته ای دیگر از سرزمین " زر خیز " خوزستان که   فرسنگها دور از زادگاهش ,  در تهران طلوع کرد و بمرور تا با بالاترین سطح فوتبال ایران و آسیا اوج گرفت . از ویژگی های  صمد مرفاوی  میتوان به فیزیک مناسب , هوش بالا و موقعیت سنجی  اشاره کرد . او برای یک دوره ۵ ساله یکی از سه مهاجم بزرگ و موفق فوتبال ایران بود که در کارنامه پر بارش ‌پنج عنوان ارزشمند آسیایی بچشم می آید . 

 

۱ ) قهرمان بازیهای آسیایی ۱۹۹۰ ( پکن )

۲ ) قهرمان جام باشگاه های آسیا ۱۹۹۰ ( داکا )

۳ ) نائب قهرمان جام باشگاه های آسیا ۱۹۹۱ ( دوحه ) 

۴ ) سومین بازیکن برگزیده سال آسیا ۱۹۹۱

۵ ) آقای گل جام باشگاههای آسیا ( داکا ) 

 

   عبدالصمد مرفاوی عزیز ,  از معدود مهاجمان بزرگ فوتبال ما  می باشد که سابقه ی حضور در تیم ملی جوانان را نیز در کارنامه  دارد ..... او سپس در دوران استاد فقید پرویز دهداری به تیم ملی بزرگسالان  دعوت شد و تحت تعالیم وی , به مهره ای ارزشمند و کارساز برای فوتبال ملی تبدیل شد . در زمینه فوتبال باشگاهی نیز , او ابتدا با باشگاه نظامی ستاد مشترک آغاز کرد اما چندی بعد  با پیوستن به دارایی تهران در فوتبال باشگاهی چهره شد و انقدر خوب و روان گل زد و درخشید که سرخابیهای تهران ,  خواستار جذب اش شدند . ولی تعلق خاطر او به رنگ آبی , سبب شد تا  پیراهن استقلال را بر تن کند و اینگونه   برای سالها به امید اول هواداران استقلال برای گلزنی تبدیل شد .

 

صمد مرفاوی

* عبدالصمد مرفاوی , مهاجم کارساز و توانمند  باشگاه استقلال که در کارنامه ی پر بارش ,  سه بار گلزنی در شهر آورد سرخابی های تهران نیز  به چشم می آید ... گلهایی که همگی ,  با برد هایی شیرین برای آبی های تهران همراه بوده است .

==============================

   

  شعور فنی بالا و درک متقابل و مثال زدنی  صمد مرفاوی , موجب آن بود که یک مهاجم  مکمل کم نظیر برای دیگر مهاجمان فوتبال ایران باشد  او  در دوران حضور در باشگاه دارایی با  مهاجم خوب فوتبال دهه ۶۰ شمسی "  امیر ابراهیم خواه "  یک زوج موفق را تشکیل داد . زوجی که دارایی را پس از سالها به یک تیم مدعی کسب عنوان قهرمانی تبدیل کرد و سپس در استقلال با عباس سرخاب و امیر هاشمی مقدم , آبی های محبوب را قهرمان ایران و اسیا نمود .... زوج او در تیم ملی با فرشاد پیوس , به فتح مدال زرین بازیهای آسیایی ۱۹۹۰ پکن منجر شد  و در ادامه نیز با  علی اصغر مدیر روستا و سرانجام در سالهای آخر زوج مرفاوی -  دایی , جام اکو را برای ایران عزیز  به ارمغان آورد  ... 

 با اینحال اما شاید لحظه ی اوج فوتبال ملی صمد مرفاوی را بتوان در رویدادی بنام جام بین قاره ای , ما بین ایران و الجزایر ترسیم کرد .... روزی که  در ورزشگاه ازادی و در جریان مسابقه رفت ,  با دو گل او بر قهرمان آفریقا پیروز شدیم تا شاهد  یکی از بهترین روزهای فوتبال کشورمان در دهه ی ۷۰ شمسی باشیم . روزی که در غیاب فرشاد پیوس ,  او با شایستگی تمام ,  بار گلزنی  تیم ملی را بدوش کشید و تحسین همگان را برانگیخت .

 

صمد مرفاوی

 * صمد مرفاوی  در روزی بیادماندنی دو بار دروازه الجزایر را گشود تا یاران رباح ماجر , دست خالی ایران را ترک نمایند .... ورزشگاه آزادی - ۵ مهر ۱۳۷۰

==============================

    

صنعت نفت ۱۳۵۵

صنعت نفت آبادان

* صنعت نفت آبادان - جام تخت جمشید ۱۳۵۵- عزیزان بترتیب از راست ...

