A+ R A-

تبلیغات

رجیران

پرویز دهداری

پرویز دهداری

* استاد پرویز دهداری  فینال تورنمنت بین المللی  کوروش کبیر )  امجدیه تهران - تیر ماه ۱۳۵۰

  اثری جاودانه از استاد علی کاوه عزیز 

مربی تیم ملی پرویز دهداری  روی دست دو مدافع توانمند تیم ملی زنده یاد منصور پورحیدری و مجید حلوایی و ۳۰ هزار هوادار حاضر در امجدیه  که به نشانه ی قدرشناسی ,  نام او را یکصدا فریاد می زدند .

======================

 

 

 

 

 

  * پرویز دهداری و رمز و راز جاودانگی .......

   (  ۳ آذر ۱۳۹۹,  بمناسبت سال روز درگذشت معلم اخلاق )

 

   عزیزی که بارها  بازوبند تیم ملی  را  بر بازویش بسته , چند سال قبل در  گفتگویی خودمانی یکبار اشاره کرد : در این ۵۵ سال که  در فوتبال ایران حاضر بوده ام , همه جور اشخاصی را دیده ام ..... آنقدر که شاید در باورت نیز نگنجد اما بنظر من ,  دو نفر با سایرین تفاوت داشته اند . یکی از آنها پرویز دهداری است و دیگری ..... ( از آنجا که این مقاله در باب پرویز دهداری است , شاید صحیح نباشد که به نام فرد دوم اشاره شود )

 او سپس گفت : 

  این دو , بسیار سالم زندگی کرده اند به معنای حقیقی در تمامی وجوه .... اخلاق و رفتارشان , عملکردشان حتی نوع نگاهشان  به مسائل روزمره زندگی متفاوت بود  . آن رفتار و حرکتی  که برای سایرین چندان ظاهر بدی ندارد , برای این دو اما  ,  تحمل ناپذیر و حتی  گاهی غیر قابل باور بود  و من خودم بارها و بارها شاهد این ویژگی بوده ام . اگر بخواهم خلاصه تر بگویم , به معنای واقعی پاک و منزه بوده اند .  هیچگاه ندیده ام که از کسی چیزی برای خودشان در خواست کنند . هرگز و هرگز ... در حالی که افراد معمولی , هر که را سر راهشان می بینند , از انها درخواستی در جهت منافع خودشان دارند . و این  ویژگی یا همان "عزت نفس " شاخصه ی  این بزرگان بود . 

 

  اکنون ۲۸ سال است که از درگذشت پرویز دهداری  میگذرد  اما , همچنان در قلب و روح علاقمندان  جای دارد کمتر چهره ای را در ورزش ایران  میتوان یافت که پس از سه دهه , نامش اینچنین بر زبانها جاری باشد  ....  ارتباطی که در واقع   مرهون سه عامل  بوده است . ابتدا فوتبال , دوم  منش و سوم پایبندی  به اصول  . سه عاملی که  او را  به یک شاهینی اصیل و دوست داشتنی برای تمامی نسلها تبدیل کرد   . او تنها یک بازیکن پایبند به اخلاق و یا یک ستاره ی درخشان و موفق در چهارچوب قوانین رایج در مستطیل سبز نبود ...  او وجه مشترکی از هر دو اینها ( ستاره و اخلاق )  با جوهر مایه ای از پایبندی به اصول انسانی و اخلاقیات بود  . عملکرد پرویز دهداری را میتوان در دو بخش مجزا ( بازیگری و مربیگری ) مورد نقد و بررسی قرار داد .   

 

 

=======

 ۱ )   بازیگری ... 

 دوران بازیگری  استاد پرویز دهداری   حدود سیزده سال تداوم یافت و چنانچه  دچار مصدومیت نمیشد , شاید این دوره  چند سالی دیگر نیز ادامه می یافت . او نخستین بازیکن تیم ملی ایران است که غیر تهرانی  بود . در واقع  او  ابتدا این مسیر را برای شهرستانیهای تیم ملی باز کرد . دهداری که نوجوانی اش را در کوچه و پس کوچه های آبادان  سپری نموده است با درخشش در تیم فوتبال جم ( شاهین آبادان ) رشد و نمو کرد و با پیوستن به باشگاه شاهین , صاحب جایگاهی والا در فوتبال ایران دهه ۳۰ شمسی شد . او طی این سیزده سال به چنان درجه ای از شهرت و محبوبیت دست یافت که   بارها و بارها در ورزشگاه ها , روی دوش علاقمندانش جای گرفت ..... آنچه که آن روزها , حتی یکبار تجربه کردنش  , برای دیگران آرزو و یا حتی  رویا  بود , برای او بارها و بارها اتفاق افتاد و این شاید مهمترین تفاوت او با سایرین در دوران بازیگری اش  باشد  . عشق و علاقه به او که کاپیتان شاهین و تیم ملی بود  , تبدیل شد به نوعی ابراز وفاداری به انچه که اعتقاد مردم بود و شاهینی که روز بروز با او در آسمان ایران اوج میگرفت ....

  یکبار هنگام  مسابقه بیادماندنی سال ۱۳۴۱مقابل تیمی از آلمان تحت عنوان ( برلین غربی ) بود  هواداران مشعوف از  بازی دلچسب تیم ملی ,  دهداری روی دستشان گرفتند و با او  دور افتخار زدند . آن روز اما او و آقا بیوک براستی که گل کاشته بودند . ترکیب پرویز دهداری و بیوک جدیکار در ترکیب خط حمله تیم ملی , بهمراه دو جوان آینده دار  همایون بهزادی و حمید شیرزادگان , ایران را به حضور موثر و موفق  در مسابقات انتخابی المپیک ۱۹۶۴ بسیار امیدوار ساخته بود . 

  تنها چند روز بعد از آن ,  فوتبال ما میزبان تیم قدرتمند  باشگاه بانیک استراوا از چکسلواکی بود که با ستاره ای بین المللی , بنام توماس پوسیپیخال ( Tomáš Pospíchal ) برای انجام چند مسابقه دوستانه به ایران آمد و  یک مسابقه  جذاب و نفسگیر را مقابل شاهین در امجدیه برگزار کرد . در پایان آن روز نیز پرویز دهداری روی دوش صد ها علاقمند به رختکن رفت . آن روزگار , فوتبال ایران با نام دهداری معنا می گرفت و در پایان همان سال , از سوی هفته نامه کیهان ورزشی , بعنوان بازیکن برگزیده سال انتخاب شد . عنوانی که برای نخستین بار به یک بازیکن ایرانی اهدا شد .  

