A+ R A-

تبلیغات

رجیران

ایران قهرمان جام ملتهای آسیا 1968

 

Iran Championship 1968 Asian Cup

---------------------------------------------------------------------------------------------

 ایران قهرمان جام ملتهای آسیا 

( بمناسبت پنجاهمین سالگرد نخستین قهرمانی ایران در جام ملتهای اسیا )

 

1968 AFC Asian Cupجام ملتهای اسیا 1968 * ایران قهرمان جام ملتهای اسیا 1968 .... ورزشگاه امجدیه , 29 اردیبهشت 1347 - عزیزان بترتیب از راست :

 ردیف بالا : کاپیتان حسن آقای حبیبی - زنده یاد همایون بهزادی - زنده یاد عبدالله ساعدی - پرویز میرزا حسن - زنده یاد عزیز اصلی - فریدون معینی - منوچهر حبیبی

ردیف وسط : کارو حقوردیان - اصغر شرفی - کاظم رحیمی 

ردیف پایین : مهدی لواسانی - فریبرز اسماعیلی - زنده یاد حمید امینی خواه - حسین فرزامی - گودرز حبیبی

Iran wins the AFC Asian Cup 1968 .......... Amjadieh Stadium -Tehran . Sunday, May 19, 1968

Right up: Captain Hassan Habibi -  Homayoun Behzadi -  Abdollah Saedi - Parviz Mirza Hassan - Aziz Asly - Fereidoun Moeini - Manouchehr Habibi

Middle: Karo Haghverdian - Asghar Sharafi - Kazem Rahimi

Down: Mehdi Lavasani - Fariborz Esmaeili - Hamid Aminihkah - Hossein Farzami - Goodarz Habibi

 

-------------------------------------------------------------------

 

 

 

------------------------------------

اسامی 27 بازیکن تیم ملی , جام ملتهای آسیا 1968

------------------------------------

 

* دروازه بان :

 عزیز اصلی ( ؟ )  -   هادی طاووسی ( پرسپولیس )   - فرامرز ظلی ( پاس ) 

 

* مدافع :

حسن حبیبی ( پاس ) - منوچهر حبیبی ( پاس ) - مصطفی عرب ( عقاب ) - جعفر اشرف کاشانی ( پرسپولیس ) - محراب شاهرخی ( ؟ ) - کاظم رحیمی ( پرسپولیس ) - مهدی لواسانی ( تاج ) 

 

* هافبک :

غلامحسین فرزامی ( تاج ) - پرویز قلیچ خانی ( کیان ) - محمود یاوری ( پاس ) -  علی جباری ( تاج ) - کارو حقوردیان ( آرارات ) - فریدون معینی ( پرسپولیس  - با تردید  ) - حمید امینی خواه ( ؟ ) 

 

* مهاجم :

همایون بهزادی ( پرسپولیس ) - جلال طالبی ( ؟ )  حسین کلانی ( پرسپولیس ) - فریبرز اسماعیلی ( عقاب )  - غلام  وفاخواه ( ؟ )  -  اصغر شرفی ( پاس ) - پرویز میرزاحسن ( پاس ) - ناظم گنجاپور ( پرسپولیس ) - عبدالله ساعدی ( عقاب ) - اکبر افتخاری ( ؟ ) 

 

* کادر فنی

محمود بیاتی ( سرمربی )  - محمد بیاتی ( مربی ) 

 

* بازیکنانی که مقابل نامشان علامت سوال قرار دارد , اغلب عضو باشگاه دارایی هستند که به تشخیص مدیران اش ,  یک ماه پیش از برگزاری تورنمنت , منحل اعلام شد . 

 

 

 

 

---------------------------------------------

1968 Asian Cup - 1968 Asian Cup - 1968 Asian Cup Asian Cup - 1968 Asian Cup - Asian Cup - 1968 Asian Cup - Asian Cup - 1968 Asian Cup - Asian Cup - 1968 Asian Cup - Asian Cup - 1968 Asian Cup - Asian Cup - 1968 Asian Cup جام ملتهای اسیا 1968 - جام ملتهای اسیا - جام ملتهای آسیا - جام ملتهای اسیا 1968 - جام ملتهای اسیا - جام ملتهای آسیا - جام ملتهای اسیا 1968 - جام ملتهای اسیا - جام ملتهای آسیا - جام ملتهای اسیا 1968 - جام ملتهای اسیا - جام ملتهای آسیا

 

راه آهن در جام اسپندی

باشگاه راه آهن ۱۳۵۸ جام اسپندی

 

 راه آهن 1358 ( جام اسپندی )

-----------------------------------------------

-----------------------------------------------

 تیم فوتبال باشگاه راه آهن , حائز عنوان ششم الی دهم جام اسپندی ......

 

 

  راه اهن , باشگاه قدیمی و سازنده پایتخت , تنها با با یک گل مشکوک به آفساید ؛ از صعود به نیمه نهایی جام اسپندی باز ماند تا بناچار , به رتبه ای نازل تر از چهارمی , اکتفا کند .  در غیاب امیر ابوطالب , هدایت راه اهن بر عهده  اصغر تقی بیک بود . سوزن بانان ,  در دور مقدماتی  موفق نبودند و با تکیه بر چاشنی شانس و اقبال , به مرحله دوم راه یافتند . اما در مرحله دوم , راه اهن به یک تیم آماده و قبراق تبدیل شد آنچنانکه در آخرین روز , با شکست تیم  پر قدرت بانک ملی , تحسین همگان را بر انگیخت . 

 

 

 

* بازیکنان راه آهن , جام اسپندی ۱۳۵۸ 

----------------------------------

دروازه بان  : قاسم خورشیدی - علی گیوه ای 

مدافع         : زنده یاد محمد نعیما - بهروز تابانی - سعید پهلوان افشاری  - منوچهر شفقتیان - محسن تفضلی - محسن فنونی زاده 

هافبک       : حمید الماسی - محمد نادری - مجید داناپور - مرتضی یکه - اکبر محبی - حسین نوروزی 

مهاجم        : غلامرضا فتح آبادی - محسن الله وردی - حسین طاهری - منوچهر طاهر خانی - محمود صالح آبادی

 

کادر فنی    : اصغر تقی بیک ( سرمربی ) مجید جنانی ( کمک مربی ) 

 

راه آهن جام اسپندی ۱۳۵۸  

حسن حبیبی

حسن حبیبی

Dear Hassan Habibi - former national football player of Iran ( player, captain and Head coach ) and one of the greatest in Iranian football history .  He is the winner of the Asian Cup 1968 & participated in the 1964 Tokyo Olympics . He  He was a graduate of Dettmar Cramer coaching classes and taught football to many Iranian national footballers 

 

Interview with Hassan Habibi - Part One

 Tehran - December 2017

Photographer: Ali Kaveh

  ------------------------------------------

 

 حسن حبیبی

  ستاره , کاپیتان و سرمربی اسبق تیم ملی , عالیجناب حسن حبیبی ..........

 

----------------------------------

----------------------------------

 

* موضوع  :  گفتگو با استاد حسن حبیبی عزیز ( بخش نخست ) 

* عکاس    :  استاد علی کاوه

* تاریخ     :  آذر ماه 1396

 

  آخرین روزهای پاییز , فرصتی بس مغتنم پدید آمد تا خدمت چهره درخشان تاریخ فوتبال ایران , استاد ارجمند " حسن حبیبی " عزیز باشیم تا برایمان از یک عمر افتخار و اعتبار بگوید .  از روزهای اغاز و زمین خاکی چهار صد دستگاه تا صعود به المپیک توکیو و فتح با شکوه جام ملتهای اسیا , روی مخمل سبز امجدیه و .... و .....  یک دنیا سخن و خاطره , که پایانی بر ان نبود . مرور چهل سال حضور شایسته در بطن فوتبال ملی و باشگاهی ,  طی سه , چهار جلسه , براستی که بسیار دشوار بود و شاید غیر ممکن ......

  اما استاد عزیز , با مهربانی پذیرایمان شدند و با حافظه ای تحسین برانگیز  که نشانی از قابلیت های کم نظیرشان است , مجموعه را تحت تاثیر قرار دادند . حسن اقای حبیبی , چنان با جزئیات مطالب را شرح می داد و گاه , اشتباهات ما را تصحیح مینمود که گویی سخن از چند ماه یا چند سال پیش است . براستی که کاپیتان  تیم ملی , نماد دقت , استواری و پایداری  است . نکته ای که حتی از پشت تلفن هنگامی که برای نخستین بار  , صدای مهربانشان را شنیدم نیز , محسوس بود . تجسمی کامل از  صمیمیت , شایستگی و استواری ..........

 

حسن حبیبیafc cup 1968 Iran Championship

* جام ملتهای آسیا بر فراز دستان شایسته کاپیتان حسن حبیبی ........... ورزشگاه امجدیه - یکشنبه 29 اردیبهشت 1347  

Captain Hassan Habibi , Asian Cup winner ( AFC Asian Cup 1968 ) ........... Amjadieh  Stadium Tehran - Sunday, May 19, 1968

------------------------------------------

 

 

* استاد عزیز , تقاضامندیم ابتدا قدری از خود برایمان بگویید ؟

 نامم حسن و نام خانوادگی ام , حبیبی است و متولد 18 بهمن ماه 1318 کرمان ............  پدرم کارمند وزارت بهداری بود . چهار ساله بودم که به همراه خانواده به  تهران آمدیم و تاکنون نیز , ساکن تهران هستم . سال 1343 نیز با همسرم ازدواج نمودم . همان سالی بود که برای نخستین بار فوتبال ایران  به  المپیک صعود کرد . دارای دو فرزند ( یک دختر و یک پسر ) و نیز چهار نوه هستم که جملگی متعلق به پسرم می باشند . پسرم در آمریکا ساکن است و فارغ التحصیل رشته راه و ساختمان , که در رشته تحصیلی خویش بسیار موفق  است و دخترم نیز فارغ التحصیل رشته مهندسی کامپیوتر  و ساکن سوئد می باشد او بسیار مدیر و مدبر است و در شهرداری استکهلم , اشتغال دارد و مدیر یک مجموعه بزرگ میباشد .  

 سپس همسر ارجمند استاد , خود را چنین معرفی نمودند  : 

فریده ابری هستم .  خواهر امیر ابری , فوتبالیست اسبق ...........  حسن آقای حبیبی , مطلب را چنین تکمیل نمود : 

 امیر ابری , از بچه های خوب و مستعد زمین چهار صد دستگاه بود که در باشگاه تاج هم بازی کرد . اون روزها از زمین خاکی چهار صد دستگاه , چهار و پنج جوان , با همان محدودیت ها و امکانات اولیه, به باشگاه تاج رفتیم . از  جمله خودم - منوچهر حبیبی - اصغر شرفی - امیر ابری و یکی دو تن دیگر ........  , که  البته , با توجه به شرایط , بسیار ارزشمند بود . سپس تا هنگام تشکیل دو باشگاه پاس و عقاب , همچنان در تاج بازی کردیم . هنگامی که در دانشکده افسری قبول شدم  , بالاجبار به  پاس رفتم . بنابر این , سایر بچه های چهار صد دستگاه نیز از تاج جدا شدند ....... اصغر شرفی به پاس امد . فریبرز اسماعیلی نیز به عقاب رفت . برادرم منوچهر حبیبی به شاهین پیوست . و  سایرین , از جمله امیر ابری نیز , تیم شعاع را تشکیل دادند . 

 

Would you like to give us a brief biography of yourself

My name is Hassan and my last name is Habibi and was born on February 8, 1940 (Iran - Kerman) ............ My father was an employee of the Ministry of Health and Medical . I was four years old when we came to Tehran with my family, and so far, I live in Tehran. I married my wife in 1964.  I have two children (one girl and one boy) and four grandchildren, all belonging to my son

Then Hassan Habibi's wife introduced herself

my name is Farideh Abri - my brother ( Amir Abri ) was a footballer and they were with Hassan Habibi in a team. Then Hassan Habibi said: "Amir Abri was a good footballer and we started  football from a district in Tehran called Chaharsad Dastghah . We joined the Taj fc with him and we were together . at the Taj fc for years  As long as A sports club was formed in the name of the " PAS ", which was a military club and was affiliated with the police. And I was admitted to the Police College, so I went to the Pas Club

    

حسن حبیبیحسن حبیبی

 * کانون گرم و صمیمی خانواده حبیبی ... استاد حسن حبیبی عزیز و همسر ارجمندشان بانو فریده ابری ........... آذر ماه 1396 - اثر استاد علی کاوه 

 مرور خاطرات با نشریه دنیای ورزش - روی جلد مزین به ورود بازیکنان باشگاه پاس ( آبان 1350 ) - پیشاپیش گروه , کاپیتان حسن حبیبی و سپس بترتیب عزیزان :  پرویز میرزا حسن ( قاسمی ) , محمود یاوری , مهدی مناجاتی , حسین کازرانی ...... نکته قابل توجه انکه , استاد عزیز  با مشاهده تصویر روی جلد دنیای ورزش ,  گفت : از چهره ام مشخص است که , ان روز از بچه ها راضی نبوده ام , احتمالا  در زمین خوب کار نکرده اند .

Hassan Habibi and his wife ( Farideh Abri ) ........... A review of the memories with the Iranian sports magazine ( Donyaye Varzesh - November 1971 ) - On the cover of the magazine, the players' pas fc and Captain Hassan Habibi ahead of them and After seeing the photo , he said : "Of my face, it's clear that I'm not happy with the players, maybe they have not been working well that day

----------------------------------------

 

 

 استاد عزیز , سالهاست که  نام شما با زمین فوتبال چهار صد دستگاه , عجین شده .....  مقاله ای در آرشیو مجموعه موجود است که  , به رویای حسن آقا شدن در میان جوانهای دهه 30 , 40 و 50 شمسی منطقه چهار صد دستگاه , میپردازد . آن را چگونه ارزیابی میکنید  ؟

 اگر بخواهم در رابطه با بچه های چهار صد دستگاه به نکته مهم اشاره کنم , آن عبارت است از اصالت آنها که بر پایه صمیمیت و و ادب و احترام نسبت به بزرگتر ها شکل گرفته بود .... میان بچه های چهار صد دستگاه , احترام به پیشکسوت در اولویت قرار داشت و این به اصطلاح  فرمولی بود که در دوران ورزشی ام , هر کجا که حضور داشته ام بعنوان یک اصل , حفظ کرده ام . بعنوان مثال ,  اگر به باشگاه پاس نیز توجه کنید , مشاهده خواهید کرد که موازین باشگاه , بر همین چهار چوب ( احترام به کسوت و صمیمیت )  استوار بود . و هنگامی که در تیم ملی فعالیت داشتم و یا باشگاه ارارات , همواره بر پایه احترام به پیشکسوت فعالیت کرده ام . بویژه در آرارات که پس از 5 , 6 سال , بقول معروف همه را با هم جوش دادیم و خوب , نتیجه  نیز موفقیت آمیز بود . بنابر این , پایه فعالیت ام  از همان ابتدا , در زمین چهارصد دستگاه بر اساس احترام به کسوت , رفاقت و صمیمیت بنا شد . 

 

حسن حبیبی

 One part of an article that points out: "Once in a part of Tehran, young athletes had a dream that would be like Hassan Habibi ................... Iran's Sports Journal ( Donyayevarzesh Magazine ) July 1971

-----------------------------------------

 

 

 استاد عزیز , از زمین چهار صد دستگاه بیشتر برایمان بگویید ..... گویا   به یک ذورنقه تشبیه میشد ؟

 زمین ما ( چهار صد دستگاه ) , بیشتر  به نقشه ایران شبیه بود .  درست مثل نقشه ایران که درونش دروازه کاشته باشیم . البته مقصودم از دروازه , همان تیرک های چوبی  بود . اما هنگامی که من به باشگاه تاج رفتم , تیمسار خسروانی دستور داد که  برای زمین چهارصد دستگاه , دروازه های فلزی بسازند .  چهار صد دستگاه ابتدا دارای دو زمین فوتبال بود . یکی به اصطلاح زمین بالا و دیگری زمین پایین ..... بدستور خسروانی آمدند در زمین پایین  دروازه های فلزی کاشتند اما زمین بالا , که درست پشت خونه ما بود , همچنان  تیرک های چوبی داشت . 

 محدوده ی زمین چهار صد دستگاه , ابتدا دو قطعه باغ بود که ما بچه ها میرفتیم آنجا  و پر بود از دار و درخت   ................ درخت ها نیز اغلب تبریزی بود که چهار  تا کاج کوتاه نیز , در چهار گوشه اش کاشته بودند ....... و از انجا که تعداد این درخت ها بسیار زیاد بود , برای فوتبال دچار مشکل بودیم . یکی از باغ ها در بخش شمالی  قرار داشت . سپس یک میدان , که البته آن میدان نیز خاکی بود و سپس یک باغ دیگر که دیوارهای اطراف این باغ ,  کوتاه بود و فقط سر در آن ,  دیوارهایی بلند داشت . پایه های این دیوار ها تا ارتفاع نیم متری , از قلوه سنگ ساخته شده بود و سپس  با آجر , بالا امده بود  و  روی آجرها نیز قطعه های بزرگ بتون , قرار داشت  . روی بدنه  دیوار , حدودا هر یک متر , پنجره ای چهار گوش بود .  آنگونه که میشد از درون انها , داخل زمین را مشاهده کرد . جالب انکه , این دیوار های پیرامون زمین بسیار پهن بودند آنگونه که هنگام بازی , چند نفر میتوانستند روی بخش بتونی آن نشسته و با خاطری آسوده , بازی را نگاه کنند . 

