A+ R A-

تبلیغات

رجیران

ایرج دانایی فرد در گذشت

ایرج دانایی فرد 

 

  ایرج دانایی فرد در گذشت ........

-----------------------------

-----------------------------

با کمال تاثر و تاسف ساعاتی پیش اطلاع حاصل شد که فرد شایسته ی ایران , ستاره ی اسبق تیم ملی و باشگاه تاج , ایرج دانایی فرد عزیز , بجهت ابتلا به عارضه ی کبدی در بیمارستان نمازی شیراز بدرود حیات گفت .   عرض تسلیت و همدردی , خدمت خانواده ارجمند دانایی فرد و جامعه ورزش " بویژه خانواده ی بزرگ تاج ( استقلال ) " 

 

 ایرج دانایی فرد طی سالهای ۵۷ - ۱۳۵۰  عضو باشگاه های نیروی هوایی , عقاب , پاس و تاج بود و سپس از میانه سال ۱۳۵۷ , به  لیگ حرفه ای آمریکای شمالی پیوست . ایرج عزیز طی سالهای ۵۹ - ۱۳۵۲ , عضویت  تیمهای ملی و ارتش ایران را نیز دارا  بود . او زننده ی نخستین گل ایران در ادوار جام جهانی فوتبال می باشد . مهمترین حضور باشگاهی ایرج دانایی فرد , نمایش بسیار درخشان او در دربی بیستم تهران است که پایه گذار کسب بهترین نتیجه آبی ها در شهر اورد تهران شد . یاد و خاطره ای ایرج عزیز را گرامی میداریم .  

 

ایران و پاکستان ( جام عمران منطقه ای )

ایران و پاکستان

Iran VS Pakistan  ( C . R . D Triple tournament ) Dhaka, 1967

 

ایران و پاکستان ( جام عمران منطقه ای - داکا ۱۹۶۷ )

--------------------------

* لحظه ی ورود تیم های ایران و پاکستان ..... عزیزان بترتیب از  چپ : زنده یاد محمد رنجبر ( کاپیتان ) - فرامرز ظلی - جلال طالبی - محمود یاوری - حسین کلانی -  ؟  - همایون بهزادی - حسن حبیبی - پرویز قلیچ خانی ...... در انتهای تصویر مابین حسن حبیبی و پرویز قلیچ خانی , مربی تیم ایران زنده یاد حسین فکری حضور دارد ...

 

 ایران   ۲

پاکستان ۰

 

* شنبه ۴ آذر ۱۳۴۶ - داکا ( پاکستان شرقی - بنگلادش ) 

 

 

 

Rivellino

Roberto Rivellino

Beautiful genius

Roberto Rivellino

-------------------------------------

 

 نابغه ی زیبا ....... 

( روبرتو ریولینو )

-------------------

مهاجم  محبوب تاریخ فوتبال جهان ,  رول مدل فوتبال برزیل و الگوی روزگار جوانی مارادونای بزرگ ....... مفسر بزرگ تاریخ فوتبال جهان " ژان پل اودو " مینویسد :  آنها که فوتبال را آمیخته با هنر می پسندند , تاریخ را به قبل و بعد از ریولینو تقسیم میکنند  .

 

   آنگاه که سخن از نبوغ باشد ,  تعداد افتخارات و مدالها و جام ها ....  حائز اهمیت نیست . انچه که چشم ها را خیره میکند , تنها  خلاقیت ذاتی  است و بس و در این بین , ریولینوی عزیز , جایگاهی بس ارزنده دارد ... ستاره ای که در تمام وجوه  , الهام بخش سایرین بود . از شیوه بازی , کنترل توپ , دید وسیع یا همان بینایی  تا ضربه های ازاد وحشی و اغلب غیر قابل مهار و سرانجام شگرد منحصر بفردش که , الگوی  اغلب ستارگان فانتزی باز دنیا شد  .... او حتی در شادی پس از گل نیز , سبکی نوین را به مهاجمان اموخت . بتحقیق , هیچ یک از بزرگان تاریخ , حائز  ویژگی های چنین انحصاری نبوده اند ... حتی در آرایش صورت نیز او متمایز با دیگران  است . بزرگی می گفت , او در نفس کشیدن نیز با سایرین تفاوت دارد !!  

  فرزند احساسی یک خانواده مهاجر ایتالیایی که جهان فوتبال را برای همیشه  محسور خویش نمود  یک ستاره که به آسانی , بازی سازی میکند , یارانش را راه میاندازد , گلزنی میکند و هر لحظه میتوان از او حرکتی را دید که تا پیش از ان تکرار نشده باشد ........ به همه ی این ویژگی ها می بایست استعداد ذاتی بازیگری اش را نیز افزود .  فوتبالیستی که در مخمل سبز , قادر است هم پای ستارگان هالیوود نقش آفرینی کند . 

 

 

  چهارشنبه ۱۵ آبان ۱۳۴۷ , برای نخستین بار , ریوه لینو از مرزهای برزیل عبور کرد و جهان فوتبال  با نام او آشنا شد . روزی که او در ترکیب تیم ملی برزیل برابر منتخب جهان ایستاد و با شایستگی , دروازه ی لو یاشین بزرگ را فتح نمود . کیهان ورزشی نوشت : در ماراکانا همه میخواستند به یاشین گل بزنند گلزنی به این شیر پیر دروازه ها , میتواند شناسنامه ی کامل فوتبال باشد ... همان روز , او یک شوت وحشتناک نیز روانه دروازه یاشین کرد که بزرگترین  دروازه بان تاریخ را , به یک واکنش حیرت انگیز واداشت . روزی که همگان به انتظار رویش نهصمین گل سلطان پله بودند اما , جوان ۲۲ ساله ی تیم ملی برزیل , نمایشی بس درخشان دارد انگونه که یاشین  نیز لب به تحسین اش گشود :

 من در ان مسابقه ی بزرگ سال ۱۹۶۸ , ابتدا برای مشاهده ی شکوه قدرت پله به برزیل رفته بودم اما در کمال حیرت , مسحور توانایی و مهارت این توپچی جوان شدم . 

 

 جام جهانی ۱۹۷۰ در راه بود و برزیل در اندیشه ی بازگرداندن جام ژول ریمه ........ یکسال پیش از جام ۷۰ , هیچکس بخت چندانی برای حضور ریولینوی جوان در ترکیب تیم ملی قائل نبود .  او برای آنکه عضوی از بزرگترین تیم  تاریخ شود , یک سد دشوار پیشروی خویش دارد . تفکرات مربی تیم ملی  ژائو سالدانا ( João Saldanha ) که اسکلت تیم ملی را , بر پایه بازیکنان باشگاه سانتوز استوار ساخته بود . اما سه ماه مانده به آغاز جام ۷۰ , او جایش را به ماریو زاگالو سپرد و اینچنین , شرایط حضور برای جوان اول باشگاه کورینیتیانس فراهم شد . ابتدا در بازی دوستانه برزیل - شیلی , او از دقیقه ای ۶۱ در حالی که نتیجه یک بر یک مساوی بود  در پست گوش چپ , جانشین پائولو سزار  شد و تنها ۳ دقیقه بعد  , گل برتری تیمش را با نواختن یک شوت سهمگین , بثمر رساند .