 

پرویز دهداری

* کاپیتان پرویز دهداری در پایان مسابقه شاهین با تیم بسیار قدرتمند استراوا چکسلواکی ..... امجدیه - بهمن ۱۳۴۱

=============================== 

 

  سه ماه بعد از آن اما پرویز دهداری در کانون یک روز تاریخی دیگر بود .... آن روز کاپیتان محبوب شاهین نه برای قهرمانی , بلکه برای اثبات شاهین میجنگید .... برای استیلای پاکی بر  ... چهار سال متوالی  بالهای شاهین محبوب , دیگر آنگونه که باید توان پرواز نداشت و رقبا با تکیه بر امکانات و روابط , صاحب جامها و عناوین متعدد شده  بودند . 

 فینال جام حذفی باشگاه های تهران در سال ۱۳۴۲ , همان روزی شد که علاقمندان شاهین سالها در انتظارش بودند . شاهین با تکیه بر جوانانی شایسته همانند شیرزادگان , بهزادی , نوروزی , جاسمیان  ...... یکبار دیگر  سر به آسمان فوتبال ایران سائید  و نام کاپیتان , بیش از هر نامی دیگر در مرکز این مجموعه   , مورد توجه قرار داشت . 

 روز فینال مسابقات حذفی , هواداران شاهین در ورزشگاه امجدیه , جشنی بزرگ و تاریخی بر پا کردند .... آنها آن روز آنقدر ستاره های شاهین را تشویق کردند که فردایش , صدای سران فوتبال  بلند شد که چرا تماشاگران , فقط به شاهینی ها محبت دارند ؟ ؟  ؟ !!! آخر شاهین یگانه عشق مردم بود .... شاهین برای آنها فقط و فقط یک تیم فوتبال نبود بلکه بسیار فراتر از آن بود .    

 دکتر مهدی خبیری که از شاگردان پرویز دهداری در باشگاه گارد و هما می باشد از تجربه خویش در رابطه با رقابتهای انتخابی ۱۹۶۴ توکیو و میزان محبوبیت پرویز دهداری در جامعه آن روز و بویژه قشر جوان  , در کتاب مکتب دهداری فراتر از فوتبال ,  چنین مینویسد :

 سال ۱۳۴۳ در مسابقات انتخابی المپیک ۱۹۶۴ توکیو , نام بازیکنان تیم ملی در میان مردم بسیار سر زبانها افتاده بود و پرویز دهداری , حمید شیرزادگان و همایون بهزادی سه چهره بسیار مشهور آن زمان شده بودند و دهداری بعنوان کاپیتان بازیساز , ذهن ما جوانان آن زمان را بیشتر به خویش معطوف کرده بود . اگر چه در ان دوران رشته والیبال در کوچه و پس کوچه های شهر بسیار رایج بود و اغلب بچه های محل را با یک ریسمان و توپ پلاستیکی به خود مشغول کرده بود , ولی بیکباره فوتبال چهره شد و همگی نا خواسته به سمت تشکیل تیم و بازی در زمین های خاکی اطراف تهران کشیده شدیم . در اطراف محل ما در قسمت جنوب پارک شهر یک زمین آسفالت بزرگ بود که در آنجا فوتبال بازی میکردند اما برای ما چندان جذابیت نداشت . تا آنکه سخن از فوتبال در میان بچه های محل بیشتر و بیشتر شد و ان هنگامی بود که تیم ملی توانست در مسابقات انتخابی المپیک بر تیمهای پاکستان و عراق غلبه کند . بیاد دارم که تمام بچه های محل در مورد ان بازی ها صحبت میکردند . نام دهداری بعنوان کاپیتان تیم ملی , بویژه هنگام مسابقه رفت و برگشت مقابل پاکستان و عراق بیش از هر نام دیگر در میان  جوانهای آن روزگار جاری بود . 

     

پرویز دهداری * تیم ملی ایران و رقابتهای انتخابی المپیک ۱۹۶۴ توکیو ..........  لاهور - ۱۲ آبان ۱۳۴۲

Iran National Team ( Team melli ) - 1964 Olympic Qualifiers .... Lahore - Nov 1963

=========================

 

  و اما فینال جام حذفی با دو گل پرویز دهداری و همایون بهزادی در شرایطی بسود شاهین خاتمه یافت که حریفشان ان روز ,  مجموعه ای از بهترین بازیکنان چند باشگاه قدرتمند را بهمراه داشت . ستاره هایی که تحت عنوان تیم فوتبال شهربانی , آمده بودند تا شاهین را در مقابل چشمان هوادارانش , ناکام سازند . در ثانیه های پایانی مسابقه , فضای امجدیه از شدت شور و هیجان  به حد انفجار رسیده بود و پس از سوت داور که به معنای پایان مسابقه بود , هواداران شاهین همچنان در ورزشگاه باقی مانده بودند . شعار همه جا شاهین و شاهین قهرمان و همچنین شعار بچه ها متشکریم .....  یک لحظه از سوی سکوهای امجدیه قطع نمیشد . گروهی از تماشاگران از آبادان به تهران آمده بودند تا در این جشن بزرگ سهیم باشند . عده ای نیز در خارج از استادیوم به انتظار شنیدن سوت پایان بودند چرا که بر اثر کثرت استقبال و کمبود گنجایش ورزشگاه , آنها راهی به درون نیافته بودند . 

 پس از اهدا جام , هواداران شاهین که از خود بیخود شده بودند ,  ستارگان خود را یک به یک بر دوش گرفته , شادی کنان آنها را تا بیرون درب امجدیه روی دوش گرفتند و طبق معمول کاپیتان پرویز دهداری پیشاپیش آنها , در حالیکه جام قهرمانی را بر دست داشت از استادیوم خارج شد .