ایستاده : نظام آزادی , فریدون لقمان , مسعود دهداری , عبدالواحد بزمه ( C ) , عیسی هندیجانی و علی بیت سیاح

نشسته : حبیب کارجو , حمد الله گلناریان , کریم سنگر گیر , صفدر بنده و جمشید بشاگردی

===============================

 

 

   صنعت نفت , باشگاه محبوب فوتبال خوزستان , چهارمین دوره جام تخت جمشید را بسیار امیدوارانه و در یک شرایط مطلوب آغاز کرد ... چرا که با حفظ ساختار موفق فصل پیش , مسئولیت فنی  را نیز به یک مربی خارجی بنام " هاری گیم " سپرده بود و در کنارش نیز از وجود یک مربی بومی و کاردان , بنام رضا مجدی ( مربی سابق سپه ) , سود می برد .

 

  اما برغم انتظارات , تیم شاداب وبا طراوت سال پیش , شروعی موفق ندارد و با گذشت زمان نیز , علیرغم ارائه بازی های قابل قبول , در بخش نتیجه گیری موفق عمل نمیکند ! ......... انتقال ابراهیم قاسمپور , کاپیتان خوش فکر تیم ملی جوانان , به عمق خط دفاع که پس از گذشت یک سوم مسابقات فصل صورت گرفت , تا حد بسیار از مشکلات خط دفاع کاست اما , میانه ی میدان صنعت را نیز تضعیف کرد ............ عدم نتیجه گیری سرانجام تا انجا پیش رفت که تیم محبوب آبادانی , کاندیدای سقوط به دسته پایین مسابقات جام تخت جمشید شد...... بدین سان بود که مسئولین باشگاه , در اقدامی بموقع و البته هوشمندانه , از بزرگمرد فوتبال ایران " زنده یاد پرویز دهداری " تقاضا کردند که چاره ای برای حل مشکلات تیم محبوب شهرشان بیاندیشد .... و استاد نیز که علیرغم اشتغال در تهران با هماهنگی مدیران شرکت نفت , راهی آبادان شد و با حوصله , تمرینات صنعت نفت را تحت نظر گرفت .

 پرویز دهداری بسیار زود دریافت که اعتماد و اعتقاد بازیکنان , به عملکرد مربی انگلیسی ( هاری گیم ) در پایین ترین سطح ممکن قرار دارد و می بایست که در اسرع وقت , جایگزینی مناسب برای او اندیشید . گزینه مورد نظر او , استاد غلامحسین واقف ( مربی کاردان وارزنده فوتبال آبادان ) بود که بلافاصله از هفته بیست و چهارم , روی نیمکت صنعت نشست و مسئولیت فنی را در دستانش گرفت و این , پایان کار هاری گیم در فوتبال ایران بود ... مربی که علیرغم تلاش بسیار و برخورداری از دانش فوتبال , اما در کسب نتیجه موفق نبود .

 

پرویز دهداری  صنعت نفت

 

 

  محبوبیت و مقبولیت پرویز دهداری در میان جامعه فوتبال آبادان و بازیکنان صنعت , موجب افزایش انرژی مثبت  , بالارفتن سطح همکاری و نیز کسب اعتماد بنفس , بویژه در میان چهره های جوان و آینده دار شد ... و در مقابل , موجب کاهش اختلافات و بی نظمی ها  ........ باخت خفیف یک بر صفر در تهران برابر پرسپولیس ( هفته بیست و پنجم ) تحت شرایطی رخ داد که میزبان از رویارویی با بچه های پر تلاش ابادان , زجر فراوان کشید و خرسند از کسب یک پیروزی خفیف ! .... و سپس هفته بعد در آبادان , تاج دیگر بزرگ تهرانی , در روزی فراموش ناشدنی , برابر شایستگی های بچه های صنعت  , دست ها را به علامت تسلیم بالا برد تا قهرمان نیم فصل اول , بدون امتیاز آبادان را ترک گوید .....

 آن روز , ورزشگاه مملو از جمعیت ابادان , بگونه ای بود که به گزارش نشریه دنیای ورزش ( شماره ۳۱۹ ) بدلیل کمبود جا , بیش از پنج هزار هوادار آبادانی , پشت درب ورزشگاه ایستادند و از همانجا تیمشان را مورد تشویق و حمایت قرار دادند , چرا که  در سرزمین نفت , حتی اگر تیمشان فانوس بدست باشند , هیچ بزرگی در امان نیست !!!