 موفقیت او در مسابقات دوستانه بعدی نیز تکرار شد . ابتدا برابر یک تیم منتخب از ایالت آمازون , او زننده ی یکی از ۴ گل تیمش بود و سپس , ثبت تک گل پیروزی بخش  مقابل اطریش ..... و چنین شد که  در استانه ی جام ۷۰ , ریوا عضوی از تیم اصلی برزیل  شد . 

 

 

 

*  تولد شوت اتمی  (Atomic Kick)

------------------

  تابستان ۱۳۴۹ , مصادف شد با برپایی بزرگترین نمایش تاریخ جام های جهانی ...... برزیل زاگالو با بهره گیری از چند چهره جوان  و کشیدن قلم قرمز روی نام چند چهره ثابت , تردید ها را برای فتح مجدد , دو چندان کرده بود . ریوا با شماره ی ۱۱ در پست هافبک چپ جایگزین گزینه های پیشین منجمله پائولو سزار شد که روی نیمکت  نشسته بود  ... او ۱۳ خرداد ۱۳۴۹ در نخستین مسابقه ی برزیل در چهارچوب جام جهانی مکریک , با یک آرایش صورت متفاوت ؛  مقابل دوربین خبرنگاران قرار گرفت . آن روز اما , با حضور سلطان پله , توستائو , جرسون , جرزینهو ......  او کمتر مورد توجه بود . ولی تنها ۲۴ دقیقه پس از آن , برای اولین بار  خبرگزاری های یزرگ جهان  نام او را به سراسر دنیا مخابره کردند . 

  یک ضربه ی آزاد ویرانگر برابر یکی از بزرگترین دروازه بانان دهه ی ۷۰ دنیا ( ایو ویکتور Ivo Viktor ) با ضربه روی پا , که جای هیچ واکنش موثری را برای او باقی نگذاشت . ضربه ای که از هیچ قانونی تبعیت نمیکرد .... نه به گوشه دروازه نواخته شد و نه توپ , در مسیر معمول خودحرکت کرد . یک گل که اغازگر شکوه بزرگان جام ۷۰ شد . 

 ریوا در  یکچهارم نهایی نیز , موفقیت خود را در شوتزنی تکرار کرد ....... برابر پرو , اما نه روی یک ضربه ازاد مستقیم بلکه این بار روی یک پاس نرم زمینی از توستائو و یک شوت زاویه دار بسیار تماشایی دیگر از پشت محوطه ای جریمه  با بخش بیرون پا و عبور توپ به درون گل  از نزدیکترین فاصله با تیرک عمودی .... گلهایی جاودانه , یکی زیباتر از  دیگری ......... 

 و سرانجام نیمه نهایی جام جهانی مکزیک " برزیل - اروگوئه "  صف آرایی  دو قطب فوتبال آمریکای جنوبی که هر دو نیز , پیش از ان فاتح دو جام ژول ریمه اند و برنده , شانس ربودن همیشگی جام دارد . برزیل با گلهای کلوالدو و جرزینهو , ۲ بر ۱ پیش افتاد .... در مقابل , روگوئه به اب و اتش میزد .... اما یک توپ سازی از سلطان پله در دقیقه ی ۸۹ , فرصت یک شوت زیبا از روی خط  محوطه ی جریمه ,  به او بخشید و ریوا , بار دگر با تمام توان , توپ را به تور دروازه حریف چسباند تا صعود به فینال , حتمی گردد .... شادی پس از گل او ,  با مشت های گره کرده و  گامهایی عجیب و سنگین  ...... هرگز از حافظه ی تاریخ فوتبال , محو نخواهد شد .

 

  سه گل زیبا , روی سه شوت تماشایی .... او همچنین یکبار نیز برابر انگلستان و در مصاف با گوردون بنکس بزرگ , خالق یک صحنه ای با شکوه شد . مصاف دو بزرگ جهان فوتبال که البته  فاتح ان , شایستگی و تجربه ی فراوان  بنکس بود . ریوا پس از دریبل متوالی دو مدافع انگلستان , از پشت محوطه جریمه با یک شوت سنگین  , سه کنج دروازه را نشانه گرفت که با  معجزه ی دروازه بان , توپ از مسیر خارج شد  .... از ان پس  کارشناسان جهان فوتبال , ریوه لینو را  شوت اتمی نامیدند ... 

 ریوای جوان ,  انقدر عالی شوت میزد که  سلطان پله که خود یک شوتزن قهار است ,  دوبار فرصت گلزنی در فینال جام جهانی را روی ضربات ایستگاهی , به او داد ... که البته یکبار آن بجهت رطوبت زمین ,  پس از دورخیز و قبل از زدن ضربه , اندکی تعادلش را از دست داد ! ... اما دیگری به یک ضربه هولناک تبدیل شد که دروازه بان ایتالیا ( انریکو آلبرتوسی Enrico Albertosi ) به دشواری آن را به خارج هدایت کرد .       

 Rivellino

 * ریولینو و فرم تماشایی او هنگام نواختن ضربه ی مورب  بیرون پا که تبدیل شد به شاخصه ی او  هنگام ضربه های ایستگاهی و غیره ... .... جام جهانی ۱۹۷۰ - منبع تصویر : وبسایت فیفا

Rivellino and beautiful form is his body  When he shoots with outside kick Because his free kick were very Strong and successful the Experts called him shot atomic !! ....  World Cup 1970 - Image Source: fifa Webdite

---------------------------------------

 

 

 

 

* فینال بزرگ ... 

------------------------

  یکشنبه ۳۱ خرداد ۱۳۴۹ چشمان جهانیان به  ورزشگاه ازتک دوخته شد ....برزیل و ایتالیا با دو اندیشه ی متفاوت روبروی یکدیگر صف ارایی کردند ... فوق ستاره های تهاجمی برزیل در مصاف با سازمان دفاعی بسیار مستحکم ایتالیا ( کاتاناچیو catenaccio ) ... ایتالیا تدابیر ویژه ای برای مهار پنج مهاجم بزرگ برزیل اندیشه بود . 

 فارغ از نتیجه بدست آمده و پیروزی بزرگ ۴ بر ۱ برزیل اما , فینال ۷۰ سرشار از زیبایی و رقابت بود  . یکی از آن موارد , مصاف بسیار تماشایی ریوا با ماریو برتینی ( Mario Bertini )  هافبک سخت کوش باشگاه اینتر است .  مهترین ویژگی برتینی , سماجت , قدرت بدنی و تخصص در یارگیری با بازیکنان حریف بود . ان ها بارها و بارها به پای یکدیگر پیچیدند ... گاه برتری با ریوا و گاه برتینی , موفق عمل کرد ... یک رقابت جانانه در هوای دم کرده و استادیوم ملتهب ازتک ...