 

پرویز دهداری

* پرویز دهداری عزیز  با کاپ مسابقات جام حذفی تهران ......... امجدیه - خرداد ۱۳۴۲

Parviz Dehdari Winner of Tehran Hazfi Cup ... Amjadieh - May, 1963

========================

 

 پرویز دهداری در مورد آن روز چنین میگوید :

 آن روز خاطره انگیز ممکن نیست از خاطرم برود . آن روز نقطه اوج همبستگی شاهین و مردم کوچه و خیابان بود . مردمی که با چشمانی خیس از شوق شادی همه مشکلات زندگی خود را با قهرمانی شاهین به فراموش سپردند . چیزی در اختیار ما نبود و گویی سوار بر موج حرکت میکردیم و چشمانم این همه عشق و علاقع خالصانه ام را باور نمیکرد . یک لحظه بر گشتم پشتم را ببینم و دیدم سایر بچه ها هم بر دوش هواداران , شرایطی چون من دارند . آن روز بچه ها نبودند که بر دوش مردم قرار داشتند بلکه , شاهین بزرگ بود و در آسمان پرواز مینمود . 

( نشریه اطلاعات ۱۳۴۳ - کتاب مکتب دهداری فراتر از فوتبال ۱۳۹۶ )

 

 جشن پایکوبی هواداران شاهین تا پاسی از شب در خیابان های اطراف ادامه می یابد . این قهرمانی چند ماه بعد, سبب ساز درخشش تیم ملی ایران در راه صعود به بازیهای المپیک شد . چرا که مربی وقت تیم ملی  حسین فکری , استخوان بندی تیم را بر اساس ستاره های جوان شاهین و کاپیتان با تجربه آنها پرویز دهداری انتخاب کرد . 

 یکی از باشکوه ترین خاطرات شاهین و هوادارانش , کسب عنوان قهرمانی در مسابقات باشگاه های تهران سال ۱۳۴۴ می باشد . در آن روزها شاهین به اوج محبوبیت خود رسیده بود و پیوستن و جا افتادن جوانانی با استعداد طراوتی دو چندان به بازیهای این تیم بخشیده بود و نقش پرویز دهداری در هفته سوم بیشتر نمود پیدا کرد . همانجایی که چیزی نمانده بود , دوباره مشکلات کمر شاهین را بشکند . این مسابقات با اقتدار تیم شاهین آغاز گردید و آتش بازی همایون بهزادی و حمید شیرزادگان در کنار حضور موثر ناظم گنجاپور و پرویز دهداری شکست سنگین چهار بر صفر را بر تیم مدعی پاس تحمیل میکند اما در مسابقه دوم و در نهایت شگفتی در یک غافلگیری , با نتیجه ۴ بر ۱ مغلوب یکی از رقبای سنتی خود ( دارایی ) میشود . شکستی که در تمرین دو روز بعد از مسابقه نیز آثارش در چهره شاهینی ها مشهود بود . 

 اختلاف بین دو ستاره تیم چیزی نمانده بود به جاهای باریک بکشد که نفوذ دهداری و صحبت هایش آرامش را به تیم بازگرداند اما تیم دارایی که یک نتیجه رویایی مقابل شاهین بدست آورده بود , خود مغلوب پاس شد تا اینگونه توازون در امتیازات میان سه تیم شاهین , پاس و درایی حفظ گردد . و تساوی پاس با عقاب و پیروزی دو تیم شاهین و دارایی برابر حریفان , پاس را عقب انداخت . هفته بعد تاج که دراین فصل چندان درخشان نبود , موفق به شکست دارایی , رقیب اصلی شاهین شد و در همان هفته شاهین در دیداری تماشایی با نتیجه ۳ بر ۲ بر عقاب غلبه نمود تا طی هفت هفته از شروع مسابقات , فاصله امتیازات شاهین با نزدیکترین رقیب به عدد ۴ برسد . حال تنها امید رقبا برای متوقف کردن شاهین , مسابقه حیثیتی این تیم با تاج بود اما , شاهینی ها در یک دیدار نزدیک توانستند با نتیجه ۲ بر ۱ بر تاج غلبه کنند . تا دو هفته مانده به پایان , تا حدودی خیال هواداران شاهین از بابت قهرمانی آسوده کرده باشد . دو پیروزی برابر شعاع و تهرانجوان در روزهای آخر , قهرمانی باشگاه های تهران را برای شاهین و کا\یتان دهداری به ارمغان آورد که با این عنوان ,  پرونده دوران بازیگری دهداری در فوتبال باشگاهی ایران ( بجز یکی دو مسابقه ی دوستانه ) برای همیشه بسته شد . 

 

 

 

=======

 ۲ )  مربیگری

 دوران مربیگری پرویز دهداری  در حدود ۳۰ سال تداوم یافت بسیار زود آغاز شد   ..... از همان روزها که تیمی بنام جم آبادان رشد کرد و قوام گرفت .... شاید سال ۱۳۳۶ یا ۱۳۳۷ .... او در حالی که تنها۲۵ یا ۲۶ سال داشت همزمان , بازیکن , مربی و کاپیتان تیم جم بود , . استاد حمید جاسمیان در این رابطه چنین میگوید :

وقتی که ما تیم جم را تشکیل دادیم , همه اختیارات آن در دست پرویز دهداری بود . او مربی , کاپیتان و بزرگتر ما بود و  در یک جمله همانند پدر یا یک برادر بزرگ برایمان بود .  بایستی اشاره کنم که اگر پرویز دهداری آن روزها با ما نبود , امکان نداشت که من و دیگر بچه های جم , صاحب آن موفقیت ها و ان جایگاه  که به ان دست یافته ایم  بشویم . ما بچه های آبادان , جملگی به او که استادمان می باشد , مدیون هستیم .