 ابتدا ما در همان میدان وسط دو باغ  که خاکی بود ,  فوتبال بازی میکردیم . اون موقع  خردسال بودم و شخصی بنام " علی اکبر دریاباری " بقول معروف " رئیس تیم " بود . اولین توپ را , او در چهارصد دستگاه آورد و بساط فوتبال را , براه انداخت . اما بعد از او , من کار را بدست گرفتم و به مرور , مسئول تیم و زمین شدم . خدا رحمتش کنه اون موقع ها , علی اکبر دریاباری میتوانست با توپ , حرکات نمایشی انجام بده و به ان نیز شهره بود . بعنوان مثال میتوانست 70 , 80 بار با توپ , سر بزنه و روپایی و .... بیشتر در کار فوتبال نمایشی بود . اما سپس رفت خدمت سربازی و .......

   بعد ها شرایط تغییر کرد ..... یکروز آمدند و آن میدان وسط دو باغ را , که ما در آن بازی میکردیم ,  گلکاری کردند و پیرامون اش را  نیز , حصار آهنی کشیدند . بنابر این کم کم فوتبال ما , داشت تعطیل میشد  .... از سوی دیگر اون دوران , میان محله های تهران , زد و خورد و مشاجره فراوان بود و هر وقت که این موارد شدت میگرفت , بچه ها میرفتند از درون باغ ها , چوب میکندند . بنابر این , متاسفانه این درخت ها که اغلب نهال بودند جملگی از داخل زمین بیرون امدند . این موارد انقدر زیاد بود که زمین بالا , خود بخود شد زمین فوتبال بچه ها ..........  ولی باغ پایین , همچنان خوب بود .  اما هنگامی که فوتبال رونق گرفت و تعداد بچه ها افزایش یافت , اون زمین پایین رو نیز , بچه ها  درخت هایش را کندند و بنابر این شد , دو قطعه زمین فوتبال خوب , که وسط ان نیز یک منطقه وسیع گلکاری ( شمشاد کاری )  داشت .  جنب ان نیز , یک مخزن بزرگ آب ( منبع ) بود که بدرستی درنیافتم چرا یکروز خرابش کردند . آن مخزن  , در اصل نماد منطقه ی چهار صد دستگاه بود . اون دوران , تهران هنوز به اون شکل , آب لوله کشی نداشت و منطقه چهار صد دستگاه , بصورت مجزا یک مخزن بزرگ آب داشت که زیر برج آن نیز , یک آب انبار وسیع بود .  اب از ان پایین , پمپاژ میشد به بالای مخزن و سپس از انجا آبرسانی به تمام منطقه , انجام میشد . یادم می اید  که , چند باغبان نیز داشت که رئیس آنها , نامش مشتعلی بود و وظیفه باغبان ها   این بود که بموقع , جریان اب را باز و بسته کنند . یادش خیر چه روزگاری بود ....

In the 1950s and 1960s, Tehran had a football field, which was like a football school . The name of the football field was Chaharsad Dastgah . Hassan Habibi taught football, there for the first time and then taught to others . he has been the director in the Chaharsad Dastgah football field  And practiced many players . so he trained many players with his own efforts . after a long time, many of them became members of the Iranian national team  and many also joined football clubs

Hassan Habibi has two brothers named Manouchehr and Goodarz . both started  football on the Chaharsad Dastgah football field  like him  and then they were members of the Iranian national team

       

چهار صد دستگاه حسن حبیبی  * تصویری  ارزشمند از منطقه چهار صد دستگاه و حسن اقای حبیبی ( چپ ) پشت نویسی  مورخه شنبه 5 فروردین 1340 ( دقیقا 57 سال پیش ) ....  پشت سر حسن آقای حبیبی , همان میدان گلکاری شده میباشد و سمت راست نیز ,  زمین خاکی چهار صد دستگاه قرار دارد . 

Hassan Habibi (left) ............ Tehran - Saturday, March 25, 1961

------------------------------------------

 

 

  استاد عزیز , مقاله ای از استاد منوچهر زندی  موجود است که اشاره دارد به اهمیت زمین خاکی چهارصد دستگاه و اینکه  گاه در روز های تعطیل  پنج و شش هزار جوان و فوتبالیست در آن گرد هم می امدند و ده ها تیم  از صبح تا عصر در ان فعالیت داشتند . بنظر شما چرا این شرایط آرمانی ادامه نیافت ؟ 

 ابتدا اشاره کنم که منوچهر زندی خود یکی از بچه های خوب چهارصد دستگاه بود و اتفاقا بسیار هم خوب بازی میکرد منتهی یه مدتی برای تحصیل به اروپا رفت و هنگامی که بازگشت , بقول معروف پشتش باد خورده بود و گرنه یک بازیکن فنی و با تکنیک بود  ........ آقای زندی اشاره ای درست دارد . بخاطر دارم که  آن سالهای آخر , حتی یک بخش دیگر را که در ان مقادیری خرت و پرت ( ضایعات ) بود را نیز , به زمین فوتبال تبدیل کردیم . و در واقع برای مدتی در منطقه چهار صد دستگاه  , دارای  سه قطعه زمین فوتبال  بودیم که روزهای تعطیل , گاهی  از صبح 3 یا 4 مسابقه فوتبال , در هر یک از زمین ها برگزار میشد و تعداد انبوهی از جوانان و نوجوانان , در حضور تعداد کثیری از علاقمندان ,  به فوتبال میپرداختند . بنابر این بویژه در روزهای تعطیل , گاهی هزاران نفر به زمین چهار صد دستگاه می امدند .  

  اما در پاسخ این سوال که چرا آن شرایط ادامه نیافت , بعقیده من  معلول چند علت بود . ابتدا آنکه به دانشکده پلیس رفتم , بنابر این امکان حضور دائم در زمین چهارصد دستگاه , دیگر میسر نبود و زمین چهار صد دستگاه , تمام مدت نیازمند مدیریت و نظم دهی بود . سپس آنکه صحیت از احداث  کانون های فرهنگی ( کتابخانه و مدرسه ) بمیان امد که  دیگر توان بچه ها جهت جلوگیری و باقی ماندن زمین , به آن نمیرسید . بنابر این ابتدا  آن زمین سوم , شد مدرسه دخترانه چهارصد دستگاه  . سپس زمین پایین که دروازه های فلزی داشت  به کتابخانه و پارک تبدیل شد و سرانجام , کار بجایی رسید که  قانع شدیم  اگر همین زمین بالا را نیز حفظ کنیم , کار بزرگی انجام داده ایم . که بمرور آن  نیز ساخته شد  ....  

 

چهار صد دستگاه زمین خاکی

* زمین خاکی چهار صد دستگاه ............ 39 - 1338 : عزیزان بترتیب از راست :

ایستاده : منوچهر حبیبی - گودرز حبیبی - اصغر شرفی  و فریبرز اسماعیلی

نشسته : اکبر اعتصام نیا - علی نور کیهانی و امیر ابری 

The Chaharsad Dastgah football field 1959-1960 ......... the Several players have been members of the national team of Iran A few more years

------------------------------------------------

 

  بنابر این و بر پایه فرمایش شما , در قلب پایتخت  دارای یک مدرسه فوتبال بزرگ و سنتی  بودیم , که خروجی اش ده ها بازیکن نخبه ملی و باشگاهی بود . اینگونه کار وسیع را چگونه مدیریت میکردید ؟ 

  همینگونه است ....در چهارصد دستگاه , کار ما براستی سازمانی گسترده داشت و بقول معروف " کار با حساب و کتاب "  پیش میرفت .....  بچه ها نیز , پایبند به  نظم و انظباط و از همه مهمتر اخلاق بودند و با همه وجود , تلاش میکردند و خود را مقید به رعایت همان چهارچوبی که اشاره کردم ( رفاقت , صمیمت و احترام به پیشکسوت ) میدانستند .  البته نه آنکه از روی اجبار و تحکم باشد بلکه همگی تحت همان سیستم , پرورش یافته بودند و آن هنگام که بزرگتر میشدند , همان اصول را به نسل بعد از خود , انتقال میدادند . بنابر این هنگامی که بازیکن ها , پا به سن میگذاشتند , آنها را به سرپرستی تیمها  انتخاب میکردیم و خودمون نیز بر روش کارشان , نظارت داشتیم  و البته که انها , اغلب بر وجوه کارشان واقف بودند و همان روشی را که ما از ابتدا انجام داده بودیم , پیاده میکردند . یک کار " سازمانی و بسیار منظم " که بر پایه " احترام و حرف شنوی از بزرگتر "  بنا  شده بود . 

 بنابر این , هر آنکه که مستعد بود , بسیار زود مراحل تکامل را طی مینمود و به  شرایطی دست می یافت که , شاید پیش از آن برایش قابل تصور نبود . شما ملاحظه کنید که چه میزان از بچه های چهارصد دستگاه , تا حد ملی و باشگاهی پیش رفتند . تعداد این بچه ها انقدر زیاد است که , شاید نتوانم همه را نام ببرم . فریبرز اسماعیلی - جعفر کاشانی - اصغر شرفی - خودم و برادرانم ( منوچهر و گودرز ) - فرامرز ظلی و ..... و ...........   همانگونه که اشاره کردم ,  دوره ای در  تاج , 5 بازیکن از چهارصد دستگاه , همگی فیکس بازی میکردیم . 

 اکنون نکته ای بخاطرم آمد که خوب است  به آن اشاره کنم  ....... آن هنگام که بسیار جوان بودم , برای یک دوره کوتاه به باشگاه شاهین رفتم و مدتی در یکی از تیمهای پایه شاهین , بازی کردم  خدا رحمت کنه دکتر اکرامی را که انسانی بسیار منظم و آگاه بود . او بی دلیل و بی حساب , به کسی چیزی نمی داد . اما از انجا که کار ما را بر پایه نظم و انظباط دیده بود , دستور داد که برای بچه های چهار صد دستگاه , پیراهن و شلوار ( شورت ورزشی ) و ساق , تهیه شود ... بنابر این , ما  یک تیم بنام " شاهین چهار صد دستگاه " تشکیل داده بودیم . 

 بخوبی یادم هست که این پیراهن ها , دقیقا همرنگ با پیراهن تیم اصلی شاهین بود که اغلب سفید رنگ و شلوارهایش نیز سرمه ای بود . در دهه 30 و 40 اینگونه مسائل , سبب  دلگرمی بچه ها بود . 

چهارصد دستگاه زمین فوتبال

 * تصویری کم نظیر از زمین خاکی چهار صد دستگاه و تیر دروازه های فلزی و دیواره هایی که پس از شصت سال   حسن اقای حبیبی , با جزئیات  فراوان ,  برایمان توصیف نمود . آنجا که  آینده ی فوتبال ملی و باشگاهی ما  , پی ریزی میشد  . تعدادی از فرزندان ایران که در میانشان چهره هایی سرشناس نیز , حضور دارند . از جمله دو بازیکن از تیم نائب قهرمان بازیهای اسیایی 1966 بانکوک - استاد پرویز میرزا حسن ( فردی که پیراهن به تن ندارد ) و استاد گودرز حبیبی ( فرد نخست نشسته از راست ) .......... زمین پایین چهار صد دستگاه - محدوده سالهای 37 - 1336 

The Chaharsad Dastgah football field 1957-1958 ...........Less than 10 years later, two of these teenagers became a member of the national team of Iran and won the Silver Medal of Asian Games in 1966 Bangkok . These teenagers and many others, all learned football under the supervision of Hassan Habibi

---------------------------------------------

 

 

 استاد گرامی در مطبوعات ورزشی دوره شما  , اشاره شده که باشگاه های بزرگی چون شاهین , تاج و دارایی .... بارها با تعداد گل بالا ( 8 گل و 10 گل ) مغلوب بچه های چهار صد دستگاه شده اند ! ..... ایا  تصدیق میفرمایید ؟

 استاد عزیز , لبخندی زد و سپس اشاره نمود : 

 دوستان مطبوعاتی , اغلب به من و بچه های چهار صد دستگاه لطف داشتند . اما آنگونه هم که آنها می نوشتند 8 گل و 10 گل و .... نبود . خوب ما , بارها با تیمهای بزرگ باشگاهی در زمین چهار صد دستگاه مسابقه دادیم وگاهی بردیم و گاهی نیز باختیم . اما نتایج خوبی هم کسب میکردیم . بچه های ما , براستی که از جون و دل بازی میکردند و بنابر این در زمین چهارصد دستگاه , اغلب کار برای تیمهای  صاحبنام  بسیار دشوار بود . 

 

 

 استاد ارجمند  برای تغییر فضای گفتگو , از شما اجازه میخواهم هدیه ای را که برسم یادبود از سوی وبسایت جام تخت جمشید , برای شما تهیه شده  تقدیمتان نمایم . امید که مورد پسند واقع گردد .    

 

حسن حبیبیحسن حبیبی  * تابلویی با حضور سلطان پله و حسن اقای حبیبی , هدیه  وبسایت جام تخت جمشید به عالیجناب فوتبال ایران .......... نمایی از جشن حضور پله در تهران - کافه شکوفه نو - اردیبهشت ماه 1351 - یادکاری از روزگار باشکوه فوتبال ایران با حضور سلاطین جهان فوتبال - اسلاید این تصویر در آرشیو مجموعه موجود است و برای همیشه , بیادگار حفظ خواهد شد . 

 Pele and Hassan Habibi ........ Tehran. May 1972 - Shokofeh-no Cafe - Celebration for Pele's visit to Iran - There is a negative image in the website's archive  and will remain forever

-----------------------------------------------                                                                                

 

 استاد عزیز بازگردیم به روزهای اغاز فوتبال باشگاهی شما ....... آنگونه که در منابع متعدد از قول شما نقل شده است , ابتدا به یکی از تیمهای پایه باشگاه شاهین پیوستید ؟

  بسیار کم سن و سال بودم که ابتدا در یکی از تیمهای پایه باشگاه شاهین بازی کردم آن روزها به اتفاق یکی از دوستان , بنام هوشنگ زارع که در یکی از تیمهای پایه شاهین بهمراه اقای اربابی عضویت داشت در یکی از تیمهای پایه  بازی میکردیم . 

 از استاد پرسیدم که نام آن تیم پایه شاهین , کولاک نبود ؟ که ایشان فرمودند :

- خیر .... کولاک اسم تیم رده جوانان باشگاه شاهین بود . آن روزها مربی ما اقای اکبر کیا بود و در یک رده بالاتر نیز آقای ابتهاج  , که او ناظم دبیرستان هدف بود . در تیم شاهین من هم دوره خدا بیامرز همایون بهزادی بودم . 

سپس از خدمت استاد سوال کردم که , آیا زنده یاد حمید شیرزادگان نیز با شما و زنده یاد بهزادی , در تیم پایه شاهین بود ؟ استاد پاسخ دادند :

خیر ....  حمید شیرزادگان بچه ی  منطقه ای راه آهن بود و در تیم پزشکی بازی میکرد .......  اما پس از یک مدت در تیم کولاک به اتفاق هم بازی کردیم . ببنید , تیم کولاک , در اصل یک تیم منتخب از میان سایر تیمهای پایه باشگاه شاهین , بود . خدا بیامرز اقای دکتر اکرامی میان تیمها به بازیکن ها , با دقت نظر می انداخت و  آنهایی را که احساس میکرد , میتوانند پیشرفت کنند , در یک تیم , دستچین میکرد . که اتفاقا , اغلب اون بچه ها موفق بودند و بمرور جذب تیم های باشگاهی و ملی  شدند .

 

حسن حبیبیحسن حبیبی

 * تصویری بس ارزشمند و آرشیوی از تیم پایه باشگاه شاهین تحت نام " اتم " و نوجوانی استاد حسن حبیبی ( ایستاده از چپ - فرد سوم ) .... محدوده سالهای  35 - 1334 

ایستاده از راست  : سیاوش بهزادی ( برادر همایون بهزادی ) - مهدی اربابی - تقوی - وزیری - حسن حبیبی - هوشنگ زارع - اکبر کیا ( مربی )

نشسته از راست  : محسن ضرابی - نصرتی - جمشید جلال پور - الموتی - آذرسا تاری وردی - مظفریان

Atom Team (Sub youth - Shahin fc ) 1955 - 56 ................  Hassan Habibi (standing, third left) - Shahin fc the most popular club football team in Iran 1942 - 1967

توضیح : از جمع بازیکنان فوق : اکبر کیا - جمشید جلال پور - آذرسا تاری وردی ,  در  بزرگسالان شاهین نیز بازی کردند . 