  دقیقه ۴۴ , ریوا فاصله با نابود کردن تیم خود ندارد .... در شرایطی که نتیجه ۱ بر ۱ مساوی است  , یارگیری و فشار طاقت فرسای برتینی , ریوای کم تجربه را کلافه میکند تا در پی یک خطای محرز , فاصله ای با اخراج نداشته باشد اما در نهایت خوش اقبالی , داور  تنها به یک کارت زرد قناعت کرد و اینچنین غائله خاتمه یافت . اگر او اخراج میشد , برزیل می بایست یک ۴۵ دقیقه ی کامل را , ۱۰ نفره ادامه میداد که در آن هوای شرجی و گرم و طاقت فرسا همانند یک کابوس هولناک بود ...   

  بی تردید  اما برنده ی واقعی این رقابت جانانه , ریوا بود .... ابتدا , دقیقه هجدهم او بر پایه ی نبوغ اش   حرکتی را انجام داد که به یکی از مشهورترین صحنه های تاریخ جام های جهانی تبدیل شد ...  ریوا با یک ضربه از یک اوت دستی ساده   , یک پاس گل ساخت ... او در واقع ,  اوت دستی ساده ی توستائو را به یک  کرنر عالی روی تیر دوم   تبدیل کرد تا سلطان پله , نخستین گل فینال را بالاتر از مدافع ایتالیا تورسین بورگنیش ( Tarcisio Burgnich ) تثبیت کند . هنگام ارسال توپ , فاصله ی برتینی با ریوا شاید کمتر از نیم متر بود و تنها لحظه ی غفلت سبب شد تا  پیش از او , توپ را روی دروازه ارسال کند .  پس از ثبت این گل , اغلب نظرها متوجه  شادی بیادماندنی پله  و جرزینهو بود و کمتر به ارسال بی نقص و هنرمندانه ریوای جوان توجه شد . بی تردید آن روز بیادماندنی , بدون ثبت گل توسط سلطان فوتبال , هرگز کامل نمیشد  .   

 

 

 

 * نبوغ به اوج میرسد ... ( Dribbling Elástico )

-----------------------------

 ریوا یکبار در یک مصاحبه گفت : فلیپ فلاپ ( دریبل الاستیک ) حربه ای بود که در مواقع حساس از ان بهره میبردم ... روز فینال ۷۰ , رقابت او با برتینی , به اوج رسید .... نبوغ و خلاقیت ریوا منجر به حرکتی شد که تا ان زمان کمتر کسی شاهدش بود . حرکتی بس هنرمندانه که تمرکز هر مدافعی را بر هم میزند ... نیمه ی دوم و در کوران رقابت ریوا وبرتینی و در شرایطی که ماهواره ها  جریان مسابقه فینال را به صورت مستقیم پوشش میدادند , ریوا با یک حرکت بیادماندنی  که بعد ها به فلیپ فلاپ مشهور شد , حریف سختکوش  را محو کرد تا هیجان  سکوها و میلیونها ببیننده تلویزیونی به اوج برسد   برتری نبوغ و استعداد بر دفاع خشک برتینی ..... تنها دقایقی بعد , برتینی جای خود را به جولیانو داد . 

 

 کارشناسان فوتبال جهان , دریبل الاستیک یا فلیپ فلاپ را  امضای ریوا می دانند ... اما او "  متواضعانه " اعلام کرد که ایده اصلی  را , از یک هم تیمی روزگار جوانی  در باشگاه کورینتیانس ( سرجیو ایشی گو Sérgio Echigo )  الهام گرفته .... ریوا از سال ۱۹۶۴ به کورینتیانس پیوست و در همان ماه های نخست , با سرجیو ایشی گو که یک فوتبالیست ژاپنی - برزیلی بود , اشنا شد و سپس فرم ابتدایی حرکت را از او اموخت و بمرور آن را   تکمیل کرد .

 ریوا میگوید :

  آنچه که او به من آموخت  , با آنچه که  انچام دادم , تفاوت دارد  . او , پا را به توپ میچسباند و بسیار کوتاه آن را به چپ یا راست , حرکت میداد ... اما در حرکت تکمیلی , توپ روی پا مینشیند و میزان جابجایی توپ بمراتب بیشتر است . بنابراین , حرکت چشم نوازتر و البته  گمراه کننده تر میشود ... ضمن انکه انجام ان  در یک تمرین درون تیمی , با استفاده در شرایط سخت و دشوار فینال جام جهانی , بسیار تفاوت دارد ....

 

Roberto Rivellino flip flap elástico

* گویا ترین نما از اجرای هنرمندانه فلیپ فلاپ ( دریبل الاستیک ) توسط  ریولینو که , امضای اوست  ... برزیل و فرانسه ( دوستانه ) - استادیوم پارک د پرنس - شنبه ۱۲ فروردین ۱۳۵۷

Roberto Rivellino and the most vivid picture of the performance of the flip-flop (elástico) it became his signature in world football  ... France VS Brazil  (friendly) . stadium Parc des Princes, Paris - Saturday, April 1, 1978    

--------------------------------------------------

 

  اگر از لئونیداس و ضربه ی برگردان ( Bicycle kick )  ابداعی  اش , صرف نظر کنیم , کمتر ستاره ی سالهای دور جهان , مبتکر حرکتی بوده است که همچنان ,  نزد ستارگان سالهای اخیر نیز محبوبیت داشته باشد . فیلیپ فلاپ او , بارها و بارها  از سوی مهاجمان  دنیا , " گاه با اندکی تفاوت "  اجرا شد که نشان از  میزان محبوبیت این حرکت فریبنده نزد بزرگان جهان فوتبال  دارد  ....  اما بی تردید بهترین نمایش فلیپ فلاپ را میبایست همچنان نزد ریوا یافت و بس .... او  سال ۱۹۷۵  , در مسابقه حساس فلومینس و واسکوداگاما , حرکت دریبل الاستیک خود را با ثبت یک گل زیبا , تکمیل کرد تا تصویر این گل بیادماندنی ,  بارها و بارها از سوی شبکه های تلویزیونی  در سراسر جهان پخش گردد .

  ریوا حرکت دریبل الاستیک خود را از پشت محوطه جریمه با عبور توپ از میان پاهای مدافع روبروی اش , آغاز نمود و سپس از دو مدافع دیگر واسکو داگاما نیز عبور کرد , آنگاه توپ را با یک ضربه ی زمینی و مطمئن ,  به گوشه ی زاویه مخالف دروازه فرستاد . 

 

 

-----------------

  * شعبده در جام استقلال  ......