 

حمید جاسمیان

* تیم فوتبال جم ( شاهین آبادان )  با رتبه نخست مسابقات قهرمانی کشور - رشت ۱۳۳۹ 

 استاد فقید پرویز دهداری (  سوم از راست )  در ۲۸ سالگی مربی تیم قهرمان ایران 

عزیزان از راست : 

گارنیک گریگوریان - حمید جاسمیان - پرویز دهداری ( مربی ) - بهمن فتحی - حمید برمکی - رضا علمداری - باقر ترابی - ؟  -  غلامرضا صفریان - بیژن کوهزاد - منوچهر سالیا و فرج شاعری

==============================

 

  در دهه ۴۰ شمسی , پرویز دهداری برای مدتی هدایت تیم فوتبال شاهین را بر عهده گرفت و سپس نخستین سرمربی باشگاه پرسپولیس شد . او اولین مربی سرخپوشان در جام باشگاه های آسیا نیز می باشد اما , شاخصترین بخش های مربیگری استاد را می توان  از سال ۱۳۴۸ به بعد , جستجو نمود . هنگامی که باشگاهی نوین بنام لشگر یکم گارد را با تعدادی جوان کم نام و نشان تشکیل داد و آن را به یک تیم خوشنام  , تبدیل کرد . چند سال پس از ان ,  همان تیم  تحت حمایت شرکت هواپیمایی ملی ایران به هما تغییر نام داد و در مسابقات لیگ سراسری ( جام تخت جمشید ) به یک تیم هجومی و مدعی برای کسب عنوان قهرمانی تبدیل شد .

 یک بخش دیگر از موفقیتهای استاد در قامت یک مربی توانمند , با تیم ملی ایران در یک محدوده زمانی هجده ساله شکل گرفته است . او  نخستین بار در سال ۱۳۵۰ مسئولیت تیم منتخب ما را که آن روزگار " تهران " نام داشت , پذیرفت و با وجود یکسری محدودیت های زمانی و تدارکات و غیره .... آن تیم را قهرمان تورنمنت بین المللی جام کوروش  نمود . گر چه که آن روز ها استاد , بدشواری این مسئولیت را پذیرفت و کار و فعالیت با تعدادی جوان را در قالب تیم گارد را ( که هیچگونه منفعت مادی نیز برای او نداشت )  به پذیرفتن این مسئولیت ترجیح می داد  اما , در نخستین تجربه مربیگری با ستاره های ملی نیز  , بسیار موفق عمل کرد و با پیروزی در فینال مقابل نماینده ی رومانی , بار دیگر در امجدیه  روی دوش علاقه مندانش دور افتخار زد . 

 

پرویز دهداری

* پرویز دهداری و هدایت تیم امید  در جشنواره تولون ....   اردیبهشت ماه ۱۳۵۷

همانگونه که نمایان است " انظباط  " مهمترین ویژگی  تیمهای تحت هدایت پرویز دهداری بود .

===========================

  

  او سپس تیم ملی را در راه صعود به المپیک ۱۹۷۲ مونیخ همراهی کرد ودر این بخش نیز همانند دوره پیشین ,  موفق عمل نمود  و همزمان با این موفقیت ارزشمند , تیم ملی تحت مدیریت او قهرمان جام ملتهای آسیا ۱۹۷۲ شد .  متاسفانه اما از این پس , بدلایلی همکاری او با تیم ملی تداوم نیافت ..... پس ازانقلاب اسلامی نیز استاد , برای مدتی سکان هدایت تیم ملی را پذیرفت . او هنگامی  این مسئولیت را قبول کرد که فوتبال ملی با مشکلات عدیده ای دست بگریبان بود  . بعنوان مثال شان مربی تیم ملی در برابر عملکرد بازیکنان تا حدود بسیار کاهش یافته بود و از سوی دیگر در اردوی تیم ملی ,  نظم و انظباط در پایین ترین سطح قرار داشت . بنابر این او هرگز کسی نبود که با وجود این دو مسئله  کنار بیاید . بنابر این با شیوه خود , به اصلاح امور تیم ملی اقدام کرد که نتیجه اش نیز بسیار موفقیت آمیز بود . او هرگز تن به بازیکن سالاری نداد و  شجاعانه مقابل اش ایستاد . پرویز دهداری پس از سالها , سرانجام  پایه های یک نسل نو را در تیم ملی پی ریزی کرد . نسلی که تا  سالهای سال  فوتبال مان از وجود آن  بهره مند گشت . 

 در کتاب مکتب دهداری فراتر از فوتبال ,  در این رابطه چنین اشاره میشود :

تیم ملی فوتبال کشورمان می بایست در بازی های آسیایی ۱۹۸۶ سئول شرکت میکرد . پرویز دهداری بعد از سالها حاضر شده بود فعالیت حرفه ای در مربیگری داشته باشد . بازیهای آسیایی ۱۹۸۶ سئول همان بازیهایی بود که تیم ملی در ارکان مدیریتی و بضاعت انسانی دچار اختلاف شد و بازیهایی که فوتبال ما را محکوم به استعفای ۱۴ ستاره فوتبال کرد هم از استعفای ۱۴ ستاره مینویسند و از ان یاد میکنند در حالی که حوادثی که در بهار سال ۶۵ شروع شده بود و منجر به جدایی ۱۴ نفر شد جذابیت های تاریخی دارد . که فعلا از آن صرف نظر میشود .

 

پرویز دهداری

* استاد پرویز دهداری و روزهای نخست پذیرش هدایت تیم ملی  .... چین -  خرداد ماه ۱۳۶۵

 درب ورودی هتل محل اقامت تیم ملی

==========================

 

  از سال اول انقلاب رفته رفته عوارض تعطیلی لیگ خودش را به شکل مرگ فوتبال شهرستانها نمایان کرد . تعطیلی لیگ بجز مرگ فوتبال شهرستانها , موجب کوچ ستاره های شهرستانی به فوتبال تهران شد اما از سال ۶۵ فوتبال شهرستانها با عملکرد دهداری دوباره به راه افتاد . در بهمن ماه سال ۶۴ تیم ملی فوتبال ما , در مسابقات بین المللی جام فجر با تیمهای قدرتمندی پنجه در پنجه انداخته بود . 

  سرمربی آن روز فریدون عسگر زاده بود مردی که بخاطر اختلاف با مسئولین استعفا کرد . فدراسیون فوتبال اینبار سراغ پرویز دهداری رفت . دهداری به شرط آنکه تمام تیمهای فوتبال ملی از جمله بزرگسالان , جوانان و نوجوانان در اختیار او باشد هدایت تیم ملی را پذیرفت . دهداری فهرست بلند بالایی از مربیان را اعلام کرد تا در تیمهای ملی مختلف فعالیت کنند . در آن فهرست نام رضا وطنخواه , مهدی مناجاتی , نائب روئین دل , بهمن صالح نیا , محمد برزمهری و ..... دیده میشد . دهداری تیمی را تحویل گرفت که طی سالهای ۶۳ و ۶۴ یک ترکیب کلی داشت در ان دو سال مردانی چون احمد سجادی , برادران بیانی , پنجعلی و حاجیلو , فنونی زاده , درخشان , عربشاهی ..... در ان حضور داشتند . دهداری که صاحب دیدگاه های خاص خود بود با دعوت نفراتی چون سیامک رحیم پور , حسن مسگر ساروی سیستم را عوض کرد در حالی که بسیاری از مردان فوتبال ما درتهران حاضر بودند آنها را به بازیهای آسیایی برد .