------------------------------------------ 

 

 

 استاد عزیز شما در همان روزگار جوانی  , دو بار برای شاهین بازی کردید که گویا بسیار هم موفق بودید ...... آیا تایید میفرمایید ؟ 

بله ... دو بازی انجام دادم ....... یکی برابر " دینامو تفلیس شوروی - Dynamo Teplice fc "  و دیگری " اوئی پست مجارستان - Újpest FC " ........ اون روزها , باور نمیکردم که ممکن است برای شاهین بازی کنم . شاهین تیم بسیار بزرگی بود و بازیکنان سرشناس , بسیار داشت آنچنانکه اگر بعنوان بازیکن ذخیره روی نیمکت هم مینشستیم ,  یک افتخار بزرگ بود  . تا انکه یک روز سر مسئله بلیط استادیوم , بین باشگاه و یکی از بازیکنان بنام اقای عرفان اختلاف افتاد . آن روزها خدا بیامرز دکتر اکرامی برای تشویق , به بچه ها و بازیکنان بلیط استادیوم می داد . گویا سر همین مسئله کوچک ,  اختلاف افتاده بود .... همانطور که پیش از ان نیز اشاره کردم دکتر اکرامی بی جهت به کسی چیزی نمیداد . گویا آقای عرفان تعداد بیشتری بلیط می خواست و آقای اکرامی نیز از دادن تعداد بیشتر , خودداری کرده بود .

 سپس دیدم که یک روز اقای دکتر مسعود برومند ( کاپیتان شاهین ) , اقای امیر عراقی , جواد بهشتی ..... آمده اند و با من صحبت کنند که حواست باشه  هول نشی .... نترسی .... به اقای عباس حجری ( از بازیکنان شاهین ) گفتم جریان چیه ؟ که او گفت : قراره بازی کنی . من حسابی جا خوردم .  گفتم : آخه  چطور بازی کنم . اما خوبی و حسن کار این بود که بصورت اتفاقی , وسایلم , از جمله کفشهای فوتبالم در همون امجدیه آماده بود .

 ببینید برای روشن شدن موضوع باید اشاره کنم که اون روزها رختکن ها , در ضلع غربی امجدیه بود , که یک سمت آن رختکن شاهینی ها بود و سمت دیگر , رختکن سایر تیمها  .......  و از انجا که ما از سوی اقای دکتر اکرامی انتخاب شده بودیم تا هفته ای یک روز با تیم بزرگسالان شاهین تمرین کنیم , بنابر این از شانس خوب من , اون روز وسایلم توی رختکن شاهین آماده بود .

  کفش فوتبال که میگویم ,  منظور  استوک های امروزی نیست  ...... بخوبی یادم هست که سطح زیر کفش من , بکلی صاف صاف بود . اون زمان برای فوتبال در زمین های خاکی , با پیچ و میخ , یک پل فلزی را به زیر کفش میزدند .  بخاطر دارم که  کفش من , اون پل  را هم  نداشت و ساییده شده بود و بقول معروف , رفته بود  .

 

حسن حبیبیکفش فوتبال دهه 1330

* چند نمونه از کفشهای فوتبال متداول , نیمه دوم دهه  30 شمسی ....... محدوده ای سالهای 1336 الی 1340 - کفشها اغلب دست دوز بودند ..........

Some examples of football boots in the second half of the 1950s .......  1957 - 1960 - They were often handcrafted shoes

--------------------------------------------

 

 

   در همین رابطه , خاطره ای از همان دوران به ذهنم آمد ...... همان بازی های نخست , برای شاهین ...... . بخاطر دارم که  در مسابقه با دینامو تفلیس با گوش چپ آنها ( میشا استری ) که بازیکن تیم ملی شوروی سابق نیز بود , بقول معروف پا به پا شدیم , که ناگهان بند کفشم پاره شد و از پایم خارج شد ... خلاصه ایستادیم  تا  کفشم رو پیدا کنم و دوباره ببندم  ........  خلاصه داستانی بود .....

 

حسن حبیبیحسن حبیبی *  دو نما از هفته نامه کیهان ورزشی و مسابقه ی دوستانه تیم شاهین با اوئی پست مجارستان - که همراه شد با نمایش درخشان از یک جوان جویای نام , بنام حسن حبیبی  .  تصویر سمت راست حسن آقای حبیبی ( پشت به دوربین - پیراهن سفید ) برای دفع توپ , خیز برداشته . تصویر سمت چپ : حسن حبیبی ( پیراهن سفید ) در صدد بلوکه نمودن شوت مهاجم مجارستان  .......... استادیوم امجدیه تهران - آذر ماه 1337      

Two pictures of a friendly match between the Shahin club of Iran and a Football club from Hungary (Újpest FC) - And a brilliant show of a young man named Hassan Habibi on the defense line

Right: Hassan Habibi (back to the camera - white) wants to kick the ball with a header

left    : Hassan Habibi (white) is trying to Blocking Shooting the Hungarian striker

Amjadieh Stadium Tehran - December 1958

----------------------------------------

 

 جای ان دارد  که در باب شرایط ان روزها , به موضوعی اشاره کنم . آن روزگار,  مسابقات و رقابتهای فوتبال آموزشگاهی همواره در سطحی  بالا و با نظم و ترتیب  بسیار  برگزار میشد و سپس از میان تیمها یک تیم منتخب اموزشگاهی نیز انتخاب میشد . که اغلب  شامل بازیکنانی بود که , سالهای بعد از اعضای تیم ملی بودند . یادم هست که آن سالها , من نیز در تیم منتخب اموزشکاه انتخاب شدم و بهمراه همان تیم منتخب ,  یکبار نیز  با اوئی پست مجارستان بازی کردم . 

توضیح : اوئی پست مجارستان , باشگاهی بود که پاییز سال 1337  از سوی سازمان تاج به ایران دعوت شد و پنج مسابقه ی دوستانه ,  با تیم های ایرانی برگزار کرد . 

 

 اما مدت زمان حضورم در باشگاه شاهین , چندان طولانی نشد ......... یک دلخوری , سبب جدایی من و دیگر بچه های چهار صد دستگاه , از باشگاه شاهین شد . پس از ان به همراه دیگر بچه های چهار صد دستگاه به باشگاه تاج رفتیم و برای سالها عضو آن باشگاه بودیم . 

 حسن حبیبیحسن حبیبی

 

 

 آیا بخاطر دارید که ابتدای حضور شما در باشگاه تاج  , چه کسی سرمربی  بود ؟    

 اون ابتدا که من به باشگاه تاج رفتم  سرمربی تیم , محمود آقا بیاتی بود . و این در شرایطی بود که او هنوز  بازی میکرد و بقول معروف همزمان , " بازیکن مربی "  بود . اما بعد از او  تیم , زیر نظر زنده یاد علی دانایی فرد قرار گرفت . همان روزها یا شاید چند ماه بعد , برای نخستین بار به تیم ملی دعوت شدم .  اون روزها , تیم ملی  برای مسابقات مقدماتی جام ملتهای اسیا 1960 آماده میشد و از انجا که سال پیش  بازیهای آسیایی ژاپن , تیم ملی  از کره جنوبی و اسرائیل شکستهایی  سنگین را پذیرفته بود ,  نیازمند یک دگرگونی کلی بود . اون روزها مصطفی مکری , سرپرست فدراسیون فوتبال بود  . بنابر این او , یک مربی خارجی بنام فرانس مساروش را برای هدایت تیم ملی , استخدام کرد .

توضیح : فرانس مساروش ( Ferenc Mészáros ) مربی  مجارستانی تیم ملی ایران سال 1338  

 

  استاد عزیز ..... اجازه میخواهم پیش از انکه به نخستین تجربه شما در تیم ملی  بپردازیم , یک سوال از خدمتتان بپرسم ...... هنگامی که تیم ملی با آن نام های بزرگ و چهره های محبوب  ولی پا بسن گذاشته , با پذیرش دو شکست سنگین و دور از انتظار ( 5 بر 0 مقابل کره جنوبی  ) و ( 4 بر 1 مقابل اسرائیل ) از توکیو  بازگشت , واکنش مردم و مطبوعات , نسبت به آن چه بود ؟ آیا اصلا آگاه شدند ؟ متاسفانه هر چه در مطبوعات وقت , جستجو کرده ایم ,  مطلبی که در این رابطه باشد , نیافته ایم .

  خیر .... آن نتایج چندان واکنشی , میان مردم و مطبوعات  نداشت . اون موقع شرایط بسیار با امروز متفاوت بود و مطبوعات و رسانه ها نیز , بسیار محدود بودند . بنابر این ,توجهات به این موضوع جلب نشد اما آن نتایج , سبب یکسری تغییرات اساسی شد . از جمله  آمدن مساروچ , که پیشتر به آن اشاره کردم  . او یک مربی توانا بود و از همان ابتدا ,  به جوانگرایی دست زد . بنابر این , من و تعدادی دیگر از بازیکنان , برای اولین بار به اردوی تیم ملی دعوت شدیم .  منصور امیر آصفی - حمید شیرزادگان - همایون بهزادی - حمید برمکی ..... 

 فرانس مساروش , بکلی روش بازی تیم ایران را تغییر داد .... و سیستم های جدید را به فوتبال ما آورد . پیش از او سیستم رایج 3 2 5 بود . به این صورت که ما با 5 فوروارد بازی میکردیم . پست ها نیز در خط حمله چنین بود . گوش راست - گوش چپ - بغل راست - بغل چپ و سرانجام سنتر فوروارد ......

  در هندوستان علیرغم اینکه از صعود بازماندیم اما  بازیهای خوبی انجام دادیم و نتایج قابل قبولی را هم , کسب کردیم . بعنوان مثال , یکبار اسرائیل را که در مجموع مسابقات صعود کرد , با نتیجه قاطع 3 بر صفر شکست دادیم . اما ان تیم خوب با تمام ویژگی هایش , یک اشکال عمده داشت و ان فقدان حضور سرمربی بود . متاسفانه , بدلایلی آقای مساروش به هندوستان نیامد و بجهت عدم حضورش , تیم ما فاقد نظم و انظباط لازم بود .

 

حسن حبیبیAFC Asian Cup 1960 qualification

* تیم ملی ایران و انتخابی دومین دوره جام ملتهای اسیا 1960 ................. هندوستان کرالا - شنبه 13 آذر 1338 - تعدادی از بهترین فرزندان ایران در مراسم افتتاحیه : عزیزان بترتیب از راست : جعفر نامدار -  مهدی اخوی ( احتمالا )   - حسن حبیبی - منصور امیر آصفی - پرویز دهداری - غلامرضا فیروز فر ( داور ) و اکبری (  پرچم دار )

# این تصویر بسیار ارزشمند با محبت زنده یاد غلامرضا فیروزفر , داور ارزنده تاریخ فوتبال و در واپسین روزهای حیات , برای مجموعه ارسال شد . یادشان همواره گرامی باد .

 Iranian national team at the opening ceremony 1960 AFC Asian Cup qualification ................. India kerala - Saturday, December 5, 1959

Right: Jafar Namdar - Mehdi Akhavi - Hassan Habibi - Mansour Amir Asefi - Parviz Dehdari - Gholamreza Firouzfar (Referee) and Akbari

-----------------------------------------

 

 بعنوان مثال , تیم ما را شب پیش از مسابقه , سه چهار تن با مشورت یکدیگر ارنج میکردند ...... تیمسار مکری ( رئیس فدراسیون ) , مهدی اخوی ( بازیکن دارایی ) , پرویز دهداری ( بازیکن شاهین ) و عارف قلی زاده ( کاپیتان تاج ) ... !!! ....... اما معتقدم که , چنانچه اون دوره آقای مساروش همراه ما بود , صد در صد تیم ایران در مجموع رقابتها , اول میشد و به مرحله ی نهایی , صعود میکرد .

 

 توضیح : تیم ایران با کسب 7 امتیاز ( 1 امتیاز کمتر از اسرائیل ) در جایگاه دوم قرار گرفت و از صعود به مرحله نهایی در کره جنوبی باز ماند . اما با ثبت 12 گل , صاحب بهترین خط حمله تورنمنت شد .

 

 

 همانگونه که اشاره کردم سال 1338 به باشگاه تاج رفتم و تا اواخر سال 1341 نیز , همچنان عضو تاج بودم . همان روزها , تاج قصد جوانگرایی داشت . از هم دوره هایم   میتوانم به کامبیز جمالی ,   اشاره کنم . رقابت اصلی بر سر کسب عنوان قهرمانی باشگاه های تهران , اغلب میان سه باشگاه دارایی , تاج و شاهین بود .

 

حسن حبیبیحسن حبیبی

* تصویری آرشیوی از روز های نخست پیوستن استاد حسن حبیبی به باشگاه تاج  ............. پشت نویسی شده پاییز 1338 - تیم تاج با حضور چهره های جوان و اینده دار از جمله  حسن حبیبی - کامبیز جمالی - گارنیک مهرابیان -  منوچهر طیورچی - اونیک کارپتیان ........ و با تجربه ها همانند ایرج حاتمی - محمد نجاری

A photo of the first days of Hassan Habibi's membership in the Taj fc  - Fall 1959

 ---------------------------------------------------

 

 هنگامی که به باشگاه تاج رفتم ,  برای بچه های زمین چهارصد دستگاه هم بسیار خوب شد .......... خدا بیامرز تیمسار خسروانی که رئیس باشگاه بود ,  بخاطر حضورم در تاج ,  زمین چهارصد دستگاه را حمایت میکرد . همانطور که پیش از این اشاره کردم دستور داد که برای زمین پایین ,  دروازه های فلزی بسازند  و سپس نصب کنند و همچنین از بابت وسایل از جمله توپ و تور ...... تا لباس بچه ها از باشگاه تاج تامین میشد . سپس یک به یک  بچه های چهارصد دستگاه , آنها که قابلیت بازی در سطح فوتبال باشگاهی را داشتند , عضو باشگاه تاج شدند .

  آنگونه که در یکی دو فصل آخر بارها چهار پنج بازیکن از چهارصد دستگاه , در ترکیب ثابت باشگاه تاج حضور داشتند . ابتدا برادرم منوچهر و سپس امیر ابری و فریبرز اسماعیلی بعد ها اصغر شرفی و سپس دیگر برادرم  گودرز ..... با تاج دو بار قهرمان تهران شدیم و اگر اشتباه نکنم  یکی دو بار نیز  نائب قهرمان ........ و همانگونه که اشاره کردم در دوران حضورم در تاج برای اولین بار به تیم ملی دعوت شدم و از ان پس همواره از بازیکنان حاضر در اردوهای تیم ملی بودم و چنانچه اگر باشگاه پاس تاسیس نمیشد . شاید همچنان یکی از بازیکنان تاج باقی می ماندم . 

 

حسن حبیبیتاج 1340

  * از بهترین تیمهای تاریخ باشگاه تاج , با حضور چهار کاپیتان تیم ملی و چهار بازیکن از زمین خاکی  چهار صد دستگاه  ......  تاج قهرمان تهران 41-1340

 ایستاده از راست : محمد رنجبر - بیوک جدی کار - پرویز کوزه کنانی - منوچهر طیورچی - امیر ابری - نادر افشار

 نشسته از راست : اونیک کاراپتیان - فریبرز اسماعیلی - حسن حبیبی - مهدی مشاورز - کامبیز جمالی - منوچهر حبیبی

The best teams in the history of the Taj Fc with  four captains of the Iranian national team  - There are  four players from the Chaharsad Dastgah football field ...........  Amjadiثا Stadium 1961 - 62

---------------------------------------

 

 

  استاد عزیز , عکسی موجود است از پایان مسابقه فینال جام حدفی میان پاس و تاج که با برد پاس همراه شده و زنده یاد پرویز خسروانی که ان روزها علاوه بر مدیریت باشگاه تاج , سرپرست سازمان تربیت بدنی نیز بود , به استقبال بازیکنان پاس امده است و برای آنها , با خوشرویی تمام , دست میزند .... کیهان ورزشی نیز در ارتباط با این حرکت او نوشت : تیمسار خسروانی پیش از همه به استقبال بازیکنان پاس امد و پیروزی آنها را تبریک گفت .    در رابطه با زنده یاد پرویز خسروانی ( مدیر و موسس سازمان تاج )  چه نظری دارید ؟

  اتفاقا یک عکس از همان مسابقه نیز موجود است   که جام قهرمانی را , او به دستانم میدهد . در حدود چهار سال برای تاج بازی کردم و پس از ان نیز بسبب حضورم در تیم ملی , غیر مستقیم با او در ارتباط بودم . بنابر این بطور کامل او را میشناسم .   انسان خوبی بود و همواره برای توسعه و پیشرفت باشگاه تاج تلاش میکرد . و همچنین هنگام حضورش در راس سازمان تربیت بدنی نیز به ورزش ما نیز خدمت کرد . اما اگر بخواهم او را با یک فرد هم رده خویش , مثل تیمسار فریدون صادقی ( مدیر و موسس باشگاه پاس ) مقایسه کنم , تیمسار صادقی را در رتبه ای بالاتر , قرار میدهم و این فارغ از تعلقات باشگاهی است . اما هر دو بسیار خوب بودند . ولی در دوران ما , چند تن بودند که همواره با یکدیگر اختلاف داشتند و جریان اختلافشان , نقل محافل ورزشی بود . زنده یاد ها حسین سرودی - مصطفی مکری و پرویز خسروانی ........