  تابستان ۱۳۵۱ , مصادف شد با برگزاری تورنمنت بزرگ جام استقلال برزیل ( جام جهانی کوچک ۱۹۷۲ ) .......    پس از ۱۳ سال برای نخستین بار ,  فاتحان ابدی ژول ریمه ,غیبت پله را تجربه میکنند .... و مطبوعات برزیل در پی یافتن یک جایگزین برای او هستند .... تلاشی براستی نا فرجام ... پیش از آغاز تورنمنت , گروهی جرزینهو و گروه دیگر ریولینو را , جانشین سلطان نامیدند ... ریوا اما دگر بار " متواضعانه " اعلام کرد که ,  نه او و نه هیچ کس دیگر ,  برای برزیل پله نخواهد شد  . 

  با اینحال  او برابر یوگوسلاوی , خالق یکی از هیجان انگیز ترین لحظه های فوتبال برزیل بود . حرکتی که , تنها و تنها از بزرگی چون او بر می آید ... ترکیبی از چند حرکت تماشایی متوالی که سطح آدرنالین تماشاگرانش را به اوج میرساند . ایتدا یک توپ ربایی  بسیار زیبا با پشت پا بصورت نامتعادل در زمین خودی از مقابل هافبک ارزنده یوگوسلاو برانکو اوبلاک ( Branko Oblak ) و سپس یک دریبل کشویی و انگاه حرکت یک و دو با بازیکن خودی و پیشروی در فضا ی پشت دفاع و سپس دریافت مجدد توپ ... و عبور هنرمندانه از دروازه بانی که به پیشباز او امده با زدن بچپ برای عبور از وی ... حرکتی که که منجر به تنگ شدن زاویه دروازه  شد ...  در حالی که یک مدافع خود را در مسیر او و دروازه قرار داده بود , ریوای بزرگ ,  توپ را " نه " بصورت خشک و محکم , و نه بصورت آرام و زمینی یا چیپ .... بلکه بصورت قوسی  مورب و چرخان , هماند یک فری استالیست از بالای سر او به سوی دروازه فرستاد که البته توپ در کمال زیبایی پس از دو بار برخورد به زمین  به تیر عمودی , برخورد کرد و مجدد به زمین بازگشت ...  گروهی گل نشدن ان را ,  یک بدشانسی محض دانستند و گروهی دیگر , برخورد توپ به تیرک را سبب افزایش زیبایی و هیجان ....     , مجله پر تیراژ و محبوب مانشته چاپ برزیل , این صحنه ی هیجان انگیز را ,  شعبده در جام استقلال نامید .

 

 

 

* جام جهانی ۱۹۷۴و سه گل دیگر ...

-------------------

 تابستان ۱۳۵۳ مصادف بود با دهمین دوره جام جهانی فوتبال و ریوه لینو یکی از اعضای اصلی تیم مدافع عنوان قهرمانی ....... بنظر میرسید که اروپاییان قصد دارند به هر صورت ممکن فاتح جام باشند و از سوی دیگر تردید های زاگالو برای استقاده از مهره ها در سازمان دفاعی برزیل , این تصور را تقویت میکرد . بنابر این برزیل شروعی نا مطمئن دارد. دوتساوی بدون گل برابر یوگوسلاوی و اسکاتلند ,  نتوانست علاقمندان فوتبال تهاجمی را راضی کند .

 اما سرانجام در گام سوم مقابل زئیر , برزیل تا حدودی احیا شد . ریوا یک بار دیگر توان شوتزنی خود را نمایان کرد و با یک ضربه تماشایی دیگر از پشت محوطه جریمه دروازه حریف را گشود تا برزیل به دور بعد صعود کند . در مرحله ی دوم آنها با آلمانشرقی , آرژانتین و هلند همگروه شدند . در گام نخست حریف انها المانشرقی بود که توانسته بود با پیروزی بر آلمانغربی , خود را به عنوان یک تیم مدعی مطرح سازد . اما در دقیقه ۶۰ , بار دیگر ریوه لینو با یک شوت تماشایی دیگر و طبق معمول از پشت محوطه جریمه , دروازه حریف را تسخیر کرد و سبب پیروزی یک بر صفر تیمش شد .

 گام بعد , برزیل به مصاف حریف سنتی خود آرژانتین رفت و یک نمایش خیره کننده ی دیگر از ریولینو ....... بار دیگر او توان بی حد شوتزنی خود را برخ همگان کشید و دروازه آرژانتین را به زیبایی گشود و سپس یکی از جالبترین شادی های پس از گل خود را در یک مصافت پنجاه متری ! .... آغاز کرد . سه بار جهش متوالی با گامهای بلند با مشتهای گره کرده و چنین شد که یکی از بیادماندنی ترین لحظه های جام جهانی ۷۴ پدید آمد . نتیجه پایانی ۲ بر ۱ بسود برزیل 

 حالا سرنوشت یک پای فینال جام  ۷۴ را , اخرین مسابقه مرحله دوم تعیین خواهد کرد برزیل و هلند در یک مسابقه ی حساس و البته بسیار پر حادثه ... 

 آنها که شرح مسابقات جام جهانی ۷۴ را بصورت خلاصه و اغلب از روی گلهای زده شده ملاحظه کرده و بقضاوت نشسته اند ,  شاید اگاه نباشند در ان مسابقه خشن و عجیب چگونه داور جریان یازی را از مسیر اصلی خود منحرف کرد تا ناظر یک میدان نبرد گلادیاتوری شویم آنجا که حرف نخست میدان , زدن ساق ها و خطا های پی در پی بود  . نیمه نخست , قاضی آلمانغربی و کمک های او , ۵ آفساید مشکوک که بر پایه ویدئوی مسابقه , دو بار ان بروشنی آفساید نبود را سوت زد تا فرصت های مسلم گل نیمه نخست برای برزیل , یکی پس از دیگری از کف برود و از سوی دیگر سبب آشفتگی روحی و روانی بازیکنان برزیل شود ! ........ امروزه اما بسبب وجود امکانات و دسترسی آسان به جریان کامل مسابقه , میتوان بروشنی دید که چگونه شایستگی بیشتر , فدای خواسته ها و اعمال نظر ها میگردد ...

 نیمه دوم تیم عصبی برزیل , چنان بر اشفته شد که دیگر نتوانست کیفیت سابق خود را نشان دهد و روی دو اشتباه ساده از مدافعان مرکزی نتیجه را واگذار کرد تا پایانی بر رویای فتح مجدد فرزندان قهوه باشد اما ریوه لینو با ثبت سه گل دیگر که هر سه نیز با یک شوت تماشایی از پشت محوطه ی جریمه حاصل شد , به یک رکورد افسانه ای دست یافت . ۶ گل که همگی از پشت محوطه ی جریمه هستند و یکی از دیگری زیباتر و خاطره انگیز تر ........