 دهداری بی توجه به این ۶ نفر تیم ملی را به سئول برد آنچنان که میدانید در این تیم چهارده بازیکن استعفا دادند و فقط مجید رضایی , مسگر ساروی , سیامک رحیم پور , قایقران , نامجو مطلق و کریم باوی حاضر نشدند زیر نامه را امضا کنند . تیم تازه ای شکل گرفت و تیم تازه ی دهداری پر بود از نامهایی که برای اولین بار ملیپوش شده بودند همانند زرینچه , مرفاوی , مجتبی محرمی , سید محمد علوی , علیرضا اسدی , مجتبی کرمانی .....  

 

پرویز دهداری

 

 هنگامی که آن تیم در مقدماتی المپیک دو بر یک بر تیم ملی کویت در بازی اول در قطر به پیروزی رسید که تیم ستاره های ما یک سال قبل برابرش , یک بر صفر مغلوب شده بود . دهداری هم دیگر حاضر به دعوت دوباره بازیکنان استعفا دهنده نگردید البته در اوایل سال ۶۷ مرتضی فنونی زاده , احمد سجادی و ضیا عربشاهی هم استعفا خود را پس گرفتند ( روزنامه شرق دهداری اسطوره ای که منت نمی کشید -  شهریور ۱۳۹۱ )

 

 ستارگان تصور میکردند که مسئولان فدراسیون فوتبال از آنها حمایت کرده و کادر فنی تیم ملی فوتبال را کنار میگذارند و مربیان جدیدی بجای آنها منصوب میکنند اما این انتفاق هیچگاه رخ نداد و مسئولان فدراسیون مربیان تیم ملی را ابقا کردند . البته چند ماه بعد علی محمد مرتضوی رئیس وقت فدراسیون فوتبال دهداری را از کار بر کنار کرد . اما رئیس سازمان تربیت بدنی که می دید مرتضوی مطابق خواست او عمل نکرده او را از کارش بر کنار کرده و محمد رضا پهلوان را بجای او منصوب کردند . و دهداری را در مسئولیت قبلی ابقاء کرد .    

 پرویز دهداری

 

 آخرین درون مایه در مورد ویژگیهای رفتاری پرویز دهداری , رسیدگی به محرومان است . درون مایه ای که نشان از توجه او به مسئولیتهای اجتماعی بعنوان یک الگوی ورزشی دارد . این ویژگی رفتاری بنظر میرسد در ادامه ی همان اصل مردمی بودن در اصول مکتب دهداری و ویژگی شخصیتی دگر خواه بودن ایشان بوده است . دارایی هایش را میان محرومان تقسیم مینمود  و سعی داشت تا سطح زندگی اش را با قشر پایین جامعه تطبیق دهد . درب خانه اش همواره باز بود بویژه به روی آبادانی های مستضعف ... در باب او گفته میشود هنگامی که تیم املی سوم شد به بچه ها خانه و ماشین دادند اما پرویز نه خانه را گرفت و نه ماشین را . گفت به فلانی دهید که تازه تشکیل خانواده داده است . در رابطه با تقبل هزینه تحصیل افراد نیز یکی از شاگردان استاد گفت :

  از خصوصیات آقای دهداری یکی همین بود . حتی هزینه تحصیل بعضی از بچه های ما را هم ایشان تقبل میکردند . دست به خیر داشت ولی هرگز اجازه نمی داد کسی متوجه آن شود ... گاهی دانشجو های کم بضاعت را تحت  حمایت مالی خود قرار میداد و .... و ..... و .....

 

  روحش شاد و یادش همواره گرامی باد ....

 

 

 

 

=======================

 با سپاس فراوان از : 

* کتاب مکتب دهداری فراتر از فوتبال ( دکتر محمد خبیری و مهدی غفوری یزدی )

* استاد علی کاوه 

 

 

 

 

 

 

پرویز دهداری - پرویز دهداری - پرویز دهداری - پرویز دهداری - پرویز دهداری - پرویز دهداری - پرویز دهداری - پرویز دهداری -پرویز دهداری - پرویز دهداری - پرویز دهداری - پرویز دهداری -پرویز دهداری - پرویز دهداری - پرویز دهداری - پرویز دهداری -پرویز دهداری - پرویز دهداری - پرویز دهداری - پرویز دهداری -پرویز دهداری - پرویز دهداری - پرویز دهداری - پرویز دهداری -پرویز دهداری - پرویز دهداری - پرویز دهداری - پرویز دهداری - Parviz Dehdari - Parviz Dehdari - Parviz Dehdari - Parviz Dehdari - Parviz Dehdari Parviz Dehdari - Parviz Dehdari - Parviz Dehdari - Parviz Dehdari -Parviz Dehdari - Parviz Dehdari - Parviz Dehdari - Parviz Dehdari -Parviz Dehdari - Parviz Dehdari - Parviz Dehdari - Parviz Dehdari -Parviz Dehdari - Parviz Dehdari - Parviz Dehdari - Parviz Dehdari -Parviz Dehdari - Parviz Dehdari - Parviz Dehdari - Parviz Dehdari -Parviz Dehdari - Parviz Dehdari - Parviz Dehdari - Parviz Dehdari -          

حسین کازرانی

حسین کازرانی

* حسین کازرانی عزیز .............       امجدیه - جمعه ۱۱ شهریور ۱۳۵۶

Hossein Kazerani ... Amjadieh Stadium - Friday, September 2, 1977

=====================

 

 استاد حسین کازرانی عزیز  , ستاره ی توانا و ملیپوش باشگاه پاس که از بطن رقابتهای فوتبال محلی استان خوزستان پدیدار شد و  به آرامی ,  مسیر ترقی و پیشرفت را تا بالاترین سطح فوتبال ایران   طی نمود . در این سالها , فرزند برومند ایران چنان ظاهر شد که اغلب کارشناسان او را لایق پوشیدن پیراهن مقدس تیم ملی می دانستند . حسین کازرانی  پس از پایان دوره بازیگری , به جرگه ی مربیان فوتبال باشگاهی پیوست  . او  از اعضای ثابت تیم  فراموش ناشدنی ایران در جام جهانی ۱۹۷۸ می باشد . 