 

حسن حبیبیپرویز خسروانی

 * کاپیتان حسن حبیبی  و دریافت جام حذفی باشگاههای تهران از زنده یاد پرویز خسروانی سرپرست سازمان تربیت بدنی ........... استادیوم امجدیه - 16 مرداد 1349  

Captain Hassan Habibi and Trophy of the Tehran knockout football cup 1970 - Parviz Khosravani (head of Iranian Physical Education Organization) gives the Trophy to Hassan Habibi ........... Amjadieh Stadium - August 7, 1970 

--------------------------------------- 

   

 

     

                                                                                                 در حال تکمیل .......................

   

   

 حسن حبیبیحسن حبیبی

 * بانوی ارجمند فریده ابری و  عالیجناب حسن حبیبی .......... ضمن عرض تبریک سال نو , روزهایی سرشار از شادی و تندرستی برایشان آرزومندیم  .  اذر ماه 1396 - عکاس : استاد علی کاوه

 

 

 

----------------------------------------------

---------------------------------------------

* یک ویدئو کامل در باب بیوگرافی و خدمات استاد حسن حبیبی , در دست تدوین است که در آینده از سوی وبسایت جام تخت جمشید , ارائه خواهد شد . 

 

 

حسین کلانی

حسین کلانی

A New Year with Dear Hossein Kallani

Former Iranian Footballer, Iran National Team and Persepolis FC  - Winner of the AFC Cup 1968 , 1972 -  Participation in the Brazil Independence Cup 1972 . The top scorer in the Asian Cup 1972 - The first  top soccer and Wins golden shoe at Iranian Football

 

 

  حسین کلانی 

سال نو , با ستاره تیم ملی و اسطوره باشگاه پرسپولیس , جناب دکتر حسین کلانی عزیز .....

 

---------------------------------------

---------------------------------------

 

موضوع      :  بازدید نوروزی

تاریخ         : فروردین 1397

عکاس        : استاد علی کاوه

 

 

  به بهانه ی فرا رسیدن سال نو , خدمت فرزند شایسته ی ایران , جناب دکتر حسین کلانی عزیز رسیدیم تا ضمن دیدار مجدد و عرض تبریک سال نو , بار دیگر به سالهای دور باز گردیم و به اتفاق , خاطرات شیرین دوران بازیگری یک قهرمان ملی را , مرور نماییم . جناب دکتر همانند همیشه , با مهربانی و صمیمیت , تقاضای وبسایت را پذیرفتند که جای سپاس و قدردانی بسیار دارد . 

On the occasion of the Iranian New Year, we went to visit Dr. Hossein Kalani. And after the New Year greetings, we returned to the distant years. He told us about his sweet memories of football. Hossein Kalani, as always, kindly and intimately, accepted our request for dialogue, which has a lot of gratitude and appreciation

 

 

حسین کلانیحسین کلانی

* پروازی تماشایی از  حسین کلانی عزیز .... پرسپولیس و ملوان - دومین دوره جام تخت جمشید اردیبهشت 1353

A long flight from Hossein Kalani (left) .... Persepolis fc vs Malavan fc -  May 1974

----------------------------------

 

  برای دومین بار بود که خدمت جناب دکتر کلانی رفتیم ....... بار نخست , بهمن ماه 1395 , به بهانه ی تولد 73 سالگی جناب دکتر بود . اینبار اما کالایی را با خود به همراه داشتیم که حدود دو ماه پیش , از سوی یکی از دوستان وبسایت , ساکن کشور برزیل , برایمان ارسال شد . مجله ای ارزشمند که بر پایه ی آرشیو , نخستین اشاره یک هفته نامه ی بسیار پر تیراژ خارجی , به یک فوتبالیست ایرانی و تیم ملی ایران است . دوست بسیار عزیز ما " اونیلدو " شماره ای از پر تیراژترین مجله دهه هفتاد میلادی کشور برزیل را برایمان ارسال نموده  که از این بابت , قدردان اش هستیم .

This is the second time we went to Hossein Kalani's visit ........ The first time on his 73rd birthday, in January 2017 - we brought an old magazine sent by a friend for the website from Brazil . A valuable magazine for Iranian football - based on our archives, the first explanation of a non-Iranian weekly magazine, from an Iranian footballer and national team of Iran . Our dear friend, Onildo, has posted one of the popular magazines in Brazil in the 1970s . we are very grateful to him.

 

  اما پیش از آن , از خدمت جناب دکتر کلانی , کسب اجازه نمودیم , هدیه یادبودی را که از سوی وبسایت جام تخت جمشید برایشان تهیه شده است , تقدیمشان نماییم . و جناب دکتر پذیرفتند .

 

حسین کلانیپیراهن پرسپولیس

* پیراهن پرسپولیس سالهای نخست دهه پنجاه و جام تخت جمشید , هدیه وبسایت جام تخت جمشید به اسطوره باشگاه پرسپولیس , حسین کلانی عزیز ....

Jersey Persepolis fc in the 1970s . A gift from the Takhtejamshid cup website  to dear Hossein Kalani

  -------------------------------------

 

 

 

  سپس به اتفاق , مجله ی ارسال شده را مشاهده کردیم  ...... هفته نامه ی مانشته شماره 1052 Manchete 1052 ) مورخه شنبه 27 خرداد 1351 ( Saturday, June 17, 1972 ) چهار روز پیش از آغاز تورنمنت جام استقلال , که به جام جهانی کوچک  شهره شد . یک تورنمنت با شکوه , بمناسبت 150 سالگی استقلال کشور برزیل با حضور 20 کشور صاحب فوتبال , از سراسر گیتی .  تیمهای  چون برزیل ( قهرمان جهان )  , آرژانتین , پرتغال , فرانسه , یوگوسلاوی , چکسلواکی , شیلی ....... که جملگی با تمامی ظرفیتهایشان  امده بودند , خود نمایانگر اهمیت و اعتبار تورنمنت می باشد . جشنواره ای بزرگ با یخش مستقیم در سراسر برزیل و نیز قاره امریکای جنوبی که برای نخستین بار صورت میگرفت و استادیوم های غول پیکر تازه تاسیس , همراه با جوایز نقدی  قابل توجه  ......... هفته نامه مورد اشاره , تیمهای شرکت کننده در تورنمنت جام جهانی کوچک را مورد ارزیابی  , قرار میدهد . 

 

حسین کلانیحسین کلانی

 * جناب دکتر حسین کلانی عزیز , هنگام مشاهده مجله مانشته ( Manchete Nº 1052 )  ...... فروردین 1397 

Right : Dear Hossein Kalani, When viewing the magazine " Manchete Nº 1052 " ... Tehran - March 2018

  ----------------------------------------------------

 

  مانشته ,  یک نشریه  ورزشی نیست . بلکه هفته نامه ای اجتماعی - هنری و البته بسیار پر تیراژ در دهه ۷۰ میلادی کشور برزیل می باشد   ....  که بصورت ویژه , بخشی از مطالب شماره مذکور را به تیمهای شرکت کننده تورنمنت جام استقلال برزیل , اختصاص داده است . از جمله تیم ایران , که بجهت قهرمانی در پنجمین دوره جام ملتهای اسیا ( بانکوک ۱۹۷۲ ) از سوی کنفدراسیون فوتبال اسیا بعنوان نماینده ای قاره پهناور , معرفی شد . 

 

  هفته نامه مذکور در صفحه 13 , به حصور ایران اشاره دارد ....... نویسنده مقاله , کلیه تیمهای حاضر را طی چند سطر , مورد ارزیابی قرار میدهد و هنگام بررسی تیم ایران , به زبان پرتغالی , چنین مینگارد . 

Asia - cabrera a seleção do irã representar o continente . o time nao e brilhante' mas joga num moderno 433 . A estrela

 

 آسیا : ایران , قاره آسیا را نمایندگی خواهد کرد . آنها یک تیم روشن و شناخته شده نیستند اما , فوتبال را به شیوه ی مدرن ۳ ۳ ۴ , بازی میکنند . سپس از میان بازیکنان ,  به نام حسین کلانی اشاره دارد و انکه او آقای گل و ستاره تیم ایران است و کلانی را یک مهاجم جنگنده و بسیار خطرناک , در منطقه ای جریمه توصیف میکند . 

 

حسین کلانیحسین کلانی

* صفحه 13 مجله مانشته ( چاپ برزیل - ژوئن 1972 ) متن مورد نظر , با هایلات مشخص شده است ..... کاربرد نام سلطان پله ( بهترین فوتبالیست تاریخ )  ,  بسیار قابل توجه است ...........

Page 13 of Manchete Nº 1052 Magazine ( June - 1972) ......... The  text is marked with a highlight . Pele's name (the best footballer of history) is very significant

------------------------------------ 

 

جام جهانی کوچک 1972

* تصویر رنگی تیم ایران بهمراه کاپ جام ملتهای آسیا ( راست - بالا ) بانکوک 1972   .........  نخستین تصویر رنگی تیم ایران در یک هفته نامه پرتیراژ غیر ایرانی .... ونزوئلا ( سمت چپ بالا ) - شوروی با حضور لو یاشین فقید بعنوان کمک مربی و سپس اروگوئه ........  

Photos of teams participating in the tournament independence cup 1972 ............ Iran with trophy the afc asian cup 1972 Bangkok (RIGHT - HIGH)  ......... The first color image of the Iranian team in a weekly non-Iranian ... Venezuela ( Left-Top ) and Soviet Union with the presence of Lev Yashin (Assistant Coach) and Uruguay ........

---------------------------------------

 

 

  جناب دکتر کلانی هنگام مشاهده مجله مانشته  اشاره نمود که   نشریه مذکور تصویر تیمی  کلیه کشورهای حاضر در تورنمنت را , بصورت رنگی منتشر نکرده  و تنها به  10 تیم , بسنده نموده ...... بنابر این , انتشار تصویر تیم ما همراه با بزرگان جهان فوتبال از جمله   برزیل ( قهرمان جهان )  اروگوئه - شوروی - پرتغال - پاراگوئه - اروگوئه   نمایانگر توجه نشریه مذکور به فوتبال ایران میباشد  . جناب دکتر عامل را  در حذف تیم قدرتمند کره شمالی " شگفتی ساز جام جهانی 1966 " توسط ایران  در راه صعود به المپیک مونیخ میداند . تیم  ایران در یک رقایت دشوار که به سه گانه ایران و کره شمالی نیز معروف شد , پس از دو تساوی بدون گل در پیونگ یانگ و تهران , سرانجام در مسابقه سوم که در یک زمین بی طرف بمیزبانی پاکستان ( راولپندی ) برگزار شد ,  با دو گل از سد حریف خویش عبور نمود . گلهای ایران با همکاری سایرین ,  توسط جناب دکتر کلانی و زنده یاد صفر ایرانپاک بثمر رسید . 

 

سپس جناب دکتر اشاره نمود :

 بله  آن سالها , فوتبال کره شمالی بسبب نمایش خیره کننده  در جام جهانی 1966 , به طوفان زرد شهرت یافته بود .... آنها با شایستگی توانستند  تیم بزرگ ایتالیا را که فاتح دو دوره جام جهانی بود  حذف کرده و  با تیم  پرستاره پرتغال که سرانجام در جایگاه سوم جام جهانی 66 نیز قرار گرفت , به نتیجه قابل توجه و جالب 5 بر 3  , دست یابند . بنابر این ,  روش بازی و بویژه شیوه تدارک و آماده سازی انها , که بر پایه اردوهای بلند مدت در اردوگاه های نظامی بود ,  مورد توجه کارشناسان جهان فوتبال قرار گرفت و بدین سان بود که کره شمالی  به طوفان زرد شهره شد . حالا تصور کنید که  چهار ,  پنج سال پس از ان روزها   تیم ما موفق به حذف آنها شده است . 

 

حسین کلانی جام جهانی کوچک

 *  دکتر حسین کلانی با شماره ۱۳ در مصاف با دروازه بان ایرلند  ( آلن کلی - Alan Kelly ) ...... استادیوم سانتاکروز - یکشنبه ۲۱ خرداد  ۱۹۷۲ 

Hossein Kalani ( 13 ) against the Irish goalkeeper ( Alan Kelly ) ...... Stadium Santa Cruz - Sunday, June 11, 1972

---------------------------------------

 

 حال که صحبت از جام استقلال برزیل ( جام جهانی کوچک )  بمیان آمد , خوب است که به این نکته اشاره کنم که , تورنمنت مذکور با همه شکوه و جلالی که داشت  اما , یک تورنمنت دوستانه بود برای پاس داشت استقلال کشور برزیل .......  از انجا که در کشورهای منطقه ی آمریکای جنوبی  فوتبال در کلیه مسائل و ارگانیزیشن ها ,  از جمله سیاست , اقتصاد و ..... حرف نخست را میزند و تعیین نقش میکند , بنابر این عاملی  در جهت کاهش فاصله ی طبقاتی در جامعه , میباشد. بعنوان مثال کودکی که در یک محله یا منطقه ی فقیر نشین متولد شده و همانجا نیز و رشد و نمو یافته است , بواسطه فوتبال قادر شده خود را  به بالا ترین سطح جامعه برساند و گاه , تا جایگاه یک سناتور و یا یک مقام عالیرتبه , پیشرفت کند با توجه به انکه , آنچنان از سطح آگاهی و تحصیلات نیز برخوردار نبوده ...............  بنابر این جشنواره ای از فوتبال  برپا شد و بدعوت میزبان , تیم های صاحب نام جهان فوتبال  در آن حضور یافتند .

 

 جام استقلال برزیل ۱۹۷۲

* فرزندان شایسته ایران , بترتیب از راست : دکتر مصطفی عرب ( کاپیتان ) - زنده یاد ناصر حجازی - بهرام مودت - دکتر حسین کلانی - زنده یاد غلامحسین مظلومی - جواد قراب - زنده یاد صفر ایرانپاک - زنده یاد ابراهیم آشتیانی - جعفر کاشانی و اکبر کارگرجم ........... تورنمنت جام استقلال برزیل - خرداد ۱۳۵۱ 

Iranian national team 1972 - Right from the left : Akbar Karegharjam - Jafar Kashani - Ebrahim Ashtiani - Safar Iranpak - Javad Ghorab - Gholam Hossein Mazlomi - Hossein Kalani - Bahram Maveddat - Nasser Hejazi and Mostafa Arab (captain) ............ Brazil Independence Cup - June 1972

--------------------------------------

 

 در ادامه گفتگوی وبسایت با جناب دکتر کلانی ارائه میگردد با این توضیح  که سعی شده  تا حد امکان مطالب  ,  پیرو و مکمل با گفتگوی پیشین ( بهمن ماه 1395 )  باشد .

 

 

-------------------------

*  پیراهن اسطوره  :

در آرشیو کم نظیر افتخارات جناب دکتر حسین کلانی عزیز , یک پیراهن بسیار نفیس و ارزشمند وجود دارد که شاید , تنها  نمونه ی باقی مانده باشد . یک پیراهن سپید یا لوگوی شاهین بر سینه ,  با شماره 7 . یادگاری نفیس از نخستین فصل حضور جناب دکتر  در باشگاه  شاهین " فصل 1343 جام باشگاههای تهران  " از جناب دکتر کلانی تقاضا نمودیم که چنانچه میسر باشد جهت تصویر برداری برای دقایقی پیراهن شاهین را از ویترین  خارج نموده و  در دستان خویش نگاه دارند که جناب دکتر کلانی  پذیرفتند . 

 

حسین کلانیحسین کلانی

 * پیراهن اصل باشگاه شاهین بر دستان اسطوره باشگاه پرسپولیس , جناب دکتر حسین کلانی ......  فروردین 1397 - عکاس استاد علی کاوه 

Jersey Original Shahin FC in 1964 In the hands of Hossein Kalani  ........... April 2018 - Photographer by Ali Kaveh

The Shahin football team was the most popular football team in Iran during the 1950s-1960s

----------------------------

 

 سپس جناب دکتر چنین اشاره نمود :

 پیش از من پیراهن شماره 7 باشگاه شاهین , متعلق به بهمن خان نوروزی بود که در پست گوش راست , بازی میکرد و یک مهاجم بسیار با کیفیت بود . خوشبختانه مدتی پیش ,  با او دیداری تازه کرده ام و امید که , همواره سلامت و موفق باشد . اما پیراهن شماره 8 شاهین , ابتدا متعلق به مهاجم بزرگ تاریخ فوتبال ایران  , زنده یاد حمید شیرزادگان بود .