 

 

 

 

    

 

------------------------

*  ریولینو - کورینتیانس ...... عشق و نفرت

 داستان ریولینو و باشگاه کورینتیانس , یکی از جذابترین  رمان های تاریخ فوتبال باشگاهی برزیل است ... دهه های ۶۰ و ۷۰ میلادی , فوتبال در ایالت سائوپائولو برزیل ما بین سه باشگاه بزرگ تقسیم شده بود .... سانتوز ( Santos FC )  , پالمیراس (  Palmeiras SE ) و کورینتیانس ( Corinthians ) ..... 

 ریوا میگوید : وقتی خردسالان بودم , یکروز پدر بزرگ مرا روی شانه هایش سوار کرد و برای تماشای فوتبال به استادیوم سائو جورج پارک ( Parque São Jorge ) برد از ان زمان من عاشق فوتبال شدم . اعضای خانواده او , جملگی طرفدار باشگاه سبزها " پالمیراس " بودند . بنابر این او به تمرینات پالمیراس رفت  تا شاید رویاهایش تحقق یابد . اما مربی پالمیراس  ( ماریو تراواگلینی  Mário Travaglini )  , او را نپذیرفت و جوان پانزده ساله , دل شکسته باشگاه محبوب پالمیراس را ترک گفت ... 

 ریوا میگوید : فکر کنم او حتی مرا بدرستی نگاه هم نکرد .... خیلی مایوس کننده و سخت بود . من تنها ۱۵ یا ۱۶ سال داشتم .... اما سپس به یک باشگاه دیگر رفتم و خیلی زود شرایط برای من تغییر کرد . در جهان زیبایی زندگی میکنیم که گرد و مدور است ... ۱۰ سال بعد , همان تراواگلینی مربی من در فلومینس Fluminense FC ) بود ! .... البته همان سالها نیز , سعی کرد که مجدد مرا به پالمیراس باز گرداند . 

 

 هفته نامه ی مشهور پلاکار ( Placar )  مینویسد :  ابتدا هیچ باشگاهی در سائوپائولو , حاضر نبود این بازیکن ریز نقش و کوچک اندام را به بازی بگیرد زیرا که او را , بسیار نحیف تصور میکردند . اما  مایوس نشد و سرانجام به تشویق پدرش ( نیکلا ) عضو باشگاه کورینتیاس شد و در همین باشگاه , چنان نردبان ترقی را  با سرعت پیمود که خیلی زود  نخستین قرار داد رسمی اش را در فوتبال حرفه ای , به ارزش ۶ میلیون کروزیرو ( واحد پول قدیم برزیل )  امضاء کرد . 

 ( کورینتیاس  از بزرگترین ,  محبوبترین و پر افتخارترین  باشگاه های فوتبال کشور برزیل است ...... با اینحال آنها حد فاصل دهه ۵۰ الی ۷۰ میلادی , یک دوره ی رخوت طولانی را سپری کردند ... آنها نمیتوانستند همانند دهه های پیش , صاحب افتخارات متعدد شوند بنابر این  صحنه رقابت را به حریفانشان , همانند پالمیراس , سانتوز , ... واگذار کردند و این هرگز مورد قبول هواداران پر شور باشگاه نبود ... کورینتیانس آخرین بار در سال ۱۹۵۴ قهرمان برزیل شده بود )

  

  در مقابل اما هواداران کورینتیانس شاهد شکوفایی روز افزون ریولینوی جوان و ملیپوش شدند ....... خلاقیت او , اغلب ناجی کورینتیاس در لحظات بحرانی بود آنگونه که او را پادشاه پارک (King of the Park) نامیدند که اقتباسی بود از نام ورزشگاه خانگی کورینتیانس که در گوشه ای یک پارک واقع شده بود    ... سرانجام , ریولینو ,  کورینتیانس را در فصل ۱۹۷۴   به بالاترین سطح فوتبال برزیل رساند تا  اول دیماه ۱۳۵۳ یک فینال باشکوه را مقابل رقیب سنتی خود پالمیراس برگزار کند . ورزشگاه عظیم مورمبی درحالی پذیرای بیش از ۱۲۰۰۰۰ تماشاگر شد که ۸۰۰۰۰ تن , حامی کورینتیانس بودند و تشنه قهرمانی پس از یک وقفه ای ۲۰ ساله ... اما ان روز , علیرغم تلاش کاپیتان ریوا و سایرین به یک کابوس بزرگ تبدیل شد و آنها  فینال بزرگ را " ناباورانه " یک بر صفر واگذار کردند تا از سوی طرفداران متعصب کورینتیانس ,کاپیتان محبوب , عامل اصلی ناکامی معرفی شود و سپس متهم به کم کاری و بی تعصبی  و ....  آنها او را ترسو خواندند و ....چنین شد که قلب اسطوره  شکست , آنچنان که پس از یازده سال , باشگاه محبوب اش را ترک گفت ....... رفتاری که با او شد , سالها  بعنوان یک فرایند " نامنصفانه "فضای فوتبال برزیل را  تحت تاثیر قرار داد ......

 

Roberto Rivellino * ریوا و آدمیر داگیا - تقابل دو اسطوره فوتبال باشگاهی برزیل ........ کورینتیانس - پالمیراس (  تابستان ۱۳۵۳ )

Riva & Ademir da Guia ..... Two legends of  Brazilian football club ........ Corinthians x Palmeiras  Summer 1974

 ----------------------------------

 

 ریوا طی یک مصاحبه در سال ۱۹۷۷ که متن ان در هفته نامه ای دنیای ورزش به قلم فرامرز تهرانی رفیع عزیز  نیز , منتشر شد گفت :

  چه روز سیاه و وحشتناکی بود .... بعد از مسابقه , من به تلخی گریستم  اما نه در زمین و رختکن ...  با گلوئی بغض گرفته تا رسیدن به خانه , همه چیز را در خودم حبس کردم و در اطاقم بود که , نزد پدر بزرگم , همسرم و بهترین دوستم اشکهایم را بیرون ریختم . بخاطر شکست و بی محبتی تماشاگران که ان روز سخت مرا عذاب دادند و مرا " ترسو " خطاب کردند . حرفهای طرفداران کورینتیانس برایم چنان درد آور و عذاب دهنده بود که بدنبال یک مشورت خانوادگی تصمیم گرفتم , کورینتیانس را ترک کنم و سرانجام نیز ان را عملی کردم و با دستمزد و مزایایی بمراتب پایین تر به باشگاه فلومیننس  پیوستم . 

  اما ارتباط عاطفی  او با باشگاه و هواداران کورینتیانس هرگز قطع نشد و انها همواره سعی داشتند به انواع مختلف از نماد باشگاهشان , دلجویی کنند . از جمله نصب و رونمایی از مجسمه زیبای برنزی ریوه لینو که در ساختمان مرکزی ورزشگاه سائو جرج پارک , نصب شد ... لحظه های ناب و بیادماندنی همراه با اشک های اسطوره در نخستین بازدید که به یکی از زیباترین لحظه ها در تاریخ باشگاه محبوب کورینتیانس تبدیل شد . کاپیتان به ناگهان مقابل دوربین ها , چشان منقلب شد که نتوانست  احساسات اش را کنترل کند ... رهایی یک بغض ۳۰ ساله از دل یکی از بهترین فرزندان برزیل به نشانه ی قدرشناسی ... 