 حسین کازرانی متولد ۱۳۲۶  شهرستان اندیمشک از توابع استان خوزستان است .  زاهد خضیری , نخستین مربی حسین کازرانی بود که در روزگار نوجوانی او را با الفبای فوتبال آشنا ساخت . ۱۶ یا ۱۷ ساله بود که برای نخستین بار به تیم منتخب استان خوزستان دعوت شد و با همان تیم , در مسابقات قهرمانی کشور در کرمان  حاضر شد . حسین کازرانی در کرمان تورنمنت موفقی را تجربه کرد و از همانروز ها  نظر مربیان تیم  ملی را بخود جلب کرد ....

 سال ۱۳۴۸ به تهران آمد و در اداره پلیس شهربانی استخدام شد و همزمان  , تحت هدایت حسن آقای حبیبی در خط دفاع تیم باشگاه پاس انجام وظیفه کرد  . آن روزها مدافعان صاحبنام پاس ( محمد رنجبر - حشمت مهاجرانی - حسن حبیبی ) یا از فوتبال کناره گیری کرده بودند و یا در پایان دوران بازیگری خود قرار داشتند . بنابر این  پاس در خط دفاع , نیازمند جذب بازیکنانی جوان و مستعد بود .

  

 حسین کازرانی بسیار سریع جای خود را در خط دفاع پاس پیدا کرد . فیزیک مناسب به همراه خونسردی  مثالزدنی او , سبب شد تا بسیار زود بخشی از ساختار منسجم خط دفاع پاس گردد ولی در تیم ملی , شرایط برایش بسیار دشوار بود . حضور چهره هایی توانمند و با تجربه  همانند عرب , کاشانی , کارگرجم , قلیچ خانی .... فضا را برای یک جوان شهرستانی بسیار  تنگ کرده بود تا که سرانجام , موسم برگزاری رقابتهای انتخابی جام جهانی ۱۹۷۴ فرا رسید و او نیز از سوی  سرهنگ محمود بیاتی در پست دفاع راست به اردوی تیم ملی دعوت شد و چند هفته بعد از آن بود که برای نخستین بار , در مسابقه ی برگشت ایران و  سوریه , پیراهن ملی را بر تن کرد .

  یکبار هفته نامه دنیای ورزش در باب حسین کازرانی عزیز  چنین نوشت :

مدافع خوزستانی تیم ملی از خونسردی عجیبی برخوردار است . آنقدر که گاهی  وجود آدم را از ترس انباشته میکند در بحبوحه حملات حریف و در حالیکه یک نوک پای مهاجم پر اشتها میتواند کار دست او و تیمش بدهد , توپ را با یک حرکت هوشمندانه و ظریف  از آن خود میکند و سعی دارد که ان را به هر نحو به یکی دیگر از یارانش بسپارد .

 همانگونه که اشاره شد , حسین کازرانی در ابتدا یک مدافع کناری بود ..... اما هنگامیکه به تشخیص حسن حبیبی به میانه خط دفاع منتقل شد ,  پیشرفتی چشمگیر تر از پیش نشان داد آنگونه که به یکی از بهترین مدافعان ایران تبدیل شد . ترکیب او با مجید حلوایی و محسن هوشنگی را میتوان , موفقترین زوج خط دفاع جام تخت جمشید  دانست که ما حصل تلاش آنها  کسب دو عنوان قهرمانی متوالی در طی سالهای ۱۳۵۵ و ۱۳۵۶ می باشد .

 

حسین کازرانی

* حسین کازرانی  با پاس تهران صاحب دو عنوان قهرمانی ایران ( جام تخت جمشید ) شد .

پاس  برابر هما - هفته شانزدهم پنجمین دوره جام تخت جمشید -  امجدیه ۱۱ شهریور ۱۳۵۶

ایستاده : حسین ضرابی , مهدس دینورزاده , رضا قفلساز , حبیب شریفی , حسین فرکی و حسین کازرانی

نشسته : فرامرز عزتی , محسن هوشنگی , حسین آقا بیک , محمود حقیقیان و مهدی مناجاتی

 

Hossein Kazerani in the Pas FC. He won two Iranian football championships (Takhte Jamshid Cup) with the Pas team 

============================ 

 

   مهمترین بخش  کارنامه ی بازیگری  استاد حسین کازرانی  در تیم ملی اما  به  رقابتهای انتخابی جام جهانی ۱۹۷۸ ( زمستان ۱۳۵۵ تا پاییز ۱۳۵۶ ) باز میگردد که در ان روزگار او براستی یکی از شاخص ترین چهره های تیم ایران در راه صعود به جام جهانی ۱۹۷۸ بود و شاید بهترین نمایش او را نیز بتوان در شهر بندری پوسان کره جنوبی  جستجو کرد که در یک روز خاطره انگیز , برابر هجوم پی در پی مهاجمان میزبان , مقاومتی تحسین بر انگیز داشت . هفته نامه دنیای ورزش در باب او چنین مینویسد :

 آن روز حسین کازرانی یک تنه با  ده بازیکن کره ای در افتاد و میتوان گفت که او حتی یکبار نیز , دچار تردید و اشتباه نشد و این درست است که دو مهاجم بلند قد کره ای (( کیم ژائه هان )) و (( چا بوم کئون )) روی توپهای هوایی , امان اش را بریده بودند اما هرگز موفق نشدند از وی عبور کنند  چرا که کازرانی دیواری بتونی مقابل دروازه ایران برپا کرده بود . 