  ااواسط سال 1344 و هنگام مسافرت  شیرزادگان به آمریکا , او شماره 8 را به من سپرد و من نیز  تا پایان دوران فوتبال باشگاهی ام  همواره در تیم های شاهین , پیکان و پرسپولیس ,  با شماره 8 بمیدان رفتم . در تیم ملی نیز شماره 8 متعلق به حمید شیرزادگان بود که آنجا نیز زنده یاد حسین فکری ( سرمربی وقت تیم ملی ) اظهار لطف نمودند و شماره 8 را  به من سپردند . پس از اقا فکری , جناب سرهنگ محمود بیاتی ( سرمربی تیم ملی در جام ملتهای اسیا 1968 ) نیز , شماره 8 را بمن سپرد . البته جا دارد که اشاره کنم در برخی اوقات , شماره جالب 13 را نیز در ترکیب تیم های منتخب و ملی پوشیده ام . هنگامی که آخرین بازی ملی ام  به اتمام رسید , پیراهن شماره 8  را به محمد صادقی که آن روزها یک جوان آینده دار و پرتلاش بود , سپردم . محمد صادقی عضو باشگاه پاس بود که البته سالهای بعد ابتدا به پرسپولیس و  پس از انقلاب , به شاهین پیوست . 

 

  پیراهن شماره 8 را در پرسپولیس , پس از من دیگر دوستان پوشیدند . اگر اشتباه نکنم ایتدا  اصغر ادیبی و آخرین آنها که اکنون بخاطر می آورم , علی کریمی  که هم در باشگاه پرسپولیس و  تیم ملی و همچنین هنگام حضورش در باشگاه صاحبنام بایر مونیخ آلمان , با پیراهن شماره 8 بازی میکرد . در حال حاضر نیز پیراهن شماره 8 بر تن یکی از جوانان  پرسپولیس ( احمد نوراللهی ) است که البته  جوان فعال و آینده داری است و برایش آرزوی موفقیت دارم .

 

 

 

 

         

 

 

حسین کلانیحسین کلانی

*  پایان رقابت دوستانه  دو تیم  پرسپولیس (حرفه ای )  و باشگاه  گوارانی برزیل ....  تعویض پیراهن میان  توبیاس بزرا ( Bezerra ) و حسین کلانی  - آذر 1351  

   Hossein Kallany and Bezerra  exchanging jersey at the end of the friendly match " Persepolis fc vs Guarani FC ( Brazil ) " ........... Amjadieh Stadium Tehran - December 1972

-------------------------------------------

 

 گوارانی : نام یک باشگاه فوتبال از ایالت سائوپائولو  برزیل که در پاییز 1351 برای برگزاری چند دیدار دوستانه به ایران امد و در ترکیب خود از چند ستاره تیم ملی و المپیک برزیل نیز , بهره مند بود . از  جمله  آمارال , واشنگتون , کلایتون و فلاماریون ........  . نتیجه مسابقه دوستانه گوارانی و پرسپولیس , یک بر صفر بسود میزبان شد .  

 

 

 

 

 

 

 

 

                                                              در حال تکمیل .........

 

 

 

حسن روشن

حسن روشن

------------------------------ 

A New Year with Dear Hassan Rowshan

Former Iranian Footballer, Iran National Team and Taj FC ( Esteghlal ) - Winner of the AFC Cup 1976 - Participation in the Montreal Olympics 1976 and the World Cup 1978

 

 

 

  حسن روشن 

 

عصری  دلپذیر با مهاجم بی تکرار تیم ملی , ستاره و اسطوره باشگاه تاج ( استقلال ) استاد ارجمند , حسن روشن عزیز .............

 

-----------------------------------------------

-----------------------------------------------

 موضوع : بازدید نوروزی 

عکاس    : استاد علی کاوه

تاریخ     : 21 اسفند 1396

 

 

 

 بمناسبت در پیش بودن نوروز باستانی  , خدمت ستاره درخشان تاریخ فوتبال ایران , استاد ارجمند , حسن روشن  رسیدیم تا ضمن دیدار و گفتگو , تجدید خاطره ای باشد با  روزگار پر شکوه فوتبال ایران  در عرصه های بین المللی و رقابت های باشگاهی ........ حسن روشن عزیز , در کمال مهربانی و صمیمیت , طی یک عصر زیبای زمستانی پذیرای گروه وبسایت جام تخت جمشید بود و با خوشرویی تمام , برایمان از روزهای اوج خویش گفت و باشگاه محبوب تاج و دربی بزرگ سرخابی  تا المپیک مونترال و جام جهانی آرژانتین ........  روزگاری که او نماد باشگاه تاج بود و همچنین تیم ملی و تصاویرش , زینت بخش معتبر ترین نشریات جهان فوتبال  از جمله ورلد ساکر , اونز , موندیال و ....... . آنچه که در ادامه می آید , خلاصه ای است از چهار ساعت و نیم , گفتگو با چهره محبوب فوتبال ایران  , که در دو بخش مجزا تقدیم , میگردد . امید که مورد پسند , واقع گردد . 

 

حسن روشنحسن روشن

 * حسن روشن عزیز نماد فوتبال ایران در راه صعود به جام جهانی آرژانتین ..... تصویری جاودانه که نخستین بار , بصورت یک پوستر تمام رنگی گلاسه  دو صفحه ای , میان برگ های مشهورترین نشریه فوتبال جهان ( اونز  - SERIE N°7 1977 ) چاپ فرانسه , انتشار یافت و دل تمامی ایرانیان را , شاد نمود ...... سپس در اکثر مطبوعات داخلی ( ورزشی - اجتماعی - هنری ) نیز منتشر شد تا نشانی باشد از شایستگی های فراوان فوتبالیست ایرانی در جمع کهکشانی های دنیای توپ گرد ...   نمایی که سالهای بعد نیز , بارها و بارها در مطبوعات ما تجدید چاپ شد , چنانکه شاید از این حیث رکوردار باشد ............ ورزشگاه ازادی - جمعه 20 آبان 1356

Hassan Rowshan, was the symbol of Iranian football on the road to the 1978 World Cup Argentina ... A durable photo that was released as a two-page glossy full-color poster, for the first time in the football magazine (ONZE SERIE N°7 1977) ..................... Iran vs South Korea - Azadi stadium.Tehran - Friday, November 11, 1977  

--------------------------------------------------

--------------------------------------------------

 

 

 * استاد عزیز , در ابتدا مراتب سپاس و قدردانی ام را بجهت در اختیار گذاشتن  فرصتی چنین گرانبها , پذیرا باشید .....  سپس به اطلاع  میرسانم که بر پایه درخواستهای مکرر مخاطبین ما , شما از محبوبترین چهره های فوتبال ایران هستید . نکته قابل توجه آنکه درخواستها از هر دو گروه کثیر علاقمندان ( سرخابیهای تهران ) می باشد که نشان از عمق محبوبیت شماست . 

 از شما سپاسگزارم . مردم و علاقمندان فوتبال همواره بمن و دیگر پیشکسوتان لطف دارند و از این بابت بسیار  قدردان حمایت آنها هستم . 

    سپس حسن روشن عزیز ,  با مشاهده تصویر کاپ جام تخت جمشید روی بنر وبسایت ,  به  جایگاهش در تاریخ فوتبال باشگاهی اشاره نمود و آنکه مدیر لایق مجموعه فرهنگی باشگاه پاس قوامین , بعنوان متولی امروزی کاپ , می تواند از این اثر زیبا و محبوب , بیش از پیش در جهت تبلیغ باشگاه , استفاده کند . ایشان گفتند : 

باشگاه پاس آن روزها , با کسب دو قهرمانی متوالی جام تخت جمشید , گامی از دو باشگاه سرخابی , پیش افتاده بود و همین نکته که , با وجود افتخارات فراوان پرسپولیس و استقلال اما جام در اختیار باشگاه پاس است , قدمت و شایستگی این باشگاه را نمایان می سازد .  سپس استاد  با یک خبر خوش , ما را غافلگیر نمود :

  روز گذشته اطلاع یافتم که بزودی  مقدمات بازگشت باشگاه پاس از همدان به تهران , فراهم خواهد شد و دگر بار شاهد بازگشت به جایگاه اصلی اش خواهیم بود که  صد البته خبری بس مسرت بخش ,  است . با تلاش و پیگیری مسئولان  ( بویژه آقای گل محمدی ) و پیشکسوتان باشگاه که خوشبختانه اغلب انها هم در تهران حضور دارند , شرایطی فراهم شده  تا امتیاز یک تیم دسته اولی  خریداری شود و با حضور در لیگ ازادگان مقدمات حضورش در لیگ برتر فراهم شود  .  فوتبال ما بدون پاس , همانند میزی است که تنها دو پایه دارد . بنابر این از مواردی همانند کاپ جام تخت جمشید , میتوان در مسیر تبلیغ برای باشگاه پاس , بیشتر بهره برد .  

  بعقیده من آنچه که مرتبط با تاریخ کشور عزیز ماست , دارای اهمیت میباشد بویژه بنای بسیار محبوب و کهن  تخت جمشید ......... . البته سلیقه ها متفاوت است .  روزگار ما " تبلیغات و اینگونه مسائل " بیشتر مورد توجه قرار داشت . دورانی که من در فوتبال ایران بازی میکردم فدراسیون فوتبال توسط کامبیز آتابای و هوشنگ دیده بان , اداره میشد . شخص آتابای که رشته اصلی اش سوارکاری بود , یک کمیته بین الملل موثر را تشکیل داده بود و  بر پایه ارتباطی که با کنفدراسیون فوتبال اسیا و همچنین سایر کشورها داشت  , قادر بود " تنها با یک تماس " موافقت اغلب تیمهای صاحب نام جهان را , جهت بازی با تیم ملی جلب نماید و این خوب نشانه ای از اعتبار فوتبال ما بود که بعقیده من , امروز دیگر فاقد آن هستیم . توجه کنید که مسئولان کنفدراسیون فوتبال اسیا چگونه هر داوری که میخواهند برای بازی تیمهای ما انتخاب میکنند و ..... و .....           

 

 

حسن روشنحسن روشن * بانو رونیکا و پدر بزرگ ........................            دوشنبه 21 اسفند 1396 - عکاس : استاد علی کاوه

Little lady Ronika ( Granddaughter ) and  Grandfather ................. Monday, March 12, 2018 

-------------------------------------------------

 

 

 

* استاد گرامی تقاضامندیم چنانچه میسر باشد , از زنده یاد پدر ( منوچهر روشن )  و بویژه نقش او در علاقمندی شما به فوتبال بگویید  ؟

  از دیر باز , فوتبال در خانواده ما , جایگاهی ویژه داشت .  دایی من , از بازیکنان تیم مشعل تاج بود . اگر خاطرتان باشد مشعل تاج همان تیمی بود که حسین کلانی نیز  فوتبالش را آنجا اغاز کرد . خدا بیامرز پدرم , بچه خیابان ری و  با عباس سیاه ( عباس تنیده گر ) , عباس قریب , بیوک جدیکار , پرویز کوزه کنانی و ..... همدوره بود و در تیم منتخب تهران که ان روزها در حکم تیم ملی بود , بازی میکرد .  در زمینه فوتبال باشگاهی نیز , عضو تیم شرق بود و اغلب تمریناتشان نیز در زمین شماره 3 شهباز بود  . او , هنگامی که  پیشکسوت شد نیز , همچنان به تمرین و مسابقه میپرداخت و اغلب همراه او و سایرین به زمین فوتبال میرفتم  و بقول معروف توپ جمع کن شان , بودم . خوب یادم هست که اغلب خدا بیامرز بیوک جدیکار و آقای پرویز کوزه کنانی هم حضور داشتند . هنگامی که به رده جوانان آمدم , آقای کوزه کنانی , از مشوقین من برای پیوستن به باشگاه تاج شد . از میزان علاقمندی خانواده و بویژه  پدرم به فوتبال انکه مادر می گفت  , حتی در روز ازدواج و هنگام مراسم عقد نیز , بازی داشت و هنگامی که با تاخیر مواجه شده بود , به قصد فوتبال , مراسم را ترک گفت و سپس بازگشت .... و این خود , نمایان گر میزان علاقه والدین من  نسبت به مقوله ی فوتبال است . بنابر این  در یک خانواده کاملا فوتبالی , رشد یافتم و طبیعی بود که بمرور راه پدر را ادامه دهم .

 

My family was very interested in football. My uncle was a footballer and was a member of the Mashaal Shemiran fc. But my father was on a higher level . He was a member of Tehran's elected team in the 50's - That time of the Tehran's elected team was same to the Iran national team  also my dad was a member of the Eastern Football Club., the national team of Iran  also my father was a member of the Shargh fc . From my father's and my family's interest in football, my mother said: "He had a football match on our marriage day  so he went to football and then returned . So, I was raised in a football family and, like my father, I became a footballer

 

حسن روشن

 * دو نمای ارزشمند و آرشیوی از  حسن روشن عزیز ............... سمت راست : عکس خانوادگی در  زمین فوتبال اختیاریه - محدوده سالهای 38- 1337 ... بانوی ارجمند زهرا ( مادر ) , زنده یاد منوچهر روشن ( پدر ) و بانو مینو ( خواهر ) - این تصویر ارزنده خود به تنهایی , نمایانگر میزان  علاقه خانواده روشن به رشته فوتبال می باشد و  سمت چپ , دوره نوجوانی حسن روشن عزیز , سالهای نخست دهه چهل شمسی ...... محدوده  43 - 1342

Two archival and valuable photos of Hassan Rowshan's childhood

Right : with father, mother and sister around 1959

Left   : with other teens ... 1963 - 64

------------------------------------------------------- 

 

   البته جا دارد که اشاره کنم آن روزها باشگاه تاج , آنگونه که سالهای بعد شاهد آن بوده ایم , مطرح نبود و پرسپولیس هم که هنوز تشکیل نشده بود بنابر این رقابت اصلی اغلب میان دو باشگاه دارایی و شاهین بود . اما در نیمه دوم دهه 40 شمسی  بدلایلی , فعالیت این دو باشگاه , متوقف شد . ابتدا پروانه باشگاه شاهین لغو شد و سپس باشگاه دارایی , به تشخیص زنده یاد علی اکبر خان محب ( موسس باشگاه ) تعطیل شد . بنابر این , پس از مدتی ستاره های دارایی بصورت گروهی به تاج و ستاره های شاهین نیز بصورت گروهی به پرسپولیس رفتند  و بتبع آن , هوادارانشان نیز مابین این دو باشگاه ( تاج و پرسپولیس ) تقسیم شدند . این شرایط تا وقوع انقلاب  ادامه یافت تا ان که نام های هر دو باشگاه  نیز , تغییر داده شد .  تاج شد استقلال و پرسپولیس نیز پیروزی که بعقیده من , زور انها بیشتر بود و پس از مدتی , نام باشگاهشان مجدد به پرسپولیس تغییر یافت . 

 

 * نخستین تجربه  ...........

  نخستین بار که در یک دوره مسابقه فوتبال حضور یافتم , مرتبط بود با مسابقات محلات شمیرانات 1347 و بخاطر دارم که بازی فینال , در زمین  منظریه بود و من بعنوان یار هجدهم تیم " مشعل تاج شمیران " , حضور یافتم که البته دایی ام , نام مرا داد  و  آن روز , با پلاکاردی در دست  که رویش , نام تیم مشعل تاج نوشته بود , پیشاپیش بازیکنان بودم  . تیم مشعل تاج , همین جا نزدیک ما   یک زمین خاکی کوچک داشت که اغلب  تمریناتش نیز آنجا بود و هر گاه که از تیمی  با 3 یا 4 گل پیش بود , 10 دقیقه آخر , من هم بازی میکردم . 

 

The first football experience  

My first football match was in 1968 . I participated in the local Football in Tehran. I was the Player reserve the Mashaal Taj Shemiran team . my uncle had given me my name as the eighteenth player of the team !! ............. I was  in front of the team before the final match, with a Placard on hand ,That was written on the Mashaal Taj team., this was my first experience.

 

 

* شمیرانات , فقیرترین منطقه شهرداری ..... 

  شمیرانی که من بیاد دارم  با آن شمیرانی که امروز میبینیم , بسیار متفاوت است . شمیران آن سالها یک قریه  و به بیان ساده , یک ده بود . شاید امروز باورش مشکل باشد اما یکبار سال 66 ,  اینجا یک سیل ویرانگر جاری شد و همه چیز را نابود کرد ....  حتی خانه ی پدری ام که آنجا متولد شده بودم .  محل دقیق خانه ی پدری ما , درست سر پل تجریش بود که اکنون مخروبه مانده و شهرداری منطقه , اجازه ساخت و ساز آن را  نمیدهد و تا انجا که اطلاع دارم , قرار است  مسیل ( رودخانه ) شود .   بنابر این شرایط آن روزهای شمیران با امروز , بسیار بسیار متفاوت است . اما نکته قابل توجه آنکه همان شمیران بدون امکانات در محدوده سالهای  دهه چهل شمسی , در حدود " صد و سی و هفت یا هشت "  قطعه زمین خاکی برای بازی فوتبال داشت که شاید  حدود 40 الی 50 تا از آنها , زمین وقفی بود که متاسفانه همگی بمرور مسکونی شدند  و از آن تعداد فراوان ,  تنها  یک زمین قیطریه ( که البته  ان هم صاحب پیدا کرده بود و مردم مانع شدند ) و یکی نیز در محدوده کوه های شهرک قائم ( استادیوم سرداران شهید ) باقی مانده  که البته سرداران شهید نیز قابل استفاده عموم بچه ها و نوجوانان نیست و میبایست آن را اجاره کرد .... بنابر این , منطقه ی شمیران که امروزه آن را بعنوان شمال شهر تهران می نامند , اکنون از نظر سرانه ورزشی ,  فقیرترین منطقه شهرداری  است . انگونه که به ازای هر فرد , تنها حدود 20 سانتی متر فضای ورزشی دارد  .  البته در دوره ای که اقای یزدانی , شهردار شمیرانات بود , برای رفع این نقیصه  تلاشهایی صورت گرفت . او در طول 5 سال هر گوشه ی  پارکی , یک سالن یا یک زمین هندبالی می ساخت و براستی که به جامعه ورزشی شمیرانات , خدمت کرد .