  

روبرتو ریولینو

 * روبرتو ریولینو عزیز و رونمایی از مجسمه ای یاد بود او ... ورزشگاه سائو جرج پارک . ۳ خرداد ۱۳۹۳ - منبع تصویر : وبسایت tudotimao

 -----------------------------------

 

 

 

 

 

* جام جهانی ۷۸ ........

----------------

  بر پایه ی آنچه که در پایان دهه ای ۷۰ میلادی مرسوم شد , آخرین منزلگاه بزرگان جهان فوتبال , لیگ حرفه ای آمریکای شمالی ( N A S L )  بود .... پله , بکن بائر , یوهان کرایف , جرج بست , گرد مولر , کالوس البرتو , کوبیلاس  .... و.......  در این میان , باشگاه متمول کاسموس نیویورک( New York Cosmos ) , بعنوان پر ستاره ترین تیم لیگ حرفه ای آمریکای شمالی , گوی سبقت را از سایر رقبا ربوده بود . آنها با جذب سلطان پله , کارلوس البرتو و بکن بائر و کسب دو عنوان قهرمانی متوالی , شهرتی فرا سوی مرزهای ایالات متحده ,  کسب کردند . اما سلطان در پایان فصل ۱۹۷۷ , کناره گیری همیشگی خود را از فوتبال اعلام نمود . بنابر این , مدیران کاسموس در پی یافتن جانشین تازه , برای او بودند .

 از سوی دیگر ریوای ۳۲ ساله میدانست که در سالهای پایانی فوتبال اش قرار دارد . بنابر این قصد داشت تا با حضور در یک فضای آرام , بسوی یک بازنشستگی تدریجی حرکت کند . ابتدا دی ماه ۱۳۵۶ ( پیش از جام جهانی ۷۸ ) باشگاه کاسموس با یک پیشنهاد اغوا کننده , خواستار او شد . اما باشگاه فلومینس , بشدت مخالفت کرد . همچنین خبر انتقال  او , نگرانی شدید علاقمندان فوتبال برزیل را به همراه داشت . چرا که در صورت پذیرفتن پیشنهاد کاسموس , او شانس حضور در جام جهانی ۱۹۷۸ را دست میداد . بنابر این مسئولان تیم ملی برزیل او را متقاعد کردند که این انتقال را  تا پایان جام جهانی به تعویق بیندازد . بنابر این ریوا , نیک میدانست که آرژانتین ۷۸ آخرین تجربه ی ملی اوست .

Roberto Rivellino

 * کاپیتان ریوا و یارانش ..... برزیل و آلمانغربی ( استادیوم ماراکانا ) یکشنبه ۲۲ خرداد ۱۳۵۶ ........... یک تیم رویایی , جوان و پرستاره که بی تردید کم ترین شایستگی اش , حضور در فینال جام جهانی ۷۸ و یک مسابقه ی  جبرانی و البته این بار " منصفانه " مقابل هلند بود . برزیلی که بزرگترین استادیوم جهان نیز , گویا برایش کوچک است ! ریوا و پائولو سزار ,  تنها بازماندگان برزیل ۷۰ هستند ..... این تصویر , برای فوتبالدوستان ایرانی  سالهای پایانی دهه ۵۰ شمسی نیز , حاوی خاطرات فراوان است . با سپاس فراوان از عکاس بزرگ فوتبال ژاپن :  استاد ماساهیده تامی کوشی 

Brazil VS West Germany - Maracana Stadium 12.6.1977 ........... A dreamy, young and starry team, undoubtedly its lowest, being in the World Cup finals 78 and a competing match, and this time "fair" against the Netherlands. It seems that the largest stadium in the world is too small for it !  Riva and Paulo Cézar, the only survivor from Brazil 70 ............Thanks to the great Japanese photographer: Masahide Tomikoshi

 --------------------------- 

 

 

  در این رابطه ریوا , میگوید :

 از انجا که یقین داشتم   آرژانتین ۷۸ ,  اخرین جام جهانی ام است ,  پس , برای دستیابی به سرحد توانایی هایم  بسختی تلاش کردم تا خود را , بعنوان بهترین فوتبالیست دنیا  ثابت کنم اما , برخلاف خواسته ام , همه چیز در جهت مخالف تصمیم ام بود ! ... ابتدا  چند هفته پیش از آغاز جام جهانی  , بصورت اتفاقی بجای توپ , زمین را شوت کردم و پایم  آسیب دید که به هر روی از بند ان رها شدم و خود را  به جام رساندم . سپس در نخستین مسابقه ی جام جهانی برابر سوئد از ناحیه ی پاشنه پا  ,  دچار اسیب دیدگی شدم . تلاش فراوان کادر پزشکی برای رساندن من به مسابقه دوم برابر اسپانیا , تا آن حد پیش رفت که مجبور شدم پس از ۱۴ سال  , برای نخستین بار از امپول مسکن , استفاده کنم و  در ادامه  به بیماری  آنفولانزا دچار شدم .......  بنطرم می آمد  که همه چیز بر علیه من بسیج شده . بنابر این  به مسابقه ی سوم با اطریش نیز نرسیدم . 

  عدم حضور ریوا در مسابقات جام جهانی آرژانتین مقابل اسپانیا , اطریش , آرژانتین , پرو  , این گمانه زنی را تقویت کرد که شاید کاپیتان با مربی  ( کوتینیو ) اختلاف نظر دارد ...... و بنظر می امد که واپسین جام جهانی ریوا , بصورت حزن انگیز پایان یابد اما , کاپیتان در آخرین دقایق تورنمنت بازگشت و در متن یک حرکت ترکیبی ,  تیمش  را در جایگاه سوم دنیا نشاند . برزیل که در دور دوم " بدون باخت " و تنها بجهت آوراژ گل ,  فینال را از دست داده بود برای تعیین عنوان سوم جام جهانی , به مصاف ایتالیا رفت ........

 ریوا میگوید :

  میدانستم که آخرین بازی ام با پیراهن برزیل , خواهد بود بنابر این ,  بسیار دلم میخواست که خوب و موثر بازی کنم و هنگامیکه کوتینیو در آن ۲۵ دقیقه آخر مرا به زمین فرستاد , قصد داشتم که ریولینوی واقعی را نشان دهم . بنابر این , تحت تاثیر هیچ تاکتیک یا سیستمی قرار نداشتم و میخواستم که تمام جام جهانی را در ۲۵ دقیقه خلاصه کنم . آنقدر از آمدن ام  به زمین و انجام آن  کار مثبت خوشنود شدم که تنها خدا می داند  چرا که  پایه گذار گل پیروزی بخش برزیل توسط دیرسیو شدم .   