 

   اگر چه که حسین کازرانی در رقابتهای انتخابی جام جهانی ۱۹۷۸ , ستاره ای بی گفتگوی خط دفاع تیم ایران بود اما هر گاه که شرایط را فراهم می دید , بی پروا به صف مهاجمان می پیوست و در همین اثنا یکبار نیز موفق به گشودن دروازه حریفان شد . او در نخستین مسابقه ی دور نهایی انتخابی جام جهانی در  مقابل هنگ کنگ , یکی از دو گل ما را بثمر رساند تا اینچنین , جبران کم کاری مهاجمان را نموده باشد . او در هنگ کنگ با یک ضربه سر هوشمندانه , روی ارسال محمدرضا عادلخانی , نخستین گل ما را وارد دروازه حریفان نمود . او مقابل کویت نیز فاصله ای با ثبت یک گل ارزشمند دیگر نداشت اما ضربه  سرش  با اختلافی ناچیز , از کناره ی دروازه طرابولسی به خارج رفت .     

 حسین کازرانی  * پرواز  خاطره انگیز حسین کازرانی عزیز در حضور دروازه بان کویت شیخ احمد طارابولسی ...

  ایران و کویت ( مسابقه رفت انتخابی جام جهانی ۱۹۷۸ ) استادیوم آزادی - ۶ آبان ۱۳۵۶

 

A long flight by Hossein Kazerani in front of Kuwaiti goalkeeper Sheikh Ahmad Khader Al-Tarabulsi

Iran VS Kuwait (1978 World Cup qualification) Azadi Stadium - Oct 28, 1977

==============================

 

 

  

تیم ارتش ۱۳۴۲

نادر لطیفی

* فرزندان شایسته ی ایران : حسن حبیبی , نادر لطیفی و مصطفی عرب ... الکشافه بغداد - دی ماه ۱۳۴۲

=============================

 

   از آنجا که در دهه ی ۴۰ شمسی , تعداد مسابقات تیم ملی فوتبال , بسیار بسیار اندک بود , بگونه ای که گاهی  در طول یک سال ,  حتی یک مسابقه رسمی نیز برگزار نمیشد , فوتبال ما به حضور منسجم در رقابتهای جهانی سیزم ( ارتشهای جهان ) توجهی ویژه داشت .... بنابر این همواره تیمی قدرتمند را به مسابقات ارتش ها اعزام میکرد .  با نگاهی دقیق  به نام بازیکنان تیم نیروهای مسلح , در خواهیم یافت که این تیم همواره  از چهره های شاخص فوتبال باشگاهی  و ملی  تشکیل یافته است . 

 بر این پایه میتوان چنین نتیجه گیری کرد که در طول سالهای دهه ی ۴۰ شمسی , حضور  در تیم فوتبال منتخب ارتش , همانند عضویت در تیم ملی دارای اهمیت بود . بنابر این چنانچه قصد داشته باشیم , تاریخ فوتبال کشورمان را , صحیح تر و شاید بنوعی دقیق تر ارزیابی کنیم , می بایست  به رقابتهای ارتشهای جهان نیز توجه داشته باشیم  . تورنمنتی که  در آن برهه ی زمانی  ,  ارزش و اعتبار آن  کمتر از رقابتهای ملی  در چهارچوب رقابتهای انتخابی المپیک و  آسیایی نبود و به واقع میشود از  تیم ارتش  ,  بعنوان تیم ملی ب یا تیم دوم  کشورمان یاد نمود . البته این توجه ویژه , تنها مختص به کشور ما نبود و سایر قدرتهای منطقه ای از جمله , عراق , سوریه و  تا حدودی ترکیه و یونان نیز , نگاهی اینچنین نسبت به رقابتهای ارتشهای جهان داشتند .   

 رقابتهای سالیانه فوتبال ارتشهای جهان ,  پس از پایان جنگ جهانی دوم و از سال ۱۹۴۶ آغاز شد  و کشور عزیز ما نیز برای نخستین بار  از سال ۱۹۶۳ در این  رقابت ها حضور یافت . این تصویر مرتبط است با نخستین سال حضور فوتبال ما در مسابقات ارتشهای جهان ۱۹۶۳  که در ان سال  , ایران در منطقه ی غرب آسیا با کشورهای عراق و سوریه و ترکیه همگروه  بود .

 همانگونه که اشاره شد و در تصویر نیز  تا حدودی نمایان است , اسکلت تیم منتخب ارتش  , از چهره های سرشناس و ملیپوش تشکیل یافته است . در آن دوره نخست , هدایت تیم ارتش به استاد فقید داریوش خان اسداللهی (  کارشناس مشهور سالهای دور فوتبال ایران ) سپرده شده بود که در همان روزگار با ارائه مقاله هایی ارزشمند  در هفته نامه ی کیهان ورزشی , خدمتی قابل توجه در مسیر ارتقاء سطح فوتبال کشورمان نموده است . 

 هر سه عزیز که در این تصویر حضور دارند ( حسن حبیبی , نادر لطیفی و مصطفی عرب ) چند ماه بعد از این رویداد  , تیم ملی را در دو مسابقه ی سرنوشت ساز مقابل هندوستان در چهارچوب رقابتهای انتخابی المپیک ۱۹۶۴ توکیو , همراهی کردند . نکته قابل تامل دیگر تصویر , آشنایی و صمیمیت فراوان میان بازیکنان دو تیم است که بنظر می آید بجهت تقابل های متعدد دو کشور در طی سالهای نخست دهه ۴۰ شمسی , پدید آمده باشد .  در آن سالها , دو  همسایه در حدود  پنج یا شش بار در چهارچوب رقابتهای ملی و ارتش , مقابل یکدیگر صف آرائی کردند ...... 

 

 

منچستر یونایتد و لیورپول

منچستر یونایتد * هوادران وفادار و همواره پر شور یونایتد ....      شنبه ۱۳ شهریور ۱۳۵۰

 اثر استاد ماساهیده تاماکوشی عزیز / Photo by Masahide Tomikoshi

=====================

 

 دو شهر فوتبال خیز  منچستر و لیورپول ,  اشتراکات بسیار با هم دارند . هر دو از بازیگران اصلی در آغاز انقلاب صنعتی قرن نوزدهم هستند  ، لیورپول به عنوان قطب بزرگ حمل و نقل و منچستر به عنوان یک کلانشهر تولیدی , دارای نقشی عمده در مسیر توسعه کشور انگلستان می باشد . حتی یکی از اولین خطوط ریلی ( راه اهن ) در جهان در سال ۱۸۳۰ ما بین این دو شهر ساخته شد و از سوی دیگر  تأثیرات عمیق آنها در موسیقی و فرهنگ نیز به خوبی بر همگان آشکار است . از نظر فوتبال نیز ، هر دو شهر نیز ( با احترام به هواداران سیتی و اورتون ) اما بنوعی قرمز بسیار زیاد و پر رنگ محسوب میشوند . آنها با افتخار می توانند ادعا کنند که هر دو در طول تاریخ , از موفق ترین باشگاههای  کشورشان هستند ، با بزرگترین پایگاه هواداران ...