 ان هنگام که اختیاریه ساکن بودیم , درست پشت خونه ما یک زمین فوتبال بود که خوشبختانه هنوز  وجود دارد , منتهی  در دست ارگان های نظامی ( سپاه ) است ....... زمین اختیاریه بگونه ای بود که وقتی بازی میکردیم , مادرها از روی بام ها , بازی ما را تماشا میکردند .          

 

  اما نخستین بار که جایزه ای دریافت نمودم , برغم انتظار مرتبط  با رشته دو و میدانی بود . دو عدد جا شمعی نقره , که بسیار برایم عزیز است , ........ سپس استاد توجه ما را به بخش تحتانی ویترین افتخارات خویش , جلب نمود . آنگاه دو جا شمعی کوچک , اما بسیار زیبا را نشانمان داد .  به اطلاع استاد رساندیم که در آرشیو مجموعه جام تخت جمشید , یک نما از همان روزها موجود است که مرتبط  با شب اهداء جوایز می باشد که البته مورد توجه استاد , قرار گرفت .

 

حسن روشنحسن روشن

  * نمایی قابل توجه از نوجوانی حسن روشن عزیز ( نشسته - فرد دوم از راست )  و دریافت نخستین جایزه ورزشی ......  فروردین 1349

جایزه مورد اشاره , بجهت کسب رتبه چهارم  دو صحرانوردی هارولد اسمیت , رده 14 الی 16 سال به حسن روشن عزیز اهداء شد . نکته قابل توجه دیگر حضور چهره پر افتخار و رکوردار دو و میدانی ایران , استاد محمد وجدان زاده ( نشسته - فرد پنجم از راست ) می باشد . حسن روشن از سوی آموزش و پرورش  منطقه شمیرانات , در رقابتها حضور یافت و جوایز نیز توسط دکتر حسین خطیبی ( نائب رئیس مجلس شورای ملی ) و زنده یاد احمد ایزد پناه ( پدر دو و میدانی ایران ) اهدا شد .

Hassan Rowshan (second from the right - sitting) and receiving the prize for the fourth title in Cross country running ......... Spring 1970

-----------------------------------------------

 

 

 

 استاد عزیز , در ارشیو  مقاله ای موجود است  که به حضور شما در تیم رده های پایه باشگاههای داریوش , شهریار و سپس جوانان تاج اشاره دارد , آیا تصدیق میفرمایید ؟

- چه اشاره خوبی نمودید . بله  هنگامی که در اختیاریه سکونت داشتیم . یک تیم بزرگسالان بود و سپس یک تیم جوانان , که ما بودیم و  نام آن تیم جوانان ,  داریوش بود . و چقدر هم تیم خوبی بود . اغلب بازیکنان تیم جوانان داریوش اختیاریه , سالهای بعد در رقابتهای باشگاهی حضور یافتند که از میانشان , من به تیم ملی راه یافتم . یادم هست که با ان تیم قهرمان رقابتهای جوانان محلات شدیم و ضمن اینکه در یک دوره رقابتها بهمراه تیم بزرگسالان اختیاریه نیز بازی کردم که در فینال ,  مساوی شدیم و مسئولان هر دو تیم را , قهرمان معرفی کردند .

 همانگونه که پیشتر گفتم بهمراه پدر به تمرینات میرفتم که دو تاجی سرشناس , آقا بیوک جدیکار و پرویز کوزه کنانی آن جا بودند و آنها به پدرم گفتند که من به تاج بروم  آن روزها زنده یاد علی دانایی فرد مربی تاج بود و خدا بیامرز مصطفی الهی نیز , کمک مربی . بنابر این از حدود 9 یا 10 سالگی به تاج رفتم  از سوی دیگر پدر من با علی آقای دانایی فرد هم دوره بود و خوب ان نیز یکی از دلایلی بود که بخ تاج رفتم . خوب بخاطر دارم که ساعت تمرین ما 6 صبح بود . در زمین شماره 2 ........ یادم هست که در نوجوانان تاج با حدود 35 نفر تمرین میکردیم . اما هنگامی که به رده جوانان رسیدیم ابتدا به تیم شهریار رفتم  و با ان تیم  قهرمان تهران شدیم . شهریار , همان تیم جوانان تاج بود . برای روشن شدن مطلب , میبایست اشاره کنم که تیمهای وابسته به سازمان تاج , جملگی با نام هایی که اغلب مترادف واژه تاج و یا بر گرفته از خاندان سلطنت بودند , نام گذاری میشد . بعنوان مثال تاج که تیم اول باشگاه بود و سپس تیم دوم ما , دیهیم نام داشت , تیم سوم , افسر نامیده شد و سپس در رده جوانان نیز شهریار و ......

 

 

حسن روشنحسن روشن جوانان تاج

 * جوانان تاج , قهرمان مسابقات جوانان تهران , حسن روشن عزیز ردیف نشسته فرد چهارم  .......... تابستان 1350

 استاد هنگام تشریح , اشاره نمود  : این همان جوانان تاج است که با نام شهریار , در رقابتها حضور یافت .

Hassan Rowshan (fourth - sitting) and  the youth Taj club ......... summer 1971

-------------------------------------------

 

  سپس برای مسابقات آموزشگاه های ایران , بهمراه تیم منتخب تهران به کرمان رفتم .  آن دوره , مربی ما آقای نادر لطیفی بود و کاپیتان نیز امیر عابدینی  . آنجا قهرمان آموزشگاههای ایران شدیم . هنگامی که از کرمان برگشتیم , برای کیان بازی کردم . کیان متعلق به یک فرد معلول بنام مجید , بود که بواسطه ی تیمداری ,  ماهیانه مبلغی را از تربیت بدنی دریافت میکرد . اما قانونی تصویب شد که چنانچه باشگاه ها در مسابقات شرکت نکنند مقداری از بودجه انها کسر خواهد شد . از سوی دیگر مدیر باشگاه کیان که با اقای پرویز خسروانی ( مدیر و بنیانگذار سازمان تاج ) ارتباط  داشت , از او خواهش کرد که  تیم جوانان تاج ( شهریار ) بصورت گروهی برای کیان بازی کند .      

 ببینید آنروزها , هر باشگاه بنا به میزان فعالیت , از سازمان تربیت بدنی مبلغی را بصورت کمک هزینه , دریافت میکرد . بعنوان مثال باشگاه تاج , بجهت فعالیت گسترده در 21 رشته ورزشی , مبلغی حدود 2 میلیون یا 2100 , بصورت ماهیانه دریافت مینمود . و مثلا باشگاه پرسپولیس چون تنها در دو رشته فعال بود مبلغی معادل 200 هزار تومان ..... و سایر باشگاه نیز به همچنین ....

 

 * استاد عزیز گویا سال 48 یکیار نیز سرتمرین تیم پیکان , که از شاهینی های قدیم تشکیل شده بود نیز , رفته اید ؟ 

 بله تنها یک روز که به چند دقیقه تمرین محدود شد .......... آن روزها , علیرغم آنکه بسیار جوان بودم اما قصد تشکیل خانواده داشتم . پدرم همواره عقیده داشت که جوانها برای دستیابی به موفقیت , می بایست هر چه سریعتر تشکیل خانواده بدهند .  بنابر این می بایست باشگاهی را انتخاب میکردم که بتوانم انجا استخدام نیز شوم . با نظر زنده یاد همایون بهزادی یک روز سر تمرین پیکان رفتم ( یک دوره هم با اقای اربابی در تیم شرق بازی کردم )  تمرین پیکان که رفتم آقای پرویز دهداری مربی بود . یادم می اید که سرویس هم داشت .  سپس گفتند لخت شین و تمرین کنید و فکر کنم حدود 10 دقیقه بازی کردم . آنها گفتند که شما هنوز جوان هستید و می بایست بیایید در رده جوانان باشگاه بازی کنید و ....... که با شرایط من , جور نبود .

 از سوی دیگر خدا رجمت کنه برادر همسرم , که در سازمان آب اشتغال داشت  او داور بسکتبال بود و در هیئت مدیره اداره ورزش سازمان آب نیز , حضور داشت . او گفت بیا اینجا تمرین کن تا اگر آقای صادقی ( مربی سازمان اب )  تو رو پسندید , همینجا استخدام شوی . بنابر این رفتنم به پیکان دیگر منتفی شد و رفتم تمرین سازمان اب ......... 

 

 

 * رایکوف , مثل پدر مهربان بود ........... 

   از آن  تیم جوانان تاج , من و چند تن دیگر از جمله ایرج دانایی فرد , مورد توجه زنده یاد رایکوف ( مربی تاج )  بودیم و قرار بود در سالهای بعد , به تیم بزرگسالان  تاج برویم . اما او برای مرخصی  به اروپا رفت و من که به تمرین سازمان آب رفته بودم , از سوی مربیان مورد پسند قرار گرفتم . همانروز   ایرج هم , به دانشکده نیروی هوایی رفت و به عقاب پیوست . بنابر این قرار شد که در دسته 2 تهران ( برای سازمان آب ) بازی کنم .

 با گذشت چند روز ,  رایکوف بازگشت و رفت سر تمرین جوانان تاج و از مصطفی الهی سراغ مرا گرفت ....  او نیز , رایکوف را در جریان قرار داد که به سازمان آب رفته ام . خدا رحمت کنه رایکوف را , مثل پدر بود برایم . او از همانجا  امد خانه ما و پرسید که , چرا به سازمان آب رفته ام . به رایکوف شرایط را گفتم و آنکه تصمیم ازدواج دارم ..... او  گفت که پس قدری بمن فرصت بده و فعلا سازمان آب نرو . سپس رفت باشگاه و پافشاری کرد که من این بازیکن را میخواهم . 

 

حسن روشنطفل شیرین رایکوف حسن روشن

* زنده یاد زرارکو رایکوف ( راست ) مربی اهل یوگوسلاوی باشگاه تاج , با تلاش و پیگیری خویش , یکی از عوامل اصلی در پیوستن حسن روشن به تاج بود . اعتقاد او به حسن روشن , چنان بود که خیلی زود او را بهترین شاگرد خویش معرفی کرد . از این رو کارشناسان و علاقمندان فوتبال , اصطلاحا او را طفل شیرین رایکوف , نام نهادند . رایکوف در دهه 50 میلادی از بهترین مهاجم یوگوسلاوی بود و بارها برای تیم ملی یوگوسلاوی بازی کرد .

ZDRAVKO RAJKOV (Right) A Yugoslav coach for the Taj fc , with his own follow-up, was one of the main factors in joining Hassan Rowshan to the Taj fc . He believed in Hassan Rowshan very much and soon introduced him to his best player.. Therefore, Iranian football experts called Hassan Rowshan a sweet child, for Rajkov . Rajkov was one of the best striker in Yugoslavia in the 1950s and was a member of the Yugoslav national team

------------------------------------------

 

 

  همانطور که اشاره کردم , صحبت قبلی این بود که سال بعد به تاج بیایم . بجز خودم , برادران  کردستانی ( پرویز و فرامرز ) , علی مشکین تاج ..... خلاصه چهار , پنج نفر دیگر , کاندید بودیم که سال بعد  بیاییم بزرگسالان تاج .... اما خوب بنا به شرایط , رایکوف مصر شد که هر طور شده  همان سال بیام . نکته جالب , روزی بود که برای اولین بار ,تیمسار خسروانی مرا خواست که بروم دفترشان . او تا مرا دید گفت : هم ازدواج برایت زوده , هم بازی در تاج ..... شرایط خانوادگی ام را برایش توضیح دادم , اما نپذیرفت و جواب منفی داد و گفت : فعلا با ازدواج تو موافق نیستم .

 

  ولی یکی دو هفته بعد شرایطی پیش آمد که خود او گفت :  بنظرم بهتره که هر چه زودتر ازدواج کنی  ! .......... چند هنرپیشه سینما برای عکاسی به باشگاه آمدند و او که ترغیب چند بانوی هنرپیشه را  برای عکسبرداری مشترک با من , مشاهده کرد . بقول معروف  آینده ی مرا نامناسب دید .  همان روز مرا صدا کرد گفت :  اقا  به صلاح شماست که هر چه زودتر ازدواج کنی ! ...... هم بنفع خودته , هم خانواده ات و هم باشگاه .

 

 

حسن روشنحسن روشن

* نمایی از روزهای نخست حضور حسن روشن در باشگاه تاج , جام باشگاههای تهران ( تاج و افسر ) ....... استادیوم امجدیه - اسفند 1351

Hassan Rowshan and the first days of joining the Taj Club , a match from the Tehran League Club ............. Amjadieh  Stadium - February 1973 

--------------------------------------------

 

 عامل دیگر , حضور درخشان من در نخستین بازی  تاج بود . در تورنمنت جام دوستی , مقابل شهربانی عالی کار کردم . هم گل زدم و هم  پاس گل دادم که اتفاقا همان روز , یک ساعت هم از زنده یاد خسروانی هدیه گرفتم . این دو نکته سبب شد که از ان پس در بزرگسالان تاج , بازی کنم . 

اما در رابطه با ازدواج زودهنگام ورزشکاران و بر پایه تجربه ی شخصی ام , می بایست اشاره کنم که از این جهت بسیار خوشنودم و همواره نیز به شاگردانم توصیه میکنم که تا انجا که میسر است , زودتر تشکیل خانواده بدهند .  چرا که بسیار موفق تر خواهند شد . ورزشکاری که زودتر ازدواج میکند شرایط زندگی اش منظم تر میگردد , بنابر این امکان دستیابی به موفقیت , برایش تسهیل خواهد شد .

 

---------------------------------

 

 استاد عزیز  برای تغییر فضای گفتگو , از شما اجازه میخواهم هدیه ای را که برسم یادبود از سوی وبسایت جام تخت جمشید , برای شما تهیه شده  تقدیمتان نمایم . امید که مورد پسند واقع گردد . 

 

 

حسن روشنحسن روشن  * پیراهن تاج , هدیه وبسایت جام تخت جمشید , به اسطوره باشگاه تاج ( استقلال ) , حسن روشن عزیز ... عکاس : استاد علی کاوه

Jersey Taj fc , a gift from Takhtejamshid cup website, for Dear Hassan Rowshan ...... Photographer: Ali Kaveh

 

----------------------------------------------- 

-----------------------------------------------

 

 

 حسن روشن عزیز با مشاهده , هدیه یادبود جام تخت جمشید , بسیار خوشنود شد و با مهربانی , قدردانی خویش را ابراز نمود .... که بنظر , نشانی از تجسم خاطرات شیرین دهه پنجاه و مسابقات جام تخت جمشید , نزد او بود . از استاد تقاضا نمودیم که چنانچه میسر باشد . پس از  چهل سال , بار دیگر پیراهن باشگاه محبوب تاج را بر تن  نماید که او مهربانانه , تقاضایمان را پذیرفت .

 نکته قابل توجه آنکه استاد اشاره کرد که این پیراهن ,  بسیار به آن پیراهنی که در نخستین روزهای حضورم در تاج , پوشیدم شبیه است   . حدودا , 17 ساله بودم .  اتفاقا  چند عکس از ما با همان پیراهن ها منتشر شد . یکی بصورت دسته جمعی و دیگری بصورت قدی از خودم که هر دو در یک روز , عکسبرداری شد .

 

حسن روشنحسن روشن

 *  عکس مورد اشاره حسن روشن عزیز ,  که در روزهای نخست پیوستن به بزرگسالان باشگاه تاج (  آخرین روزهای پاییز 1351 ) عکسبرداری شد....... اما انتشار آن موکول شد به  نوروز 1352  و ثبت گل تماشایی و منجر به قهرمانی تاج , مقابل عقاب ........ 

The first photo of Hassan Rowshan with Jersey Taj fc ............. December 1972

----------------------------------------   

 

 

 استاد عزیز در همان ماههای نخست پیوستنتان به بزرگسالان تاج , در یک مسابقه دوستانه برابر چلسی ( باشگاه صاحب نام لیگ برتر انگلستان ) حضور داشتید و بسیار موفق .......... گویا مورد توجه باشگاه لندنی نیزبودید . آیا  پیشنهادی نیز دریافت نمودید ؟ 

  اون بازی را خوب بیاد دارم .... فوروارد چپ بودم و نیمه دوم , در دو مرحله , توپ را به تیر افقی دروازه چلسی زدم ... جالب توجه  آنکه بعد ها , فیلم آن مسابقه را نیز دیدم .دوران حضورم در فوتبال امارات بود که یکبار بشدت مصدوم شدم و پایم ,تقریبا خرد شد  که برای معالجه به چلسی رفتم . بعد که مراحل درمانم سپری شد , همراه تیم آنها , دور زمین میدویدم و خودم رو گرم میکردم ...... , که آنها مرا شناختند . ویدئوی آن مسابقه دوستانه " تاج و چلسی " که با دوربین سوپر هشت فیلمبرداری شده , در آرشیو باشگاهشان بود  . بخاطر دارم که حتی صحبت ماندنم در انگلستان نیز پیش آمد , اما خوب من با الاهلی  قرارداد داشتم . بنابر این به آنها گفتم که ماندنم  میسر نیست و .......... .