Riva says : I knew that my last match would be for Brazil. So, I really wanted to play well and effectively and when Coutinho sent me to the match in the last 25 minutes, I wanted to show the real Rivellinoto everyone. So I was not influenced by any tactics or system, and I wanted to summarize the entire World Cup in 25 minutes !! ...Only God knows how glad I am to be in the match and to do the positive act that I did. Because I became the reason for the Brazilian victory against Italy. The same goal  brought Brazil to third place in the World Cup 78

 

Roberto Rivellino

 * واپسین لحظه های حضور ملی ریو لینو  (  برزیل و ایتالیا -  رده بندی جام جهانی ۷۸ ) ....... استادیوم مومنتال - شنبه ۳ تیر ۱۳۵۷

The Last Moments of the Rivellino in the Brazilian National Team (Brazil VS Italy - Third place 1978) ....... Monumental Stadium - Saturday, 24 June 1978

 -------------------------------------

 

  ماحصل سه حضور ریوه لینو در ادوار جام های جهانی , کسب سه عنوان ارزشمند بود " قهرمانی ۱۹۷۰ , چهارمی ۱۹۷۴ , سومی ۱۹۷۸ " بنابر این , تیم او همواره در جمع چهار تیم پایانی تورنمنت , قرار دارد .    

 برپایه آرشیو , ریولینو ۱۱۸ بار پیراهن تیم ملی برزیل را برتن نمود که ۹۳ مورد ان ,  در مسابقات رسمی بین المللی بود . ماحصل تلاش او کسب ۸۲ برد , ۲۷ تساوی و پذیرش تنها ۹ شکست است که یک امار کم نظیر در تاریخ فوتبال می باشد . بطور میانگین هر ۱۲/۵ مسابقه , یک باخت ! ....... 

 

 

 

 

-----------------------------

 * حضور پر زرق و برق در خاورمیانه ...

  سرانجام " ریولینو " آخرین بازمانده ی فاتحان ابدی ژول ریمه نیز با تیم ملی وداع گفت تا از این پس فعالیت او تنها در محدوده ی فوتبال باشگاهی , خلاصه گردد .... در شرایطی که همگان منتظر تداوم  حضور ریوا  در فلومینس یا پیوستن اش به لیگ حرفه ای امریکای شمالی  بودند , او با اتخاذ یک تصمیم غیره منتظره , جهان فوتبال را غافلگیر کرد . حضور , در فوتبال باشگاهی " عربستان " کشوری که تا انروز , صاحب هیچ نشان و اعتباری در فوتبال جهان نبود . آنها که فوتبال را  بصورت جدی از میانه ی دهه ۷۰ میلادی , آغاز کردند . قصد داشتند تا با استخدام  ریولینو , در مرکز توجهات جهانی قرار گیرند و این چنین بود که پر سر و صدا ترین انتقال جهان فوتبال ,  پس از جام جهانی ۷۸ رقم خورد  . 

  یک قرار داد اغوا کننده , معادل ۴۰۰ هزار پوند سالیانه , معاف از مالیات , با مزایا و غیره ..... نگین فوتبال برزیل را , روانه ی ریاض و محبوب ترین باشگاه عربستان " الهلال Al-Hilal FC " نمود تا او نخستین ستاره ی بزرگ فوتبال خلیج فارس باشد . پیش از او اما ماریو زاگالو " تحت عنوان مربی " تجربه کار در فوتبال حاشیه خلیج فارس را دارا بود ,  اما بعنوان بازیکن , ریوا نخستین بود . از این انتقال پر زرق و برق ,  سودی قابل توجه نیز عاید باشگاه او فلومینس  شد . آنها در قبال ارائه رضایت نامه  مبلغی معادل ۵۰۰ هزار پوند , دریافت داشتند تا اینگونه هیچ مانعی سد راه این انتقال نباشد . 

 

 مجله پر تیراژ شوت چاپ انگلیس در حاشیه این انتقال بحث برانگیز ,  با تیتر درشت نوشت : پیشنهادی که ریولینو نتوانست رد کند ! 

آن روزها , ریوه لینو  دلایل اش را برای حضور در فوتبال عربستان چنین توصیف کرد :  

من در وهله ی نخست و بیش از هر چیز به خانواده ام  اهمیت میدهم و چون آنها با حضورم در فوتبال عربستان بطور کامل موافق بودند , بنابر این پیشنهاد الهلال را پذیرفتم . چرا که میخواهم فرزندانم بهترین شرایط و تحصیلات را داشته باشند . این قراداد برای من و خانواده ام , ایده آل است .

Roberto Rivellino   

 

 

 

 

    

 

    

 

 

------------------------

Roberto Rivellino - Roberto Rivellino - Roberto Rivellino - Rivellino - Rivellino - روبرتو ریولینو - روبرتو ریولینو -Rivellino - Roberto Rivellino - Roberto Rivellino - Roberto Rivellino - Roberto Rivellino - Roberto Rivellino - Rivellino - Rivellino - روبرتو ریولینو - روبرتو ریولینو -Rivellino - Roberto Rivellino - Roberto Rivellino   - Roberto Rivellino - Roberto Rivellino - Roberto Rivellino - Rivellino - Rivellino - روبرتو ریولینو - روبرتو ریولینو -Rivellino - Roberto Rivellino - Roberto Rivellino  - Roberto Rivellino - Roberto Rivellino - Roberto Rivellino - Rivellino - Rivellino - روبرتو ریولینو - روبرتو ریولینو -Rivellino - Roberto Rivellino - Roberto Rivellino  Roberto Rivellino - Roberto Rivellino - Roberto Rivellino - Rivellino - Rivellino - روبرتو ریولینو - روبرتو ریولینو -Rivellino - Roberto Rivellino - Roberto Rivellino  Roberto Rivellino - Roberto Rivellino - Roberto Rivellino - Rivellino - Rivellino - روبرتو ریولینو - روبرتو ریولینو -Rivellino - Roberto Rivellino - Roberto Rivellino  Roberto Rivellino - Roberto Rivellino - Roberto Rivellino - Rivellino - Rivellino - روبرتو ریولینو - روبرتو ریولینو -Rivellino - Roberto Rivellino - Roberto Rivellino   

استقلال و پیام ۱۳۶۲

استقلال ۱۳۶۲

* یترتیب از چپ عزیزان : کاوه فرجودی - حمید شفاهی - علی خاوران  و عبدالعلی چنگیز  ......... امجدیه - ۲۲ آذر ۱۳۶۲

----------------------------------------------

 

 استقلال          ۲     رضا احدی ۵۰ -  شاهرخ بیانی ۷۹ ( پنالتی ) 

پیام              صفر 

 

* مسابقات جام باشگاههای تهران فصل ۱۳۶۲ - هفته ی شانزدهم 

* داور جمشید اخباری

* تماشاگر : حدود ۳۵ هزار تن

 

----------------------

دوگل استقلال به نشانه ی قهرمانی .....