 یونایتد و لیورپول علاوه بر افتخارات بسیار ,  باخت و تراژدی های  فراوانی را نیز تجربه کرده اند ..... و در حالی که مربی افسانه ای شیاطین " مت باسبی " با پنج عنوان قهرمانی لیگ ، دو  جام حذفی و یک جام اروپایی و اولدترافورد  را به اوج افتخار رساند اما  ،  روزگاری  کاپیتان لیورپول بوده است . با اینحال اما انها یک وجه اشتراک دیگر نیز با هم دارند ...

 

  یک بار از پدرم پرسیدم آیا تا به حال بازی کردن جورج بست را در روزهای اوج دیده است؟ و او در پاسخ گفت : بله در مسابقات لیگ و بازی  منچستر یونایتد و آرسنال در آغاز فصل ۱۹۷۱/۷۲.

پرسیدم اولدترافورد یا هایبری؟

و او در پاسخ گفت : آنفیلد !!!!!!! 

 

  و سپس توضیح داد که توضیح داد که چگونه در ان جمعه شب  آگوست ۱۹۷۱ , یونایتد در شهر لیورپول  با ستاره های بزرگش همانند جرج بست ، بابی چارلتون ، برایان کید ، الکس استپنی و دیگران .... حاضر شد ، تا از آرسنال میزبانی کند .. هنگامی که به شرح مسابقات ان فصل رجوع کردم , دریافتم که حافظه اش اشتباه نکرده است .  شیاطین سرخ آنشب , آنفیلد  را به عنوان ورزشگاه خانگی انتخاب کردند تا یکی از رویداد های نادر در تاریخ فوتبال باشگاهی جزیره ثبت گردد . البته فقط و فقط برای یک شب. \\\

   پس از آنکه تماشاگران یونایتد در پایان مسابقات دوره قبل  ، مشکلاتی را پدید آورده بودند , مسئولان برگزار کننده  , آنها را از امتیاز برگزاری دو مسابقه خانگی در ابتدای فصل ۷۱/۷۲  محروم کردند . یکی از آن دو مسابقه در استوک سیتی و استادیوم ویکتوریا گراند بود و دیگری در آنفیلد . علی رغم این رای و مجبور کردن یونایتد به بازی  در خارج از اولدترافورد ، هواداران یونایتد واکنش تندی نشان دادند و صدها جوان هوادار یونایتد ,  قبل از آغاز مسابقه و به نشانه اعتراض  به زمین مسابقه هجوم اوردند و با دویدن از این سو به ان سوی زمین , اعتراض خود را به مسئولان برگزار کننده نشان دادند . این حرکت اما در پایان به اخراج آنها از ورزشگاه و محروم شدن از تماشای مسابقه مذکور , منجر شد . 

 

جرج بست

* جرجی کبیر در جمع مدافعان فولهام , آقایی میکند ....     لندن - ۱۷ مرداد ۱۳۵۰

=======================

 

 البته این آخرین بار نبود که یونایتد و هوادرانشان , ناچار  به میزبانی خارج از خانه شدند ..... در فصل ۱۹۷۷ نیز آنها برای مسابقه دور برگشت از سری رقابتهای جام برندگان جام برابر سنت اتین به شهر پلیموث رفتند .  ......

 

 

 

 

پرسپولیس ۱۳۷۹

پرسپولیس ۱۳۷۹ ( جشن قهرمانی )

* عزیزان از راست : حمید استیلی , بهنام سراج , علی انصاریان , علیرضا امامی فر , علی کریمی , هادی مهدوی کیا ( با تردید ) و حامد کاویانپور ... ورزشگاه آزادی - خرداد ماه ۱۳۷۹

==========================

 

 نخستین روز خرداد ماه سال ۱۳۷۹ , سرخپوشان محبوب تهران , یکبار دیگر  قهرمانی لیگ سراسری ایران  را جشن گرفتند  .  آنها در نهمین دوره لیگ سراسری آزادگان , هفتمین عنوان قهرمانی  را کسب کردند تا بر این اساس همچنان پر افتخار ترین تیم فوتبال باشگاهی کشور باشند ... عنوانی که بجز دو سال نخست  آغاز رقابتهای لیگ ایران ( جام منطقه ای ) همواره در اختیار آنها قرار داشته است .

 از سوی دیگر سرخپوشان با کسب این عنوان قهرمانی , صاحب یک رکورد ارزشمند دیگر نیز شدند . پرسپولیس آن روز برای چهارمین بار , فاتح رقابتهای جام ازادگان شد تا در طی ۱۰ دوره برگزاری رقابتهای لیگ ازادگان,  بالاتر از رقیبانش , استقلال , سایپا و پاس قرار بگیرد  . در جشن قهرمانی  اما جای یکی از بازیکنان موثر سرخپوشان خالی بود . مهدی هاشمی نسب که بی تردید یکی از شاخص ترین بازیکنان پرسپولیس در طی سالهای پایانی دهه ی ۷۰ شمسی می باشد , این جشن  را بجهت مصدومیت از ناحیه ی سر , از دست داد . او تنها چند روز بعد از آن , در پی یک انتقال پر حرف و حدیث به باشگاه استقلال پیوست .

  سرخپوشان آن روز در ابتدا با دسته های گل به استقبال هوادارانشان  آمدند ..... حریف  آنها تیم فانوس بدست فولاد خوزستان بود که برای ماندن بشدت به امتیاز این رویداد احتیاج داشت و از سوی دیگر سرخپوشان نیز , برای مسجل شدن قهرمانی زود هنگام ,  به یک امتیاز  احتیاج مبرم داشتند و سر انجام نیز این مسابقه با نتیجه مساوی  پایان یافت تا هر دو سوی این میدان , شاداب و خندان باشند .