  سال 52 که چلسی به تهران آمد , یک تیم قدرتمند و بسیار آماده بود که یک  گلر  مشهور ( پیتر بونتی - دروازه بان انگلستان , جام جهانی 1970 ) نیز بهمراه داشت . آن موقع تنها صحبت در باب انتقال من به چلسی مطرح شد , که باشگاه تاج در جواب  گفت که این بازیکن فعلا قرارداد دارد . ولی صحبت انتقالم به اروپا , بصورت جدی , دو سه سال بعد در  دوره ای  که بهمراه تیم ملی به پاریس رفته بودیم بمیان آمد که برای من و خدا بیامرز ناصر حجازی , رقم 200 هزار دلار از سوی پاریس سن ژرمن , پیشنهاد شد . که به پول ما , معادل  1/5 میلیون تومان بود .    

 

حسن روشنحسن روشن *  لحظه حساس رقابت دوستانه تاج و چلسی ( هفتاد و دومین دقیقه ) که دو بار متوالی , توپ با ضربه حسن روشن به پای دیرک عمودی دروازه چلسی نشست ......... ورزشگاه امجدیه - 31 اردیبهشت ماه 1352 

   Hassan Rowshan 's Jump Kick the ball into Chelsea's goal Post (72 min.) ......... Taj fc and Chelsea ( friendly match ) Peter Bonetti is the goalkeeper - Tehran , Amjadieh Stadium -  Monday, May 21, 1973

--------------------------------------------

 

           

 

 

  * بیلان دست نیافتنی .......... 

--------------------------------------------

 استاد عزیز بر پایه آرشیو , شما صاحب یک رکورد بی نظیر در  فوتبال ملی و باشگاهی هستید که بتحقیق هیچیک از مهاجمان ما , از چنین آمار خیره کننده ی , برخوردار نیستند . شما صاحب بیش از چهار ده گل ماندگار در تاریخ فوتبالمان هستید , که  از این حیث , در صدر بزرگان جای دارید . گلهایی که  در طول دوران بازیگری سایرین شاید تعدادشان تنها  به دو , سه یا پنج مورد برسد . اجازه میخواهم جهت تجدید خاطره , به چند مورد از این گلها اشاره کنم ......

 

 1 ) گل قیچی برگردون ( Bicycle kick ) که منجر به قهرمانی تیم ملی جوانان ایران در تورنمنت بین المللی ولیعهد ( رده جوانان ) شد .  ورزشگاه اهواز , اسفند ماه 1352 ......... 

 چه اشاره جالبی .... ممنونم . بله اون بازی را بخاطر دارم . درست یکی دو دقیقه مونده بود که بازی فینال تموم بشه و سرنوشت جام , به ضربات  پنالتی بکشه.... بنظرم دقیقه 78 بود . چون مسابقه های رده جوانان , هشتاد دقیقه بود ( دو وقت چهل دقیقه ای ) بنابر این , وقت اضافه هم نداشت ...حریف ما هم عراق بود که انصافا تیم خوبی رو هم اورده بود . بازی اخر و سرنوشت جام در گرو نتیجه این بازی .... اون بازی ,  پایم پیچیده بود و بخاطر دارم که پزشکان آمدنن به من آمپول زدند و خلاصه به من رسیدن و مربیان ما هم , خدا بیامرز جرج اسکینر بود و اقای مهاجرانی ...  مربی ها خیلی در تلاش بودن که هر طور شده , من بازی کنم . خلاصه کلی آمپول بمن زدند و حتی یکی دوتا تقویتی هم به دستانم زدند  .......  یادمه که اسکینر بشوخی اومد جلو با اشاره بمن گفت : دهانت رو هم باز کن , یه امپول هم به دندان هایت بزنیم !! 

 اما شاید جالبترین نکته اون گل , صحبت آقای مهاجرانی بود که , بعد از بازی رو به من گفت : وقتی تو برای زدن توپ رفتی بالا , پیش خودم گفتم این مرتیکه اونجا داره چیکار میکنه !!!  ......  و از اون جالبتر , اظهار نظر اسدالله اعلم بود که بازی ما را از نردیک میدید . او بعد از بازی گفت : این پسره گل زده ؟ ... بهش گفتند  بله ...... سپس گفت : پس چرا این طوری زده !!!

 

حسن روشنحسن روشن 

 توجه داشته باشید که قیچی یا همان ضربه قیچی برگردون  , اغلب هنگامی زده میشود که  توپ تحت شرایط عادی نیست . بعنوان مثال اگر ارتفاع توپ از بالا به پایین بیاید , چهار تن دیگر که معمولا دور بر مهاجم هستند , مانع از  زدن ضربه  او میشوند . بنابر این  قیچی برگردون رو , اغلب موارد بایستی در ارتفاع بالا زد . 

 یک گل قیچی هم , در جام ملتهای آسیا  به عراق زدم ........ با این تفاوت که , آن گل قیچی بغل بود و در ارتفاع پایین تر.... آنگونه که یک دستم , هنگام زدن ضربه روی زمین بود .  اما این گل که مد نظر شماست چیز دیگری بود . اونجا دو پایم درست بالای سرم بود و هنگامی که اومدم روی زمین , پشتم بسیار درد داشت .

 

 استاد عزیز , ضربه های آکروبات یا قیچی برگردون , شگرد شما بود ....... پیش از شما تنها زنده یاد  گنجاپور گاهی در بازیهای باشگاهی قیچی میزد , اما در رده ملی , گل قیچی نداریم . آیا تمرینات ویژه ای داشتید ؟ 

  باز هم  خدا بیامرزد رایکوف را ...... او یک توصیه یا رهنمود عالی داشت که در جلسات ماهانه پیشکسوتان هم , به آن اشاره کردم . رایکوف می گفت : اگر یک ویژگی  در یکی از بازیکنان مشاهده شود , در هنگام تمرین عمومی ,  نیتوان روی آن  تمرین کرد  ... چرا که بعنوان مثال , تو قیچی میزنی , خدا بیامرز حسین مظلومی هد میزد .  بنابر این در حین تمرین گروهی , میسر نیست . رایکوف پس از بازی یا تمرین , آن فرد مورد نظر خود را نگه میداشت و اون ویژگی مورد نظرش رو با او " اختصاصی " کار میکرد . بنابر این من , حین بازی اطمینان داشتم که ضربه قیچی من کامل و صحیح اجرا خواهد شد . چرا که تمرینات اختصاصی داشتم اما امروزه مشاهده میکنم که , گاهی بچه های ما تمرین نکرده  به زدن قیچی اقدام میکنند که متاسفانه یا توپ میره بالا , یا نمیگیره و .........

 

حسن روشنحسن روشن

 * حسن روشن ( 12 ) و یک ضربه آکروبات تماشایی دیگر ............... تورنمنت جام جوانان آسیا - بانکوک 1974 

Hassan Rowshan (12) and bicycle kick ............... Asian Youth Cup - Bangkok 1974

-----------------------------------------------

 

  حال که صحبت به اینجا رسید , جا دارد که به یک مورد نیز اشاره کنم . بازی آرش برهانی رو من خیلی میپسندیدم . بنابراین , از همان سال اول که آمد , عقیده داشتم که او را میبایست بعد از تمرین نگه داشت و بصورت اختصاصی با او تمرین کرد .... مثلا یک توپ به او داد  , و بدون وجود مدافع و دروازه بان , اجازه بدهیم برود بزند تو گل ... صد بار , این حرکت تکرار بشود  .... سپس , یک مدافع بدنبالش باشد تا زیر تهدید او , سریعتر حرکت کند ... و درمرحله بعد , یک گلر نیز پیشرویش باشد . تا هم از مقابل و هم از پشت سر , تحت فشار قرار گیرد . با اینگونه تمرینات او میتوانست بسیار موفق تر از آنچه بود , عمل کند و  سالها فیکس تیم ملی باشد . بنظر من , او تنها یک ایراد داشت که قابل رفع بود .

 

 

  رقابتهای جام باشگاههای تهران فصل 52 - 1351 و یک گل منجر به قهرمانی دیگر , اینبار برای تاج و  برابر عقاب ...... کیهان ورزشی آن را یک گل صاعقه وار نام نهاد و دنیای ورزش نیز ,  یک گل جادویی  ..... ورزشگاه امجدیه - اسفند ماه 1351  

 بله ... بخاطر دارم که آخرین بازی فصل بود و تاج و عقاب در صدر جدول با هم رقابت داشتند  و هر کدام که میبرد , فاتح باشگاههای تهران بود . اگه اشتباه نکنم دقیقه نهم بود که روی پاس علی جباری  با یک شوت محکم و مستقیم و البته ناگهانی , گل زدم . دروازه بان هم اکبر مالکی بود . عقاب ان سالها , تیم بسیار خوبی داشت و چنانکه به تیم ستاره ها نیز معروف شده بود  . درست همون سال اول حضورم در تاج بود . من با تمام این گلها خاطره دارم .

 

حسن روشنحسن روشن The very sensitive goal of Hassan Rowshan in the  final of Tehran clubs ( Taj vs Oghab ) Taj with this goal was the champion of Tehran clubs . This was during the first months of Hassan Rowshan's membership in the Taj fc  

 ------------------------------

 

 

  دربی تهران  و یک گل بسیار حساس و تماشایی در واپسین دقایق ....... گلی که شاید بیادماندنی ترین , در تاریخ دربی های سرخابی دهه پنجاه باشد . استقلال و پرسپولیس هنوز هم پر گل ترین بردهای شهر اورد را , از جام تخت جمشید دارند . اما هنگامی که تعداد گلها فزونی میابد , گویی از اهمیت شان کاسته میشود و دیگر انگونه که باید بچشم نمی آیند .  بنابر این  تک گل شما در دربی چهاردهم , از هر نظر جایگاهی ویژه دارد . ورزشگاه امجدیه - خرداد 1353 

  ممنونم .... اون گل , به نام گل 88 شهره شد  .... و عجب بازی بود و هر دو تیم عالی .... . کافیست که به نام بازیکنان توجه کنید . در ضمن اون دوره ها , بازیها یک تفاوت عمده  با امروز داشت و آنکه , داور ها اغلب , سر نود دقیقه , سوت پایان را میزدند . هنگامی , گل را زدم که دیگر پرسپولیس از تب و تاب افتاد و دیگر فرصتی برایش باقی نمانده بود و عملا تماشاچی نیز که می بایست انها را بجلو فرا بخواند هم , ارام گرفته بود و امیدی نداشت و از سوی دیگر هواداران تاج , خوشحال بودند و  تشویق و ...... اما اکنون اینگونه نیست . میبینید که داورها  5 دقیقه و 7 دقیقه و .... اضافه میگیرند و گاهی در همان دقایق ,  نتیجه عوض میشه .       

  خدا رحمت کنه حسین مظلومی رو .... او بود که روی یک ارسال بلند . باسر توپ رو برایم انداخت و  در اصل این گونه ضربه ها را شگرد داشت  که روی توپ های مستقیم , بلند میشد و با سر تاثیر میگذاشت و آن را برای مهاجمان دیگر محیا میکرد . روی اون گل ابتدا دفاع وسط ما ,  بلند ارسال کرد و حسین که پشت به دروازه بود , از زمین بلند شد و با سر , توپ را انداخت برای من . و تنها یک نگاه به دروازه و شرایط بهرام مودت انداختم که کجاست و ..... توپ رو فرستادم گوشه چپ دروازه اون ( راست خودم ) و هر چه تلاش و کوشش و بقول معروف , تقلی و داد و بیداد کرد , بی حاصل ماند و توپ نشست درست اون گوشه ی دروازه . 

 

حسن روشنحسن روشن  * مشهور ترین گل باشگاهی حسن روشن , از بیادماندنی ترین ها در تاریخچه دربی  تهران , گلی که به " گل 88 " شهره شد . علیرغم تلاش بهرام مودت ( دروازه بان پرسپولیس ) توپ در آستانه ورود به دروازه است . حسن روشن ( چپ ) هنوز از فرم ضربه, خارج نشده , چشم به مسیر توپ دوخته .... ورزشگاه امجدیه - شنبه 4 خرداد 1353     

The most famous goal of Hassan Rowshan at club's category . the most memorable in the history of Tehran's great derby (Esteghlal vs Persepolis) - The goal that became famous was 88 because the goal was scored in the 88th minute and Esteghlal ( Taj ) wins with the same goal (1-0) , Goalkeeper (Bahram Maveddat) is unsuccessful and the ball is on the verge of entering the gate . Hassan Rowshan (left) at looking to the ball ... Amjadieh Stadium - Saturday, May 25 ,1974

       ----------------------------------------

    

  اما اون گل   , حواشی را نیز با خود بهمراه داشت . یکی از این موارد ,  بازار داغ شرط بندی روی سکو های امجدیه بویژه بخش زیر جایگاه  ....... که البته در آن دربی مورد نظر , اغلب پیش بینی ها روی برد پرسپولیس بود . یکی از هوادارهای قدیمی تاج , حسن تراب پور ( پدر حسین تراب پور دروازه بان دهه 60 استقلال )  پای ثابت بازی ها بود و اغلب نیز همان زیر جایگاه مینشست و در شرطبندی نیز , یدی طولانی داشت . از سوی دیگر سعید راد ( استاد و هنرپیشه سینما ) نیز , یک پرسپولیسی دو آتیشه بود . حسن تراب پور ,  روز قبل از بازی  مرا دید و گفت بنظرت بازی چی میشه ؟ گفتم  حتما یک گل میزنم . او بر پایه حرف و قول من ,  با سعید راد شرط بست . جالب آنکه , چنان اطمینان داشت که  مساوی رو هم  به سعید راد داد و بنابر این فقط  رو برد تاج , بست . او ان روز , رو برد تاج ,  چیزی در حدود 70 هزار تومان شرط بست ! 

 

حسن روشنحسن تراب پور هوادار تاج

 وقتی که هافتایم اول رو مساوی شدیم , یکی رو فرستادند پایین ( رختکن تاج ) که از من بپرسه : آقا پس چی شد ؟ .... حواست هست که  ؟ .... به او گفتم که  هنوز یه هافتایم باقیست ... بعدها شنیدم که او و دوستانشان , دیگه اون چند دقیقه اخر  , کاملا نا امید شده بودن ....  اگر توجه کنید حتی روش گل هم این موضوع را نشان میده . ارسال بلند و مستقیم  در دقایق پایانی  , معمولا نشان از  نا امیدی از کار تیمی و کمبود وقت است . بعد از اون  گل تا یه مدتی آقای راد , از من حسابی دلخور بود . چرا که  آن مبلغ , اون روزها حداقل پول دو تا خونه  تو بالای شهر میشد  .... عجیب آنکه حسن تراب پور از خوشحالی ,  نصف اون پول رو همون جا , بین دو رو بری ها و بقول معروف نوچه موچه ها و هوادارا  ..... تقسیم کرد . چند وقت بعد از اون  بازی  , توی یکی از مصاحبه ها با آقای راد , کلی کری خوندیم که ای بابا چرا اینجوری شد و .... ما از دوستان قدیمی یکدیگر هستیم .  

 

 در رابطه با شعار  هوادارای سرخابی روی سکو ها , گویا برای مدتها گل  88 رو تاجی ها زمزمه میکردند ...... 

  یادمه که خدابیامرز سهراب و بچه ها , یک شعار درست کرده بودند ........ اما آن روزها تماشاگران دو تیم , آنچنانکه گاهی این روزها شاهدش هستیم  به یکدیگر بی احترامی یا خدای ناکرده توهین و .... نمیکردند .  به عقیده من یکی از دلایل آن هم , حضور بانوان در ورزشگاهها بود . از انجا که در کل ما ایرانی ها , مردمانی با حجب و حیا هستیم , حضور بانوان  در ورزشگاه , مانع بروز  بی احترامی های آنچنانی بود . 

 

   سه ماه بعد , رویش یک گل زیبای دیگر .......... بازیهای آسیایی تهران مقابل عراق , آخرین مسابقه ی مرحله دوم گروهی , گلی که صدر نشینی ایران را تثبیت کرد و با یک شارژ روحی مناسب  ,  به انتظار فینال نشستیم  ...... ورزشگاه آزادی , شهریور ماه 1353

  نکته قابل توجه , میان این دو گل آخر مورد اشاره شما , شباهت فراوان میان آنهاست  . نمای کلی هر دو گل , تقریبا یکسان بود . برابر عراق نیز ابتدا توپ را یکی از مدافعان بلند ارسال کرد و همانند گل دربی , حسین مظلومی پشت به دروازه , بلند شد و با سر توپ را برایم فرستاد و در هر دو مورد نیز تقریبا در یک منطقه صاحب توپ شدم و با پای چپ , آن را بسوی دروازه کوبیدم . 