 

  نیمه نخست بازی صنعت نفت و تاج , علیرغم تلاش بسیار , بویژه در دقیقه ششم برای صنعت توسط ذوالفقار نظام آزادی و دقیقه نهم برای تاج , روی ارسال حسن روشن ) نتیجه ای در پی نداشت .... اما نیمه دوم صنعت نفت اتش به پا کرد و سرانجام با گل دقیقه ۶۷ پاداش بازی خوبش را گرفت چرا که در این لحظه ابراهیم قاسمپور جوان ملیپوش صنعت , پایه گذار گل تیمش شد . او ابتدا از راست پا بتوپ گریخت و تا نزدیکی های خط کرنر پیش رفت سپس هنرمندانه عباس نوین روزگار را از پیشروی برداشت و آنگاه در حالی که جانملکی را پیش روی داشت با روی پا , اقدام به شوت کرد . توپ پس از برخورد غیر عمد با دست جانملکی , در برگشت پیشروی ذوالفقار نظام آزادی قرار گرفت و ضربه او با برخورد به مصطفی مسلمی , منحرف شد تا پس از برخورد به تیرک عمودی سمت چپ  , به درون گل برود . اما این پایان کار نبود چرا که در واپسین دقایق , شادی آبادانی ها مظاعف شد ...

 

صنعت نفت آبادان

* عبدالعلی بیت سیاح در تقابل با هادی نراقی  .....   صنعت نفت و تاج - مرداد ماه ۱۳۵۵

=========================

 

   هنگامی که تاج پر ستاره با همه توان اش در صدد یافتن راهی برای رهایی از شکست بود , یک همکاری سه جانبه میان کاپیتان عبدالواحد بزمه - ذوالفقار نظام آزادی و حسین بهاریان به یک ضد حمله سریع دیگر منجر شد . این همکاری سبب شد تا لحظه ای بعد , اندوخته های صنعت برابر حریف صاحب نام , دو برابر شود و بر این اساس بود که خاطر هواداران آبادانی از بابت کسب یک برد شیرین خانگی , آسوده شد ....

 ابتدا آقا بزمه , توپ را از میانه میدان به نظام آزادی ( که از سمت راست با تمام توان در حال پیشروی بسوی دروازه تاج بود ) سپرد و او نیز پس از چند گام پیش روی  , با یک پاس دقیق و زمینی , آن را به زاویه مخالف برای بهاریان برید و بهاریان نیز با جایگیری  مناسب ( پشت محوطه ۵/۵ متر ) با یک بغل پا , توپ را به درون گل فرستاد...

  با این پیروزی , صنعت نفت از خطر سقوط و حضور در انتهای جدول خارج شد و اصطلاحا , فانوس قرمز را به ابومسلم ( نماینده خراسان ) سپرد . در هفته های بعد نیز روند نتیجه گیری صنعت نفت , قابل توجه بود بویژه در روز پایانی , که با سه گل تیم پر تلاش ماشین سازی تبریز را مغلوب کرد ... در پایان چهارمین دوره جام تخت جمشید " حسین بهاریان " با ثبت ۶ گل بهترین گلزن آبادان بود و پس از او با ۴ گل هافبک ارزنده و زحمتکش فوتبال خوزستان " فریدون لقمان " و سرانجام نیز گلزن بزرگ فصل پیش جام تخت جمشید " ذوالفقار نظام ازادی " تنها با ثبت ۳ گل , فصل را به پایان برد  .

صنعت نفت آبادان 

* استاد فریدون لقمان " طراح میانه ی میدان و هافبک شوت زن  صنعت نفت" در امر گلزنی به تیمهای بزرگ تهرانی نیز موفق عمل کرد  ... او یک بار دروازه تاج , یکبار دروازه  شهباز و نیز یکبار دروازه بانک ملی را در تهران  گشود ... لقمان برابر تاج در مسابقه رفت , دو بار پی در پی در پایان نیمه اول ,  دروازه آبی ها را با شوت هایی تماشایی تهدید کرد که بار نخست توپ اش به تیرک افقی دروازه اصابت کرد و بار دوم به اغوش تور نشست  . فریدون لقمان آخرین گل فصل را نیز مقابل ماشین سازی بنام خود از روی یک ضربه ایستگاهی ثبت کرد . شوت او , چنان سنگین و پر قدرت نواخته شد که توپ اش پس از اصابت به دیوار مدافعان نیز منحرف نشد و به درون دروازه نشست ...