 استقلال با یک برد دیگر ,  گامی بلند بسوی قهرمانی برداشت و تنها یک حریف  تا پایان فصل , پیشروی دارد ...   آنها در هفته ای آخر به مصاف بوتان خواهند رفت . آبیپوشان محبوب اگر چه در نیمه نخست با محوریت چنگیر , مظلومی و مختاری فر ,  پیوسته بر دروازه ی پیام کوبیدند اما تلاش انها نتیجه ای در بر نداشت. در مقابل حریف   که روی لبه تیغ سقوط بود , دست به یارگیری فشرده زد و در مواقعی  خشونت را نیز چاشنی کار خود نمود .

   اما نیمه دوم شرایط تغییر کرد ....  استقلال با شکافتن دیوار دفاعی پیام و کشاندن حریف را به زمین خودی , مسیر راهیابی به دروازه حریف را پیدا نمود .... پیام نیز \س از دریافت گل نخست , از ان حالت محتاطانه ی صرف خارج شد و چند بار  روی دروازه حریف , خطرناک ظاهر شد بویژه روی ضد حمله ها .....  عبدالعلی چنگیز مهاجم گریز پای استقلال , پایه گذار گل نخست بود . فرار او از راست با سانتر او همراه شد که پس ار عبور از پرویز مظلومی , در شلوغی مقابل دروازه  به رضا احدی رسید و او نیز با ضربه ای هوشیارانه ی  ,  گل نخست  را تثبیت کرد .  

 

 

ملوان

ملوان بندر انزلی

ملوان بندر انزلی ۱۳۵۳ : فرزندان شایسته ی ایران ,  بترتیب از راست ... 

ایستاده : عزیز اسپندار - غفور جهانی - بهروز گل پور - علی نیاکانی - علی صیاد 

نشسته : قاسم سلطانزادی - رضا ویشگاهی - نصرت ایراندوست - جاوید جهانگیری - فرهاد صیاد مصلح - منوچهر ناوران

----------------------------

--------------------------

 

 

 

 * ملوان خروشان , چون آبهای شمال .......

 

 ملوان بندرانزلی تحت هدایت استاد بهمن صالح نیا , با ارائه فوتبالی روان و تهاجمی در جام تخت جمشید , تحسین کلیه کارشناسان را برانگیخت .... کیهان ورزشی در سال ۱۳۵۴ در باب ملوان , چنین مینویسد 

 ملوان حالا دیگر به بالاترین سطح  خود رسیده است . فوتبال شمالی دیگر انکار ناپذیر نشان میدهد  چرا که اکنون یه زیبایی فوتبال آنان , تجربه نیز افزوده شده ......... 

 

 نقطه قوت ملوان جام تخت جمشید , حضور و مدیریت  استاد بهمن صالح نیا بود که بنوعی یک استثنا در تاریخ فوتبال ایران بشمار می آید . هفته نامه ای دنیای ورزش در این راستا چنین نوشت :

 بهمن صالح مربی و تشکیل دهنده ملوان , ۱۷ سال سابقه ی بازیگری دارد که ۱۳ سال آن توام با مربیگری بوده .... بنابر این در جمع مربیان فعلی جام تخت جمشید , او بیش از سایرین تجربه دارد . 

بهمن صالح نیا

 

ملوان استاد صالح نیا , از همان دوره نخست جام تخت جمشید , خود را بعنوان یکی از بهترین تیم های غیر تهرانی جام , مطرح نمود ....... یک تیم پر توان با قابلیت هجومی فراوان که همواره نماینده ای در بالاترین سطح گلزنان جام نیز دارد ... اینها , ظرفیت های تیم شایسته شهر انزلی در نخستین دوره های جام تخت جمشید بود . 

 اما ایستادن در بالاترین مکان , میان شهرستانی های جام  , هرگز اوج انتظارات ملوان و هوادارانش نبود .... قوی سپید , بسیار زود خود را بعنوان یک تیم بسیار قابل احترام در فوتبال ایران مطرح کرد و سپس در پنجمین دوره جام تخت جمشید به مدعی اول برای کسب جام تخت جمشید تبدیل شد ... همچنین انها  در زمستان ۱۳۵۵  , با شایستگی نخستین فتح بزرگ خود را با کسب عنوان نخست   جام حذفی فوتبال ایران جشن گرفتند  .

 

ملوان بندر انزلی

 * خیمه ی سنگین خط حمله ی آتشین ملوان , روی دروازه ی عقاب تهران -  ورزشگاه انزلی - هفته ی چهارم - فروردین ۱۳۵۳.......... پرواز بلند غفور جهانی ( ۱۰ ) و  کوبیدن  توپ به زیر تیرک افقی دروازه با ضربه سر  و سپس ضربه ی منجر به گل از سوی عزیز آقا اسپندار ( کنار تیرک عمودی چپ ) ........... دیگر مثلت خط حمله ی ملوان , علی نیاکانی  نیز مابین غفور و عزیزآقا حضور دارد .... سازمان منظم خط حمله ای ملوان در همین ارسال توپ از سمت راست ,  بروشنی نمایان است ... روی تیر اول آقا غفور حضور دارد و اگر توپ از او رد شود نوبت به علی نیاکانی خواهد رسید  و چنانچه او نیز موفق نباشد  , روی تیر دوم عزیز اقا چشم انتظار رسیدن توپ خواهد بود  ...  

---------------------------------

 

 

 

*  مسلسل در دست تیم هفتم جدول ! 

   تیتر زیبای هفته نامه ای دنیای ورزش در پایان سومین دوره جام تخت جمشید , نمایانگر بسیاری از واقعیت ها بود .... نزول یکی دو پله ای ملوان در جام سوم در شرایطی اتفاق افتاد که انها صاحب بهترین خط حمله ای جام بودند !!  .....  ترکیب سه گانه ای غفور جهانی , عزیز اسپندار و علی نیکانی با هدایت مقتدرانه زنده یاد جاوید جهانگیری , چنان بی نقص کار میکرد که به یک مسلسل تشبیه شد و براستی که خط دفاع هیچ تیمی در ایران , توان پایداری  برابر انها را نداشت .  انها در میان ۳۰ مسابقه جام سوم تنها چهار  مورد  در گلزنی ناموفق بودند . بنابر این  ثبت  ۳۹ گل زده , سبب شد تا سرانجام عنوان بهترین خط حمله جام تخت جمشید از تسلط پرسپولیس ها خارج  و در اختیار ملوان قرار گیرد و این در شرایطی بود که تاج نیز با در اختیار داشتن یک گروه از بهترین مهاجمان ایران  , تنها با ۳۳ گل زده بکار خود خاتمه داد ....

( در رابطه با خط حمله ی آتشین ملوان بندرانزلی در جام تخت جمشید , مقاله ای جدا گانه در دست تدوین است .... )