 

حسن روشنحسن زوشن  * 9 فریم متوالی , از گل زیبای حسن روشن به عراق , بازیهای آسیایی تهران ............. ورزشگاه آزادی - 22 شهریور 1353 

The 9 consecutive frames of Hassan Rowshan's goal against Iraq, Asian Games 1974 Tehran ... Azadi Stadium - September 13, 1974

     -----------------------------------------------

 

 این دو گل اما " علیرغم شباهت بسیار " دو تفاوت عمده نیز , با هم دارند .......... یکی آنکه در بازی برابر عراق از سوی مدافع حریف , بسیار تحت فشار بودم آنگونه که پس از شوت , هر دو با هم نقش زمین شدیم که اتفاقا عکسی از آن لحظه نیز موجود است . در حالیکه در آن گل 88 , من و مدافع هر دو سرپا ایستاده ایم  و سپس اینکه , شوت منجر به گل مقابل عراق را , بسیار محکم و با تمام توانم زدم . انگونه که دیگر چشمانم , جایی را نمی دید ... اما در گل دربی ,  ابتدا دروازه را ارزیابی کردم و اندکی آرام تر , ولی بسیار با دقت زدم . 

 

حسن روشنحسن روشن

* نمایی زیبا , همچون یک تابلوی نقاشی رنگ روغن - لحظه ی پس از ثبت گل حسن روشن عزیز , به عراق , بازیهای آسیایی تهران ....... او سپس بر میخیزد و با سایرین , شادی پس از گل را اغاز میکند . مدافع میانی عراق ( دو کلاس ) نیز حضور دارد ....... اثر استاد عکاس : زنده یاد حاج باقر زرافشان

A beautiful view, like a oil paintings - the moment after Hassan Rowshan's goal against Iraq,  Asian Games 1974 Tehran ....... Then he will rise from the ground and start the Goal Celebration with others. Iraqi Centre-back (Du kelas ) ....... Photographer: Baqer Zarafshan    

-------------------------------------------

                                                                                 

 استاد عزیز  به سال 1354 میرسیم و مسابقات مقدماتی المپیک مونترال  ....... فصلی که بعقیده کارشناسان در فوتبال ملی شاهد یک رنسانس بودیم . فرآیندی که به جایگزینی چند ستاره جوان همانند شما , حسن نظری , ابراهیم قاسمپور , علیرضا خورشیدی  با چهره های مسن تر  انجامید . بطور کلی حضور سر فرانک اوفارل را  چگونه ارزیابی میکنید ؟ 

 از حضور اوفارل و تاثیرگذاری اش بر فوتبال ایران هر چه بگویم کم است . او پایه تیمی را بنا نهاد که بنظر من بهترین تیم ملی تاریخ فوتبال ایران بود . ما با همان تیم , به افتخاراتی دست یافته ایم که در تاریخ فوتبال ما بی سابقه است . مقصود همان تیمی است  که برای آخرین بار قهرمان جام ملتهای اسیا شد و سپس به المپیک صعود کرد و موفق شد برای اولین و اخرین بار به دور دوم یک تورنمنت معتبر , صعود کند . ضمن انکه عقیده دارم ان تیمی که به جام جهانی ارژانتین صعود کرد نیز محصول اندیشه های اوفارل بود . امروزه میگویند که تیم ملی ایران , بهترین تیم قاره آسیا است اما , بیش از چهل سال است که به المپیک نرفته ایم و چهل و سه سال است که  جام ملتهای اسیا , دور از دستان ماست !!! 

 اما در مورد سرمربی ......... آن که میگویند او چنین و چنان کرده , بعقیده من از هر نظر در فوتبال ما , هیچکدام فرآیند جدیدی نیست ........ هر آنچه که در باب او میگویند , پیش از او همگی را در فوتبال ما , اوفارل انجام داده بود . جالب انکه هر دو نیز از منچستر می آیند با این تفاوت که اوفارل سرمربی منچستر یونایتد بود و جانشین یکی از بزرگترین مربیان تاریخ فوتبال , سر مت بوسبی  .... اما کارلوس کیروش , کمک مربی منچستر یونایتد بود . اگر میگویند که او جلوی بازیکن سالاری را در فوتبال ما گرفته است ....... می بایست اشاره کرد که اوفارل چهل سال قبل از او , نه تنها در ایران بلکه در منچستر یونایتد نیز , جلوی بازیکن سالاری را گرفت . بعنوان مثال جرج بست را با آن میزان محبوبیت  ....... مدتها خانه نشین  کرد .

 از بابت معرفی و حضور استعداد های جوان نیز , اوفارل را در سطحی بمراتب بالاتر میدانم . او هنگامی به ایران آمد که فوتبال ما در استانه بازیهای اسیایی تهران بود . بنابر این برای اعمال تغییرات از فرصت کافی برخوردار نبود اما بعد از قهرمانی در بازیهای اسیایی , با اعمال یکسری تغییرات وسیع در روش بازی و استفاده از چهره های جوان و مستعد , خدمتی بزرگ به فوتبال ایران کرد . جعفر کاشانی - علی جباری - اکبر کارگرجم - ابراهیم اشتیانی - کارو حقوردیان و ...... از تیم ملی خارج شدند و بجای آنها , چهره های جدید از جمله نصرالله عبدالهی - آندرانیک اسکندریان - حسن نظری - علی خورشیدی - ابراهیم قاسمپور - سهام میر فخرایی و ...... به تیم ملی دعوت شدند .     

  

استاد عزیز , جام ملتهای آسیا و یک گل بسیار تماشایی دیگر .... بار دیگر مقابل عراق......  استادیوم آزادی - خرداد 1355

بطور کلی به عراق خوب گل میزدم . بجز یک مورد , تقریبا همیشه و در همه رده ها به عراق گل زدم . اون گل را خیلی خوب بخاطر دارم . بله گل دوم بود  که از راست , حسن نظری توپی را ارسال کرد و با یک ضربه ی اکروباتیک ( قیچی بغل ) توپ را به گوشه دروازه عراق فرستادم . بگونه ای که هنگام ضربه , کف دست راستم روی زمین است و همانند یک تکیه گاه از آن استفاده کرده ام . بله گل زیبایی بود . 

 

حسن روشنحسن روشن  * 3 فریم از گل تماشایی حسن روشن عزیز به عراق , مرحله ی گروهی جام ملتهای آسیا 1976 ........... جمعه چهاردهم خرداد 1355 

Three frames of the acrobatic goal of Hassan Rowshan, to Iraq, AFC Cup 1976 ........... Azadi Stadium - Friday, June 4, 1976                     

----------------------------------------------   

 

 

 جام ملتهای اسیا , در حکم یک اردوی آمادگی برای جضور موفق در مونترال بود ...... تیم ما بسیار خوب و سرحال نشان میداد . آن دوره روزهای نخست مربیگری حشمت خان مهاجرانی در تیم ملی بود . 

 

چند هفته پیش از حضور در مونترال , یک تیم بسیار خوب تحت عنوان تیم المپیک برزیل , برای انجام یک مسابقه تدارکاتی به تهران آمد . ایا بخاطر دارید ؟ 

بله دقیقا بخاطر دارم . استادیوم تختی بود  که نتیجه 2 بر 2 شد .... و هر دو پاس گل را من دادم . 

فردای ان روز سرپرست تیم برزیلی ( زی زی نو ) از شیوه بازی تیم ایران  تمجید نمود و سپس گفت : اگر بازیکنی همانند شماره 10 شما را در تیمم داشتم , بسیاری از مشکلاتم را در خط حمله حل میکردم . سپس او یک پیش بینی جالب نیز داشت و گفت : در المپیک به احتمال 90 درصد , تیم ایران از گروه خود صعود میکند . بعقیده شما , تیم ملی چگونه به چنین کیفیتی دست یافته بود ؟

بله همانطور که اشاره کردم ان بازی را بخوبی بیاد دارم . ضمن انکه ما , دوبار با تیم های رده امید برزیل بازی کردیم . یکبار قبل از المپیک مونترال و بار دیکر  چند سال پیش , در اصفهان بود که انجا  یک گل نیز بثمر رساندم . قبل از انکه به ارزیابی  تیم مونترال بپردازم , میخواهم به یک خاطره ی جالب از ان بازی اول با برزیلی ها , اشاره کنم . 

حسن روشنIran vs Brazil  1976 Hassan Rowshan

 * حسن روشن عزیز و عبور از میان دو بازیکن تیم المپیک برزیل , آلبرتو لگوئله ( چپ ) و آری ولتو - نتیجه پایانی 2 بر 2 .......... استادیوم تختی تهران - جمعه 7 خرداد 1355

برزیل با این بازیکنان به مرحله ی نیمه نهایی المپیک مونترال , صعود کرد . 

Hassan Rowshan and cross between two players in the Olympic team of Brazil, Erivélto (left) and Erivélto - Finally result 2 -2 .......... Takhti Stadium Tehran - Friday, May 28, 1976

Brazil was the fourth place in the 1976 Montreal Olympics

-----------------------------------

                                                                     

 در آن بازی نخست , تیم برزیل یک مدافع شماره 4 داشت که بعد ها تا سطح تیم ملی نیز بالا آمد .... و بازیکن بسیار خوبی بود . در یکی از حمله ها او پیراهن مرا گرفت و بنابر این پیراهن ورزشی من بر سر آن برخورد شکافته شد . پس از پایان بازی در رختکن بودم که دیدم همان مدافع شماره 4 آمد و یک پیراهن شماره 4 به من هدیه کرد . او سپس با لبخند بمن گفت که در برزیل این یک رسم است که اگر بازیکنی بر اثر برخورد ورزشی پیراهن حریف اش را پاره کند , می بایست پیراهن خود را به همان بازیکن حریفش , تقدیم نماید . 

I was twice against the Brazilian Youth Teams. Both times was a friendly match. in that first friendly match, the Brazilian youth team had a defender number 4, which later became a member of the Brazilian national team ... and a very good player. In one of the Iranian team attacks, he took my Jersey and so my Jersey was scratched off. After the end of the match, I was in the dressing room that I saw the defender number 4 and gave me a Jersey number 4. He then said with a smile that in Brazil it's a custom that if Jersey's player tore up the opponent, he would have to give Jersey a gift to the same player

 

 * توضیح :  نخستین رویارویی حسن روشن با تیم های رده پایه فوتبال برزیل , رقابت تیم امید ایران با تیم جوانان ایالت سائوپائولو بود . این تیم با رایزنی دکتر ژائو هاوالانژه به ایران امد . از انجا که تیم جوانان ایالت سائوپائولو , قهرمان مسابقات جوانان برزیل  شده بود بعنوان تیم جوانان برزیل به ایران اعزام شد . جالب انکه نتیجه مسابقه نخست نیز همانند بار دوم , 2 بر 2 مساوی بود .

Note: The first match of Hassan Rowshan with the Brazilian youth teamwas with the Iran (U 23) with the youth  Sao Paulo. That team went to Iran with the advice of Dr. João Havelange . Because the Sao Paulo Youth Team was the champion in Brazil, so the same team was sent as Brazilian Youth Team to Iran . The result of the first match was 2-2. Like the second match

 

حسن روشنIran vs Brazil  1974 Hassan Rowshan * نمایی زیبا از لحظه ثبت دومین گل ایران برابر جوانان برزیل , حسن روشن روی ضربه سر غفور جهانی , صاحب توپ شد و سپس از دو مدافع برزیلی عبور کرد و توپ را از زیر دستان دروازه بان , به درون دروازه فرستاد . .............. استادیوم باغ همایون اصفهان -  چهارشنبه 15 خرداد 1353

View of Iran's second goal against the Brazilian youth, Hasan Roshan, sent the ball from the goalkeeper's underhand into the gate. .............. Stadium Baghe Homayoun . Isfahan - Wednesday, June 5, 1974

---------------------------------------

 

 اما تیم مونترال ....... بعقیده من تیم ایران در المپیک مونترال , بهترین تیم دوران ما بود .... حتی میتوانم نظرم را اینگونه بیان کنم که آن تیم بمراتب از تیمی که به آرژانتین نیز رفت , بهتر و کاملتر بود . آن تیم تنها یک ایراد داشت و آن , فقدان تجربه بین المللی بود . اعتقاد دارم چنانچه تیم مونترال از تجربه تیم آرژانتین برخوردار بود  نتیجه کار ما , باز هم بهتر از ان چه که کسب کردیم میشد . اگر مربیان  و بازیکنان جوان ما اندکی بیشتر از تجربه بین المللی و  , برخوردار بودند , پیروزی بر لهستان امکان پذیر بود . خدا بیامرزد استاد حسین صدقیانی را که همان روزها بما می گفت : شما اکنون نمیدانید که کجا امده اید و او درست میگفت . تیم مونترال بسیار تیم خوبی بود . 

 

 المپیک مونترال جایی بود که  فوتبال ما براستی تحسین شد ..... از دید شما " بجز فاکتور تجربه بین المللی " چه عامل یا عواملی را در برتری تیم المپیک مونترال نسبت به تیم ایران در  آرژانتین 78  موثر میدانید ؟

 بعقیده من  تیم مونترال , بسیار خوب تدارک شد و از شرایط آرمانی و یک آمادگی صد در صد نیز , برخوردار بود . از سوی دیگر تیم ایران در مونترال , جوانتر از آن تیمی بود که به آرژانتین رفت ....  حدود دو سال , میانگین سنی تیم مونترال پایین تر از آرژانتین بود و این خوب این بسیار تعیین کننده است . ضمن انکه  پرویز قلیچ خانی و غلامحسین مظلومی نیز در مونترال , برای ایران بازی کردند که وزنه های سنگین و بسیار قابل اتکا بودند .  ضمن انکه در آرژانتین خود من نیز از مصدومیت زانو , رنج میبردم . بنابر این  میبینید که در یک نمای کلی  " بر پایه مجموعه ای از عوامل " تیم حاضر در المپیک مونترال , کاملترین تیم در دوران حضورم در عرصه ملی و بین المللی بود .

 

حسن روشنحسن روشن   

 

 البته این, تنها نظر من نیست ........... آقا حشمت ( حشمت مهاجرانی ) نیز امروز , همین نظر را دارد  ....... او تنها دو ماه بود که سرمربی تیم بزرگسالان شده بود ..... او نیز میگوید که اگر در مونترال , تجربه ی آرژانتین را داشتیم , شرایط برای ما فرق میکرد . اکنون نکته ای بخاطرم امد در مورد نقش فاکتور تجربه , از خدا بیامرز رایکوف .......

 آن فصل که چند بازیکن صاحب نام تیم ملی از تاج به شهباز رفتند ( زنده یاد ها ناصر حجازی و غلامحسین مظلومی - رضا عادلخانی ) در رقابتهای جام تخت جمشید با همان شهباز بازی داشتیم که نیمه نخست  با سه گل از حریف پر ستاره خود  پیش افتادیم ........

 

 

                                          در حال تکمیل ................ 

               

 

 

 

 

 * مطلب ضمیمه ....... 

 -----------------------------------

آرشیو بی نظیر استاد ........

 

حسن روشن عزیز , دارای سه آلبوم شکیل  از مطالب منتشر شده  ورزشی و غیر ورزشی خویش , در مطبوعات ایران و جهان میباشد که براستی مجموعه ای بسیار  نفیس و ارزشمند است  . آلبوم ها بر اساس مطالب , دسته بندی شده است که شامل 3 موضوع کلی است  " باشگاه تاج , تیم ملی و  دوران مربیگری " . آلبوم های مورد اشاره ,  در ابعاد 80 در 50 سانتی متر و بسیار قطور هستند چنانکه جابجایی آن , قدری با دشواری صورت میگیرد .    

 

حسن روشن

 * اشاره حسن روشن عزیز , به لحظه ی ثبت گل 88  .......... مطالب صفحه فوق , بطور کامل مرتبط با دربی چهاردهم تهران است ......  

 ---------------------------------------------

 

 

 

 

حسن روشن

* گوشه بالای آلبوم , عکس تیمی تاج در بازی هفته دهم مقابل پاس , دومین دوره جام تخت جمشید 1353 و عکس تیمی پایین , تیم تاج در مسابقات نخستین دوره جام حذفی ایران 1355  مقابل تهرانجوان  ............

-------------------------------- 

 

 

علی کاوه

 * عکاس بی بدیل ورزش , استاد علی کاوه و حسن روشن عزیز ........ دو چهره ملی یک هنرمند و یک قهرمان - دوشنبه 21 اسفند 1396

Ali Kaveh (great Iranian photographer) and Hassan Rowshan ........ Artist and footballer ......... Monday, March 12, 2018

 

 

 

---------------------------------------------

* دو ویدئوی چهل و پنج دقیقه ای  , در باب  حسن روشن عزیز  در دست تدوین است که در آینده از سوی وبسایت جام تخت جمشید , ارائه خواهد شد .